
linkdump
اگر شما ریس وبلاگستان بودید چه میکردید؟
واقعا من چرا فکر میکنم وقتی میخندم صدام قشنگتر میشه؟ واقعا اینطور نیست!
اینهم چهارشنبه سوری اینور آبیها
تلوزیون ایرانیکن
اهم
وای!این انگشترها چه قشنگن!
برنامه نوروزی دانشگاه سن فرانسیسکو
جزییات بیشتر را اینجا ببینید.
حق باکره بودن
احترام به انتخاب انسانها
چه میدانند مرز یعنیچه
روایت زن نوشت از فیلم بادبادک
اوباما و هیلاری در مقایسه با لابیست های اسراییل
از امید
روایتی از تاریخ معاصر جنبش زنان
زارا امجدیان. رادیو زمانه
بنی آدم
این ویدو بغض آورد و لبخند
من دلم ایر رو میخواد ایر منو نمی خواد
با صدای استاد جلال همتی خوانده شود.
[آرشيو]
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
powered by
Movable Type 3.2RSS | Atom
search
developed by
hamidreza [dot] com
« یکی می مرد ز درد بی نوایی...
صفحه اصلی
هذیان »
قصه های من و یحیی -2
رانندگی باعث شده من بعضی قوانین فیزیک یادم بماند.
یادتان است یک جایی بود می گفت که جرم اجسام بر یکدیگر نیروی جاذبه دارند و مثلا این جرم زمین است که باعث می شود جاذبه ایجاد شود و ماه دور زمین بچرخد؟ ( حالا یک چیز در همین مایه ها)
خوب آن وقت من چرا نباید بترسم وقتی با سرعت بالا در کنار یک تریلی نمی دانم چند چرخه درحال رانندگی ام؟ اگر جرم تریلی به جرم یحیی نیروی جاذبه وارد کند و بینوا را به طرف خودش بکشد, چه؟
English Weblog
archives
by dateFebruary 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
سلام
مارا خانم نيكونظر فرستاد اينجا
كه پست پيشين را بخوانيم
البته ما دختر نيستيم
گفتيم كامنتش را براي پسين بگذاريم
در باب اين جاذبه هم نگران نباشيد
اين جاذبه اي كه من از شما مي بينم تريلي كه سهل است
آلفاقنطورس هم نمي تواند يحيي را جذبش كند
سبز باشيد و برقرار
كوهيار
August 15, 2007 02:11 PM
من فکر می کردم فقط خودم فوبیای این کامیون های غول آسا را دارم. حالا راه حلش چیه؟
شب تاب
August 15, 2007 07:00 PM