
linkdump
اگر شما ریس وبلاگستان بودید چه میکردید؟
واقعا من چرا فکر میکنم وقتی میخندم صدام قشنگتر میشه؟ واقعا اینطور نیست!
اینهم چهارشنبه سوری اینور آبیها
تلوزیون ایرانیکن
اهم
وای!این انگشترها چه قشنگن!
برنامه نوروزی دانشگاه سن فرانسیسکو
جزییات بیشتر را اینجا ببینید.
حق باکره بودن
احترام به انتخاب انسانها
چه میدانند مرز یعنیچه
روایت زن نوشت از فیلم بادبادک
اوباما و هیلاری در مقایسه با لابیست های اسراییل
از امید
روایتی از تاریخ معاصر جنبش زنان
زارا امجدیان. رادیو زمانه
بنی آدم
این ویدو بغض آورد و لبخند
من دلم ایر رو میخواد ایر منو نمی خواد
با صدای استاد جلال همتی خوانده شود.
[آرشيو]
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
powered by
Movable Type 3.2RSS | Atom
search
developed by
hamidreza [dot] com
« رنگ طالبیم!
صفحه اصلی
یک مطلب بسیار ساده در مورد روابط انسانی »
تقدیم به یک آقایی با سبک قدیمی به خاطر قرار برای "های های" مان.
برخی نگاه ها در سینما سرقفلی دارند. سند خورده اند.
جایی هست در فیلم سیزده یار اوشن که شرایط کار ایجاب می کند خانمی را - که کاره ای هم هست- به دام بیاندازند, یا حداقل عاشقش کنند که در شب مقرر کاری را برایشان بکند.
نقشه که معلوم می شود, اوشن ( جورج کلونی) طوری که انگار اصلا لازم نیست در این مورد حرف اضافه ای زده شود و فقط یک راه بیشتر وجود ندارد, در حالی که با بی تفاوتی می خواهد از اتاق خارج شود رو به راستی ( براد پیت) می کند که " ترتیب این با تو."
ناگهان لنی ( مت دیمون) دست پاچه می شود و می گوید که قبلا کار روی این خانم را شروع کرده و فکر می کند موفق هم می شود. همه اتاق یک دفعه ساکت می شود. انگار که جسارتی بزرگ در حضور سلطانی صورت گرفته باشد. لنی با همان دست پاچگی شروع به توضیح دادن می کند و دوربین از صورت بی باور اوشن به سمت نگاه راستی( براد پیت) می رود و این نگاهی است که سندش را در سینما به اسم او زده اند.
نگاهی در مایه های " به به . بچه ها هم بزرگ شده اند." یا مثلا " نمردیم دیدیم جوجه هم پر در آورد." و آن لبخند مرموز همیشگی که اینبار با بدرقه خامی لنی در محضر سلطنتش همراه است.
English Weblog
archives
by dateFebruary 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
salam
che bahal tasviresh kardi dokhtar!
shirin
June 15, 2007 09:20 AM
ARE, KOLLAN KHOSHEMOON UMAD AZ FILM! makhsusan az in 3 nafar!
maryam
June 15, 2007 09:28 AM
Leva Jan: I'm going to see it this weekend. I think I might go see it by myself (no mozahem!). I will try and say something intelligent after I have seen it! Be good Leva.
لوا: من شب اول اکرانش در اولین ساعت اکرانش جلوی سینما بودم با یک ظرف بزرگ پاپ کرن. در حین تماشای فیلم, گاهی پاپ کرنها به جای دهان به طرف گوش و سر و چشم می رفتند!
خوش بگذره خانم.
