
linkdump
اگر شما ریس وبلاگستان بودید چه میکردید؟
واقعا من چرا فکر میکنم وقتی میخندم صدام قشنگتر میشه؟ واقعا اینطور نیست!
اینهم چهارشنبه سوری اینور آبیها
تلوزیون ایرانیکن
اهم
وای!این انگشترها چه قشنگن!
برنامه نوروزی دانشگاه سن فرانسیسکو
جزییات بیشتر را اینجا ببینید.
حق باکره بودن
احترام به انتخاب انسانها
چه میدانند مرز یعنیچه
روایت زن نوشت از فیلم بادبادک
اوباما و هیلاری در مقایسه با لابیست های اسراییل
از امید
روایتی از تاریخ معاصر جنبش زنان
زارا امجدیان. رادیو زمانه
بنی آدم
این ویدو بغض آورد و لبخند
من دلم ایر رو میخواد ایر منو نمی خواد
با صدای استاد جلال همتی خوانده شود.
[آرشيو]
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
powered by
Movable Type 3.2RSS | Atom
search
developed by
hamidreza [dot] com
« اضطراب
صفحه اصلی
روزمره های پاییزی »
تقدس
این روزها فرماندهان جنگی ارتش باید به کنگره و سنا و رسانه ها در مورد ادامه یا عدم حضور ارتش در عراق و ادامه جنگ و به قول خودشان این باتلاقی که بوجود آورده اند جواب بدهند. تقریبا با همه رسانه های مهم هم این چند روزه مصاحبه کرده اند و به سوالات خبرگزاران از یک طرف و مردم و نمایندگانشان از طرف دیگر جواب داده و می دهند.
فکرم به جنگ ایران بر میگردد. دوران جنگ که کوچک بودم اما خیلی چیزها به وضوح یادم مانده مثل آن وقتی که خانواده باید می رفتند عکس جسدها را می دیدند تا شاید پسر عمه آن زمان گمشده در خط مقدم را شناسایی کنند. بعدها که بزرگتر شدم فهمیدم که جنگ پرسود ترین تجارت هاست و لابد آن عکس ها هم اسباب تجارت بودند. بعد تر ها هم بود که شنیدیم که می گفتند جنگ را باید همان سال شصت و سه تمام می کردند و کار فلانی و فلانی بود که نگذاشتند و نخواستند.
یادم میامد به جنگ می گفتیم دفاع مقدس. بازی با کلماتی که هنوز در ذهن ما جا خوش کرده. چقدر ما چیز مقدس دور و برمان هم زیاد داشتیم. دفاع مقدس. مرگ مقدس. خون مقدس. وظیفه مقدس. آدم مقدس. کشور مقدس. اصلا انگار وقتی قرار بود به مخاطب بگویند خفه شو و حرف نزن یک کلمه مقدس می چسباندند سرش. وقتی هم که چیزی مقدس باشد نه تنها نباید از آن سوال کرد که سوال کردن خطاست و سوال کننده مجرم. همه اینها را تابو کردیم. دور از دسترس. از خون و مرگ و کشته اسم نبر. اینها شهیدان مقدس دفاع مقدس بودند.
خاصیت مذهب خفه کردن است. به هر اسم و شکل و بهانه ای. یا شمشیر دارد و گردن می زند یا با بازی با کلمات سرکوب می کند. سوال کردن لازمه جلو رفتن است. جواب شنیدن و الزام به پاسخ گویی است که افراد را ملزم به دقت و تحقیق می کند. وقتی سوال کردن از چیزی تابو شد باید فاتحه اش را خواند. این یعنی اول درجا زدن. درجا زدنی که پس رفت و به عقب بازگشتن قدم های بعدی اش خواهند بود از این صفت مقدس بدم میاید. بوی درماندگی می دهد اصلا وقتی حرفی یا عقیده ای یا موجودی ماورای ذهن و ماورای بشر شد باید دانست که یک جای کار می لنگد.
