
linkdump
اگر شما ریس وبلاگستان بودید چه میکردید؟
واقعا من چرا فکر میکنم وقتی میخندم صدام قشنگتر میشه؟ واقعا اینطور نیست!
اینهم چهارشنبه سوری اینور آبیها
تلوزیون ایرانیکن
اهم
وای!این انگشترها چه قشنگن!
برنامه نوروزی دانشگاه سن فرانسیسکو
جزییات بیشتر را اینجا ببینید.
حق باکره بودن
احترام به انتخاب انسانها
چه میدانند مرز یعنیچه
روایت زن نوشت از فیلم بادبادک
اوباما و هیلاری در مقایسه با لابیست های اسراییل
از امید
روایتی از تاریخ معاصر جنبش زنان
زارا امجدیان. رادیو زمانه
بنی آدم
این ویدو بغض آورد و لبخند
من دلم ایر رو میخواد ایر منو نمی خواد
با صدای استاد جلال همتی خوانده شود.
[آرشيو]
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
powered by
Movable Type 3.2RSS | Atom
search
developed by
hamidreza [dot] com
رویا با طعم چای
می دانی؟
یک روز یک نفر در گوگل از خواب با سردرد بیدار خواهد شد. بعد قهوه استارباکس حالش را خوب نمی کند. بعد می رود اتاق مهندس بغلی اش و می بیند یک چایی بسته ای آنجاست که لیپتون هم نیست. بعد از همکار ایرانی اش می پرسد این چیست. همکار ایرانی هم می گوید که این چای ایرانی است. بعد آن مهندس مریض چای ایرانی درست می کند و آن را می خورد و سردردش خوب می شود.
خوب حالا اگر این مهندس مریض ریس قسمت استخدام گوگل باشد یا دست کم بتواند تعریف این چای را تا اتاق استخدام ببرد می دانی چه می شود؟
نمی دانی دیگر. آنها می افتند دنبال بهترین آدم چای دم کن این حوالی. چون تازه بعد از جستجو در همان گوگل خودشان می فهمند که اگر چای را در قوری دم کنند تازه خوش مزه تر هم می شود. این است که آگهی استخدام می دهند و آن وقت شاید من بتوانم بشوم آبدارچی گوگل.
کی گفته که همیشه مهندس ها باید بروند آنجا.
English Weblog
archives
by dateFebruary 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
شغل جدید مبارک !
Hunter
August 13, 2007 08:47 AM
آبجی!
حالا که اونجایی و دمِ دستت بیزحمت یک توک پا برو و پیجرنک سایت منو یکی دو نمور ببر بالا!
لوا:
مهندس جان. بابام . ما اینجا آبدارچی هستیم. به ما گفتن غیر قوری سماور به چیز دیگه دست نزنیم. تازه هم اومدیم. ما رو از نون خوردن ننداز. حالا یک چند ماهی بگذره. بکله من بین این مهندسا کسی رو پیدا کنم اون وقت دوباره بیا بگو .
خارج هم اومدی باید پارتی بازی بکنی؟
SoloGen
August 13, 2007 12:35 PM
شغل جديد مبارك خيلي خيلي زياد. يعني الان ديگر ما رو تحويل نميگيري؟
لوا:
والا ارادت ما به شما چیزی نیست که با مشاغل این چنینی یا حتی آن چنانی کم شود.
ما خیلی مخلصیم!!
anonymouse
August 13, 2007 05:11 PM
مگه چای ایرونی مینوشی؟ ما که اینجا چای خارجی مینوشیم.
جام طلا
August 14, 2007 02:52 AM
It was so funny and nice! I love this post!
Ehsan
August 24, 2007 04:00 PM