Nazy
June 15, 2007 10:17 AM
لوا خانم! هر نوشتهاي درباره آقاي كلوني خواندنيست، عليالخصوص اگر براي يك آقايي به سبك قديمي نوشته شده باشد. عنقريب كه «سيزده يار اوشن» را ديديم، حواسمان به اين لحظه فيلم بيشتر خواهد بود. خود ما هم توظفاً مراتب ارادتمان را به ايشان، ثبت و ضبط كردهايم در زمان خودش. اما در مورد قرار «هايهاي»مان: خب البته «هايهاي» من، ميدانم كه قطعيست، اما شما اگر كارتان به آنجاهاي باريك نميكشد، مبادا به خاطر من به زحمت بيفتيد يكوقت!
لوا: زحمتی که نیست هیچ, عین رحمت است چرا که از ریشه های قلب بر میاید این های های با صدای بلند و عور.
Old Fashion
June 15, 2007 12:47 PM
اين آقاي به سبك قديمي، امروز كه عينك شكستهاش را
از تعميرخانه تحويل گرفت، متوجه شد كه ديشب دچار خطاي باصره مهلك شده و تصور كرده است كه اين نوشته درباره آقاي كلونيست، در حالي كه در واقع ذكر مناقب آقاي پيت بوده است. ميبخشيد مرا خانم لوا
لوا: این آقا و آن آقا ندارد. هر دو سرورند. اصلا می شود دو قرار " های های " گذاشت. یکی برای این. دیگری برای آن. هر دو با آن نگاههای سند خورده شان.
Old Fashion
June 15, 2007 09:55 PM
salam. khaili khoob minevisi. vaghean bazi negah ha sand daran. bazi mach ha ham hamin toor. masalan hich kas mesl Kevin Costner moghe mach kardan gel laghat nemikone. khoob minevisi. be manam sar bezan. khoshhal misham
valeriyana
June 16, 2007 05:56 AM
اوهوم. فیلم خوبی نبود اما نقاط قدرت خوبی داشت.
خشایار
June 16, 2007 02:50 PM
سلام لوا جان
قبلا ازت پرسیده بودم که اگر از شکل بنر سایتت ایده ای در ذهنم جرقه زده باشه و بخوام برای سایت خودم استفاده کنم اجازه میدی یا نه... و تو گفته بودی اگر بگی نه هم تاثیری داره
خب صد در صد داره
من بنر دیگری دارم برای سایتم میسازم
این رو هم گفتم که در جریان باشی
ببخشید اگر مدتیه وبلاگت رو نمیخونم
اصلا وقت سر خاروندن ندارم. خیلی خیلی گرفتارم
در هر حال شاید اگر وب سایتم راه بیافته نصف وقتم آزاد شه
گرچه بعد هم دوباره کلاسها شروع میشه و
...
خلاصه
سرم خلوت شه سر فرصت بهت سر حسابی میزنم
جای ما رو در کالیفرنیا خالی کن
قربانت
=نازبانوی قدیم
فری ناز آرین فر
June 17, 2007 02:44 PM
سلام بر بلوطک-اولا که اون بالا جا برای نظر نگذاشته بودی.دوما همیشه خدا هم که فیلتری.نمیدونم چی جوری شد که باز شد.مطلبت هم خوندم.صد در صد حق با توست.شاد باش و دیر زی
حامد
June 17, 2007 05:54 PM
salam khanome mohtaram, mishe khahesh konam ba man tamas begirid , man neda hastam va dar england zendegi mikonam, faghat chand ta az matalebe shoma ra khandam ama binahayat mayelam ba hsoma doost besham, hamishe arezoye ye doste dokhatre injoori dashtam, ama kamatar kahnomi didam, mikham har che mitonam matalebi ke neveshtid ar bekhonam albate age vaght ejaze bede
nedagb@yahoo.co.uk
vaghean baese eftekhaarm khahad bood
لوا: خواهش می کنم. ایمیل من همین بغل هست.
Neda
June 20, 2007 11:23 AM
سرانجام از سینما برایمان چه خواهد ماند؟ گوشه چشمی...لبخندی...حرکت دستی
گیس طلا
June 23, 2007 09:12 AM