« میم صفحه اصلی از هر دری... »

یک شاهکار تبلیغاتی


مدتها بود تبلیغی اینطور مرا به وجد نیاورده بود.

January 15, 2008 02:02 PM

Comments

عجب تبلیغی بود .. آفرین به مانستر ... چه مغزی این رو به تصویر کشیده بود ...

آی من بدم میاد از دوشنبه ... تو بیکاری هم دوشنبه صبح زود با احساس بد بیدار میشم ...

مرسی از تقسیم

خیلی جالب بود، اما راستش من اول فکر کردم که اینها دارند سعی می‌کنند که از انرژی خورشید استفاده کنند!

لوا:
خوب احتمالا آخرش متوجه شدی که اینطور نیست؟
خوبی شما خانم جان؟

خیلی جالب بود

در شاهکار بودنش تردیدی نیست، اما در «کوچک» بودنش تجدیدنظر کنید خانم لوا جان

لوا:
اثری که پای شما را به اینجا باز کند البته که نباید کوچک باشد. چشم. به خاطر گل روی شما و البته جهت احترام به نظر شما که کارشناسانه ترین نظرها است آن کلمه را هم برمی دارم.

منظورم از کوچک البته این بود که شاید دیده نشود. اما این دیده نشدن چیزی از شاهکارش کم نمی کند.

ای وای! باور کنید اصلاً دلم نمی خواست چنین دخالتی در نوشته شما بکنم. می دانید که خود من هم آن واژه «کوچک» را دوست دارم و بسیار به کار می برمش، درست به همان معنایی که در ذهن شما هم هست. حالا به خاطر «گل ِ روی» خودتان، آن واژه را برگردانید سر جایش. آن طوری زیباتر است

عجب فکر هوشمندانه ای پشت این کار کوتاه بود حظش رو بردیم
این اول هفته ها همیشه همینند شنبه کوره خودمان یادت رفته؟

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)