
linkdump
اگر شما ریس وبلاگستان بودید چه میکردید؟
واقعا من چرا فکر میکنم وقتی میخندم صدام قشنگتر میشه؟ واقعا اینطور نیست!
اینهم چهارشنبه سوری اینور آبیها
تلوزیون ایرانیکن
اهم
وای!این انگشترها چه قشنگن!
برنامه نوروزی دانشگاه سن فرانسیسکو
جزییات بیشتر را اینجا ببینید.
حق باکره بودن
احترام به انتخاب انسانها
چه میدانند مرز یعنیچه
روایت زن نوشت از فیلم بادبادک
اوباما و هیلاری در مقایسه با لابیست های اسراییل
از امید
روایتی از تاریخ معاصر جنبش زنان
زارا امجدیان. رادیو زمانه
بنی آدم
این ویدو بغض آورد و لبخند
من دلم ایر رو میخواد ایر منو نمی خواد
با صدای استاد جلال همتی خوانده شود.
[آرشيو]
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
powered by
Movable Type 3.2RSS | Atom
search
developed by
hamidreza [dot] com
«
صفحه اصلی
اتحادیه فرامرزی ایرانیان سومین کنفرانس بین المللی جوامع ایرانیانی مقیم خارج کشور را برگزار می کند. »
کسی اطلاع داره که معادل فارسی برای کلمه " رزومه" داریم؟
مسلما رزومه با تقاضانامه فرق داره. میخوام بدونم کلمه فارسی از طرف فرهنگستان پیشنهاد شده یا نه.
ممنون میشم اگه کسی اطلاع داره بهم بگه. در ضمن من سایت فرهنگستان فارسی رو با روشها و اسم مختلفی که به نظرم میرسید جستجو کردم. به جایی نرسیدم. کسی آدرسش رو داره؟
پی نوشت: اینجا ( صفحه سی و پنج) میگیه که میشه " کارنامک". اصلا این واژه به گوش کسی خورده تاحالا؟
من خودم سی وی رو استفاده نمیکنم ( از اونجایی که تو امریکای شمالی استفاده نمیشه. اما رزومه یا کارنامک؟
به نظر شما برای نوشتن یه متن رسمی فارسی باید از رزومه استفاده کرد یا کارنامک؟
English Weblog
archives
by dateFebruary 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
آدرس سایتشون میشه:
http://www.persianacademy.ir/
و اینکه توو واژه های لاتین به فارسی resume دو معنی داره:
1- خلاصه یا چکیده یا Abstract
2- کارنامک
فکر کنم دنبال کارنامک باشی.
آدرس لیست لاتین هم:
http://www.persianacademy.ir/UserFiles/Image/Word01/l0301.pdf
گولبولت
لوا: کارنامک؟؟/
بیخیال بابا!
تافته
March 27, 2007 10:57 AM
man fekr konam, migan "savabeghe kaari"
yaadesh beh kheyr, 12 saal pish , hanooz BS nagerfte rafe boodam yeh jaa mosahebeh, yeki az asaatid keh taaze az kharej ham bargashte bood daasht manoo mosahebe mikard, goft "resume daari" man fekr kardam mige "riz nomaraat" kholase aaberoo rizi shod keh.
لوا: آخه مسئله این هست که ما چند نوع رزومه داریم که لزوما همه سوابق کاری یا سوابق درسی نیستن. .واژه ای که شامل همه موارد باشه مد نظرم هست.
armin
March 27, 2007 10:58 AM
والا ما هم میگیم رزومه! تا حالا هم صدایی از فرهنگستان نشنیدیم!
ستاره
March 27, 2007 11:06 AM
Salam Leva Jan: I never used the words resume, karnamak, or CV in Iran. I used the term "Sharhe Savabegh." Yes, both words are Arabic, but they explain the meaning without introducing an unfamiliar word!
لوا: نازی جانم.
این سالها تغییر کرده. من چند وقت قبل یه کنفرانسی داشتم در مورد همین رزومه. و از همین واژه رزومه مرتب استفاده کردم. یعنی الان دیگه آشنا شده اونجا. بیشتر میخوام بدونم تو متن فارسی هم میشه استفاده کرد از این واژه یا نه.
مرسی خانم عزیز. مثل همیشه.
Nazy
March 27, 2007 11:14 AM
بخدا خودشون میگن کارنامک :D ...
گولبولشون
تافته
March 27, 2007 11:17 AM
لوا جان واژه هایی از این نوع دقیقا همان واژه انگلیسی اش مصطلح است و من هرگز ندیدم که در سازمانها و مراکز حتی تحقیقاتی و دانشگاه ها لغت معادل آن استفاده بشودمثلا شما تقریبا هچوقت نمی بینید که به جای واژه "پروپوزال" معادل فارسی آنرا استفاده کنند.دراین مورد خاص هم دقیقا کلمه "رزومه" استفاده میشه نه "سی وی
بوی بارون.قهوه.سیگار
March 27, 2007 11:27 AM
موافقم :
کارنامک ؟! بی خیال بابا !
مريم
March 27, 2007 11:41 AM
Leva jan,
The term "CV" is still used quite frequently in the U.S., but it's only used in universities and Academia for academic job applications, while resume is used for non-academic/industry-related/other types of jobs.
لوا: آره. میدونم. ولی منظور من هم رزومه های کاری هست نه تحصیلی و قشری که باهاشون کار میکنم هم از این دسته هستند و البته خوب مطلبی که تو نوشتن فارسی اش فعلا موندم مد نظرش رزومه کاری هست نه تحصیلی. مرسی از توضیحت اما. :)
Roshanak
March 27, 2007 11:53 AM
"خلاصه تجربیات".
