
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
ERROR: Blogroll is currently inaccessiblepowered by
Movable Type 3.35RSS | Atom
search
یک چیزی برایم روز به روز واضحتر میشود. خیلی از این مردانی که من به نحوی در این سالها و دراینجا شناختم- در ایران به این قضیه خیلی دقت نمیکردم- به طور آشکارا از زنی که نظر و عقیده خودش را دارد، بلد است حرف بزند و استدلال کند و دست برقضا نظرش هم با نظر آنها موافق نیست پرهیز میکنند.به طور آشکار به آن زن نشان میدهند که نمیخواهیم با تو همکلام شویم یا مثلا حرف را کاملا به جهتی میکشانند که هیچ جایی برای نظر دادن نماند.
این افراد نه بیسوادند و نه مذهبی و نه دنیا ندیده. دست برقضا یک مقدار خیلی زیادی درس خوانده اند و ماشالله همه هم خودشان را فمینیست میدانند اما اینکه گفتم از همان مشاهدههای از نمای نزدیک و در سکوت است. قضیه وقتی جالب تر میشود که همسران و شرکای عاطفی و جنسی این افراد به آن زن نزدیک میشوند. به طرز عجیبی یکدفعه عشق مرد قلمبه میشود و میخواهد در کنار خانم بماند. خنده دارش وقتی است که مثلا مرد آن طرف جمعیت نشسته و یک دفعه مثل جن سرو کله اش ظاهر میشود که مبادا زن متمدن امروزی درسخواندهاش چیز بدی بشنود. و فکر کند که ای بابا نکند نظرات این آقای ما خیلی هم درست نباشد.
حالا وقتی که این آقایان از حقوق خانمهای ایرانی دفاع میکنند دیگر قضیه شکل لطیفه به خودش میگیرد. زن خوب است که حق طلاق و حضانت و کار و پوشش داشته باشد اما اگر حرف نزد بهتر است. اگر حرف زد هم حرفش همان باشد که ما میگوییم وگرنه خود ما هستیم از حق و حقوقشان دفاع میکنیم. در هر حال ما مهندسی دکتری چیزی هستیم بهتر از زنان جریانات امور دستمان است.
یک بار با یک دوست جانی صحبت از اعتماد به نفس بیش از حد این آقایان هم بود. دوست جان فرمودند که شما فقط کافی است موقع نطق کردن آقای مربوطه به دهان باز و چشمهای پراشک و آه خانم مربوطهشان که از شوق تحسین خیس شده است نگاه کنی که دستت بیاید اینهمه اعتماد به نفس از کجا سرچشمه میگیرد.
آها یک خصوصیت مشترک دیگر که من تازگیها به آن پی بردهام هم این است که دفعه اول که با این آقایان مواجه میشوی و مثلا صحبت از درس و کار و اینها میشود هر مدرکی و هر درجه از هر دانشگاهی داشته باشی فرقی ندارد. جوابشان این است. اا ( به کسر الف) چه جالب! یک چیز در مایههای به تخمم هم نیست که دکترای زبان شناسی داری و با خود چامسکی هم کار کردی. یادت باشد که من هم مهندسم!
توضیح واضحات: لطفا قبل از اینکه بهتان بربخورد قید جمله دوم پاراگراف اول را دوباره بخوانید. .
English Weblog
archives
by dateNovember 2009
October 2009
September 2009
August 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
Salaam, I do agree with you about this. I have met allot of these Iranian men that even they have phd/... they prefer their partner/wife (if they are educated) don't have idea/words/plans for themself . they usually prefer to have the first word in the family and in public they don't want thier wife to show herself as an educated woman who may have higher ranking idea comparing to her husband/partner. This was a big problem for me before my marriage. But fortunately they are few that are opposite, and I was fortunate to find that one for my life:)..s
soozan
March 1, 2008 11:02 AM
میدانی لوا جان. در جایی که من هستم(یکی از شهرهای امریکای شمالی) این آقایان که دست برقضا در مجامع دانشگاهی هم میبینمشان حتی از گفتن اینکه درسی که شما میخوانید سخت نیست هم ابایی ندارند. من خودم مهندسی میخوانم ولی یکی از همکلاسی های ایرانی ام آمده بود و میگفت نوع درسی که ما مردها میخوانیم سخت تراست چون روی ما این فشار است که بعد باید خرج خانه را بدهیم اما روی شما زنها این فشار نیست. این حرف را توی ایران هم نمیزد.
