« یکشنبه‌ها با برگ و رنگ صفحه اصلی سیزده به در »

ترواشات آخرشبی

خواب دیدم که مانند سایکه به یک سفر خارق‌العاده رفته ام برای جنگ با اژدها. بعد در راه برگشت می‌روم خانه خاله‌ام در ایران می‌خوابم. وقتی بیدار می‌شوم می‌بینم آنقدر خوابیده‌ام که خاک گرفته‌ام و جایی که خوابیده‌‌بودم مثل جای تابلو بعد از سالها روی دیوار ماندن، سفید شده است. بیدار‌ می‌شوم و می‌بینم که دورتادور خانه خاله‌آم آدم‌های زنده و مرده نشسته‌اند که مرا ببینند. با همه خوش و بش می‌کنم. از درخانه که بیرون می‌آیم ریس جمهور زیمباوه را دیدم که یک مرد سفیدپوست با موه‌های زرد مایل به نارنجی بود. با ریس جمهور دست می‌دهم و موفقیتش را در انتخابات تبریک می‌گویم. سوار ماشینم می‌شوم در راه برگشت گرزم را هم از میان آمازونیان برمی‌دارم و می‌گذارم صندوق عقب. بعد هم بیدار شدم.

امروز بعد از چند دقیقه فکر کردن با خودم برای یافتن کلمه به گل مصنوعی گفتم "گل غیرواقعی". یعنی جمله‌ام بعد از فکر کردن اینطور شده بود:." آن گل غیرواقعی را جلوی چشمم بردار". یاد خواهرم افتاده که یک بار به کرم شب‌تاب گفته بود" کون چراغ سبز"! کلا ما خانواده خلاقی هستیم.

یک مقدار هم از ‍پیشرفت موسیقیایی‌ام برایتان بگویم که مرا به ادامه راه تشویق کنید. روزهایی که با قطار می‌روم دانشگاه، اول صبح آهنگهای شاد‌ ایرانی گوش می‌کنم. به این نتیجه رسیدم که بهترین آهنگ برای شروع روز"خوشگلا باید برقصن" است. تازه این را هم بگویم که یک گنجینه آهنگ یافتم از کام‍پیوتر یک عزیز اهل موسیقی و در آن به کشفیاتی نایل شدم که اصلا تا یک ماه قبل به مخیله آم هم عبور نمی کرد. از جمله آنها کشف آهنگی با ترجیع بند" سوسولا دست نزنین الگوهاتون می‌شکنه" بود. من هر روز یک بار این آهنگ را گوش می‌دهم که موجبات سرور و فرح فراهم شود اما هر بار به همان اندازه دفعه اول به نبوع شاعر این ترانه آفرین می‌گویم و خوب از آنجایی که نمی‌ةوانم جلوی خنده خودم را هم بگیرم موجب عکس ‌العملهایی بسیار جالبی از حانب مسافران قطار هم می شوم. یک آهنگ بسیار خاطره برانگیزی هم در آن کشف کردم متعلق به عروس دختر عموی بابایم در بیست سال قبل با ترجیع بند "آنی عشق و عسلم، آنی شعر و غزلم، آنی دنیا مال ما، همه عشقا مال ما." من تازه در این هفته بعد از بیست سال فهمیدم که این ترانه خطاب به "آنی " است نه "هانی" که خوب این هم خیلی پیشرفت بزرگی بود. البته خوب در طول روز به یک سری موسیقی‌ های سخت هم گوش می‌کنیم که مال اوقاتی است که لازم است چهره یک انسان متفکر را به خودمان بگیریم. و من هرگز نخواهم توانست از راک سنگین لذت ببرم. حالا دور و اطرافیان خودشان را بکشند.

آنقدر هوا خوب است و چمنهای سبز و درختان تازه جوانه زده وسوسه انگیزی که آدم دلش می‌خواهد برود چرا! یادم است یک نوار قصه ای بود کنار خروس زری و علیمردان خان و خاله سوسکه که حکایت حربایی بود که موش کورها برای تنبیه او را جلوی آفتاب به درختی می بنند. جمعه ریسم مرا هی از این دفتر به این دفتر فرستاد برای کاغدبازی های اداری. د.بعد از من معذرت خواهی کرد که همش مرا بیرون می‌فرستد. برایش قصه را تعریف کردم و گفتم بهترین لطفی است که عصر جمعه می تواند در حق من بکند.

قبلا هم گفته بودم که استویی خداست. این برنامه ویژه صدمین قسمت برنامه است. حالش را ببرید.

فارسی‌نویس مک رسما سرویسمان کرده. آنهم وقتی که من به‌طور جدی تصمیم در درست‌نویسی فارسی دارم.

یک هفته برای تعطیلات بهاره تعطیلم. جای دوری احتمالا نخواهم رفت و همین شهر‌های اطراف خواهم بود. اما به خودم قول دادم سه مطلب بنویسم که مدتهاست ذهنم را مشغول کرده. اینجا گفتم که یادم بماند و خجالت بکشم اگر ننوشتمشان.

March 30, 2008 11:41 PM

Comments

ما این روزها گیر سه‌پیچی داده‌ایم به بیوگرافی فروید. هرچند باید آن کتاب «تعبیر رویاها»یش رو یک بازخوانی بکنیم بعد از ۲۰ سال. ولی به هرحال، ما هرچه کردیم مثل فروید خلاق باشیم و این رویای شما را تعبیر کنیم، فقط قسمت «گرز»ش تعبیر داشت!!! خلاصه الهی به امید تو هستیم همه!

خدایی من خلاق تر از تهیه کننده فامیلی گای تو زندگیم ندیدم...مخصوصا همین استوی ( که لهجه انگلیسی هم داره) نمیدونم اون قسمت مل گیبسون رو دیدی یا نه که مصائب مسیح رو میسازه؟ اگر ندیدی حتما ببین

Khahar, fekr konam ke to yeki az aazaye Ashabe kahf hasty! khoda khast ba in khab behet befahmoone ke ki hasty. Taziiim!

لوا:
پس تو هم با من همعقیده ای؟ من هی می‌دیدم با شما ها فرق دارم. نگو من یک کاره ای بودم! خیلی دیگه باید بیشتر به من احترام بذارید!

هاااا، پس مي‌گه آني، من که هنوز نفهميده بودم!

ba in ghesmate ahange shade avale rooz kamelan movafegham,
shad bashi :).

eeee, man ham nemidoonestam Ani o Honi ro, in ahang o ki khoonde, man nemitoonam peidash konam, koli khatere angize..

what 'farsinevis' do you use on mac? Or have any recommendations? I tried to use MS-Word for mac for it but can't type well in it: letters don't 'stick' together(nemichasban)

لوا:
من از فارسی نویسی خاصی تو مک استفاده نمی کنم فقط زبان فارسی رو اضافه کردم. اونی که پرچم ایران داره نه اونی که نقشه داره. راستش در به در یک مایکروسافت ورد برای مک هستم که ندارم.

من دارم و بهت می‌دم که اینستالش کنی اگه قول بدی که دوباره پسش بفرستی واسه‌م . اگه قبوله یه ای‌میل بهم بزن . من سانی‌ویلم .

لوا:
سلام ایمیل میزنم. ممنون

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)