-به نظرم این کلیتر از سابقه کاری باشه. البته فرهنگستان تا حالا تاییدش نکرده.
Jumper
March 27, 2007 12:01 PM
سلام و سال نو مبارک
من هميشه بجاي کلمه نامانوس سي وي ، يا رزومه ، از شرح حال استفاده ميکنم.
فکر کنم هم گوياتره و هم منظورمو بهتر ميرسونه.
نميدونم ، آيا درست فکر ميکنم؟
به انديش
March 27, 2007 12:09 PM
چرا از خود کارنامه استفاده نمی کنی؟ راحت می شینه توی جمله با همون منظور به نظرم!
راستی سال نو هم مبارک.
لوا: کارنامه تعریفش فرق داره خسرو جان. میشه ابرو گرفتن و چشم رو کور کردن. :)
سال نوی شما هم پر برکت و به شادی.
خسرو
March 27, 2007 01:05 PM
ghazie dare jedee mishe?!
man hesabi tashvighet mikonam.
لوا: چشمک!
Parisa
March 27, 2007 01:25 PM
با توجه به این که در زبانهای دیگر اروپایی از واژههایی به عنوان معادل یا همسان برای curriculum vitae
استفاده میشود که میتوان آنها را نزدیک به زندگینامه دانست، در بسیاری از موارد زندگینامه جایگزین معتبری برای رزومه شماست.
به هر صورت اگر خیلی لازم است من پیشنهاد میکنم با داریوش آشوری، نجف دریابندری یا دکتر نجفی مکاتبه کنی. ما هم این وسط فیضی میبریم.
خوب و خوش باشی.
لوا: همرزم گرامی!
زندگی نامه که بایوگرافی بابا. این رزومه یه صفحه واسه کار پیدا کردنه. زندگی نامه نیست که... خدایش به نجف دریابندری نامه بنویسم جواب میده
بی خیال رزومه پس. برم به اون نامه بزنم.
دیدار به زودی!
GhAsedak*
March 27, 2007 01:53 PM
رزومه!!
کارنامک خیلی فجیعه!
RahiL
March 27, 2007 03:40 PM
فکر کنم می نوشتیم "سابقه ی کاری" یا همون "کارنامه ی کاری" یا به قولی کارنامک
حمید
March 27, 2007 03:42 PM
می تونی شرح حال کاری
ازش نام ببری
negahyno
March 27, 2007 03:51 PM
آها.پس فارسی اونیکه یک زمانی برای یک بابایی میخواستین بنویسید میشه کارنامک!!!(just kidding)
از شوخی گذشته منهم کارنامک شنیدم
بایرامعلی
March 27, 2007 03:57 PM
CV تو امریکای شمالی استفاده نمیشه؟
من رو بگو فکر میکردم اینجا که هستم آمریکای شمالی محسوب میشه.
دچار
March 27, 2007 04:42 PM
تقاضای کار همراه خلاصه ای از سوابق کاری!!
جايزه ام از طرف آکادمی رو هم تقديم ميکنم يه خانوم بلوط که اين بحث آموزنده رو پی ريختن. ممنونم.... ممنونم....
Parvin
March 27, 2007 05:27 PM
بلوط جان رئيس من كه تيتره رزومه خودش رو مي نوشت : خلاصه اي از سوابق كاري و تحصيلي
اما كارنامك خيلي مضحكه به خدا
سبزينه
March 27, 2007 10:09 PM
Do we have any persian word for bobsledding
if you know please tell me
لوا: یخ سواری؟ نمیدونم. کسی اگه میدونه بیاد بگه لطفا.
behdad
March 28, 2007 06:31 AM
من فکر میکنم "سوابق کاری" یا "پیشینه" مناسبتر باشه
زیر خط IT
March 28, 2007 10:10 AM
لوا جان شما اصلن عنایت نفرمودید من چی گفتم. سواد ما همین است خوب، بیوگرافی بلدیم، بایوگرافی را فرنگ آدم یاد میگیرد.
اصلن شما بیخیال جواب ما شوید.
روز و روزگار خوش.
لوا: :(
باشه! ولی ما ارادت داریم انی وی!!
GhAsedak*
March 28, 2007 10:16 AM
ببخشید که کامنتم بی ربطه. تو یه بار عکس گربه ات رو در بلاگت گذاشته بودی؟ من یه همچین چیزی یادمه ولی آرشیوت رو تا دو ماه پیش چک کردم و ندیدم. راستش یه سری عکس گربه دیدم که به نظرم اومد قبلا در بلاگ تو دیده بودم...شاید هم اشتباه می کنم و چون اسم پیشیه بلوطه این جوری به ذهنم اومده...اگه فرصت کردی نگاهی به این نشانی بنداز لطفا:
http://www.iranspca.com/forum/showthread.php?t=766
لوا: نه دوست عزیز. من گربه ندارم. شاید با وبلاگ افکار اشتباه گرفتی. ایشون دوتا گربه دارن که عکساشو گذاشته بودند چند وقت قبل.
رها
March 28, 2007 01:00 PM
من که تا حالا هر جا خواستم اپلای کنم نوشتم سابقه کار.همه هم میفهمن منظورت چیه. اگر چه که کلمه ی رزومه خودش به اندازه کافی شناخته شده است. تو رو به خدا کارنامک چیه!!!!!!!!!!!
Faranak
March 28, 2007 11:13 PM
تو سایت دانشگاه ما نوشته اند: اطلاعات عمومی!!!!
n
September 12, 2007 04:28 AM