« رمیدن صفحه اصلی »

برگ و رنگ و سنجاب

sanjabi.jpg


می‌آیند به چشم‌‌‌‌های آدم زل می‌زنند و سرشان را خم می‌‌کنند و تا چیزی‌ نگیرند ول کن معامله هم نیستند. یک بسته بیسکویت شکلاتی گذاشته‌ام در جیب کوچکی در کیفم که شرمنده این چشم‌ها نشوم.

این‌ هم به جای برگ و رنگ این هفته. عکس را امروز در حیاط دانشگاه گرفتم. این موجود تا روی کامپیوترم هم آمد برای خوراکی گرفتن.

April 14, 2008 10:10 PM

Comments

چه بامزه انگار تله پاتی داشتیم امروز. من هم صبح سر راه یه بسته نون دادم به اردکهای دانشگاه.

آخی!
به این میگن زندگی مسالمت آمیز انسان و حیوان

salam tazeh ba in khoneh ashna shodam vali ai chiz yad gereftam merci azizm

lava joon kash be jash ye baste badoom zamini bezari too oon jibe kifet, fekr konam chizaye ghandi barashoon khoob nabashe chandan!

مقایسه‌ی تطبیقی‌ای نداشته‌ام، اما به نظرم سنجاب‌های شهر ما بزدل‌اند!
من نمی‌توانم تصور کنم یکی از این‌ها بیاید روی کامپیوترم برای خوراکی‌گرفتن.

Akheiiiiiii

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)