
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
ERROR: Blogroll is currently inaccessiblepowered by
Movable Type 3.35RSS | Atom
search
« بيستمين کنفرانس بنياد پژوهش های زنان ايران
صفحه اصلی
»
من اعتراف میکنم که کم آوردهام. مدتهاست اینطور مستاصل نشده بودم. دورم. بیخبرم. فهمیدم چقدر بیجربزهام. دیدم وقتی باید بلیط میخریدم و میرفتم عقل نداشتهام چطور به کار افتاد که این ماه را که اصلا فکرش را هم نکن. نه پول داری نه وقت. بعد دیدم همان عقل نداشته چطور دل بیتاب را دلداری داد که حالا تو هم از این ور تماشا کن و کمک کن به فلان و بیسار.
پیام میگوید جایت در میدان مرکز شهر سانفرانسیسکو خالی بود. رویم نمیشود بهش بگویم انگار از این تجمعات خارج از ایران خجالت میکشم. میدانم هدف اطلاع رسانی است و همدردی و چه و چه...اما شما هم میدانید من چه میگویم. مگر نه؟ دل خودمان را خوش میکنیم. میخواهیم هی زورکی بقبولانیم که نه. دور نیستیم. نزدیکیم. دلمان نزدیک است. با همیم. اما چیزی هست به اسم فیزیک لعنتی. این فیزیک لعنتی تن من باید الان آنجا باشد. یه هزار جای دیگر. هرجا غیر از این تخت یک نفره با ملافه های شیری رنگ راه راه در وسط شهری در ناکجای جهان.
وقتی هفته قبل کنار دریا، ساعت ده شب با صدای اذانی که بیست و چند سال از آن فرار کرده بودم،هق هق کردم تازه فهمیدم که چقدر گم شدهام. چقدر دورم و چقدر هنوز متعلقم و چقدر خواهان این تعلقم و فهمیدم که جای من آنجا نیست. جای من آنجا نیست.
English Weblog
archives
by dateNovember 2009
October 2009
September 2009
August 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category