
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
ERROR: Blogroll is currently inaccessiblepowered by
Movable Type 3.35RSS | Atom
search
میدانی
گاهی آرزو میکنم کاش کلمه برای تو همین کلمه بود. یعنی یک چیزی برای انتقال آنچه در ذهن من است. بیا حالا فلسفی به قضیه نگاه نکنیم که آیا کلمه ذهنیات مرا شکل میدهد یا ذهنیات من چیزی ورای تعاریف مشخص شده برای کلماتند. فرض کنیم یک حسی در سر من است و من باید با همین کلمات روزمره راهی برای ابرازش پیدا کنم. این کار اگر برای تو باشد سخت ترین کار عالم است بسکه برای این حروف ارزش قائلی. من که میدانم هرکلمهات پشتش فکر دارد و وقتی میگویم هر کلمه منظورم دقیقا تک تک کلمات توست حتی در جفتترین لحظاتمان.
این کار من دائمالخمر را سخت کرده. یک وقت دلم میخواهد برایت بنویسم و هیچ کلمهای جز همین کلمات پیش پا افتاده را ندارم. دورتر نمیتوانم پرواز کنم. اصلا بلد نیستم. بعد میترسم. میترسم نکند حسم را نفهمد نکند تکراری باشد. نکند خسته شود بسکه همین ها را هی گفتم و گفتم. بعد سرم را میاندازم پایین و حرفم را میخورم و میگویم صبح بخیر و شب بخیر. همه کلمههایم که صف کشیدهاند ناامید برمیگردند سرجایشان و من هی لبخند میزنم و آرزو میکنم از خلال این لبخندها کلماتم را بشنوی.
این خوب است که تو در بند کلماتی یا اقل کم میتوانی برای حرفهایت واژه ناب تازه پیدا کنی هر لحظه که حرف میزنی. این برای دل من خوب است، اما پاک زبانم را ترسو کرده. نمیتوانم بنویسم مگر آنکه مثل امشب عقلم ذایل شود. دلم را پرواز دادی، زبانم را آتش.
English Weblog
archives
by dateNovember 2009
October 2009
September 2009
August 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category