
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
ERROR: Blogroll is currently inaccessiblepowered by
Movable Type 3.35RSS | Atom
search
« مکالمه سازنده
صفحه اصلی
کنفرانس بنیاد پژوهشهای زنان یا از حرصی که میخوریم »
شهرداری سن حوزه! خجالت! خجالت!
خوب به سلامتی و میمنت امروز بالاخره من برای وضعیت این پایی که روش زمین خورده بودم (در روز پایانی کنفرانس سن حوزه) رفتم کلینیک دانشگاه. خوب بود اولش. یعنی بعد از اینکه زمین خوردم یه دو روز درد داشت و من هم گفتم ولش. خوب میشه. بهتر هم بود. تا اینکه تو مراسم یکشنبه در سن فرانسیسکو ( گی پرید امسال) یه شش ساعتی پیدا روی کردم. بعد دوباره دردش شروع شد.
هیچی دیگه. فعلا که عکس اینها نشون داده که یک ترک مویی برداشته. میگم چرا پس میتونم راه برم. دکتر گفت که چون استخونهای اطرافش دارن ساپورت میکنن. بعد هم گفت که با این عکس عادی کلینیک نمیتونه تشخیص بده که ترک واقعا چقدر هست و بهتره برم دکتر. من هم که بیمه ندارم. بعد قرار شد یه چیزی بنویسه برام که برم درمانگاه دولتی شهر که مال افراد بی بضاعت هست! گفت که شاید خیلی جزیی باشه و اصلا خودش خوب بشه اما نباید ریسک کرد. چون اگه جدی باشه میتونه تا آخر عمر بمونه اگه دنبالش رو نگیرم.
همین دیگه. کلا من همیشه به پاهام به خاطر اینکه فکر میکردم قوی هستن مینازیدم. کوه نوردی و پیاده روی هم که واقعا علاقههای اول من هستند تو ورزش. الان از وقتی اینطور شده ورزش هم نکردم و نمیتونم خیلی راه برم . دویدن رو که اصلا هیچی.
چیزی که هست اینکه بنده فعلا اصلا در شرایطی نیستم که بتوانم پام رو گچ بگیرم. آخر هفته باید برم کنفرانس زنان و کلی رانندگی دارم. حالا فردا صبح زود برم این درمانگاه ببینم چی میگه. امیدوارم جدی نباشه و با همین کفشی که الان دادن به پام ببندم، بهتر بشه.
پینوشت: اونجا که زمین خورده بودم، بچههای کمپین یک میلیون امضا -در کالیفرنیا- گفته بودند که اگه چیزیت شد و رفتی از شهرداری شکایت کردی و پول قلمبه اومد دستت باید بدی به کمپین! حالا میگم کمپین وکلاش رو بفرسته من برم شهرداری سن حوزه رو واسه اون راه مسخرهای که ظاهرا مال ویلچر دارها بود اما پله داشت، رو ازش شکایت کنم.
English Weblog
archives
by dateNovember 2009
October 2009
September 2009
August 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
اول اینکه از درگاه خداوند عزوجل آرزوی سلامت و موفقیت برای شما و پای محترمتان دارم!
دوم اینکه اگر پای چپ است، جای نگرانی نیست. یک ضرب گاز بده تا کنفرانس زنان و اصلا غمت نباشه که ترمز نمیتونی بگیری!
سوم اینکه ما هم هستیم در آن پول قلمبهای که انشالله به دست خواهید آورد به لطف پروردگار! در واقع دعایاش با من!
لوا:
پای راست است.
بابا حوصله داری دکتر جان. اگر شانس ما است که میگویند یک پولی هم بده که ما تو را اصلا راه دادیم اینجا. شکایتم کجا بود مادر؟
SoloGen
July 2, 2008 1:20 PM
واقعا متاسفم ... کاری ، غير از سو کردن از دست من برميومد بگو . مثلا اگه ميومدی اينجا که سن حوزه رو سو کنی و راید میخواستی ;)
رضا
July 2, 2008 2:12 PM
Get well soon,and take it easy
Behdad Bordbar
July 2, 2008 2:23 PM
Leva , are you sure you don't have insurance through school???
لوا:
تو مدرسه که رفتم کلینیک. اینجا عکس و اینها رو هم گرفتن و دکتر هم دید. ولی گفت نمیتونه با عکس اینجا تشخیص بده که چقدر مسله جدیه. گفت اون کلینیک مجهز تره. حالا فردا میرم ببینم چی میشه؟
تو رو آخر هفته میبینم یا نه؟
Javaneh
July 2, 2008 2:51 PM
لوا جونم
الهی بگردم خواهر؛ واقعا چه بساطی شده ها. میگما اگر بخوای من هم پروازم سن خوزه میشینه و میتونم زمین بخورم برات که تنها نباشی در ساپورت مالی کمپین
D:
لوا:
والا بعید نیست که فرودگاهشون هم همین بساط باشه..
مرسی روجا جونم. دکتر گفت که چیز جدی نیست و گچ هم نمیخواد. میبینمت زود زود.
Tameshk
July 2, 2008 4:32 PM
از وبلاگهایی هستی که مدتیه مداوم میخونمت، خوشحال میشم اگه بیای و خواستی نظر بدی. قبلا هم برات نوشته بودم. راستی لوا جان پات که زودی خوب میشه و میتونی همینطور به کنفرانسها برسی ولی برنامه های جمعه رادیو زمانه چی شدن؟!! ببخشید گیر دادم همین الان دیدمش! مرسی
Azade
July 4, 2008 5:48 PM