
linkdump
اگر شما ریس وبلاگستان بودید چه میکردید؟
واقعا من چرا فکر میکنم وقتی میخندم صدام قشنگتر میشه؟ واقعا اینطور نیست!
اینهم چهارشنبه سوری اینور آبیها
تلوزیون ایرانیکن
اهم
وای!این انگشترها چه قشنگن!
برنامه نوروزی دانشگاه سن فرانسیسکو
جزییات بیشتر را اینجا ببینید.
حق باکره بودن
احترام به انتخاب انسانها
چه میدانند مرز یعنیچه
روایت زن نوشت از فیلم بادبادک
اوباما و هیلاری در مقایسه با لابیست های اسراییل
از امید
روایتی از تاریخ معاصر جنبش زنان
زارا امجدیان. رادیو زمانه
بنی آدم
این ویدو بغض آورد و لبخند
من دلم ایر رو میخواد ایر منو نمی خواد
با صدای استاد جلال همتی خوانده شود.
[آرشيو]
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
powered by
Movable Type 3.2RSS | Atom
search
developed by
hamidreza [dot] com
« عرضم به حضور انورتان که...
صفحه اصلی
تقدیم به یک آقایی با سبک قدیمی به خاطر قرار برای "های های" مان. »
رنگ طالبیم!

با دوستی دردل می کردم که نمی دانم چرا تازگی ها اینقدر به خنزپنزرهای رنگی علاقه پیدا کرده ام. سالها نه در انگشتانم انگشتری می کردم و نه گلوبندی به گردنم و نه حتی یک گوشواره ساده آویز گوش هایم. حالا هر روز دلم می خواهد تعداد این سوراخهای گوشم را بیشتر کنم و گاهی غبطه می خورم چرا انگشتر به اندازه کافی ندارم. رفته ام مدل این عروسهای هندی که باید تا آرنج النگو می گذاشتند تا موقع کار مادر شوهر صدای جیلینگ جیلینگشان را بشنود از اینجا النگو خریده ام و با ذوقی دستم می کنم و تکانشان می دهم که بیا و ببین.
تازه می خواهم بدهم دستانم را با حنا نقاشی کنند. یک خانم سودانی را دیدم که دست و پایشن را مدل عرب های خوزستان خودمان نقاشی کرده بود. آویزانش شدم که بیا مرا نقاشی کن. قبول کرد بنده خدا.
این عکس انگشترهای خانم اورتگا هم شده این پایین آیینه دق. هی می گویم می روم اصفهان عقیق و فیروزه می خرم. حالا نه که اینجا نباشد, دل می خواهد بهانه بگیرد. نیشابور را می گوییم می روم اینبار به نیت خرید فیروزه. آنهم منی که همین الان فیروزه و سنگ کوهی و عقیق را بگذارند جلویم, نمی توانم تشخیصشان بدهم. دل هوسباز این است دیگر.
دوستم خندید و گفت که از اثرات بالارفتن سن است. گفت که سن که بالا می رود, دلخوشی ها هم تغییر می کند و رنگ و لعاب بیشتر می شود. این هم توجیهی بود لابد.
این عکس بالا هم تزیینی است. نوشتم سنگ رنگی و گوگل جان هم این را به ما داد. دست عکاسش درد نکند. من فقط یک رنگ از این رنگها را دارم. آن فیروزه بالای را.
English Weblog
archives
by dateFebruary 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
می خوای برات بفرستم از اینجا اگه چیزی می خوای ؟
لوا: نه دیگه. دل هنوز اونقد هوسباز نشده. شما دلتون بزرگه, پررویی ما هم باید حد داشته باشه یا نه؟
مهتاب
June 14, 2007 03:29 PM
سلامت باشید.
آخر شبی هم دل ما را سوزاندی که لابد عشقمان به نقره و زینتآلات نقره بابت سن بالایمان است، هم ماتحتمان را سوزاندی که دوباره یادمان بیافتد گنجینهی بیبدیل نقرهجات را دزد کانادایی بیپیر یک جا برد.
اییی.
لوا: بابت دلتان بانو جان
من نسوزاندم. رفیقی که گفت سوزاند. مال ما را هم سوزاند. در مورد سوختان بقیه اعضا و جوارح البته محترمتان هم عرض شود که گنجینه مادی را می شود جایگزین کرد. شما دوباره خاطره بساز.
مثل آن خاطره خرید جواهر اصل در " بی" برای شما مثلا را. که لابد آن را هم دزد برد!
GhAsedak*
June 14, 2007 04:35 PM
وای چقده خوشگل بود همه اینا مخصوصاً اون صورتیه و آبی آسمونیه! می خوااااااااام!
D:
RahiL
June 14, 2007 07:19 PM
بلوطي جان يه وقت هايي سنگين ميشود لود بلاگت براي من فقراي سرعت پايين ايران نشين
امير حسين
June 15, 2007 12:20 AM
سلام لوا خانوم
البته به مرحمت فیل ترینگ جدید مجبور شدم با فیل تر ضایع کن خدمت برسم! ولی ظاهرا با تصاویر مشکل داره این فیل تر ضایع کن! چون نتونستم عکسها رو ببینم. من دو سه ماه دیگه کالیفرنیا هستم. شما فقط لب تر کن من کل زلم زیمبو فروشی ها رو خالی کنم بیارم خدمتتون که خدایی نکرده این نوستالژی بازی کار دست شما نده. یه وقت دیدین هوای وطن زد به سر و حالا بیا لوا خانوم رو از دست اینا نجات بده!
سعید
June 15, 2007 12:25 AM
یه بار تو بازار اصفهان (عالی قاپو) د اشتم میرفتم یه مغازه ای از همین چیزهای خوشگل میفروخت ولی فرقش این بود که هر ماه تولد سنگش فرق میکرد و من خوشحالم که سنگ ماه تولدم یه ارغوانی فوق العاده خوشرنگ بود. بگرد ببین مال تو چه رنگیه.
لیلا
June 15, 2007 04:38 AM
نگو بالا رفتن سن بگو دگرگوني و تحول به خاطر بزرگتر شدن! اينجوري ديگه احساسا بابلا رفتن سن هم نداري و بيشتر با علائقت صفا ميكني.....
yasaman
June 15, 2007 05:44 AM
سلام لوای عزیز
تصویر زیبایی است ! من هم از اونهایی هستم که عادت ندارم به طور معمول از اینگونه زیورآلات استفاده کنم اما از این که ببینم دیگران علاقه نشان می دهند لذت می برم. ذوق زندگی است :)
لوا: زندگی و رنگ.
از زندگی
June 15, 2007 11:21 AM
http://www.veer.com/products/detail.aspx?image=PPP0000259
اینارو که دیدم یه هو یادت افتادم..اگه اون چهارمی از چپ رو گیر آوردی..نوش جونت:دی یاد منم باش!!
نسیم
June 17, 2007 04:13 PM