
linkdump
اگر شما ریس وبلاگستان بودید چه میکردید؟
واقعا من چرا فکر میکنم وقتی میخندم صدام قشنگتر میشه؟ واقعا اینطور نیست!
اینهم چهارشنبه سوری اینور آبیها
تلوزیون ایرانیکن
اهم
وای!این انگشترها چه قشنگن!
برنامه نوروزی دانشگاه سن فرانسیسکو
جزییات بیشتر را اینجا ببینید.
حق باکره بودن
احترام به انتخاب انسانها
چه میدانند مرز یعنیچه
روایت زن نوشت از فیلم بادبادک
اوباما و هیلاری در مقایسه با لابیست های اسراییل
از امید
روایتی از تاریخ معاصر جنبش زنان
زارا امجدیان. رادیو زمانه
بنی آدم
این ویدو بغض آورد و لبخند
من دلم ایر رو میخواد ایر منو نمی خواد
با صدای استاد جلال همتی خوانده شود.
[آرشيو]
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
powered by
Movable Type 3.2RSS | Atom
search
developed by
hamidreza [dot] com
ای نامه که میروی به سویش....
جای نامه نگاری نه تنها تو ادبیات ما داره کم رنگ تر میشه بلکه دیگه کمتر و کمتر از کتابهای شامل نامه های افراد خبری میشنویم. تو عصر ایمیل و نامه برقی و اس ام اس, دیگه کی کاغذ و خودکار دستش میگیره که نامه بنویسه؟ آخرین باری که خودمون نامه کاغذی نوشتیم کی بود؟
آخرین نامه خود من برمیگرده به چهار سال پیش. نامه های روزانه. شرح حال. ولی نمیدونم اگه الان دوباره شرح حالم اون بشه نامه کاغذی خواهم نوشت یا نه. آخرین نامه کاغذی رو هم که داشتم چند وقت قبل ندیم فرستاده بود. اونهم پستی نه. عمه جان میامد از ایران , زحمت آوردنش رو کشید. ولی نامه روی کاغذ سفید بود. کج نوشته بود و با خط خوش و خودکار عطری. امضا هم داشت. اون کاغذ خیلی معنی داشت. خیلی. هزارتا ایمیل هم جای اون کاغذ رو نمیگیره.
ولی خوب کاری هم نمیشه کرد. احتمالا روزی که ماشین هم اختراع شد , اسب سوارها همین نظر رو داشتن که هیچی جای اسب سواری رو نمیگیره.
دلم میخواد یه سری نامه بنویسم. نامه به کسان دور و برم. دور و نزدیک. کسانی که هیچ وقت در دنیای واقعی براشون نامه نمی نوشتم.( من یه بار تو نوجوونی واسه مامان و بابام نامه نوشتم) . میخوام یه سری نامه که واقعا حرف دل باشه بنویسم. حرفهایی رو که تو دنیای واقعی بهشون نخواهم گفت. نامه ها به کسانی خواهد بود که میدونم اینجا رو نمیخونن. دلم میخواد اینجا نامه سرباز بذارم.
دنیا رو چه دیدی. شاید مخاطب اولین نامه من تو باشی.
-------------------------------------------
اخبار زندانیان هنوز تمون نشده. یادمون نره که شادی و محبوبه اونجا هستن. یادمون نره که کسی آزاد نشده تا همه آزاد نشدن
پیگیری دستگیرها توسط کانون وکلا.
تماس شادی با دخترش دریا. آسیه هم قصه رو میگه.
نگرانی دختر محبوبه عباسقلی از وضعیت مادرش.
اتحادیه اروپا هم ابراز نگرانی کرده.
English Weblog
archives
by dateFebruary 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
يه زماني كه خيلي هم دور نيست، چيزي حدود چهار يا پنج سال پيش، آنقدر مشتاق نامهنگاري بودم كه در به در دنبال كس ديگري ميگشتم تا برايش نامه بنويسم!
يه بار يه نامه براي يك آشناي دور نوشتن كه يكسالي ميشد از ايران رفته بود و زماني كه نامه را دريافت كرده بود اينقدر خوشحال شده بود كه يك طايفه را خبر كرده بود!
امان از اينترنت، ديگر حس نامهنگاري هم باقي نگذاشته!
...
ولي خب! اگر كسي پيدا شود كه هنوز در اين ميانه حس و حال نامهنوشتن داشته باشد و بتواند خط كامپيوتري شده -يعني خرچنگ غورباقه- را هم تحمل كند، من پايهام! ;)
Pazh
March 10, 2007 08:25 PM
برای من نامه بنویسید!
جواب میدم!!
نوید
March 10, 2007 10:15 PM
parsal akharin name kaghazimo ferestadam bad az oon bazam neveshtam ama nemidunam chera nafrestadam...aha yekiam emsal ferestadam. ... vali dige kasi mail ham nemizane ke delemoon khosh bashe aghalan chizi jaygozine in ghazie shode,joz off ha o sms haye koootaaah...kare khoobi mikoni,amalish kon
Golpar
March 11, 2007 12:16 AM
leva jan in bu rabte vase in post. lotfan publish nakon. oon hafte az homeless ha neveshti goftam bad nist bebini- ageh khodet naidh bashi ghabllan albateh:
http://www.bbc.co.uk/persian/worldnews/story/2007/03/070311_wmt-us-homeless.shtml
siamak
March 11, 2007 12:33 AM
نامه کاغذی نیز به دست تاریخ و خاطرات سپرده شد
من نیز خیلی ساله نامه ننوشتم
شهلا
March 11, 2007 02:55 AM
http://www.bbc.co.uk/persian/worldnews/story/2007/03/070311_wmt-us-homeless.shtml
marbout be chand post ghabl!
mitra
March 11, 2007 06:04 AM
همینجا نامه رو بنویس
طنز آنلاین
March 11, 2007 10:32 AM
صمیمی ترین دوستم نوزده سال قبل به کانادا مهاجرت کرد البته دو ماهی در ترکیه بود تا کارش ردیف شد . دقیقا از همون ماه دوم اقامتش در ترکیه نامه نگاری ما با هم شروع شد و با اجازه شما به مدت چهارده سال ادامه داشت تقریبا بطور متوسط ماهی یک یا گاهی هم دو نامه . اونم چه نامه هایی بعضی هاش بجرات ده پونزده صفحه ! می شد . الان بعد از گذشت چند سال هنوز اون نامه ها رو دارم و بقول دوستم میگه : اگه روزی بخوام زندگینامه ام رو مکتوب کنم بعد از مهاجرت این نامه ها مستندترین مکتوبات زندگیم هستش چیزی حدود دویست نامه و مجموعا با نامه های من برای او بطور تقریبی چهارصد نامه . اما الان شش سالی میشه که نامه های ما هم الکترونیکی شده . گاهی تصمیم میگیریم دوباره نامه کاغذی واسه هم بنویسیم اما متاسفانه یا تنبلی ناشی از امکانات تکنولوژیک یا بی حس و حالی ناشی از بالا رفتن سن بهمون اجازه نمیده !
لیلا
March 11, 2007 11:38 AM