
linkdump
اگر شما ریس وبلاگستان بودید چه میکردید؟
واقعا من چرا فکر میکنم وقتی میخندم صدام قشنگتر میشه؟ واقعا اینطور نیست!
اینهم چهارشنبه سوری اینور آبیها
تلوزیون ایرانیکن
اهم
وای!این انگشترها چه قشنگن!
برنامه نوروزی دانشگاه سن فرانسیسکو
جزییات بیشتر را اینجا ببینید.
حق باکره بودن
احترام به انتخاب انسانها
چه میدانند مرز یعنیچه
روایت زن نوشت از فیلم بادبادک
اوباما و هیلاری در مقایسه با لابیست های اسراییل
از امید
روایتی از تاریخ معاصر جنبش زنان
زارا امجدیان. رادیو زمانه
بنی آدم
این ویدو بغض آورد و لبخند
من دلم ایر رو میخواد ایر منو نمی خواد
با صدای استاد جلال همتی خوانده شود.
[آرشيو]
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
powered by
Movable Type 3.2RSS | Atom
search
developed by
hamidreza [dot] com
« برای خانم امینی و چشم های ملتهبش
صفحه اصلی
تضاد »
جامعه شناسی وبلاگ شناسی
فصل اول:
جدای همه تاثیرات شگرفی که وبلاگها در استقرار دمکراسی پایدار در دوران پست کلنیال در ایران داشته اند باید به نقش آنها در کشف علاقه بی حد و حصر افراد جامعه به مجامعت با اعضای کوچکتر فامیل هم اشاره کرد. از جمله خواهر کوچیکه, خاله کوچیکه و زندایی کوچیکه و البته در این میان زندایی کوچیکه از همه محبوب تر است.
English Weblog
archives
by dateFebruary 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
لوا جونم
میگن نوشته (مکتوب) به دلیل ماندگار بودنش قدرت دارد. ادمها هم کم و بیش دوست دارند که درمورد خودشون بخونن شاید می خوان ماندگار تر بشن شاید یه حس طبیعی خود دوستی یه که باز هم از تلاش برای بقا ناشی میشه
ولی زن دایی رو خوب اومدیا.
ًrrRRoja
October 4, 2007 05:33 PM
به نظر من فقط چند خوابگی!
مهمترین نقشی که وبلاگها در اجتماع ما داشتن از بین بردن تابو های مسخره ای مثل وفاداری عشق و مونو گامی و اینها بوده هر چه ول تر روشن فکر تر
به نظر من باید جامعه به جایی برسه که همه با هم بخوابن
اصولا ما وبلاگنویسها همان جامعه ای که صادق هدایت ازش تنفر داشت رو داریم زنده میکنیم با این تفاوت که اعتقاد داریم انتلکچوالیته هم تازه همینه!!!!
و انشاالله روزی برسه که همه بتونن زیر پنجره همسایه شریک لحظات درد و شهوت شان باشند
صلوات
s
October 5, 2007 02:10 PM
احتمالا منظورت از "مجامعت
" همان مجالست است وگرنه مجامعت كمي بار صكصياش زياد است!
لوا:
نه اتفاقا منظورم همان مجامعت بود و اشاره به این کلماتی داشت که حضرات جستجو گر با آن به بلاگ ها می رسند.
ارادت.
گوشزد
October 10, 2007 09:50 PM