
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
ERROR: Blogroll is currently inaccessiblepowered by
Movable Type 3.35RSS | Atom
search
« اندر مشکلات یافتن یک آدرس ایمیل
صفحه اصلی
یکشنبه ها با برگ و رنگ »
زن بهخودش جواهرات بدلی ارزان قیمت آویزان کرده بود.
این را که خواندم یک چیزی ته ذهنم برق زد. یک خاطره که نه یک تصور پنهان شده یک گوشهای آمد و لبخندی زد.
فکر کنم حداقل پنجاه باری اینجا گفتم که چطور یک دوره زندگیام به شدت تحت تاثیر کتاب لبه تیغ سامرست موام قرار داشت. یک جایی در داستان لاری- شخصیت اول - قرار است با فاحشهای ازدواج کند. زن روح بزرگی دارد و زندگی عجیب و غریبی. نویسنده صحنه یک شام را با حضور و لاری و سوفی و دوستان اشرافیشان شرح میدهد. در شرح لباس و آرایش سوفی - زن فاحشه- میگوید که از جواهرات بدلی و ارزان قیمتی که در یک خیابانی در پاریس خریده و بهخودش آویزان کرده.
****
من عاشق این خنزر پنزرهای رنگی ام که به هرجایی از بدنم که بشود آویزانشان کنم و هیچ وقت هم پول درست و حسابی ندارم که برای خرید جنس خوب بدهم. ناچار به دست فروشها و دست دوم فروشیها قانعام (بماند که به شدت اعتقاد دارم بهترین خنزرپنزرهای رنگ دار را باید از همین دست دوم فروشیها خرید) . اما نوشته مریم مهتدی را که خواندم دیدم یک جایی از ذهنم همیشه آن جمله را که زن جواهرات بدلی ارزان قیمت به خودش آویزان کرده بود یادش مانده. حالا احتمالا ناخودآگاه من گاهی از این در جهت ازدیاد اعتماد به نفس استفاده کرده گاهی در جهت تحقیر این خود درونیمان. ولی آنجا بود. همه این سالها.
دوست داشتم اشراقم را.
English Weblog
archives
by dateNovember 2009
October 2009
September 2009
August 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
چه جالب ! من هم از لبه تيغ خيلي خوشم ميومد ... اما باور میکني هيچي ازش يادم نمونده ...
Reza
May 12, 2008 6:34 PM
پس هند برای تو جای خوبيه برای ديدن اگه از اين چيزا دوست داری.
من عاشق چوبی هاش هستم که البته توی پونا پيدا نمی شه بايد بری گوآ
ندا
May 13, 2008 3:00 AM