
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
ERROR: Blogroll is currently inaccessiblepowered by
Movable Type 3.35RSS | Atom
search
ترک سیگار
من به معنای کلمه سیگاری نیستم. ماهی یک دانه آنهم وقتی بهت تعارف شود و تازه حال داشته باشی حساب نیست. اما عاشق بوی سیگارم. این را همه دوستان سیگاری ام می دانند. حالا من یک مشکلی دارم این است که همه دوستان سیگاری ام می خواهند سیگارشان را ترک کنند. یک دوست آمریکایی دارم که از وقتی دیدمش قصد داشته ترک کند. امروز که با هم حرف می زدیم گفتم بابا جان تو از این سیگار کشیدن لذت می بری. خودت هم میدانی که ترک نخواهی کرد. پس برای چی هر سال از این تصمیم ها می گیری که ترکش کنی؟
واقعا ها. اگر سیگاری هستید و از سیگار کشیدنتان لذت می برید - همانطور که من از چای خوردنم- خوب چرا می خواهید ترک کنید؟ مگر این تنها کار خطرناکی است که در زندگیتان می کنید؟ هزار و یک جور کار خطرناک تر را هر روز به کرات انجام می دهید. این غذاهای چرب و کافیین بیش از حد و ورزش نکردن و همه اینها به همان اندازه خطرناکند. خوب لااقل سیگار کشیدن لذت دارد. یک ذره هم بیشتر عمر را کم نمی کند.
درست است که من از موضع لذت حرف می زنم و نه عقل و علم ولی خوب از من به شما نصیحت. اگر از سیگار کشیدن لذت می برید و خودتان هم می دانید که ترک نخواهید کرد از این تصمیم ها نگیرید. بگذارید غیر سیگاری های عاشق بوی سیگار هم لذت ببرند.
پی نوشت: الان یک متخصص سیگاری سابق- ترک کرده چهار سال قبل- آمدند و گفتند مسئله فقط لذت نیست. خیلی وقتها باید از لذت به خاطر خیلی چیزهای دیگر و نه مثلا سلامتی گذشت. دلیل اصلی ایشان مثلا برای ترک سیگار این بود که نمی خواست وقتی فرد مورد علاقه اش را می بوسد هر دفعه نگران بوی بدن و دهانش باشد! این هم لابد حرفی است.
English Weblog
archives
by dateNovember 2009
October 2009
September 2009
August 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
اجازه دهید این پست را نامزد خودخواهانهترین توصیهی غیربهداشتیی سال ۲۰۰۸ بکنم!
لوا: آره دیگه. به این میگن شهرت به هر قیمتی دکتر جان. نامزد شدن به هر قیمتی!
SoloGen
January 5, 2008 12:27 AM
منم لوا جان باهات موافقم. من این آدما رو درک نمی کنم که تمام عمرشون میگن میخوان سیگار رو ترک کنند ولی حتی فکر نمی کنند که باید از کجا شروع کنند.
به نظر من اگه یکی دوست داره سیگار بکشه ، بکشه. ولی اگه نمی خواد بکشه راه حلهای زیادی وجود داره.
به نظر من اینجور آدمها فقط به خاطر نگرش جامعه است که هی می گن میخوان سیگار رو ترک کنن.هر چند که به نظر من با اینکار لذت کشیدن سیگار رو هم برای خودشون از بین می برن.
خوش باشی
مسافر
January 5, 2008 3:12 AM
سوراخ منطقی نوشته ات در اینجاست که فرض رو بر این گذاشتی که تنها ایراد سیگار کشیدن اینه که عمر رو کوتاه می کنه. در حالی که اینطور نیست... سیگار کشیدن به آرومی سلامت کلی انسان رو از بین می بره و باعث میشه که روز به روز شانس لذت بردن از زندگی کمتر بشه. در نهایت آدم به جایی میرسه که فقط در اون چند دقیقه ای که سیگار میکشه خوشحاله و در باقی مواقع شاکی و ناراضیه.
در ضمن میشه خواهش کنم که تو با آتیش بازی کنی تا من از بوی سوختن انگشتات لذت
ببرم؟
لوا: بنده عرض کردم از دیدگاه عقل و منطق حرف نمی زنم در نتیجه این نوشته پر از سوراخ خواهد بود شما فقط یکدانه اش را پیدا کردی فرهمند جان.
