« مکالمه سازنده صفحه اصلی کنفرانس بنیاد پژوهش‌های زنان یا از حرصی که می‌خوریم »

شهرداری سن حوزه!‌ خجالت!‌ خجالت!‌

خوب به سلامتی و میمنت امروز بالاخره من برای وضعیت این پایی که روش زمین خورده بودم (‌در روز پایانی کنفرانس سن حوزه) رفتم کلینیک دانشگاه. خوب بود اولش. یعنی بعد از اینکه زمین خوردم یه دو روز درد داشت و من هم گفتم ولش. خوب میشه. بهتر هم بود. تا اینکه تو مراسم یکشنبه در سن فرانسیسکو ( گی پرید امسال) یه شش ساعتی پیدا روی کردم. بعد دوباره دردش شروع شد.

هیچی دیگه. فعلا که عکس اینها نشون داده که یک ترک مویی برداشته. میگم چرا پس میتونم راه برم. دکتر گفت که چون استخونهای اطرافش دارن ساپورت می‌کنن. بعد هم گفت که با این عکس عادی کلینیک نمی‌تونه تشخیص بده که ترک واقعا چقدر هست و بهتره برم دکتر. من هم که بیمه ندارم. بعد قرار شد یه چیزی بنویسه برام که برم درمانگاه دولتی شهر که مال افراد بی بضاعت هست! گفت که شاید خیلی جزیی باشه و اصلا خودش خوب بشه اما نباید ریسک کرد. چون اگه جدی باشه میتونه تا آخر عمر بمونه اگه دنبالش رو نگیرم.

همین دیگه. کلا من همیشه به پاهام به خاطر اینکه فکر می‌کردم قوی هستن می‌نازیدم. کوه نوردی و پیاده روی هم که واقعا علاقه‌های اول من هستند تو ورزش. الان از وقتی اینطور شده ورزش هم نکردم و نمیتونم خیلی راه برم . دویدن رو که اصلا هیچی.

چیزی که هست اینکه بنده فعلا اصلا در شرایطی نیستم که بتوانم پام رو گچ بگیرم. آخر هفته باید برم کنفرانس زنان و کلی رانندگی دارم. حالا فردا صبح زود برم این درمانگاه ببینم چی می‌گه. امیدوارم جدی نباشه و با همین کفشی که الان دادن به پام ببندم، بهتر بشه.

پی‌نوشت: اونجا که زمین خورده بودم،‌ بچه‌های کمپین یک میلیون امضا -در کالیفرنیا- گفته بودند که اگه چیزیت شد و رفتی از شهرداری شکایت کردی و پول قلمبه اومد دستت باید بدی به کمپین! حالا میگم کمپین وکلاش رو بفرسته من برم شهرداری سن حوزه رو واسه اون راه مسخره‌ای که ظاهرا مال ویلچر دارها بود اما پله داشت،‌ رو ازش شکایت کنم.

July 2, 2008 12:56 PM

Comments

اول این‌که از درگاه خداوند عزوجل آرزوی سلامت و موفقیت برای شما و پای محترم‌تان دارم!
دوم این‌که اگر پای چپ است، جای نگرانی نیست. یک ضرب گاز بده تا کنفرانس زنان و اصلا غمت نباشه که ترمز نمی‌تونی بگیری!
سوم این‌که ما هم هستیم در آن پول قلمبه‌ای که انشالله به دست خواهید آورد به لطف پروردگار!‌ در واقع دعای‌اش با من!

لوا:
پای راست است.
بابا حوصله داری دکتر جان. اگر شانس ما است که میگویند یک پولی هم بده که ما تو را اصلا راه دادیم اینجا. شکایتم کجا بود مادر؟

واقعا متاسفم ... کاری ، غير از سو کردن از دست من برميومد بگو . مثلا اگه ميومدی اينجا که سن حوزه رو سو کنی و راید می‌خواستی ;)

Get well soon,and take it easy

Leva , are you sure you don't have insurance through school???

لوا:
تو مدرسه که رفتم کلینیک. اینجا عکس و اینها رو هم گرفتن و دکتر هم دید. ولی گفت نمیتونه با عکس اینجا تشخیص بده که چقدر مسله جدیه. گفت اون کلینیک مجهز تره. حالا فردا میرم ببینم چی میشه؟
تو رو آخر هفته میبینم یا نه؟

لوا جونم
الهی بگردم خواهر؛ واقعا چه بساطی شده ها. میگما اگر بخوای من هم پروازم سن خوزه میشینه و میتونم زمین بخورم برات که تنها نباشی در ساپورت مالی کمپین

D:

لوا:
والا بعید نیست که فرودگاهشون هم همین بساط باشه..
مرسی روجا جونم. دکتر گفت که چیز جدی نیست و گچ هم نمی‌خواد. می‌بینمت زود زود.

از وبلاگهایی هستی که مدتیه مداوم میخونمت، خوشحال میشم اگه بیای و خواستی نظر بدی. قبلا هم برات نوشته بودم. راستی لوا جان پات که زودی خوب میشه و میتونی همینطور به کنفرانسها برسی ولی برنامه های جمعه رادیو زمانه چی شدن؟!! ببخشید گیر دادم همین الان دیدمش! مرسی

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)