مینا عمویی
March 1, 2008 11:26 AM
ببینید خانم. من خودم یک مرد درسخوانده ام اما اگر یکروز ازدواج کنم واقعا دوست ندارم همسرم با زنانی مثل شما رفت و آمد کند. مثلا به همین نوشته خودتان نگاه کنید. شما حتی نمیتوانید یک حرف را بدون فحش بزنید. من نمیدانم شما ازدواج کردید یا نه اما واقعا برای همسر آینده شما متاسفم که باید با این ادبیات شما کنار بیاید.
به نظر من زنان مساوی مردانند اما نوع ادبیاتی که خانمها و آقایان به کار میبرند فرق دارد. این فرق هم به تمام تفاوتهای بایولوژیکی زنان و مردان برمیگیردد. من خودم در دانشکده شاهد بودم که همکلاسی های دختر من اصلا مثل ما درس نمیخواندند اما همیشه نمراتشان از ما بهتر بود چون استادها هوای آنها را داشتند. حالا شما بگویید در بازار کار من بهترم یا آن خانم؟
علیرضا
March 1, 2008 11:30 AM
jalebtar inke khanoomeshoon entezar daran ke baghie ham hamoon ghadr hesab bebaran az harfhaye agha!!!taze be nazare man oonhayee ke tooye oon majles hazer shodan khoobashoonan, ye ede ke aslan tooye hachin majlesi hazer nemishan
Banafsheh
March 1, 2008 11:37 AM
man ke fekr mikonam yek elate ghate rabeteye yek seri afrad bad az ezdevaj ba doostane ghadimi hamin ast, nemikhan be boti ke az khodeshoon baraye hamsar va khoonevadeye hamsareshoon sakhtan khadshei vared beshe
Banafsheh
March 1, 2008 11:41 AM
سلام
داستان از اينجا شروع ميشود كه مردان ايراني در جامعهاي بزرگ ميشوند كه از ابتدا ياد ميگيرند زنان بايستي تحت سلطه مردان باشند مثلاً قانون ديه و ...
اما چيزي كه در اين زمينه وجود دارد پارادايمهاي فكري افراد است كه باعث ميشود افكار جديد نتواند وارد پيشزمينههاي فرهنگي و ذهنيشان شود. اين پاردايمها ربط چنداني به تحصيلات و ... ندارند و به تربيت و شكلدهي ساختارهاي ذهني افراد ارتباط مستقيم دارد.
محمد يوسفي
March 1, 2008 11:44 AM
لوا خانم به نظر من شما در این پست کوتاه به سه مطلب مجزا اشاره کردید که هرکدامشان جای بحث دارند.
1. عدم علاقه این افراد به مصاحبه به خانمهای مطلع و آگاه و دوری از گفتمان با ایشان
2. جلوگیری از ارتباط پارتنرشان با این خانمها
3. چرایی اینکه پارتنر این افراد مجذوب کلام ایشان میشوند.
به نظر من بهتر است شما به طور مجزا به این موارد بپردازید. با احترام
پویا
March 1, 2008 12:02 PM
بلوط دارد دوباره خودش میشود. با همان جسارت مثال زدنی همیشگی اش. خوشحالم که به نوشتن باز گشتی.
به نظر من یکی از دلایل اینکه این افراد نمیخواهند با چنین زنانی همکلام شوند ترس از به خطر افتادن موقعیت خودشان است. این افراد معمولا کسانی هستند که همیشه برای هر موردی تیوری در آستین دارند و از هوا و فضا گرفته تا قیمت گوجه در رشت یک نظری دارند. خوب مسلم است که نمیخواهند ملکوتشان به خطر بیافتد. مخصوصا جلوی همسر یا شریک زندگیشان. در مورد مسایل زنان هم این افراد خودشان را همیشه صاحب نظر میدانند. به نظر من حق این مردان فمینیستهای رادیکال است که کلا منکر هویتشان بشود.
Mohamad
March 1, 2008 12:06 PM
nice
nader
March 2, 2008 12:47 AM
با آقای یوسفی موافقم.
