
linkdump
اگر شما ریس وبلاگستان بودید چه میکردید؟
واقعا من چرا فکر میکنم وقتی میخندم صدام قشنگتر میشه؟ واقعا اینطور نیست!
اینهم چهارشنبه سوری اینور آبیها
تلوزیون ایرانیکن
اهم
وای!این انگشترها چه قشنگن!
برنامه نوروزی دانشگاه سن فرانسیسکو
جزییات بیشتر را اینجا ببینید.
حق باکره بودن
احترام به انتخاب انسانها
چه میدانند مرز یعنیچه
روایت زن نوشت از فیلم بادبادک
اوباما و هیلاری در مقایسه با لابیست های اسراییل
از امید
روایتی از تاریخ معاصر جنبش زنان
زارا امجدیان. رادیو زمانه
بنی آدم
این ویدو بغض آورد و لبخند
من دلم ایر رو میخواد ایر منو نمی خواد
با صدای استاد جلال همتی خوانده شود.
[آرشيو]
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
powered by
Movable Type 3.2RSS | Atom
search
developed by
hamidreza [dot] com
« روشهای سنتی جلوگیری از بارداری
صفحه اصلی
»
از صبح تا حالا وبلاگم میاد سوژه ندارم. یعنی دارم. همه خیلی جدی اند حوصله شون رو ندارم. مثل اثرات بچه های نخواسته, هیلاری کلینتون, نامزدهای جمهموریخواهان, سیاستهای اقتصادی چین, ارزش برابری گاو و زن در سودان و ....خیلی مسایل دیگه دنیوی که قرار بود با این پست بلاگی حل بشن. اما حوصله جدی نوشتن ندارم.
یک هوای بهاری شده اینجا. یعنی بهاری ها. دقیقا بوی همون وسطای اسفند خودمون رو داره. ( میدونم هنوز اسفند نشده) امروز دما اینجا نزدیک بیست و پنج درجه و به عبارت فرنگی هفتاد و خورده ای ( دقت رو دارید؟) فارنهایته. شکوفه ها در اومدن و درحالی که اون ور مملکت ملت متر متر برف پارو میکنن رادیو محلی صبح به مردم پیشنهاد داد که این هوای خوب برای تن گرفتن و شنا کردن رو از دست ندن.
شنبه هم که سال نو چینی هاست. محل کارم تو محله آسیایی هاست و این هفته چند باری رفتم فروشگاههای اینها. شور و شوقش مثل همون عید خودمون هست. با اون سنتهای برای ما عجیبشون. امروز هم همکارم برای همه شکوفه گیلاس آورد. آدم بدش میاد تو این هوا پشت میز بشینه. اما زندگی خرج داره و این استاتیستیک لعنتی مسئله!
اینروزها فصل حساب و کتابهای مالیاتی هست. افرادی که در طول سال مالیات دادن یه برگه هایی از اداره مالیات دریافت میکنن که نشون میده درآمدشون در سال ۲۰۰۶ چقدر بوده و چقدر مالیات دادن و چقدر کم دادن و زیاد دادن و کلی ریز جزییات. ما هم واسه خانوادهای کم در آمد این محاسبه ها رو انجام میدیدم. شرکتها و افراد زیادی هستن که این فصل کار کارشون این هست اما خوب یه چیزی هم میگیرن دیگه.
من بعد از ظهرها به این گروه مالیات چیا! کمک میکنم. دیروز عصر دوتا آقای ویتنامی اومده بودن و برگه هاشون رو آوردن که برگشتی مالیاتشون حساب بشه. این همکار ویتنامی ما هم رفته بود برای ناهار. گفتم حالا شروع کنم تا اون بیاد. بعد اینها انگلیسیشون خیلی ضعیف بود. یکی میخواست به من بفهمونه که این برگه ها مال دوستش و همسرش هست. یه جوری میگفت که این دوستش خانمش هست. هی میگفت " هی ایز مای وایف". بعد خوب من فکر کردم اینها گی هستن اما برای اینکه مالیات و اسه خانواده حساب بشه باید به طور قانونی ازدواج کرده باشن. از طرفی برام عجیب بود که با این فرهنگ ویتنامی اینها چقدر راحت اومدن و میگن ما زوج هستیم. حالا من هی سعی میکنم از اینها بپرسم که شما قانونی برگه ازدواج دارید یا نه. تو همین دست و پا شکسته حرف زدن بودیم که همکارم اومد و من خوشبختانه برگه های اونها رو قاطی نکردم. به همکارم گفتم که چی فکر کردم. اما اون با اونکه خندید حرف من رو ترجمه نکرد واسه اونها. گفت خیلی ناخوشآینده. این هم از برنامه ما.
یه خاطره یادم اومد اصلا نمیدونم چرا. ولی بگم یه ذره بخندید. هیچ ربطی هم به این نوشته های بالا نداره.
