
linkdump
اگر شما ریس وبلاگستان بودید چه میکردید؟
واقعا من چرا فکر میکنم وقتی میخندم صدام قشنگتر میشه؟ واقعا اینطور نیست!
اینهم چهارشنبه سوری اینور آبیها
تلوزیون ایرانیکن
اهم
وای!این انگشترها چه قشنگن!
برنامه نوروزی دانشگاه سن فرانسیسکو
جزییات بیشتر را اینجا ببینید.
حق باکره بودن
احترام به انتخاب انسانها
چه میدانند مرز یعنیچه
روایت زن نوشت از فیلم بادبادک
اوباما و هیلاری در مقایسه با لابیست های اسراییل
از امید
روایتی از تاریخ معاصر جنبش زنان
زارا امجدیان. رادیو زمانه
بنی آدم
این ویدو بغض آورد و لبخند
من دلم ایر رو میخواد ایر منو نمی خواد
با صدای استاد جلال همتی خوانده شود.
[آرشيو]
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
ERROR: Blogroll is currently inaccessiblepowered by
Movable Type 3.2RSS | Atom
search
developed by
hamidreza [dot] com
« آقای نیک آهنگ کوثر در تلوزیون ما
صفحه اصلی
7/7/7 »
داستان دو ساقه
یادتان است یک بار گفته بودم دوستی داشتم در دوردستها که روزگاری دنیایم را عوض کرده بود و من چموش سرگردان را رام؟ شاید هم اینجا نگفته باشم. اما کسی هست –کسی بود- که بلوغم را مدیونش ام. شاید تا وقتی زنده ام.
یکبار به من گفته بود:
دو نفر آدم که تصمیم می گیرند زندگی مشترکی را شروع کنند مثل ساقه های دو گیاه مختلفند که در کنار هم روییده اند. یکیشان می تواند رز باشد یکی ختمی. یا هر چه که شما اسمش را بگذارید. اما لزوما یکسان نیستند. حالا برای این دو ساقه سه حالت ممکن است رخ دهد:
یا یکیشان در دیگری قلمه می خورد و موجودیتش را از دست می دهد و آن وقت همه زندگی می شود همان ساقه میزبان با همان اندازه هایی که داشت.
یا همانطور موازی کنار هم بالا می روند و هر کدام زندگی جدای خودشان و قطر اولیه شان را – کلفت یا نازک- حفظ می کنند. کاری به یکدیگر ندارند و راستش بودن یا نبودن دیگری خیلی هم فرقی به حال و روزشان ندارد.
اما حالت سومی ها به هم می پیچند و بالا می روند. هر کدام موجودیت خودشان را نگه می دارند اما ساقه محکمی را تشکیل می دهند که در برابر باد و باران و طوفان مقاوم تر است.
این روزها ذهنم مشغول داستان دو ساقه است.
English Weblog
archives
by dateFebruary 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
الان یادت افتاد؟! ...
راستی هنوز چیزی از تاهو مونده یا خاکستر شد؟! ...
گولبولت
لوا:
متوجه قسمت اول سوالتون نشدم.
در مورد تاهو هم که سه هزار هکتار از جنگلهای اطرافش سوخت ولی به شهر آسیب نرسید.
تافته
July 6, 2007 09:09 AM
اما چه ميشود اگر هر دو ساقه در سايه درختي سترگ باشند و از آفتاب بي بهره. آفتاب كه نباشد ساقه اي نميرويد.
امضا
July 6, 2007 10:30 AM
به سلامتی ایشالله :D
M48D1
July 6, 2007 01:54 PM
چقدر حالت سوم ایده آله.نه؟
امیدوارم حالت اول و دوم برای من پیش نیاد
سمیرا
July 6, 2007 02:33 PM
ta'bire jalebist
Armaghan
July 6, 2007 03:36 PM
حرفهاي جالبي زده بوده اين دوست شما
پرهام
July 6, 2007 07:40 PM
ببخشيد شما چيزي درمورد پمپ هاي گاز كه تو خونه ها نصب ميشه ميدونيد ميگن تو كاليفرنيا استفاده ميشه؟به مطلبت ربطي نداره ولي اگه ايران بودي دركم ميكردي
لوا: نه . چه پمپی؟ در چه مورد؟ برای چی؟
نازنين
July 6, 2007 10:05 PM