« صفحه اصلی اتحادیه فرامرزی ایرانیان سومین کنفرانس بین المللی جوامع ایرانیانی مقیم خارج کشور را برگزار می کند. »

کسی اطلاع داره که معادل فارسی برای کلمه " رزومه" داریم؟
مسلما رزومه با تقاضانامه فرق داره. میخوام بدونم کلمه فارسی از طرف فرهنگستان پیشنهاد شده یا نه.

ممنون میشم اگه کسی اطلاع داره بهم بگه. در ضمن من سایت فرهنگستان فارسی رو با روشها و اسم مختلفی که به نظرم میرسید جستجو کردم. به جایی نرسیدم. کسی آدرسش رو داره؟

پی نوشت: اینجا ( صفحه سی و پنج) میگیه که میشه " کارنامک". اصلا این واژه به گوش کسی خورده تاحالا؟
من خودم سی وی رو استفاده نمیکنم ( از اونجایی که تو امریکای شمالی استفاده نمیشه. اما رزومه یا کارنامک؟
به نظر شما برای نوشتن یه متن رسمی فارسی باید از رزومه استفاده کرد یا کارنامک؟

March 27, 2007 10:25 AM

Comments

آدرس سایتشون میشه:
http://www.persianacademy.ir/
و اینکه توو واژه های لاتین به فارسی resume دو معنی داره:
1- خلاصه یا چکیده یا Abstract
2- کارنامک
فکر کنم دنبال کارنامک باشی.
آدرس لیست لاتین هم:
http://www.persianacademy.ir/UserFiles/Image/Word01/l0301.pdf
گولبولت

لوا: کارنامک؟؟/
بیخیال بابا!

man fekr konam, migan "savabeghe kaari"

yaadesh beh kheyr, 12 saal pish , hanooz BS nagerfte rafe boodam yeh jaa mosahebeh, yeki az asaatid keh taaze az kharej ham bargashte bood daasht manoo mosahebe mikard, goft "resume daari" man fekr kardam mige "riz nomaraat" kholase aaberoo rizi shod keh.

لوا: آخه مسئله این هست که ما چند نوع رزومه داریم که لزوما همه سوابق کاری یا سوابق درسی نیستن. .واژه ای که شامل همه موارد باشه مد نظرم هست.

والا ما هم میگیم رزومه! تا حالا هم صدایی از فرهنگستان نشنیدیم!

Salam Leva Jan: I never used the words resume, karnamak, or CV in Iran. I used the term "Sharhe Savabegh." Yes, both words are Arabic, but they explain the meaning without introducing an unfamiliar word!

لوا: نازی جانم.
این سالها تغییر کرده. من چند وقت قبل یه کنفرانسی داشتم در مورد همین رزومه. و از همین واژه رزومه مرتب استفاده کردم. یعنی الان دیگه آشنا شده اونجا. بیشتر میخوام بدونم تو متن فارسی هم میشه استفاده کرد از این واژه یا نه.
مرسی خانم عزیز. مثل همیشه.

بخدا خودشون میگن کارنامک :D ...
گولبولشون

لوا جان واژه هایی از این نوع دقیقا همان واژه انگلیسی اش مصطلح است و من هرگز ندیدم که در سازمانها و مراکز حتی تحقیقاتی و دانشگاه ها لغت معادل آن استفاده بشودمثلا شما تقریبا هچوقت نمی بینید که به جای واژه "پروپوزال" معادل فارسی آنرا استفاده کنند.دراین مورد خاص هم دقیقا کلمه "رزومه" استفاده میشه نه "سی وی

موافقم :
کارنامک ؟! بی خیال بابا !

Leva jan,
The term "CV" is still used quite frequently in the U.S., but it's only used in universities and Academia for academic job applications, while resume is used for non-academic/industry-related/other types of jobs.

لوا: آره. میدونم. ولی منظور من هم رزومه های کاری هست نه تحصیلی و قشری که باهاشون کار میکنم هم از این دسته هستند و البته خوب مطلبی که تو نوشتن فارسی اش فعلا موندم مد نظرش رزومه کاری هست نه تحصیلی. مرسی از توضیحت اما. :)

"خلاصه تجربیات".
-به نظرم این کلی‌تر از سابقه کاری باشه. البته فرهنگستان تا حالا تاییدش نکرده.

