
linkdump
اگر شما ریس وبلاگستان بودید چه میکردید؟
واقعا من چرا فکر میکنم وقتی میخندم صدام قشنگتر میشه؟ واقعا اینطور نیست!
اینهم چهارشنبه سوری اینور آبیها
تلوزیون ایرانیکن
اهم
وای!این انگشترها چه قشنگن!
برنامه نوروزی دانشگاه سن فرانسیسکو
جزییات بیشتر را اینجا ببینید.
حق باکره بودن
احترام به انتخاب انسانها
چه میدانند مرز یعنیچه
روایت زن نوشت از فیلم بادبادک
اوباما و هیلاری در مقایسه با لابیست های اسراییل
از امید
روایتی از تاریخ معاصر جنبش زنان
زارا امجدیان. رادیو زمانه
بنی آدم
این ویدو بغض آورد و لبخند
من دلم ایر رو میخواد ایر منو نمی خواد
با صدای استاد جلال همتی خوانده شود.
[آرشيو]
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
powered by
Movable Type 3.2RSS | Atom
search
developed by
hamidreza [dot] com
« ما سه نفر بودیم.( قسمت نهم و آخر)
صفحه اصلی
همینطوری »
یک روزمره طولانی
۱. قرار بود آخر هفته گذشته به دو عزیز در جایی آنور دنیا زنگ بزنم. یادم هم بود. مریض بودم. سرمای سخت. صدایم درنمیآمد. گفتم بخوابم شاید بهتر شوم. دو روز گذشت و من زنگ نزدم. بعدش آنقدر شرمنده بودم که دیگر اصلا رویم نشد کاری بکنم. حتی یک ایمیل بزنم. الان هم نمیدانم چه کنم. میدانم فقط کمکاری خودم بود. حالا اگر بخواهم زنگ بزنم باید جدا جدا بهشان زنگ بزنم. همه مزه اش به این بود که وقتی باهمند بشود بحرفشان گرفت. حالا یک هفته است نشسته ام و غصه میخورم.
۲. سرما خوردگی ام خوب شد اما دو روز تمام روی ابرها بودم از شدت آنهمه قرص و شربت روزانه و شبانه. سر یکی از کلاسها هم دستیار یکی از استادّها آمد بیدارم کرد.
۳. دلم میخواهد تابستان بروم آفریقا. با یکی از استادها که تابستان در رواندا تدریس میکند صحبت کردم. فقط نمیدانم میشود که سه ماه تابستان را آنجا ماند یا نه. با توجه به اینکه برای واحدهای تابستان هم برنامهریزی کرده ام.
۵. دلم عجالتا یک سفر چند روزه میخواهد. حالا آفریقا پیشکشمان. شیکاگو چرا مرا نمیطلبد پس؟
۶. حضرات لس مشنگس! آن سفر شیکاگو را هم نخواستیم. بیایید پنج نفری یک بار دیگر برویم جنوب! یا نه. اینبار برویم شمال. اورگان چطور است؟
۷. یک دختری آمد سر یکی از کلاس ّها و گفت تو ایرانی هستی؟ گفتم آره. بعد گفت کرا حر یعنی چی؟ والا من هم نزدیکترین چیزی که به نظرم آمد کره خر بود. بعد کاشف به عمل آمد که دوست پسر ایرانی خانم ایشان را کره خر مینامند که با ترجمه آًقا پسر محترم میشود سوَییت هارت!! من هم که دیدم کار را خراب کردم سعی کردم یکجوری ماست مالی اش کنم که لابد آن پسر آنطور یاد گرفته و تقصیر خودش نیست. اما فکر نکنم درست شده باشد.
۸. من از یک محیط اداری خیلی خیلی رسمی پرت شده ام وسط یک سری آقایان و خانمهای بسیار بسیار متفاوت. حالا باید بگویم که اینروزها سرکار عشق میکنم و تمام روز حرفهایمان طوری است که اگر قرار بود در محیط قبلی گفته شود فقط باید جاییش بوق میگذاشت.
۹. اولين آخر هفته بعد از شش هفته است که هوا خوب است. دلم يک پياده روی سير میخواهد. از همانها که بعدش از خستگی و درد پا فقط بخواهی بخوابی.
۱۰. حالم خوب است. يعنی تلقين میکنم که خوب بشود. يک ذره از دست خودم دلخورم که انرژی ام کم شده و حوصله معاشرت را ندارم.
English Weblog
archives
by dateFebruary 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
آفریقا چرا؟ شیکاگو برفاش که آب شد میطلبه، خوبم میطلبه.
نون-جیم
February 9, 2008 02:53 PM
کر به زبان کردی یعنی پسر شاید دوست پسرش کرد بوده
کی به دوست دخترش میگه کره خر
لوا:
والا من دیگه به اون جزییات واقف نبودم. چیزی که در اون لحظه به نظرم رسید گفتم. چه می دانستم آقای دوست پسر گرامی کجاییند؟
behdadbor
February 9, 2008 04:46 PM
Yellowstone, we gotta go to yellowstone natinal park this summer. we can start plan it now.
check it out:
http://www.nps.gov/yell/
Mehran
February 9, 2008 11:36 PM
oon baroone ke gharar bood seil beshe hameye barfaye ma ro aab kard, ye rast biya Urbana:D
jeerjeerak
February 10, 2008 12:25 AM
من اشتباه ميبينم يا اين مطلب قسمت 4 ندارد؟
خوش بگذرد:)
ميثم
February 10, 2008 07:05 AM
In mardayed irani hame ja bayad ye khod namee konnan ,ke neshun bedeh az jameeh umadan ke har ruz be anavine mokhtalef mard salartar mishe..mese majaraye akhir ..jologiri az vorud dokhtara be daneshgah be khatere inke pesara dost nadarn beran daneshgah be noei tanbih dokhtara be khatere kam karii agha pesara...
mayra
February 10, 2008 01:12 PM
I am game for anything with Los Mashangs!
Nazy
February 10, 2008 08:09 PM
if that's in summer, count me in for yellow stone too! zemnan in Hajimoon gom nashodan pas, inja saro kallashoon peyda mishe zaheran;)
لوا:
کدوم حاجی؟ مهران رو میگی؟
jeerjeerak
February 11, 2008 11:14 AM
حالا نظر مهران و نازی رو پابلیش میکنی نظر منو سانسور میکنی خوشم باشه
من به دیوان لاهه شکایت میکنم خانوم شما نظارت استصوابی میکنی
:)))
لوا: حالا پابلیش بکنم چی میشه جناب؟
شما اول برو تحقیق کن ببین من اصلا کامنتی از شما داشتم یا نه؟ اول تحری حقیقت بکن. پرس و جو بکن. جناب بایرام. بنده غلط بکنم به اضافه کارهای دیگه اگه کامنت شما رو پابلیش نکنم. من ...کی باشم که کامنت شما رو پابلیش نکنم؟
ولی خدایش کامنتی نداشتم. بیا خصومت ها ر وکنار بذاریم و تو دوباره برای من کامنت بذار. من اصلا جای خود پست می نویسمش. چطوره؟
بایرامعلی
February 12, 2008 12:13 AM