« من این نگاه را دوست دارم صفحه اصلی کافه گردی ( مقدمه) »

طعم زندگی

"پرورش ویکتور وارگاس" بهترین ترجمه ای است که من برایRaising Victor Vargas پیدا کردم.

فیلم داستان نوجوانان نسل دوم یک خانواده پورتوریکویی در جنوب شرق نیویورک است. ویکتور - نوجوان شر داستان- به همراه برادر و خواهر کوچکترش در آپارتمان مادربزرگشان در محله ای لاتین نشین زندگی می کنند.

خواهر و برادر چشم دیدن هم را ندارند و یافتن ویکتور در رختخواب دختر معلول ذهنی طبقه بالای خانه ,بهانه ای بزرگ به دست خواهر می دهد که به همه محله زنگ بزند و آبروی برادر را ببرد. ویکتور هم برای جبران حیثیت از دست رفته دست به کار شکار خوش برو رو ترین دخترک محله می زند.
خانه آرام نیست و مادر بزرگ برادر کوچکتر را در حین خود ارضایی در حمام - درسی که ویکتور یادش داده بود- می بیند. این برادر کوچک عزیز دردانه مادر بزرگ است و این کافی است که طاقتش تمام شود و بخواهد ویکتور را تحویل دارالتادیب بدهد.

فیلم به سادگی زندگی است. گرمای تابستان نیویورک را می توان در قطره قطره های عرق بدن های لخت نوجوانان مشغول آب بازی در استخر مشترک محله حس کرد. دغدغه های مادر بزرگ برای نگه داشتن خانواده کوچک متشنج شان برای همه مهاجرین قابل درک است. فرهنگی که دارد از دست می رود و مادر بزرگ می خواهد با یک شنبه به کلیسا بردن بچه ها آن را برگرداندو سرکشی نوجوان هفده ساله و نفرت توام با عشق بین خواهر و برادر ها.

فیلم پر است از لحظه های تجربه های مشترک برای همه نوجوانها. کم نیستند لحظاتی که لبخندی حاکی از حس مشترک با قهرمانان فیلم و زنده شدن خاطرات دوران دور بر لب تماشاچی می نشیند. مثل صحنه ای که دو نوجوان برای اولین بار در تخت خواب دختر نشسته اند و پسر عینک دختر را از روی چشمانش می گیرد و برای اولین بار به چشمانش زل می زند. یا قرارهای مخفیانه در کوچه های پشتی وقتی نمی خواهی کسی تو را ببیند حتی در نیویورک.

فیلم محصول سال دو هزار و دوی سینمای مستقل امریکا به نویسندگی و کارگردانی پیتر سولت است. اگر گیرتان آمد, از دستش ندهید.


thekiss.jpg


July 12, 2007 10:19 AM

Comments

The Namesake هم وو همین مایه ‌هاست ... اون هم بحثش second generation و هندی ...
گولبولت

الان فیلم های کتابخونه دانشگاهمون رو سرچ کردم، نداشت.:(

لوا: متاسفانه این مشکل فیلمهای مستقل هست که خیلی کم پیدا می شن. مشکلی که من اینجا با فیلمهای اروپایی دارم.

ممنون از معرفي فيلم

يه چيز جالب فيلمهاي خارجي طبيعي بودم فيلمهاست . در فيلمهاي ايراني تا وقتي زن جلوي شوهر (هم ) روسري به سر مي كند اصلا طبيعي جلوه نمي كند . بارها در ديدن فيلمهاي ايراني غير طبيعي بودن را حس مي كنم ...
راستي اين عكس خيلي زيباست ، تفكر بر انگيز است ...

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)