
linkdump
اگر شما ریس وبلاگستان بودید چه میکردید؟
واقعا من چرا فکر میکنم وقتی میخندم صدام قشنگتر میشه؟ واقعا اینطور نیست!
اینهم چهارشنبه سوری اینور آبیها
تلوزیون ایرانیکن
اهم
وای!این انگشترها چه قشنگن!
برنامه نوروزی دانشگاه سن فرانسیسکو
جزییات بیشتر را اینجا ببینید.
حق باکره بودن
احترام به انتخاب انسانها
چه میدانند مرز یعنیچه
روایت زن نوشت از فیلم بادبادک
اوباما و هیلاری در مقایسه با لابیست های اسراییل
از امید
روایتی از تاریخ معاصر جنبش زنان
زارا امجدیان. رادیو زمانه
بنی آدم
این ویدو بغض آورد و لبخند
من دلم ایر رو میخواد ایر منو نمی خواد
با صدای استاد جلال همتی خوانده شود.
[آرشيو]
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
powered by
Movable Type 3.2RSS | Atom
search
developed by
hamidreza [dot] com
بچه ها! متشکریم.
تعطیلات طولانی و خوبی بود. لازمش داشتم و خوشحالم که خیلی بهتر از اونی شد که می خواستم و حتی تصورش بود. قصد داشتم که شبی یک عکس اینجا بگذارم اما از همون شب اول فهمیدم که اون شبهای عزیز رو اصلا نباید دمی در اتاق هتل گذروند. گناه کبیره بود. در هر حال امروز روز اول کار و دانشگاه بعد از یک تعطیلی ده روزه از کار و سه هفته ای از دانشگاست.
درد دستم به محض اینکه هواپیما تو فرودگاه سکرمنتو نشست دوباره شروع شد. بعد از ده روز. واقعا نمی دونم چه کنم. شرطی شدم؟ یا حساس یا اصلا نمی دونم چی. به کل یادم رفته بود دردش. شاید باید به طور جدی پیگری کنم ببینم چیه. هر چند بی معنی هست اگه درد عضله یا استخوان بود و این مدت اصلا سراغم نیومده باشه.
حوصله وبلاگ نویسی نداشتم اما خوندن خبر قهرمانی بچه های نوجوان تیم ملی والیبال بغض آورد به گلوم و وادارم کرد که بنویسم. یادم نیست چه سالی بود که یه مسابقاتی تو اصفهان بود و ما قهرمان شده بودیم و مسابقه عصر بود و یه دفعه دیدیم همه تو خونه داریم گریه می کنیم. محمودی بود اون سالها و اسمهای بقیه رو یادم نمیاد. مبارک بچه ها باشه.
اگه این طرفها هستید- یا حتی نیستید- خبر دار باشید که روز شنبه بیست و دوم سپتامبر به همت برو بچه های کلاب ایرانی دانشگاه سن فرانسیسکو یه نشست یک روزه ای به اسم ایرانی ها در اینترنت قراره برگذار بشه. برنامه کنفرانس از ساعت نه صبحه تا پنج بعد از ظهر. من آدرس و نقشه و بعد جزییات برنامه رو اگه خبر دار شدم اینجا می ذارم. اما فعلا این تاریخ رو داشته باشید. چه خوبه که اگه امکان مسافرت از راه های یه ذره دور تر رو هم دارید بیایید. اگه خواستید به من ایمیل بزنید. من این بچه ها رو می شناسم و می تونم قبل از اینکه جزییات برنامه به دستم برسه بهشون خبر بدم.
دلم می خواد جزییات اون مسابقات اصفهان رو یادم بیاد که بیام اینجا بگم. کسی اسم بچه های تیم ملی اون سال رو نداره؟
English Weblog
archives
by dateFebruary 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
اون فینالی که میگی قهرمانی آسیا بود که جوانان ما به مقام اول رسیده بودند من و فرجام و خواهرم توی استادیوم دوازده هزارنفری بودیم ... توی سالهای بعد از دوم خرداد برای اولین بار به خانومها اجازه داده بودند بدون اغراق یک سوم سالن رو دخترها پر کرده بودند و این اولین بار بود که ما قهرمانی تیمی از ایران رو لحظه به لحظه از نزدیک دنبال می کردیم اون محمودی که میگی اسمش بهنام محمودی مادرش بین ماها نشسته بود اگه اشتباه نکنم بعد تر ها رفت باشگاههای ایتالیا بازی کرد . یکی هم بود به اسم ترکاشوند . بقیه رو درست یادم نمی یاد فینال مقابل یکی از کره ها بود یادم نیست درست شمالی بود یا جنوبی . چقدر وراجی کردم نصفه شبی !!!
لوا:
وای آره. ترکاشوند بود با یکی که قدش کوتاه بود و توپ ها رو می گرفت.
آلوچه خانوم
August 27, 2007 02:28 PM
بازی رویادمه ها، قهرمانی شون رو هم یادم میاد. اسمهاشون رونه!! اون کوتاه ظریف بود، بازیکن آزاد وتوپ گیرشون بود که فکرکنم به عنوان بهترین بازیکن توپ گیر اون سری مسابقه ها انتخاب شد.
neda
August 27, 2007 04:46 PM
یک اسم دیگر روهم یادم اومد، نادی.
neda
August 27, 2007 06:41 PM
من اگه یادم باشه درست اون پسر کوچولو اسمش ظریف بود یعنی هست چون الان اینا تیم بزرگسالان ایران هستن و بقیه هم یکی نادی بود و ...میخوایی بروم اسمشون رو گیر بیارم لوا جوون :*
anne
August 28, 2007 01:18 AM
اون بازیها تو تهران بود منم تو ورزشگاه بودم چه خبر بود چه حالی داد. قهرمانی نوجوانان اسیا بود که چین تایپه رو بردیم.منم ترکاشوند رو با لبای کلفتش یادمه!
الان اکثرشون تو تیم بزرگسالان هستند.این بازی هم خیلی هیجان داشت من تا سه گیمشو خونه دیدم بعد رفتم سرکار بقیشو کاوه گبا تلفن گزارش کرد.
تعطیلات بهت خوش بگذره بلوط جان:)
بعد مدتها تونستم با فیلتر شکن بهت سر بزنم
نرگس
August 28, 2007 01:30 AM