
زنان سرزمین من مارال نیستند.
زنان سزمین من برهنه در چشمه های دشت آب تنی نمیکنند.
زنان سرزمین من سولماز وار دشتهای ترکمن صحرا را در نمی ورند.
زنان سرزمین من قره العینی نیستند که برقع ز رخ بردارند و به مجلس مردانه روند.
زنان سرزمین من هیچ نیستند.
زنان سزمین اگر هم باشند, عامل فتنه اند.
زنان سرزمین من همگی سیب سرخ را به هوای وسوسه شیطان خورده اند.
زنان سرزمین من قربانیان خود اند.
زنان سرزمین من قربانیان باور خوداند.
زنان سرزمین من هیچ نمیدانند.
هیچ...
February 8, 2007 10:02 AM
English Weblog
archives
by dateMarch 2011
February 2011
January 2011
December 2010
November 2010
October 2010
September 2010
August 2010
July 2010
June 2010
May 2010
April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
September 2009
August 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
آره عزیزم اگه زنان سرزمین من چیزی میدانستند که به خاطر یه شهاب سنگ ببخشید یه شهاب آسمانی زیر خروارها خاک نمی خوابیدند...
ستاره
February 8, 2007 10:39 AM
ای واای!
وحشتناکه! دردناکترین و سخترین موقع در کمک به بقیه او زمانیه که خودشون گیوآپ میکنند. وحشتناکه
piper
February 8, 2007 11:56 AM
زنان سرزمین نه عاشقند نه معشوق... مثل بره ای میان گرگها هستند. بخت خیلی یارشان باشد، چوپانی میان آن همه گرگ هی شان می کند و می بنددشان، در آغل...
آذین
February 8, 2007 12:08 PM
زنان سرزمين من و تو نه تنها به زن بودن خود افتخار نميكنن كه از اون شرمنده هستن و خودشون رو جنس ضعيفي ميدونن كه وظيفه اش فقط اطاعته و بس
سبزينه
February 8, 2007 1:12 PM
Har chi shoma begi !! ;)
:: M y V i e w ::
February 8, 2007 2:18 PM
زنان سرزمین من لوا جان من و تو و تمام این دوستان کامنت گذاریم...
و مردان سرزمین من هم گرگ نیستند. اشتباه دارند، اما نه بیشتر از ما زنان سرزمین...
احساساتی نباید شد تو این موضوع! چون اونوقت حرفامون غیر منطقی می شه....
مینا
February 8, 2007 3:36 PM
شما هم جزو زنان سرزمینتون هستید؟ سادگی تو قضاوت کردن بدون دونستن انگیزه های احتمالی بده ، همینطور که به صورت جمه درباره یک عده کثیری آدم بده،و البته سر زدن هر دوی اینها از یک آدم تحصیلکرده بدتر
لوا: شعر هم نمیشه گفت ظاهرا تو این مملکت دیگه...
میترا
February 8, 2007 3:55 PM
البته تو این مملکت هنوز میشه شعر گفت ، همونطور که میشه وکیل را عزل کرد ، من به عنوان یک خواننده نظرم را درباره این شعر ( که اعتراف می کنم نفهمیدم شعر است چون جدا از بحثهای دیگه تا حالا ندیده بودم تو متن شعر لینک داده بشه به یک مطلب اجتماعی ) گفتم ، البته اگر قسمت نظرات این مطلب بسته بود من هیچ وقت همچین جسارتی نمی کردم و البته تر!!! فکر نکنم نظردهنده های بالائی هم که بهشون اعتراضی نشده وطلب شنا را به عنوان شعر تحسین کرده باشند .:)
میترا
February 8, 2007 11:53 PM
ناارحت کننده ست.. نمی دونم چی باید گفت.
Lilo
February 9, 2007 3:15 AM
زنان سرزمین تو زنانگی هاشان
را به جرم پنهان کرده اند
کسی دستانش را ندید و دست بند خوردند.
sanjab
February 9, 2007 4:04 AM
اوه! عامل اجنبی! این پول گرفته برای زنهای بقیه کشورها تبلیغ کنه
ضعیفه ضعیفهست دیگه ... همش مثل همه ... یخچال که نیست ایرانی و خارجی داشته باشه :دی
n!MA
February 9, 2007 4:46 AM
آنگونه هم نیست! زنان سرزمین من خیلی چیزها را می فهمند. حتی در بسیاری از روستاهای همین ترکمن صحرا که از آنجا برایت می نویسم.اگر گرگی هم در میان باشد آن نه به جنسیت که به درون انسانها بر می گردد. هرکدام از ما گرگی را در درون خود داریم. در ضمن هرکس بیاد ترکمن صحرا نمی دونم چرا اول از همه از مظلومیت ما می گه! بخدا ما آنقدر هم مظلوم نیستیم و خوب می دانیم با مردانمان چگونه تاکنیم! راستش اینقدری که از مردان غیرترکمن می کشیم از مردان ترکمن نمی کشیم! هر گزارشگری (مخصوصا اگر خانم باشد) وقتی میاد ترکمن صحر اول از همه هم گیر می ده که پدر و مادران شما چرا شما را به فارس و غیر ترکمن نمی دهند! انگار همه مشکلات دختران ترکمن در همین موضوع است
maralkiz
February 9, 2007 6:17 PM
بابام جان 27 ساله که کار فرهنگی در ايران ما ايکاش که لااقل صفر بود که منفی است. من مبفهمم که امروزه روز دفاع از زن يعنی انتلکتواليسم همانطور که 30 سلا پيش هر ياردانقلی که ميخواست بوی شير دهانش و ريزش ريق دماغش ديدع نشود فک و فاميا لنين و مارکس از آب در ميامد و گرنه کيست که نداند نام و نشان نسل و ملتی را سوخته اند. تو حال رقت قلبت تنها زن را حس ميکند؟! ای خنک آنکه بزير گل و خاک تپيد ورفت والا آن مرد آنچه ندارد همان حيات است که زن ميکشد و تعرض مکند و عربده انا الحق مکشد. انسان را دريابيد که هر دو جنسش در خاک آفت زده ماک ما درمانده ی جايی اند در اين شب قر فام که قبايی ژنده بياويزند. بگو حسب الله اگر مرد رهي.
کامران
February 9, 2007 6:21 PM
به تمامی زنان ایران:
واین منم زنی تنها در آستانه ی فصلی سرد!
مهرو
February 9, 2007 7:11 PM
اصل مطلب را از روی لینکتان خواندم ، موجب تاسف است ...
هر چند که از این زندانی ها در ایران بسیار داریم .
Mehdi
February 10, 2007 1:13 AM
عامل فتنه بودن هم به از فرشته پاک و منزه داخل صدف !!!
roseola
February 11, 2007 2:24 AM
اینجا نه زنی به جا مانده و نه مردی.
aaber
February 11, 2007 3:10 AM
واي كه چقدر متاسف شدم
من هم به اين ايمان دارم كه مشكل ما زنان از خودمان است و از اين ضعفمان جامعه مردان بيشترين سود را مي برند
مليحه
February 11, 2007 10:53 PM
زنان سرزمين من قدرتمندند.تغيير ميكنند و تغيير ميدهند.خواهيم ديد.
rooja
July 1, 2007 4:12 AM