
linkdump
اگر شما ریس وبلاگستان بودید چه میکردید؟
واقعا من چرا فکر میکنم وقتی میخندم صدام قشنگتر میشه؟ واقعا اینطور نیست!
اینهم چهارشنبه سوری اینور آبیها
تلوزیون ایرانیکن
اهم
وای!این انگشترها چه قشنگن!
برنامه نوروزی دانشگاه سن فرانسیسکو
جزییات بیشتر را اینجا ببینید.
حق باکره بودن
احترام به انتخاب انسانها
چه میدانند مرز یعنیچه
روایت زن نوشت از فیلم بادبادک
اوباما و هیلاری در مقایسه با لابیست های اسراییل
از امید
روایتی از تاریخ معاصر جنبش زنان
زارا امجدیان. رادیو زمانه
بنی آدم
این ویدو بغض آورد و لبخند
من دلم ایر رو میخواد ایر منو نمی خواد
با صدای استاد جلال همتی خوانده شود.
[آرشيو]
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
powered by
Movable Type 3.2RSS | Atom
search
developed by
hamidreza [dot] com
« مثل یه فیل فکر نکن!
صفحه اصلی
فارنهایپ ۱۱/۹ »
یادداشتهای یخچال ما!
فصل امتحانات و عاشقی و تنبلی و... و باید از هر حقه ای استفاده کرد!
English Weblog
archives
by dateFebruary 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
خیلی ممنون از پیغامتون
حاجی واشنگتن
May 14, 2007 03:53 PM
حالا جواب ميده اين حقه؟
گنجيشك
May 14, 2007 07:50 PM
Hahahah! Very funny! Wait until you have kids and posting signs like this will be meaningless. Ham fohsh ha ro khodet mikhori, ham zarf ha ro khodet mishoori!
Nazy
May 14, 2007 09:41 PM
Oooh! I just noticed! Thank you for the link! I am honored.
Nazy
May 14, 2007 09:43 PM
ظرف شستن کار زناست ... ÷س خود به خود مردا فیلتر می شن ...
رالف
May 14, 2007 10:22 PM
چقَدر بامزه!!
holmes
May 14, 2007 10:25 PM
من عاشق یادداشت های یخچالی ام!! به خصوص این که دست ببرم و یادداشت های ملت رو خراب کنم: این ور اون ور چیزی اضافه/کم کنم و غیره
لولو
May 14, 2007 10:33 PM
:-))
خيلي با مزه بود.... طرح جالبيه
mayra
May 14, 2007 10:50 PM
چه خانوادهء بانمکی
البته یه دستگاه ظرفشویی هم میتونه معجزه بکنه ها
{چشمک}
لوا: نه آخه. مشکل اینه که یک دستگاه ظرفشویی نو هم تو خونه هست. اما فراخی این خانواده با نمک به قول شما به حدی عمیقف که همین چیدن ظرفها تو ظرفشویی هم مشکل سازه.
حالا منتظرن یه تکنولوژی بیاد خودش ظرفها رو بچینه تو ظرفشویی!
من راستی از همین تریبون استفاده کنم و قالب نارنجی و خوشگل وبلاگت رو تبریک بگم. خیلی خوشگل شده.
نازبانو
May 14, 2007 11:08 PM
تو این دوره زمونه دیجیتالی چه خوبه آدم دست خط کسی رو که مدت هاست نوشته هاش رو می خونه ببینه
آیدا در آینه
May 14, 2007 11:31 PM
حالا اینو کی نوشته؟ آقا یا خانم؟
البته به دست خظ خانم بیشتر میخوره!!!خوب بابا ظرف یکبار مصرف بخرید!!!!شستنش هم راحتره
لوا: ظرف یکبار مصرف در منزل ما یعنی فحش ناموسی. مگه غذا مزه میده تو ظرف یکبار مصرف؟
بایرامعلی
May 15, 2007 12:26 AM
ها ها. خانوم اگه ايده تون حق كپي رايت نداره ما هم استفاره كنيم!!!
ستاره
May 15, 2007 12:31 AM
قصه یادداشتهای یخچالی هم خونگی ماهم برای خودش جذابه. هم خونه عکاسمون ازشون یه عکس می گیره. در گذر زمان داره چیز ناب شخصی می شه برای تک تکومن. گاه و بیگاه عصرها یه لیوان چای می ذاریم و می شینیم از اول تا حالاش را نگاه می کنیم. مثل یه فیلم می مون انعکاس خوب بالا و پایین حالمون
دخترک بارانی
May 15, 2007 02:42 AM
:))))
رها
May 15, 2007 03:10 AM
آقا غذا نخور. مگه مریضی مث اسب عصاری (دیکته ش رو نمیدونم دقیق) بگردی دبنال خودت. خب نخور.
خشایار
May 26, 2007 03:07 PM