
linkdump
اگر شما ریس وبلاگستان بودید چه میکردید؟
واقعا من چرا فکر میکنم وقتی میخندم صدام قشنگتر میشه؟ واقعا اینطور نیست!
اینهم چهارشنبه سوری اینور آبیها
تلوزیون ایرانیکن
اهم
وای!این انگشترها چه قشنگن!
برنامه نوروزی دانشگاه سن فرانسیسکو
جزییات بیشتر را اینجا ببینید.
حق باکره بودن
احترام به انتخاب انسانها
چه میدانند مرز یعنیچه
روایت زن نوشت از فیلم بادبادک
اوباما و هیلاری در مقایسه با لابیست های اسراییل
از امید
روایتی از تاریخ معاصر جنبش زنان
زارا امجدیان. رادیو زمانه
بنی آدم
این ویدو بغض آورد و لبخند
من دلم ایر رو میخواد ایر منو نمی خواد
با صدای استاد جلال همتی خوانده شود.
[آرشيو]
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
powered by
Movable Type 3.2RSS | Atom
search
developed by
hamidreza [dot] com
تازگی ها دقت می کنم در رفتار آدمهایی که سالهاست اینجایند. ایران را قبل از انقلاب یا همان سالهای اول بعد از انقلاب ترک کرده اند. همه هم لزوما سلطنت طلب یا طرفدار این اپوزیون های عجیب و غریب نیستند. مردم عادی هستند مثل من. سرشان به کار و تجارت و زندگی شان است. هنوز هم عاشق قرمه سبزی اند و فرق شیرینی نخودی خوب و بد را می فهمند.
اما رفتارشان چیزی کم دارد. چیزی گم کرده اند انگار. دیگر نه اینجایی اند نه آنجایی. شاید هم همان آنجایی بیست سال قبل مانده اند. شوخی هایشان برای ما جالب نیست. عقایدشان هر چقدر هم امروزی باشد هرچقدر هم بی بی سی و زمانه و گویا بخوانند باز هم انگار خیلی دورند.
یکی می گفت می روم ایران برای دعوا با برادرم برای ارث و میراث. شاید دستگیرم کردند و ممنوع الخروج شدم. تجسمش از دعوا دعواهای کافه ای لاله زار است هنوز.
.......
انگار دارم دچار همان درد هایی می شوم که روزهای اول و سال های اول منتقد بزرگش بودم. شاید برای این است که دیگر در جمع ها ساکت تر می نشینم و تا آخر یک مهمانی را می توانم بدون بهانه کردن سردرد و تلفن وضعیت فوری ساختگی تحمل کنم.
لابد دو سال دیگر هم که بگذرد یک تابلوی "چو ایران مباشد تن من مباد" و "مجسمه فروهر" هم به خانه ام اضافه می شود...
شاید مرتبط: اشمئزار
پی نوشت:
یک نفر الان ایمیل زد که خاک تو سرت. معنی پست سیاه را نفهمیدی. آن داشت به تو و امثال تو تیکه می انداخت. تو خودت مصداق اینی. یاد آن جک عامه پسند افتادم که طرف به یکی در وبلاگش فحش می داد با نیش و کنایه بعد خود طرف میامد در بخش نظرات از آن تعریف و تمجید می کرد. حالا حکایت ما شده لابد با این چیزی که این خواننده عزیز فهمیدند.
English Weblog
archives
by dateFebruary 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
آن دلقک ایمیل پران چرند گفته است خانم.
میرزا
November 9, 2007 10:12 AM
یکی می شه جریان مجسمه فروهر را برای من بیسواد توضیح بده؟
Mehran
November 9, 2007 10:19 AM
لوا جان من و تو میدانیم که من از که ها نوشته ام و تو از که ها میگویی. اینها اصولا بین ماها و دوستانمان پیدا نمیشوند خودت هم میدانی. نه کسی از یک فروهر انداختن آن مدل میشود نه از نیانداختنش وطن فروش.
محبت کردی. من امروز به پیام زنگ زدم فکر کنم همه مان این مدل آدم ها را دیده ایم بنابر این بحثی سرش نیست.
راستی بچه ها را جمع کن میخواهم ببرمتان خواستگاری :)
سیاهُ
November 9, 2007 09:17 PM
Leva Jan: For you my beautiful Saravi Iranian friend.
http://www2.irna.ir/fa/news/view/menu-158/8608163531130320.htm
Nazy
November 9, 2007 09:30 PM