
linkdump
اگر شما ریس وبلاگستان بودید چه میکردید؟
واقعا من چرا فکر میکنم وقتی میخندم صدام قشنگتر میشه؟ واقعا اینطور نیست!
اینهم چهارشنبه سوری اینور آبیها
تلوزیون ایرانیکن
اهم
وای!این انگشترها چه قشنگن!
برنامه نوروزی دانشگاه سن فرانسیسکو
جزییات بیشتر را اینجا ببینید.
حق باکره بودن
احترام به انتخاب انسانها
چه میدانند مرز یعنیچه
روایت زن نوشت از فیلم بادبادک
اوباما و هیلاری در مقایسه با لابیست های اسراییل
از امید
روایتی از تاریخ معاصر جنبش زنان
زارا امجدیان. رادیو زمانه
بنی آدم
این ویدو بغض آورد و لبخند
من دلم ایر رو میخواد ایر منو نمی خواد
با صدای استاد جلال همتی خوانده شود.
[آرشيو]
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
powered by
Movable Type 3.2RSS | Atom
search
developed by
hamidreza [dot] com
« یک سوال سخت
صفحه اصلی
اخلاق خبرنویسی »
یک تجربه نو
امروز همراه نامهها یک بسته بزرگ هم به اسم من آمد. به خیال تمام این نامههای تبلیغاتی که آدم را به باز گردن هزار و یک مدل کارت اعتباری و خرید انواع و اقسام ماشین تشویق میکنند بازش کردم. یک دفعه پنج تا یک دلاری از توی پاکتی که بنده به شدت نصفش را پاره کرده بودم ریخت بیرون.
گاهی وقتها یک چکهایی با رقمهای مختلف به دست آدم میرسد که هزار ویک لغت پشتش نوشته که باید قبل از نقد کردنش با دقت آنها را خواند و البته در نقد نکردنش اگر ده دلار ضرر باشد در نقد کردنش هزار و یک ضرر است. یعنی انگار نقد کردن این جور چکها یک جور امضای قراردادی است که پشت چک نوشته. مثلا من قبول میکنم با نقد کردن این چک فلان کارت اعتباری برای من باز شود که سالیانه اینقدر بهره دارد. یا یک چیز تو این مایهها. اما تجربه پول نقد خیلی جدید بود.
محتویات بسته را که برسی کردم دیدم یک موسسه تحقیقاتی در مورد برنامههای تلوزیون است که مقرش هم در فلوریداست و از من خواسته اند که دفترچهای را که برایم فرستادند را تا یک هفته جلوی تلوزیون نگه دارم و هر وقت که تلوزیون را روشن کردم و برنامهای دیدم آن را ثبت کنم. بعد از یک هفته هم دفترچه را برایشان بفرستم. تمبرش هم از قبل پرداخته شده بود.
در مورد اینکه برای پر کردن برخی برگههای نظر خواهی پول هم میدهند شنیده بودم اما تا امروز صبح به چشم خودم ندیده بودم. یا به عبارتی پولش را در جیبم نگذشته بودم.
راستش من از انجایی که خودم میدانم این تحقیقات را چه مشقتی تهیه میشوند و چقدر مراحل تهیه و ارسال و بعد هم برسی و نتیجهگیریشان کار دارد همیشه خودم را موظف به پر کردن هر نوع نظر خواهی میدانم. اما واقعیتش این است که انگار همین پنج دلار بیشتر مرا مدیون کرده و الان فکر می کنم که حتما باید دستوراتش را مو به مو اجرا کنم و سر موعد مقرر هم برایشان پس بفرستم. هرچند با توجه به مقدار تلوزیون دیدن بنده که در هفته شاید به چند دقیقه هم نرسد نتیجه اش احتمالا از کل نظرخواهی ها به عنوان "اکستریم اسکور" حذف خواهد شد.
English Weblog
archives
by dateFebruary 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category