سلام و سال نو مبارک
من هميشه بجاي کلمه نامانوس سي وي ، يا رزومه ، از شرح حال استفاده ميکنم.
فکر کنم هم گوياتره و هم منظورمو بهتر ميرسونه.
نميدونم ، آيا درست فکر ميکنم؟

چرا از خود کارنامه استفاده نمی کنی؟ راحت می شینه توی جمله با همون منظور به نظرم!
راستی سال نو هم مبارک.

لوا: کارنامه تعریفش فرق داره خسرو جان. میشه ابرو گرفتن و چشم رو کور کردن. :)
سال نوی شما هم پر برکت و به شادی.

ghazie dare jedee mishe?!
man hesabi tashvighet mikonam.

لوا: چشمک!

با توجه به این که در زبان‌های دیگر اروپایی از واژه‌هایی به عنوان معادل یا همسان برای curriculum vitae
استفاده می‌شود که می‌توان آن‌ها را نزدیک به زندگی‌نامه دانست، در بسیاری از موارد زندگی‌نامه جایگزین معتبری برای رزومه شماست.
به هر صورت اگر خیلی لازم است من پیشنهاد می‌کنم با داریوش آشوری، نجف دریابندری یا دکتر نجفی مکاتبه کنی. ما هم این وسط فیضی می‌بریم.
خوب و خوش باشی.

لوا: همرزم گرامی!
زندگی نامه که بایوگرافی بابا. این رزومه یه صفحه واسه کار پیدا کردنه. زندگی نامه نیست که... خدایش به نجف دریابندری نامه بنویسم جواب میده
بی خیال رزومه پس. برم به اون نامه بزنم.
دیدار به زودی!

رزومه!!
کارنامک خیلی فجیعه!

فکر کنم می نوشتیم "سابقه ی کاری" یا همون "کارنامه ی کاری" یا به قولی کارنامک

می تونی شرح حال کاری

ازش نام ببری

آها.پس فارسی اونیکه یک زمانی برای یک بابایی میخواستین بنویسید میشه کارنامک!!!(just kidding)
از شوخی گذشته منهم کارنامک شنیدم


CV تو امریکای شمالی استفاده نمی‌شه؟

من رو بگو فکر می‌کردم اینجا که هستم آمریکای شمالی محسوب می‌شه.

تقاضای کار همراه خلاصه ای از سوابق کاری!!
جايزه ام از طرف آکادمی رو هم تقديم ميکنم يه خانوم بلوط که اين بحث آموزنده رو پی ريختن. ممنونم.... ممنونم....

بلوط جان رئيس من كه تيتره رزومه خودش رو مي نوشت : خلاصه اي از سوابق كاري و تحصيلي
اما كارنامك خيلي مضحكه به خدا

Do we have any persian word for bobsledding
if you know please tell me

لوا: یخ سواری؟ نمیدونم. کسی اگه میدونه بیاد بگه لطفا.

من فکر میکنم "سوابق کاری" یا "پیشینه" مناسبتر باشه

لوا جان شما اصلن عنایت نفرمودید من چی گفتم. سواد ما همین است خوب، بیوگرافی بلدیم، بایوگرافی را فرنگ آدم یاد می‌گیرد.
اصلن شما بی‌خیال جواب ما شوید.
روز و روزگار خوش.

لوا: :(
باشه! ولی ما ارادت داریم انی وی!!

ببخشید که کامنتم بی ربطه. تو یه بار عکس گربه ات رو در بلاگت گذاشته بودی؟ من یه همچین چیزی یادمه ولی آرشیوت رو تا دو ماه پیش چک کردم و ندیدم. راستش یه سری عکس گربه دیدم که به نظرم اومد قبلا در بلاگ تو دیده بودم...شاید هم اشتباه می کنم و چون اسم پیشیه بلوطه این جوری به ذهنم اومده...اگه فرصت کردی نگاهی به این نشانی بنداز لطفا:
http://www.iranspca.com/forum/showthread.php?t=766

لوا: نه دوست عزیز. من گربه ندارم. شاید با وبلاگ افکار اشتباه گرفتی. ایشون دوتا گربه دارن که عکساشو گذاشته بودند چند وقت قبل.

من که تا حالا هر جا خواستم اپلای کنم نوشتم سابقه کار.همه هم میفهمن منظورت چیه. اگر چه که کلمه ی رزومه خودش به اندازه کافی شناخته شده است. تو رو به خدا کارنامک چیه!!!!!!!!!!!

تو سایت دانشگاه ما نوشته اند: اطلاعات عمومی!!!!

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)