
linkdump
اگر شما ریس وبلاگستان بودید چه میکردید؟
واقعا من چرا فکر میکنم وقتی میخندم صدام قشنگتر میشه؟ واقعا اینطور نیست!
اینهم چهارشنبه سوری اینور آبیها
تلوزیون ایرانیکن
اهم
وای!این انگشترها چه قشنگن!
برنامه نوروزی دانشگاه سن فرانسیسکو
جزییات بیشتر را اینجا ببینید.
حق باکره بودن
احترام به انتخاب انسانها
چه میدانند مرز یعنیچه
روایت زن نوشت از فیلم بادبادک
اوباما و هیلاری در مقایسه با لابیست های اسراییل
از امید
روایتی از تاریخ معاصر جنبش زنان
زارا امجدیان. رادیو زمانه
بنی آدم
این ویدو بغض آورد و لبخند
من دلم ایر رو میخواد ایر منو نمی خواد
با صدای استاد جلال همتی خوانده شود.
[آرشيو]
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
powered by
Movable Type 3.2RSS | Atom
search
developed by
hamidreza [dot] com
مهر آباد
شب یک شنبه بود. بدترین وقت هفته. می دانی که باید زود بروی بخوابی که فردا روز از نو روزی از نو. نشسته بودم روی تخت و خوابم نمی آمد. دلم می خواست با کسی که خودم باشد حرف بزنم.
زنگ زدم به ن.دوستی خیلی دور. صدایم را نشناخت. گفت شما؟ گفتم والا تا چند سال قبل دوست بودیم ظاهرا دیگر نیستیم که صدایم را نمی شناسی. ظاهرا واقعا نشناخته بود.
گفتم فلانی هستم. گفت پس چرا شماره ایرانسل افتاده روی موبایل من؟ من هم کم نیاوردم و گفتم به خاطر اینکه بنده الان در مهر آباد هستم. فکر کردم خودم می توانم از اینجا بیرون بروم حالا دیدم نمی توانم. بیا دنبالم.
دلم لرزید. بعد فکر کردم چقدر خوب بود اگر الان مهر آباد بودم و واقعا قرار بود بیاید دنبالم. بحث را باختم وقتی گفت اگر راست می گویی قطع کن که من به همین شماره - که من ادعا کرده بودم شماره آقایی در فرودگاه است که من موبایلش را قرض گرفته ام- زنگ بزنم.
نمی دانم. شاید وقت خواب بود و فقط صدایم عوض شده بود. دلم اما لرزید.
English Weblog
archives
by dateFebruary 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
اتفاقا ما هم ميخوايم بريم سن ديگو کبابي باز کنيم
s
October 8, 2007 10:01 AM
عزيزم اين بار بياي از مهرآباد نمياي از فرودگاه امام خميني مياي يادت باشه اين بار خواستي دوستاتو امتحان كني سوتي ندي:)
لوا:
والا پدرم که همین ماه گذشته رفتند و برگشتند پروازهاشون از مهر آباد بود. ظاهرا خط های خارجی امام خمینی رو قبول ندارند. اطلاعاتم در این زمینه بدک هم نیست. ارادت.
aida
October 8, 2007 02:04 PM
You will always be welcome wherever you go sweet Leva. No need to go to Tehran for now, come to the Bay Area and you will see who knows you, loves you, and is always happy to see you.
Nazy
October 9, 2007 01:00 AM
حالا اون دوست قرار شد دنبالت بياد يا نه ؟
حالا نه مهرآباد اما خيلي برام پيش اومده دوست داشته باشم چشمامو ببندم و وقتي باز ميكنم همون جايي باشم كه ميخوام، مخصوصا وقتيكه ديرم شده !
Mehdi
October 10, 2007 02:04 AM
..........
naarenj8
October 10, 2007 08:08 PM