در مورد سوختن انگشت هم جوابتان منفی است. همانطور که جواب خیلی ها به خواهش من در مورد سیگار کشیدن منفی است.
Farahmand
January 5, 2008 4:46 AM
این اولین باره که می بینم کسی عاشق بوی سیگاره...باید نامزد عجیب ترین عشق بشی:)
فرین
January 5, 2008 8:02 AM
شاید به این پست ربطی نداشته باشد اما یکی از خوانندگان من در مورد کنفرانس دکتر هلاکویی در طرفهای شما برایم لینکی گذاشته بود http://www.holakouee.com/events.php
من نمی شناسمش اما می گفت که خوب است و به خاطر سه تخصصی که دارد حرفهایش جامع است. اگر دوست داشتی دوستان آن طرفی را هم مطلع کن. شاد باشی
بابک
January 5, 2008 8:17 AM
من از بوی قلیون خوشم میاد
ولی واقعا چطوری کسی می تونه از سیگار خوشش بیاد ؟
اگه هم بیاد این تنها چیزی نیست که آدم ازش خوشش میاد
ممکنه کار به جاهای باریک برسه
حالا ببین من کی گفتم!
pary
January 5, 2008 9:13 AM
یه مشکل دیگه اینه که تو میخوای سیگارو ول کنی٬ ولی اون تو رو ول نمیکنه.من یکی رو میشناسم که گاهی سیگار می کشه( نهایت ۱ پاکت در سال) ولی هربار که میکشه کلی خاطره باهاش زنده می کنه و یا گاهی بغض تو سینه اش رو همراه سیگار٬ به آرامی و بی سر و صدا٬ دود میکنه و بیرون میده.در مورد بوی بدش من هم موافقم.فکرشو بکنید٬ بعد از یه غذای سیر دار که با پیاز سرو شده باشه٬ یه سیگار هم بیاد روش..چی میشه..... بلا به دور ....
a Balootak reader
January 5, 2008 1:27 PM
آره نوشته ت مثل آبکش می مونه :))شوخی کردم ولی ببین
1) اگه از دیدگاه عقل و منطق حرف نزنی حرفهات غلط از آب در میاد.. ایز دت آلرایت؟
2) مطلبت جند تا استدلال توش هست یعنی یک بیس منطقی داره. مثل اونجایی که گفتی چربی ها و کافئین خطرش بیشتر از سیگاره. درسته؟
3) ببین علت اینکه من از اول این سوراخ منطقی رو بهت گزارش دادم اینه که ترادیشنالی فارسی گویان برای حرفهاشون دلیل میارن ولی استدلال هاشون درست از آب در نمیاد چون همیشه از روی یه چیزهایی می پرن. مشکل اینجاست که یک سوراخ منطفی تمام استدلال رو باطل می کنه و باعث میشه که نتیجه گیری نادرست بشه. بخاطر همین من به سوراخ های منطقی حساس شدم و هروقت یدونه ببینم زود گزارش میدم!
4) در مورد اینکه خواننده یه annoying ی هستم باهات موافقم.
5) در جواب اینکه خواهشم رو نپذیرفتی باید بگم
I insist!!!
Farahmand
January 5, 2008 9:37 PM
لوای نازنینم،
این یکی رو باهات موافقم نیستم به هیچ وجه.
پس اون دوستانی که سیگاری هستند و دود و بوی سیگار ناراحتشان میکند و یا کودکانی که در اطراف آدمهای سیگاری زندگی میکنند چی؟
سیگار مثل قهوه نیست که فقط ضررش به خود شخص برسه... دود خیلی راحت به جاهایی که نباید سفر میکنه.
فرق سیگار با همه این هایی که شمردی (کافیین و غذای چرب و ورزش نکردن) انحصاری نبودن ضررشه.
با عشق
--سوسکی
لوا: سوسکی جانم
گفتم که از منظر دل خودم و خودخواهی ام یک حرفی زدم. حرف علم و عقل و سلامتی که نبود که. البته که حرف شما صد درصد درسته و من هم با سیگار کشیدن در جاهای عمومی مخصوصا جلوی بچه ها موافق نیستم. حرفم حرفی دلی بود از روی هوس.
سوسکی
January 5, 2008 11:06 PM
برای ماهی یک نخ سیگارتان، آدرس ما را میدهید خدمت جناب ملک الموت؟
باشد خیالی نیست!
zebelkhan
January 6, 2008 8:08 AM