« باید کاری کنیم که تا صدسال آینده همه ایرانی شوند! صفحه اصلی آینه عبرت »

می‌گفت هرگز مخاطب نبايد خودسانسوری بياورد. هرگز فراموش نکردم. مخاطب آزاد است، بخواند يا نخواند، سر بزند يا نزد. او ميهمان است و هزار منزل ديگر برايش مهيا است، ولی ميزبان جايی جز خانه ندارد که آن هم به پسند ديگری باشد. برای همين بايد و نبايدهايی که خواننده برايم می‌نويسد مضحک است. هزار بار خواسته‌ام دکان نظرخواهی ببندم ولی هر بار تا يقين کنم کسی می‌رسد چيزکی می‌نويسد، چنان که گويی از تو بهتر مقصود را خوانده و تکلمه‌ای بر آن. می‌گويی باشد که گه‌گاه چنين شوق کنی از چند يار قديم و جديد چيزکی بخوانی.

( از اینجا )

October 13, 2007 08:32 AM

Comments

به نظرم این موضوع برمیگرده به یک نوع شرم از خواننده...!
اکثر وبلاگ نویس ها هم کم یا زیاد این حس رو دارن...

سلام
آدم اگر اين جا راحت نباشه كجا راحت باشه
من يك دوست دارم توي كانادا وبلاگ نويسه گير داده كه اين جا بي ادبانه ننويس
پرسيدم پس من كجا فحش بدم كه كسي بشنوه و من خالي بشم و خيالم راحت بشه كه كسي شايد همدردي كنه
راحت باشه هرچي نوشتي من يكي مي خونمش

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)