شاید اگراین دفاع و این خونها و این اسمها روزی دیگر مقدس نباشند بشود به حریمشان رفت و جوابی هم شاید گرفت.
English Weblog
archives
by dateFebruary 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
لوا جان
شاید یه روزی چیزهایی که امروز مقدس هستند تقدس ازشون بیافته ولی یه چیزای دیگه می شن مقدس.
من همیشه یاد پست مدرنیست های ضد قدرت مطلق می افتم که امروزه خودشون تبدیل به همون قدرت مطلق شدند. یه وجه تشبیه اش هم این جمله قصارِ که جوان های انقلابی پیران محافظه کار میشوند.
لوا:
ضرب المثلی هم دارند این خارجی ها که اگر در جوانی لیبرال و در پیری محافظه کار نباشی دیوانه ای. ( چیزی در این مایه ها)
من با این نفس چیزی را ماورای انسانی کردن مشکل دارم خواه مذهب باشد خواه هر طرز تفکر دیگری که جای سوال و جواب نداشته باشد.
Tameshk
September 13, 2007 09:06 PM
Mibakhshi ke finglisi minevisam keyboarde farsi nadaram:
Marhaba leva jaan bekhosoos in ke darbareye din neveshty. man shakhsan tahsinet mikonam enshallah ba rahbare ma va motofakere bozorg "Sam Harris" mahshoor beshi, oon ham eteghad dare ke din nabayad taghadosi dashte bashe va hamin maieie shar hast
addrese rahbare maa ine(javane khosh atie ee ham hast, tooie vatane khodemoonam dars mikhoone)
http://en.wikipedia.org/wiki/Sam_Harris_(author)
Siah
September 13, 2007 09:19 PM
اونوری ها اسمش رو می گذاشتن دفاع مقدس، که حداقل اگر مقدس نبود دفاع بود و با دفاع شروع شد... اینوری ها اسمش رو می گذارن مبارزه با تروریسم جهانی، گسترش دموکراسی، دفاع از حقوق بشر و کلی عنوان دیگه که بالاخره هر مسلکی داشته باشی با یکیشون موافقی.
اونوری ها رو سرزنش می کنم و می کنیم که وقتی می تونستن جنگ رو تموم کنن، تموم نکردن. اما اغلب یادمون می ره که همون جنگ رو هم اینوری ها حمایت می کردن... هیچوقت یادمون نممی ره که اونها باید جنگ رو تموم می کردن و نکردن اما خیلی وقت ها یادمون می ره که اینوری ها جنگ رو در عراق راه انداختن... اگر هم الان باید سوال جواب بدن، مشکل اغلب آدم ها این نیست که چرا وضع عراق بدتر و بدتر می شه، مشکل اینه که تا کی پول مالیات مردم باید توی عراق خرج بشه!
ماندانا
September 14, 2007 10:00 AM
همچنان كه مقدسها روز به روز بيشتر ميشود !
Mehdi
September 15, 2007 05:12 AM
اولین بار اینجا خوندم که از وداع با اسلحه همینگوی نوشته بودین. بعد از مدت ها دوستی از ایران کتاب رو واسم آورده و این شب ها همدم قبل از خواب من هست. این پست چه شباهت عجیبی با این فصل 27 کتاب داره، گویی همه نسل های جنگ و البته بعد از اون هم، دچار این گسستن و نفرت از مقدس مآبی ها میشن :
« اکنون مدت ها گذشته بود و هیچ چیز مقدسی ندیده بودم. کلمات مجرد مانند افتخار و شرف و شهامت یا مقدس در کنار نام های دهکده ها و شماره جاده ها و شماره فوج ها و تاریخ ها پوچ و بیهوده شده بودند. »
احسان
September 15, 2007 07:58 AM
hi..I belive ascatly what you say..I ahd some post about the belives and religions in my blog too and was asking people's opinion about that.
zohreh
September 23, 2007 07:59 PM