
linkdump
اگر شما ریس وبلاگستان بودید چه میکردید؟
واقعا من چرا فکر میکنم وقتی میخندم صدام قشنگتر میشه؟ واقعا اینطور نیست!
اینهم چهارشنبه سوری اینور آبیها
تلوزیون ایرانیکن
اهم
وای!این انگشترها چه قشنگن!
برنامه نوروزی دانشگاه سن فرانسیسکو
جزییات بیشتر را اینجا ببینید.
حق باکره بودن
احترام به انتخاب انسانها
چه میدانند مرز یعنیچه
روایت زن نوشت از فیلم بادبادک
اوباما و هیلاری در مقایسه با لابیست های اسراییل
از امید
روایتی از تاریخ معاصر جنبش زنان
زارا امجدیان. رادیو زمانه
بنی آدم
این ویدو بغض آورد و لبخند
من دلم ایر رو میخواد ایر منو نمی خواد
با صدای استاد جلال همتی خوانده شود.
[آرشيو]
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
powered by
Movable Type 3.2RSS | Atom
search
developed by
hamidreza [dot] com
حسرت
یکی دیگر از لذت های زندگی که بزرگ شدن آن را از ما گرفت, زدن بیسکوییت در چایی و خوردنش بود.
October 6, 2007 06:53 PM
English Weblog
archives
by dateFebruary 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
لوا جان بزرگ شدن خیلی لذتها رو از ما گرفت که یه لذت کوچیک خوشمزه اون همین بیسکوییت تو چایی زدن بود!!ا
لطفا بیشتر بنویس کم کار شدی بچه
لوا:
اگه حرفی برای گفتن داشته باشم دریغ نمی کنم نیما جان. زندگی تکراری شده و قلمم هم. گاهی دلخوشی ام همین چایی و بیسکوییت خوردن عصر شنبه هاست. کم کاری ام را به حساب بی سوژگی زندگی روزمره بگذار که خودم هم امیدوارم تغییری درش ایجاد شود
nima
October 6, 2007 11:38 PM
کی گرفته عزیز جان؟ بیسکوییتتو بزن تو چایی، بخورش، حالشم ببر! ;)
RahiL
October 7, 2007 01:08 AM
این بزرگ شدن نیست که این لذتها و لحظهها رو از ما گرفته. دلیلش دنیای شلوغ و پیچیدهای که خودمان برای خودمان درست کردیم.
Jumper
October 7, 2007 02:31 AM
na koja gerefte! man ke hanooz bazi vaght ha in kar ro mikonam kheyli ham haaal mide!
maakaan
October 7, 2007 04:48 AM
واااي نگو! من هيچ وقت نفهميدم كجاي اين كار بده كه ما رو ازش منع كردن؟
ليلي
October 7, 2007 10:57 AM
میگما یعنی من با 34 سال سن وقتی هنوزبیسکویت رو تو چایی می زنم، هنوز بزرگ نشدم؟
راستی 16 مهر (7 اکتبر) روزجهانی کودک بر شما مبارک باد!
ghazal
October 7, 2007 11:09 AM
يك چيز ديگر را هم گرفت و آن هم چايي خوردن دور هم بود
سردبير ديپلم
October 7, 2007 12:44 PM
آخ گفتی!
javaneh
October 7, 2007 01:27 PM
ترکه میره دم یه مغازه، می گه آقا بیسکوئیت دارین؟ مغازه دار ٍ می گه: مادر خوبه؟ ترکه می گه سلام می رسونه!!
حالا ببینم از اون بیسکوئیت زردهای مینو می زدی تو چائیت یا از اون کرمدارها که من فقط کرم هاش رو به دندونهای پایینم می کشوندم و بقیش رو می نداختم دور یا ساقه طلایی یا مادر؟ راستی مادر خوبه؟!
ساسان
October 7, 2007 03:05 PM
یکی دیگه از چیزهایی که من خیلی حسرتش رو میخورم لیس زدن مقوای روی بستنی لیوانیه
:(
bayramali
October 8, 2007 12:18 AM
کی این لذت رو ازت گرفته لوا جون ؟ من که هنوز هم بیسکوییت رو می زنم توی چایی ! :) بزرگ نشدم یا چی ؟ :)
ژرفا
October 8, 2007 05:17 AM
چه ساده و بی آلایش نوشتی. گاهی اوقات لازمه به همین کوتاهی بنویسیم
موفق باشی
اقاقیا
October 8, 2007 08:37 AM
man ke yadam narafte :d
Imy
October 8, 2007 11:00 AM
بلوط جان حداقل براي اين كه بتونين بيسكويت را با خيال راحت در چاي بزنين بياين فرانسه. جايي كه اين كار عادي تر از هر عادي ديگه ايه!
حقوقدان پاریسی
October 8, 2007 01:34 PM
حالا که دیگه بزرگ شدی، بیسکوییتت رو به جای چای توی شیر (سرد) بزن. چون چای داغه، بیسکوییت بیچاره زود نرم میشه و تا به خودت بجنبی نصفش توی دستت مونده و نصف دیگهش چایت رو تیره و تار کرده!
ساعت شنی
October 9, 2007 02:54 AM