
linkdump
اگر شما ریس وبلاگستان بودید چه میکردید؟
واقعا من چرا فکر میکنم وقتی میخندم صدام قشنگتر میشه؟ واقعا اینطور نیست!
اینهم چهارشنبه سوری اینور آبیها
تلوزیون ایرانیکن
اهم
وای!این انگشترها چه قشنگن!
برنامه نوروزی دانشگاه سن فرانسیسکو
جزییات بیشتر را اینجا ببینید.
حق باکره بودن
احترام به انتخاب انسانها
چه میدانند مرز یعنیچه
روایت زن نوشت از فیلم بادبادک
اوباما و هیلاری در مقایسه با لابیست های اسراییل
از امید
روایتی از تاریخ معاصر جنبش زنان
زارا امجدیان. رادیو زمانه
بنی آدم
این ویدو بغض آورد و لبخند
من دلم ایر رو میخواد ایر منو نمی خواد
با صدای استاد جلال همتی خوانده شود.
[آرشيو]
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
powered by
Movable Type 3.2RSS | Atom
search
developed by
hamidreza [dot] com
« ژانر وبلاگی- قسمت سوم
صفحه اصلی
برگ و سنگ »
ژانر وبلاگی - قسمت چهارم:
دست هایم را در باغچه می کارم. سبز خواهم شد. می دانم . می دانم. می دانم.
تاریخ: روز بعد از نوشتن اولین پست وبلاگستان فارسی به دست سلمان جریری.
English Weblog
archives
by dateFebruary 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
من دوست آیدا هستم بیا وبلاگ منو هم ببین و آرشیو هامو
pppooonnnyyy
November 18, 2007 01:41 PM
ژانر پنجم
دیروز از سازمان حقوق بشر زنگ زده بودند. میخواستند حالم را بپرسند. به تلخی گفتم خوبم خوبم و آرام گریستم
پدر فنزی
November 18, 2007 03:05 PM
شما برای این که ژانر وبلاگی بنویسی باید وبلاگستان رو یه کم بهتر از این حرف ها بشناسی. یعنی یه کم آدم های
پشت وبلاگ ها رو بهتر بشناسی تا بدونی که چرا بعضی ها از بعضی ها محبوب تر هستند و بعضی ها یکی دو سالی معروف می شن و بعد بعد جوگیر می شن و از چشم همه می افتن، وگر نه این اتفاق بد می افته که
ژانر "ّبلوط" تبدیل می شه به ژانر "زیتون"
لوا:
کتی جانم. نمی دانم چرا نوشته ای که به نظر من طنز آمد و من هیچ فرد خاص یا بلاگ خاصی مخاطبم هم نبود اینطور سو تفاهم ایجاد کرد. اعتقاد ندارم که وبلاگ بلوط وبلاگ محبوبی است چرا که آدم پشت این نوشته ها آدم محبوبی نیست و نمیتواند خودش هم نباشد.
طنز نوشتن هم اگر بلد بود اینطور سو تفاهم ایجاد نمی کرد.
در تجربه شما و بی تجربگی من هم شکی نیست. من قصدم هیچ نبود. فقط طنز بود.
من جو گیر نشده ام. نمی دانم چرا این سو تفاهم ایجاد شد. فکر می کنم باید الان رسما از وبلاگستان معذرت خواهی کنم. هر چند منظور من هیچ فرد خاصی نبود.
سایه
November 18, 2007 10:11 PM
شما را التماس مي كنيم آدرس دومي ابتياع نماييد، يا اگر قبلن نمودهايد، پرايوتن يا عمومين اطلاع دهيد.
با احترام
لوا:
اون پرایوتن که رسما مرا کشت!.
چشم کیوان جان. میدانم باید اینکار را بکنم. شاید در بلاگ اسپات. یکمقدار وقت دهید. به روی چشم.
( یک آدم داوطلب هم پیدا کنید که بیکار باشد و بتواند به امور فنی بنده برسد بد نیست!!)
k1-35
November 19, 2007 04:03 AM