
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
ERROR: Blogroll is currently inaccessiblepowered by
Movable Type 3.35RSS | Atom
search
روزمره
من آدم لیستی هستم. لیست و تقویم و سررسید و خطهای صاف که باید بدانم آخرش کجا میشود. برای همین وقتی یک تغییری برخلاف آنچه برنامهاش را ریختم پیش میآید کل سیستم زندگیام بهم میخورد. امروز فهمیدم که دو درس از چهار کلاسی که برای تابستان برنامه گرفتنشان را داشتم در شمارش نهایی رشته فقط یکیشان حساب میشود و یکی دیگر نه. حالا هردویشان را هم میخواهم به دو علت خوب. یکیاش سه واحد اینترشیپ از همینجایی است که الان درش کار میکنم. یعنی من کارم را میکردم و فقط کافی بود یک گزارش روزانه نگه داشته باشم و یک مقاله نهایی برایش بنویسم. این میشد سه واحد راحت. یکی دیگر هم یک پروژه مطالعه آزاد است که استاد یکی از درسهای خاورمیانهام قرار بود ارایه بدهد که خوب یکجورهایی خوب بود برای سال بعد. هنوز هم تغییری درشان نمیدهم. یعنی همچنان هردویشان را نگه میدارم اما باید کلاسهای دیگر را هم بردارم. این هم از تابستان ما.
دمای هوا یکشنبه به سی و دو درجه سانتیگراد رسیده بود. خوشخوشانمان میشود با این بهار داغ.
از آن وقتهایی است که آمدهام خانه و هیچ کاری برای انجام دادن ندارم. هوا هم رو به تاریکی میرود و بیرون نرفتم. ببیندم این مادر مرده را که به زندگی برسم.
English Weblog
archives
by dateNovember 2009
October 2009
September 2009
August 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
من هم وقتی برنامه هام به خصوص برنامه های درسیم با اونی که در نظر داشتم جور نشه کلی چیزها رو باید تغییر بدم.... راستش قبل تر ها این طور نبودم... نمی دونم خوبه یا بد که یه تغییر کوچیک خیلی برنامه ها رو تغییر بده... از یه طرف نشون میده آدم با برنامه ای هستی ولی انعطاف پذیری آدم کمتر میشه... چون این مشکل خودم هم هست و توی واحد گیری درسهام داشتم به خودم اجازه ی نظر دادن دادم.... در مورد هوا هم که امیدوار باشم همینطور بمونه
مانا
April 16, 2008 9:12 PM
اینجا تازه جان کنده شده هفت هشت درجه بالای صفر. بی انصاف.
میرزا
April 17, 2008 12:05 AM