« نوروز و امید صفحه اصلی افغان ایدل! »

حال و روز

گاهی هم اصلا نباد حرف زد و فقط باید شنید. نه فقط صدا را که نوک زدن درختان را و شکوفه‌های صورتی و سفید را و گل‌های صدبرگ را و بنفشه‌های روی ایوان را و باهار را.

من عاشق بهارم. گفته بودم این‌را قبلا؟ این فصل سال را می‌توانم هزار ساعت بی‌صدا راه بروم و لبخند بزنم بدون حتی یک کلمه حرف. کاش می‌شد زمان را روی
فرودین و روی برگ و درخت و رنگ نگه داشت. چه می‌شود مرا این روزها؟

March 22, 2008 03:42 PM

Comments

age zaman vaymisad rooye bahar ke tekrari mishod. ghashangie bahar be ineke bad az zemestoono sarma miyad. tazaade bahar ba faslaye dige yeki az dalayele delpazir boodaneshe.

پس بیا این شهری که من زندگی می کنم زندگی کن لوا جان که سبزترین شهر اروپا لقب گرفته است و همیشه خدا مناظرش از جنس بهار هست :)

من هم بهار را خیلی دوست دارم.

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)