« صفحه اصلی اضطراب »

خاور سلطان

روجا و حسین یکی از بهترین کشف های این سالها بودند. (‌خانم مهندس جان! شما و آقای مهندس که البته جای خود دارید) یعنی یک زوج ناکلیشه ای من می گویم و شما یک ناکلیشه ای می خوانید. تجسم کنید زندگی یک نابغه ریاضی را با یک سینما خوانده تاریخ هنر دان! اصلا از شنبه که با سبد سبزی و پنیر در خانه ما ظاهر شدند تا همین الان که ظهر دوشنبه است کافی است بهشان فکر کنم که لبخند بیاید به صورتم و فکر کنم که زندگی با دوستان خوب چقدر لذت بخش است.

می دانم هرکس گرفتاری و مشکلات خودش را در زندگی دارد و دیدن چند ساعته یا یکی دوبار پای تلفن حرف زدن دلیل بر نتیجه گیری نیست اما همین چند ساعت کافی بود که یادم بیاید گاهی, فقط گاهی, مثل یک بعد از ظهر روز شنبه را چقدر می شود شاد و فارغ از دنیا گذراند و چقدر خندیدن و غیبت کردن و حرص خوردن و با صدای بلند در کافه فارسی حرف زدن و جک های شریفی تعریف کردن از احمدی نژاد بد گفتن, خوب است.

من برای هردویشان به اضافه فندق و خاور سلطان و بی بی حوریه و ملک محمد و بقیه دوستان و متعلقانشان آرزوی بهترین ها را دارم.

September 10, 2007 12:41 PM

Comments

نمازي بيا, نمازي بروִ نمازي الهي من قربون تو برم!!
رجا يك طورهايي منو ياد تو مي اندازه لواִ نمازي هم خيلي گل هستִ نمرديم و ما يك شريفي معصوم ديديم


Leva Jan, Salam: It's Bibi Hourieh, the Computer. Whom did you gossip about exactly?

Leva:
Some Sharifies!! Not you for sure.
I loved them so much. They are even cooler than us!!!

دوستاني بهتر از برگ درخت

ا ا، ای روجای خیانت‌کار!! از جمع‌های اکثریت شریفی خلاص شدی جک پشت سرشون تعریف کردی؟ !!!
لوا جان، ببخشید از سوء استفاده از کامنت‌دونی!

لوا:
والا رویا جان. چقدر می دی بگم پشت سر تو همین توی چند واژه چه حرفها که نزد این نیم وجب آدم؟ آدم می مونه تو کار این علوم انسانی ها به خدا.

در ضمن ما ندیده شیفته کمالات شما شدیم. التماس دعا خواهر.

Have you ever heared about a visitor that felt in love with a blogger ... ?!!!

لوا جونم

سلام خیلی احساس عجیبیه که ادم برای یه نوشته ای نظر بنویسه که راجع به خودش و یه طفل معصوم شریفی یه. کلی که زحمت دادیم و لوبیا پلو یه اعلا خوردیم و از حضور شما بهره بردیم. دم شما هم گرم که لطیفه های شریفی مون رو افشا نکردید.

ببین چقدر فارسی نوشتم دیگه disoriented
نیستم :)

دل تنگ شما
روجا

لوا:
من باید ممنون تو و حسین گل باشم که این همه راه اومدید و اون روز ما رو قشنگ کردید و حالا ما دوتا دوست گل خوب و ماه داریم.
پنیرتون رو هم هنوز نگه داشتیم که یک شنبه صبح بخوریم.
همیشه شاد و سالم باشید جفتتون

اول که خیلی مخلصیم بابت همه‌ی حرف‌های مهربانانه و باید بگویم که به ما فراوان خوش گذشت. ممنون! و اما نکته‌ی مهم این که مواظب باش، که روجا حق دارد سرت را بکند، حالا که اسمش را غلط می‌نویسی بعد از همه‌ی اون بحث‌ها.

در ضمن به خدا من بی‌تقصیرم اگر این‌ها چنین تصوراتی از شریفیها دارند.

ارادتمند همگی!

لوا:
ای وای مگر این روجا بود؟ همه بحث ما در مورد لوای با کسره و لوای با فتحه بود به رجا یا روجا نرسیدیم.
به روی چشم. درستش می کنم.
حسین جان. به من و وحید هم خیلی خوش گذشت. الان شما کلی طرفدار در خارج از حیطه ریاضی دارید.
من قبلا هم گفته بودم که یک تنه مخلص همه شریفی های عالم و افتخارات وطن و مملکت هم هستم. به همه شان هم لوبیا پلو می دهم. شاهد هم دارم.

ارادت دیگه

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)