« امان از این پسرهای مکش مرگ ما... صفحه اصلی »

" رفتم تو کار نت ورکینگ"
" شبکه ما بهترین شبکه دنیا تو سال دوهزار و شش شده."
" ماشینم رو فروختم و پولش رو گذاشتم تو این کار"
"اونجا شبکه ما چقدر کارش وسیعه؟ میگن تو امریکا از همه جا بیشتر عضو داره. شما هم عضوید؟"
" شبکه ما یه مزیتهایی داره که هیچ شبکه دیگه نداره. فقط مردها هستن. پس هیچ بهانه ای ندارن که بریزن بگیرن. اگه مشروب و تریاک نباشه فقط میگیم دوستیم دور هم جمع شدیم."
"......

------------
یه بار تو ایران "پرزنت" شده بودم. پول نداشتم. اگه داشتم هم آدم اینکار نبودم. یعنی آدمی نبودم که روابط اجتماعی ام رو بر مبنای پول بسازم یا تو روابط موجود حرف کار رو بیارم. همیشه روابطم با مردم برام اهمیت داشت. زیاد.
------------

این حرفها هم حرفهای یه غریبه نبود. حرفهای پسر عموی بیست, بیست و یکساله بیکار من بود که دانشگاه قبول نشده و تا حالا سه تا کار عوض کرده. پسر عمویی که به چشم من هنوز همون بچه دبیرستانی است که تازه پشت لبش سبز شده.

آخه من بهش چی بگم؟ بگم که اینکارها اینجا غیر قانونیه. که همه زندگی اش رو خواهد گرفت. که دوست و آشنا و پدربزرگ و مادربزرگ براش میشن شکل اسکناس و سکه؟ که اینکارهای یه اقتصاد خرابه. که خجالت آوره وقتی به من میگه ما تو گروهمون زن نداریم چون زن دردسر سازه.
بهش بگم که ول کن. که برو بچسب به یه کار. این رویای یه شب خوابیدن و صبح پولدار بیدار شدن رو آخه از کی کردن تو سر ما؟
بهش بگم که زمان بده به خودت و فکر کن تا سی و پنج سالگی باید بدویی تا به جایی برسی. که نخواه که مثل دوستات دویست و شیش زیر پات باشه و هر شکلی خواستی بگردی. گفتن کدوم یک از این جمله ها فایده داره؟

بعد فکر کردم به باباش زنگ بزنم و با اون حرف بزنم. اما فایده اش چیه؟ مگه من اونجام که شرایط رو درک کنم. مثل همیشه . نه. مگه اون بچه است که به حرف باباش زندگی کنه. زندگی خودشه. یا همین چند میلیونش هم میره و شاید یه بار تو جاده کرج سرش رو بریدن. یا پولدار میشه و دیگه ماها رو نمیشناسه, یا شاید هم ول کنه.

فقط بهش گفتم اینی که تو میگی اسمش هست " علم نت ورکینگ" اینجا بهش میگن کلاهبرداری و غیر قانونیه. بیشتر تحقیق کن. همین.
چی میتونستم بگم وقتی به من جواب داد واسه شما آره. اما اینجا چی اش کلاهبرداری نیست؟

کارتم تموم شده بود. فقط دوباره عید رو تبریک گفتم. گفتم سال پر برکتی باشه برای تو و مامان و بابا.

March 26, 2007 07:44 AM

Comments

پول دراوردن به هر قیمتی، جزئی از فرهنگ ایران و ایرانی شده. فرهنگی که زیاد قدیمی نیست. این وسط هم وقتی برای "پول" جون ِآدم‌ها مهم نیست دیگه آشنا و فامیل و غریبه معنایی نداره.
اما این که چرا این طور شده، کسایی که یکم سن وسال بیشتر دارند باید جواب بدند.

من هی گفتم بیا از این نتورکمون یه دوزار در بیاریم گفتی نه


والا این قضیه رو من ایران خیلی دیده بودم، لوا دخترم ولی فکر نکنم اینجا غیر قانونی باشه ها، شرکتهای بیمه و اینا از این کارا میکنن

از نتورک غاقل نشو که همه جای دنیا نون تو نتورکه.

لوا: من به استناد به یه پست آقای دکتر شتابزده گفتم غیر قانونیه.! برو یخه اون رو بگیر.

منم چند بار پرزنت شدم . توسط صميمي ترين دوستام . آدماي گلدکوئستي هميشه منو ياد گربه نره و روباه مکار ميندازن که وقتي ديدن پينوکيو چند تا سکه داره بهش گفتن بيا سکه هات رو بکار تو زمين تا درخت سکه ازش در بياد و کلي پول از طريق نصيبت بشه . کار اين آدما هم دقيقآ همين طوره . با وعده درآمد زياد ، پول اندک ما رو از چنگ در ميارن و ما مجبوريم براي رسيدن به پول خودمون ، پول 6 نفر ديگه رو از چنگش در بياريم .

