
linkdump
اگر شما ریس وبلاگستان بودید چه میکردید؟
واقعا من چرا فکر میکنم وقتی میخندم صدام قشنگتر میشه؟ واقعا اینطور نیست!
اینهم چهارشنبه سوری اینور آبیها
تلوزیون ایرانیکن
اهم
وای!این انگشترها چه قشنگن!
برنامه نوروزی دانشگاه سن فرانسیسکو
جزییات بیشتر را اینجا ببینید.
حق باکره بودن
احترام به انتخاب انسانها
چه میدانند مرز یعنیچه
روایت زن نوشت از فیلم بادبادک
اوباما و هیلاری در مقایسه با لابیست های اسراییل
از امید
روایتی از تاریخ معاصر جنبش زنان
زارا امجدیان. رادیو زمانه
بنی آدم
این ویدو بغض آورد و لبخند
من دلم ایر رو میخواد ایر منو نمی خواد
با صدای استاد جلال همتی خوانده شود.
[آرشيو]
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
powered by
Movable Type 3.2RSS | Atom
search
developed by
hamidreza [dot] com
« زنده باد روزمرگی
صفحه اصلی
یک تجربه نو »
یک سوال سخت
بهترین درمانی که برای درد بهم خوردن یک رابطه عاشقانه میشناسید چیست؟
بهم خوردن یک رابطه حتی اگر عاشقانه هم نباشد و فقط از روی عادت و تکرار هم باشد دلپسند نیست چه برسد به وقتی که یک رابطه دوستانه و عاشقانه به هر دلیلی از هم بپاشد. درد برای همه یکسان نیست که درمانش یکسان باشد. آدمّها همه یکسان دل نمیبازند و یکسان دلشان شکسته نمیشود. یک رابطه هرچند عاشقانه و دوستانه هم باشد به هزار و یک دلیل ممکن است از هم بپاشد. هزار و یک دلیلی که حتی برای یکی از طرفین رابطه منطقی باشد برای دیگری اوج بیعقلی است. حتی اگر دو طرف تصمیم به قطع رابطه به طور مشترک هم بگیرند باز افسردگی بعد از آن به سراغشان خواهد آمد چه برسد به اینکه این تصمیم فقط از سوی یکی از دوسوی رابطه گرفته شود و دیگری چاره ای جز انجامش نداشته باشد. وقتی یکی از دو نفر نخواهد تانگو برقصد مجبورش که نمیشود کرد.
قدیمیتر ها میگفتند باید سفر کرد. باید مدتی را از هوا و فضای مشترک دور بود. اما این درمان چقدر با زندگیهای امروزی ما جور درمیآید؟ چند درصد ما میتوانیم درس و کار و زندگی را یک مدتی ول کنیم و برویم مسافرت که فقط از فضا دور باشیم؟ اگر اینطور باشد باید گذاشت زمان شکستهای عاطفی را با زمان مرخصی سالانه تطبیق داد. زندگی امروزی ما زد و بند های عقلی زیاد دارد که لعنت به همه این زد و بند ها وقتی آدم بابا و ننه پولدار ندارد.
کسی سالها قبل وقتی من درمانده از شکست بزرگی بودم - اصولا دخترها در شانزده سالگی فکر میکنند اگر با دوست پسرشان ازدواج نکنند دنیا به انتها رسیده- به من گفت که باشد. دلت شکسته. طرف را از دلت نمی توانی بیرون کنی از ذهنت بیرون کن. نا سلامتی کنکور داری. باید درس بخوانی! راه خوبی به نظر میرسید. ته دلت عاشقش باش اما بهش فکر نکن. راه حل خوبی وقتی خودت در جای طرف نباشی. چطور میشود فرد را از ذهن بیرون کرد؟ آنهم آدمی که رابطه خوبی با او داشتی. رابطه ات را دوست داشتی و از آن لذت میبردی ولی به هر دلیلی که به تو ربطی نداشت و خواسته مسلم آن فرد بود آن رابطه خراب شد. چطور میشود به لحظههای خوب و دلنشین آن فکر نکرد؟
خود من وقتی میخواهم برای کسی نسخه بپیچم فقط زمان را تجویز میکنم. میگویم باید به خودت وقت بدهی و این فکر را از سرت بیرون کنی که تقصیر تو بود. شاید این نسخه از تجربیات خیلی بد خودم بیرون آمده. شکستّهایی که در زمان خودشان بزرگترین ضربههای قرن بودند اما حالا به نظر خندهدار و احمقانه به نظر میرسند.
