« خاطرات من از کلبه صفحه اصلی »

حکایت ما و پوستین مذهبیون

حکایت ما و این سیاسیون مذهبی حکایت همان پوستین است که به طرف می گفتند پوستین را رها کن که الان غرق می شوی و طرف گفت که پوستین را من رها کردم پوستین مرا رها نمی کند.

آن از مملکت گل و بلبل خودمان که زدند با قاطی کردن سیاست و مذهب پدر صاحابش را در آوردند این از مملکت المثنیی مان که می آیند از کاندیدای ریاست چمهوری اش می پرسند آیا به همه کلمات انجیل اعتقاد داری یا نه و امروز هم به حمدلله چشمان- گوشمان- به سوال گزارشگر رادیوی ملی عزیز کرده مان از میت رامنی روشن شد که حالا که شما گفتی به کلمه کلمه انجیل اعتقاد داری تکلیفت با آفرینش و بحث داروین در کتابهای مدرسه چیست؟

کم مانده یواش یواش از کاندیدا ها استفساط کنند و کتاب فقه تحویل بگیرند.


شاید مربوط:

این برنامهNOVA چند وقت قبل در مورد این بحث داروینیسم و مذهبیون آفرینشی در مدارس امریکا خیلی جالب است. اگر امکان دیدن ویدو را ندارید همه متنش هم آن پایین صفحه است.
گفتیم میاییم بلاد کفر خلاص می شویم حالا دینداریشان ولمان نمی کند.

December 3, 2007 06:36 PM

Comments

از این بحت تکامل خیلی خوشم میاد چون ادیان رو شدیدا زیر سوال می بره....انقدر جالب بود که سرکار نشستم تمامش رو خوندم....

salam, in kalameye استفساط be nazaram kami ajib umad. shayad manzuretun Estefta bude, shayad ham man in kalama ro nashnidam :)

Just wanted to let you know that I can't wait for my lunch time, and have a free minute to read Baloot. I love it. you write so well. why don't you open a coloum in some newspaper? like sex and the city? I'm serious.

Leva:
May be because i dont have enough support from my familiy!!
Hey mona, Raha got a new car and i named it period!! just let you know ahead of time and you can not beleive what they ( Raha and Vahid ) did last night in Express! i tell you later! ( i dont know i m supposed to tell or not by the way)

And i m very honord you are coming here and read baloot. Thank you so much for you support and hame chi. jigaramil.

خود مرحوم آن شيخ اگر مي دانست نمي گفت
سياست ما عين ديانت ماست
و ديانت مان عين سياست مان

That Nova program was awesomely perfect. I loved it. thanks for the link

یک روزی٬ یه آقایی ظاهرا به اسم آقای ماکیاولی ( میگن ایرنی بوده ٬ خدا میدونه) گفته است که :
هدف وسیله را توجیح می کند.ظاهرا این کاندیداهای محترم غیر از انجیل کتاب های این اقا رو هم خوانده اند.

منم دومین چیزی که وقتی اومدم توجه‌ام رو جلب کرد (اولیش این بود که مردم با لباس خونه میان بیرون!) این بود که چقدر ملت مذهبی‌ان بابا. یادمه روزهای اول توی ماشین‌هایی که کنار خیابون پارک شده بود نگاه می‌کردم و باورم نمی‌شد که چند نفر انجیل دارن یا صلیب آویزون کردن.

میگم قضیه این استفساط چی بود؟ نکنه همون استفساره؟

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)