راستی چرا اینطوریه؟

پسر عمه نازنين بنده هم مريد و مراد گلدكوئيسته و ميگه همه دنيا اين كار رو ميكنن جز آمريكا-انگار اينو ميدونسته!- چون اونها نظامشون سرمايه داريه و غلطه!!! تو رو خدا منطق رو

چیز عجیبی که در مورد جوانها الان ایران میشود گفت و هرچه از این محیط دربسته بیشتر فاصله میگیری بیشتر در چشم میزند اینست که همه آنها مثل هم شده اند چه از نظر قیافه و مطلب مربوط به پست قبل چه از نظر فکر و رفتار و این مطلب علتش را دقیقا نمیشود فهمید انگار از یک مدل دختر و پسر به صورت سری دوزی هزاران عدد تولید شده باشد.
همه به فکر پولدار شدن یکشبه بدون آنکه فکر کنند برای چه؟وهم خود را به یک شکل درمی آورند. حتی علایق و سلیقه ها هم مثل طرز فکر یکی شده!
یکی دیگر از عوارض زندگی در جامعه بیمار

ببین یعنی این نت ورکها مردم رو بیچاره کردند. میدونی چه خانواده هایی به خاک سیاه نشستن؟ حرف هم تو گوششون نمیره که! هر چی میگی حرف خودشون رو میزنن. البته بحث روانشناسیش خیلی مفصله

والا اوا جان ...اینجا هم غیر قانونی هست ...منتها تا اقایون قانون به خودشون بیان خیلی ها گول خوردن ...خیلی از دوستای خودم طلا هاشون رو فروختن ...اما حتی پول همون طلا ها هم بهشون نرسید....البته خوب یکسری هم سود کردن ....

بعد مدتها اولین جاییه میشنوم بازم از این خبرها هست.
البته بعید میدونم آمریکا قانونی نباشه.برای خواهرم زیاد کارت شرکت در نت ورکینگ میاد

یکی از دوستای من هم چون یه مدت بیکار بود رفت تو این کارها، اون موقع یه جورایی بهش فهموندم که این کارها برای آیندمون خیلی سابقه خوبی نیست. حالا الان یه پست خوب تو ایران پیدا کرده و الان نمی دونم دوست داره به اون روزها فکر کنه یا نه!

راستی من نفهمیدم تو که تو امریکا هستی چرا می نویسی " مارس" نه مارچ؟!

در ضمن یه وقت به من بینوا لینک ندی که ناراحت می شم ها!

سلام
اینجا که یه مدتی حسابی باب بود . طوری شده بود که این اواخر اگر دوستی از من دعوت می کرد که همدیگر را ببنیم می پرسیدم " خب حالا چی کار داری ؟ " چون یکبار چوبش را خورده بودم . یکی از دوستان سالهای قبل در دانشگاه تماس گرفته بود و من هم با شوق و ذوق اما آخرش .... راستش کمی ناراحت شدم . پیش خودم فکر کردم از حماقتم بوده !
این کار نمی دان چه سری دارد سن و سال هم نمی فهمد . من هم با اینکه با این تجارت همدیگر را به شکل اسکناس می بینیم شدیدا موافقم .

من که دقیق نفهمیدم چی بود..

خواستم دوباره بهار آمدن را تبریک بگویم
شاد باشید و شاد
پیروز باشی و بهین روز

سلام لوا جان.
سال نو مبارک.
امیدوارم بهترین و شادترین سالت را آغاز کرده باشی و هرجا که هستی شاد و سالم و سربلند باشی.

نمی دونم چی باید بگم
چون من خودم سه سال پیش یه پرزنتور حرفه ای بودم که انقدر ثلیث و تاثیر گذار پرزنت می کردم همه خرید می کردن و وارد گلد کویست می شدن
نمی گم پشیمونم چون از نظر مالی که هیچ سودی برام نداشت اما باعث شد کلی درس زندگی بگیرم.یه عالمه تجربه در عرض شیش ماه سه چهار سال بزرگتر شدم
الان هم قاطعانه می گم که به درد نمی خوره

یه کامنت بی ربط:
ببین فیلم
..rumor has it
رو دیدی؟ کوین کاستنرش معرکه س! من تازه دیدم و کلی خوش خوشانم شد بعدش یادم اومد تو از کوین کاستنر خوشت میاد گفتم بیام توصیه کنم!
D:

لوا: آره بابا. من داغش رو دیدم. :)

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)