من کلاس دوم - سوم دبیرستان بودم. تاکسی گرفته بودم که برم کلاس زبان. تو شریعتی. بعد من نشستم. یه خانمی نشست و کنارش یه آقایی. یه ذره از مسیر رو رفته بودیم که یه چیزی رو رو بازوی راستم حس کردم. دیدم خانومه خم شده از زیر چادرش داره مانتو و بازوی من رو گاز میگیره ! من وحشت زده جیغ کشیدم و راننده از تو آینه صحنه رو دید. ( تجسم کنید تو تاکسی بشینید و یکی شما رو گاز بگیره) راننده زد کنار و شروع به داد و بیداد با اون خانومه کرد. زن بدون هیچ حرفی پیاده شد و من ساعتها تو شوک بودم. هنوز بعد از ده سال گاهی اون خاطره یه دفعه میاد به ذهنم. مثل همین حالا. نفهمیدم مریضی بود یا چی. یه دفعه یه غریبه رو گاز بگیری؟؟
English Weblog
archives
by dateFebruary 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
نوکرتیم حالا مثلن میخواستی سرگرم کننده بنویسی که ما سرحال بیایم رفتی سراغ سوژه مالیات؟ حالم گرفته شد به جون بچههام. آدم ماشین قراضه سوار بشه، تا ده سال دیگه هم توان خونه خریدن نداشته باشه، اونوقت خرجی دوتا از سربازاشون تو عراق رو به زور ازش بگیرن خیلی سوز داره. یه کاره دوتا پاراگراف هم ورمیداشتی درباره دندون درد و مطب دندونپزشکی مینوشتی دیگه :-)
احسان اخباری
February 16, 2007 02:34 PM
شاید میخواسته مجانی سوار تاکسی بشه
نسترن
February 16, 2007 02:35 PM
rastesh man ham khandidam , ham kaf kardam :|
akhe yani chiiiiiiiiiiiii???
Gaaz gereft?
eva
=))
:|
neda
February 16, 2007 02:49 PM
salam
az vaghti akseto didam neveshtehatam bishtar doost daram.
kheli bamazast na?
yejoori azat bishtar khosham omad.
ye chize hesie.
kholase goftam ke gofte basham.
لوا: همه گفتن عکسم بسی جدی تر از خودم بود ..نظر لطف شماست شیرین عزیز.
shirin
February 16, 2007 05:02 PM
ajab dastani.... che havshatnak, fekr konam nastran rast mige shayd mikhaste majani savar beshe
Mehran
February 16, 2007 05:33 PM
!
Pazh
February 16, 2007 08:52 PM
be ghol ehsan in jarian maliat baad injarian baharo shokofe chi bod yade ma endakhtid, in shitan bozorg khone ma ro mikone to shishe ,miam weblog bekhonim ta sozesh maliat az yademon bre bad shoma namak bepash ro zakhme ma!! :)
bayramali
February 16, 2007 11:40 PM
تعجب نداره خانمم، حتما تپل مپل بودی دلش خواسته! منم هی تو خونه دنبال خواهر کوچیکه م که خیلی تپلیه راه می افتم و تمام سعیم رو می کنم که گازش بگیرم!
لوا: نه خیرم. هیچم اینطور نبود. لاغر بودم!!
الیزه
February 17, 2007 12:42 AM
بیچاره حتمن حاری بهش دست داده بوده تو هم خوشگل بودی چشمش تورو گرفته بوده از خود بی خود شده و گازت گرفته
samira
February 17, 2007 01:16 AM
اولاً عکس ها حرف نداشت گرچه با بلوط سفید چشم رنگی فاصله داشت ;)
راجع به خاطره ، خانومه صرع نداشت احتمالاً؟
لوا: والا صرعی ها قدیما غش میکردن. گاز نمیگرفتن.
Ehsan
February 17, 2007 04:47 AM
واقعآ یکی تو تاکسی گازت گرفته ؟ خیلی عجیبه . فکر کنم اون موقع یه علامت سوال گنده مثل این کارتونا روی کلت سبز
شده !!
MED
February 17, 2007 09:04 AM
خوب آخه شمالیها همه خوشمزه هستند! واسه همین گازت گرفت!
ستاره
February 17, 2007 12:13 PM
منم میخوااااااام عکست رو ببینم:(( کجا باید برم ببینم؟؟؟؟؟؟؟
ستاره
February 17, 2007 12:23 PM
akset benazaram mehraboon omad.
shirin
February 17, 2007 03:24 PM
طفلک گشنش بوده ، منم بعضی وقتها دخترهای خوشگل میبیم هوس میکنم گاز بگیرم ، ولی خوب همیشه هواسم هست امپولم رو بزنم!
صورتک خیالی
February 17, 2007 05:52 PM
مرسی که سر زدین.به روز شدم[لبخند][گل]
maryam
February 18, 2007 05:04 AM
salam Lava joon. I have a question if you don't mind. Can I fill out my tax form myself? I mean is it simple or it's complicated? I am living in Calif. and I usually ask my accountant to prepare my tax form but I was thinking of preparing it myself this year. Do you have any suggesitons or recommendations? Thanks!
لوا: فرانک جون ساده هست اگه سابقه داشته باشی. اگه توربو تکس رو بخری که واقعا کاری نداره. فقط عددها رو میذاری اون تو و بهت میگه. دستی هم انجام میشه. اما به شرطی که خوب یه سری چیزها رو بدونی. از این کتابهای تکس هم هست که میتونی بخری.
ببین. بستگی به درامد هم داده. اگه درامد خیلی بالا نبوده باشه کلی از همین سازمانها هستن که مجانی فایل میکنن. دیگه لازم نیست به جایی مثل اچ ان ار بلاک پول بدی.
من میگم اگه توربو تکس رو بخری میتونی خودت کامل انجام بدی.
خواستی به من ایمیل بزن. امیدوارم موفق باشی.
Faranak
February 19, 2007 12:47 AM
چقدر همه گفتن خوشگلی ! عکس کو؟
dr jack
February 19, 2007 03:06 PM
من ديشب خواب تو رو ديدم. حتا تا حالا عكست رو هم نديدم.عجيب بودخوابم.برگشته بودي ايران....
شاد باشي.
پريسا
February 20, 2007 02:09 AM
هميشه مطالبت رو مي خونم. جالبن
http://www.shoupe.blogspot.com/
شوپه
February 20, 2007 10:08 AM
این تیکه گاز گرفتگیه خیلی باحال بود، خوشمزه ای حتما ;)
پانی
February 20, 2007 03:56 PM