
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
ERROR: Blogroll is currently inaccessiblepowered by
Movable Type 3.35RSS | Atom
search
افسردگی که شاخ و دم ندارد. یک ماه، دوماه، شش ماه، یک سال، مگر چقدر آدم میتواند خودش را گول بزند. همه راه ها به زیر پتو و بستن چشمها ختم میشود. عملا هیچ کاری نمیکنم. تمام زندگی ام در سه چهار صفحه اینترنت، لیوان چای، یک میز با چهار صندلی به دورش ودر فاصله بین میز و تخت و دستشویی میگذرد. دیگر نه میدانم برای چه میخواهم درس بخوانم یا حتی چکار کنم. درس فعلا تمام شده و حتی خودم هم نمیدانم چطورتا اینجای تقاضانامههای تحصیلات تکمیلی را پیش رفتهام. درسی که اصلا نمیدانم میخواهم بخوانم یا نه. باید بگردم دنبال کار. هر کاری. به جایش نشستهام زیر پتو و فکر میکنم به هیچی. تن آدم یکجاست و روحش یک جای دیگر. یک جایی که باید سال ۱۳۸۸ بود اما نبود. دیگر حتی گفتنش هم لوث شده. این راه هم باید قورت داد. هی میخواهم خودم را مجبور کنم به نوشتن. راه حلی که یکی دوسال گذشته جواب داد، اما این هم بی تاثیر شده. بیمه هم ندارم که بروم دکتر روانشناس. با مشاور مدرسه حرف میزدم چند ماه قبل. گفت بشقابت را خیلی بیشتر از ظرفیتت پر کردی. نمیدانم چطور نمی فهمید که خودم اما تهی ام از همه چی.
English Weblog
archives
by dateJanuary 2010
December 2009
November 2009
October 2009
September 2009
August 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category