« IronicIranian صفحه اصلی بسیار سفر باید... »

می گم دلم برف می خواد. میگه خوب راهی نیست. سوار ماشین بشیم چهل و پنج دقیقه ای به برف می رسیم. میگم نه. از اون برفا نمی خوام. از این برفا که تو خود شهر میاد و دم پله ها برف میاد میخوام. از اونها که آدم مجبوره لباس عادی اش رو بپوشه بره توش. نه از اونها که با لباس اسکی بره. نمی فهمه که.

January 3, 2008 09:32 AM

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)