مرحمی بود زمان بر سال صفر.....این را از کجا شنیدم؟
آمدن فرد جدید به زندگی مسلما وضع را بهتر میکند اما مسله این است که چقدر ما بعد از تمام شدن یک رابطه آماده ایجاد دوستی جدیدی را داریم؟ چقدر به دلمان اجازه میدهیم جلو برود و چقدر خودمان را کنترل نمیکنیم و اصلا آيا به خودمان اجازه میدهیم غیر از معشوق جفاکار به شخص دیگری فکر کنیم؟ اجازه هم بدهیم چقدر ترسهایمان اجازه میدهد که رابطه خوب و نویی را شروع کنیم؟
واقعا شما برای این درد چه دارویی را پیشنهاد میکنید؟
English Weblog
archives
by dateFebruary 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
About the possible solution,as I saw and heard from others'
experiences one of the things that can help the person to be distracted from his/her sad love story is meeting a new person. But for many it could not be a perfect way since there is a possibility of choosing a wrong person-because of the bitter aura- and if the chosen person is not that wrong there is still the possibility of being picky or sad from the person that had the break-up experience in his/her new relationship. To wrap up I think giving it TIME to heal the pain is generally the best solution and at the same time it is not easy and takes several phases for the person to back to normal life....
----And by the way, that was a series called "labeie tariki" with that famous beautiful Emma character and you mentioned a part of the series' song or poem.
Be happy
Behi
February 21, 2008 02:52 AM
من یادمه بچه که بودم( حدودای ۱۴٬ ۱۵ سالگی) پدرم می گفت برای اینکه دچار همچین مشکلی نشی بهتره که همزمان با چند نفر دوست باشی( هم زمان عاشق چند نفر باشی و یا اونا عاشقت باشند)؛ که اگه یکیشون رو از دست دادی خیلی سریع یکی دیگه جاش بذاری.... البته خب ابن برای دوستی های توی اون سن جواب میده شاید...ولی در مورد عشق و عاشقی و اینجور چیزا یحتمل بهترین دارو و درمان ملاقات با عزراییل عزیز می باشد. ( منبع :لیلی و مجنون٬ شیرین و فرهاد٬ ... این آخری ها تایتانیک)
a Balootak reader
February 21, 2008 04:46 PM
It is never easy but people have to learn life is too big , there is much to see and so many people left to meet...I personaly would just think one season is finished in my life and a new one is to start...I belive first we need to be in love with ourselves... this comse first and is not easily broken. what can bother someone who is independent and in love with her/him self?
sara
February 22, 2008 01:23 PM
این مرهمی بود زمان باحال بود مال سریال لبه تاریکی بودش
تنها چاره اش گذشت زمانه ولی اونهم کاملا جواب نمیدهه .من کسانی رو دیدم که با اینکه تو رابطه جدیدی هستند هنوز سایه رابطه قبل رو سرشونه
چه عجب این صفحه بلاخره باز شد
بایرامعلی
February 23, 2008 12:05 AM
این مرهمی بود زمان باحال بود مال سریال لبه تاریکی بودش
تنها چاره اش گذشت زمانه ولی اونهم کاملا جواب نمیدهه .من کسانی رو دیدم که با اینکه تو رابطه جدیدی هستند هنوز سایه رابطه قبل رو سرشونه
چه عجب این صفحه بلاخره باز شد
بایرامعلی
February 23, 2008 12:05 AM
این مرهمی بود زمان باحال بود مال سریال لبه تاریکی بودش
تنها چاره اش گذشت زمانه ولی اونهم کاملا جواب نمیدهه .من کسانی رو دیدم که با اینکه تو رابطه جدیدی هستند هنوز سایه رابطه قبل رو سرشونه
چه عجب این صفحه بلاخره باز شد
بایرامعلی
February 23, 2008 12:28 AM
هوم... همین دیگه! زمان فقط. البته نه زمان برای فراموشی، زمان برای بزرگ شدن به معنای سنگدل شدن و یه کم بدجنس و بی رگ شدن که به خصوص برای اناث ایرانی بسی ضرورت داره
Nickie
February 24, 2008 02:29 PM
be nazaram behtarin darman adam darmaie age nbetooni be farde digei del bebandi taghriban hale age natooni bayad hamintori behesh fekr koni.marhami bood zaman.... ham avale seriale labe tariki in sher ro mikhoond!
leila
February 24, 2008 11:58 PM
گاهن با دادن زمان برای از یاد بردن رابطه موافق نیستم....یاد جمله ی اسکارلت که فردا به هش فکر می کنم..بعضی وقت ها این فردا خوب نیست که شکل بگیرد..اقدام در لحظه خوب است انجام بگیرد.....از نظر روان کاوی هر چیز کوچکی در روان آدم تاثیر دارد و در گوشه ی ذهن لانه می کند فقط شدت ان متفاوت است..اگر رابطه ای منطقی تمام شود به نظرم اگر بتوان به گونه ای وابستگی جسمی را جبران کرد می توان وابستگی احساسی را زودتر از حالت قبل تعدیل کرد
inanna
February 26, 2008 07:19 AM
man fekr mikonam ke mesl ye zakham ast ke belakhare josh mikhorad,baraye bazi ha zoodtar baraye bazi ha dirtar,behtarin darman insat ke sai nakoni faramoshash kardankoni,say dar pida kardan moghaser nakoni,say nakoni cizi yadat beravad,chon ta akharin lahziee ke say dar farmosh kardanash mikoni bishtar yadat mimanad va bishtar azyat mishavi,...
agha leila
February 26, 2008 08:36 AM