« همچنان خیال صفحه اصلی آقای نیک آهنگ کوثر در تلوزیون ما »

من هنوزم خواب می بینم....

ساعت یک و نیم صبح است. از مهمانی برگشته ایم و فقط می توانیم پنج ساعت بخوابیم. سرگردان به دنبال استون می گردم. باید لاک دستانم را پاک کنم. همه جا را زیر رو رو می کنم. از کشوی لوازم خودم گرفته تا جعبه ابزار او.

نیم ساعتی سپری می شود. الان در آشپزخانه ام و کشوی قاشق و چنگالها را می گردم. شاید آنجا گذاشته باشمش.. از گذاشتن عینک در یخچال که عجیب تر نیست.
حوصله اش سر می رود و می گوید حالا نمی شود فردا پاکشان کنی؟ از همانجا داد می زنم که نه نمی شود. فردا کلاس دارم. با این دستها که نمی شود رفت دانشگاه.

جمله ام تمام نشده بود که تازه یادم آمد تمام این نیم ساعت از ترس مراقب دم در دانشگاه می خواستم لاک هایم را پاک کنم.
این هفته چهار سال می شود که آنجا نبودم. چرا این ترس تمام مدت رهایم نکرده است؟


الان دوباره خواندم. نوشتن اینکه چرا ترس رهایم نکرده درست نبود. باید می گفتم چرا این ترس ناگهان به سراغم آمده. به یاد ندارم ترسی از این مدل در این مدت که اذیتم کرده باشد یا حتی به خاطرم آمده باشد.

July 5, 2007 02:04 PM

Comments

به نظر که خیلی غیر واقعی میاد
ولی خب احتمالا نخواستی که رهایت کنه که نکرده رهایت

اینجا به آستین کوتاه گیر می‌دن فقط ...
گولبولت

اين نوشته هات چقدر خفنه, نكنه اين يك تحول در دنياي بلوط هست؟

ترسي كه توي دل آدم لانه كنه نميشه كاريش كرد.

عجیبه بود این حس که هنوز رهات نکرده.

Salam! We were once driving with a visitor from Tehran, a young female relative. She had fallen asleep in the car when we were stopped by a California Highway Patrol officer. As the driver pulled aside and the police car stopped behind us, lighting up the inside of our car with the blue and red light of his swiveling siren/light, the young woman woke up, realized we had been pulled aside, reached for her scarf, and when she couldn't find it, she became hysterical because she had no hejab on. She was crying uncontrollably. I know that feeling Leva.

kheiiiiiiiili malmus bud, kheili. man ham gahi ke dastam mire tarafe saram ke ru sarimo bekesham jelo hamin hes behem dast mide. manam 4 sale ke iran nistam ama in ghese sare deraz darad ....

مانا نيستاني صحيح است خانم از خود راضي

لوا:
سامان جان از کجا به این نتیجه رسیدی که من از خود راضی هستم؟ من دیشب این متن را نوشتم بعد رفتم خوابیدم. الان بیدار شدم. هم یادم آمد که مانا است و هم دیدم شما و یک نفر دیگر نظر گذاشته اید. می شود بگویی چرا فکر کردی من از خود راضی هستم؟

مانا نيستاني صحيح است

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)