+قید جمله دوم در پاراگراف اول
:)
loobia
March 2, 2008 4:02 AM
این آقایی که به اسم علیرضا کامنت گذاشته شوخی میکنه دیگه ؟
هم؟
فرناز
March 2, 2008 9:41 AM
این قیدها چقدر به آدم کمک میکنند خاله!
لوا:
مهندس جان. دوست گلم
این قید اتفاقا برای موجودات فرازمینی مانند شما و بقیه خیل عظیم دوستان عزیزتر از جان مهندسی خوانده بنده بود. راستش گاهی خودم هم فکر میکنم {برخی}از این حضرات خیلی بزرگوارند و با سعه صدر که هنوز موجودی مثل مرا که سراپایش غر به جان آنهاست تحمل میکنند. ارادت ما به شما که خبرش به عرش هم رسیده.
بازهم ارادت.
SoloGen
March 2, 2008 1:32 PM
be nazare man moshkele bozorgtar oonjast ke in faghat mardhaye ma nistand ke az zani ke nazare khodesh ro dare va az nazaresh defa mikone khosheshoon nemiad. kheili az zanani ke khodeshoon ro sahebe nazar midoonand ham nakhodagah hamitoor mozegiri mikonanad. masalan man kheili az dokhtarhaye tahsilkardeye iraniro didam ( az jomle khode to Lava jan) ke be nazreshoon Hilary Clinton "bitch" ast. age mozegirihaye sisasi Hilary ro naghd mikardi man moshkeli nadashtam, vali mishe lotfan tozih bedi chera be nazaret Hilary " bitch" e?
لوا:
بهار جان. نظر من راجع به هیلاری هیچ ربطی به جنسیتش نداره. همانطور که طرفداری از کسی دیگه ای - مرد یا زن هم ربطی به جنسیت یا نزادش نداره- من با خصوصیات هیلاری به عنوان یک فرد سیاسی مشکل دارم. با هر روز بحران درست کردنش و با مسخره کردن بقیه کار خودشو جلو بردنش مشکل دارم. با این شاخه به اون شاخه پریدنش مشکل دارم. با عدم شفافیت و تصمیمگیریش مشکل دارم. اینها ربطی به جنسیت هیلاری نداره. اگه این عقاید رو یک مرد داشت بازهم همونقدر باهاش مشکل داشتم.
یکبار دیگه هم نوشتم که طرفداری از یک زن فقط به خاطر اینکه منهم یک زنم به همون اندازه تبیعض آمیزه که زنی به خاطر جنسیتش از کاری باز داشته بشه.
من عقیده دارم انتخابات ایندوره مسله اش جنسیت یا نزاد نیست. بر خلاف اونچه که همه رسانه ها دارن روش مانور میدن. من به برنامه و کمین افراد توجه کردم. مصاحبه هاشون رو دیدم و مطالبشونو خوندم.
در هر حال در سیاست همیشه انتخاب بین بد و بدتر هست انتخاب بین هیلاری و اوباما برای من هم همینه. اما اینو هم میدونم که اگه هیلاری از حزب خودش بالا بیاد اونوقت مقایسه بین اون و مک کین خواهد شد و مسلما اینبار مک کین وزنه بدتری برای من خواهد داشت.
bahar
March 2, 2008 3:19 PM
سلام. یه چیزی که خیلی وقتا موقع خوندن وبلاگای فعالان حقوق زنان به ذهنم می رسه، اینه که خود شماها هم شدیدا انسانها رو بر اساس جنسیتشون طبقه بندی می کنید و خیلی به اون ذات انسانیت مشترک بین همه آدما توجهی ندارید. مثلا توی همین مطلبی که الان نوشتی، من معتقدم که تا حدودی یه جانبه قضاوت کردی؛ خیلی خانوما رو هم سراغ دارم (خصوصا این دخترای چپی دانشکده) که اگه ازت خوششون بیاد و ضمنا تو هم باهاشون مخالف باشی، زود بحثو عوض می کنن یا اینکه به قول تو، جای اظهار نظر نمی ذارن. بگذریم... سؤال کلی من اینه که چرا نمی گی "بعضی آدما..." چرا همه اش می گی "بعضی مردا..."؟
یحیی
March 3, 2008 2:10 AM