
linkdump
اگر شما ریس وبلاگستان بودید چه میکردید؟
واقعا من چرا فکر میکنم وقتی میخندم صدام قشنگتر میشه؟ واقعا اینطور نیست!
اینهم چهارشنبه سوری اینور آبیها
تلوزیون ایرانیکن
اهم
وای!این انگشترها چه قشنگن!
برنامه نوروزی دانشگاه سن فرانسیسکو
جزییات بیشتر را اینجا ببینید.
حق باکره بودن
احترام به انتخاب انسانها
چه میدانند مرز یعنیچه
روایت زن نوشت از فیلم بادبادک
اوباما و هیلاری در مقایسه با لابیست های اسراییل
از امید
روایتی از تاریخ معاصر جنبش زنان
زارا امجدیان. رادیو زمانه
بنی آدم
این ویدو بغض آورد و لبخند
من دلم ایر رو میخواد ایر منو نمی خواد
با صدای استاد جلال همتی خوانده شود.
[آرشيو]
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
powered by
Movable Type 3.2RSS | Atom
search
developed by
hamidreza [dot] com
«
صفحه اصلی
گردهمایی عظیم بلاگرهای آمریکای شمالی! برای حل معضل گلوبال وارمینگ و خیلی معضلات دیگه! »
صورتی یا آبی؟
ما بچه رو ماهها قبل از اینکه بدنیا بیاد طبقه بندی جنسی میکنیم. ( من فکر میکنم جنسگونگی ترجمه جندر و جنسیت ترجمه سکس باشه. اگه اینطور نیست لطفا تصحیح کنید).
اطاق دختر صورتی خواهد شد. با پروانه و گل و بوته. شاید هم کالسکه سفید با اسب های باربی. شاید هم براش قلعه پرنسس درست کنیم. اونطوری که کارتونهای والت دیزنی یادمون دادن. دختر ما بدنیا نیومده یاد میگیره که بشینه تو کالسکه و منتظر اسب سوار سفیدی باشه. زیبای خفته کارش چی بود؟ زیبایی بود که خوابیده بود و مردی که اومد با بوسه ای بیدارش کرد. سیندرلا رو مردی از دست نامادری اش نجات داد و سفید برفی رو هم پرنسسی. ما بعد از اولین سونگرافی تا بیست و پنج سالگی دختر رو تو اطاقش بهش هدیه میدیم. دختری که پشت مردی ترک اسب سفید میشینه و مرد هست که اسب سرنوشت رو میرونه.
اطاق پسر آبی خواهد شد. شاید با عکس ماهی و آب. اما احتمال اینکه عکس ماشین و هواپیما و آمبولانس باشه بیشتره. براش جعبه وسایل مکانیکی میخریم. ماشین ها و کامیونهای بزرگ. پسر بچه ها عاشق ماشین بزرگن. تفنگ اسباب بازی. دوچرخه, ماشین کنترلی. جعبه شن.
پسر ما یاد میگیره که کنترل کنه. که قوی باشه. که کار کنه. که مکانیک باشه. که راننده باشه. که نون آور باشه . که گریه نکنه ( چرا که گریه مال دختراست).
این حرفها تکراریه. خیلی تکراری. اما واسه این میگم که این روزها بیشتر از هر وقت دیگه ای داره از والت دیزنی بدم میاد. واقعا برنامه ما برای بچه هامون این کارتونها هستن؟
من احتمال مادر شدنم خیلی کمه. خیلی کم. اما اگه درصدی هم قرار باشه روزی مادر بشم به شدت مخالفت خواهم کرد با باز شدن پای این کارتونهای مسخره.
ببینید. قرار نیست که بچه بره دانشگاه تا یاد بگیره زن و مرد رو مساوی ببینه و وظایف رو تقسیم نکنه. یه چیزهایی براش قبل تولد نهادینه میشن. این بچه تو خونه هست که میبنه مادر و پدرش چه میکنن. آخه پسری که یه بار عروسک رو بغل نکنه چطور میتونه حس پدری رو یه روز داشته باشه؟
بحث های زیادی هم هست که اصلا مگه قراره تعریف زن با مادر یکی باشه یا مرد با پدر؟ من این رو هم قبول دارم که اینها لزوما به هم ربطی ندارن. اما به قالب اصلی اجتماع نگاه کنیم. آخه دختری که از بچگی یاد نگیره که کار کردن وظیفه اون هم هست نه لزوما وظیفه مرد, چطور با چند سال دانشگاه رفتن میتونه این باور رو واقعا قبول کنه؟ یا مردی که از بچگی بدونه که لزوما ناجی زن نیست و قرار نیست همیشه اون اسب سرنوشت رو برونه.
مادری میگفت من این حرفها رو قبول ندارم. من صورتی میگیرم برای اینکه قشنگه. اگه کالسکه و عروسک میخرم برای دخترم برای این هست که خودش دوست داره و میخواد. خوب تو بهش یاد دادی که دوست داشته باشه. تو فکر میکنی صورتی قشنگه. خوب اگه قشنگه چرا برای پسرت نمیخری؟ ( یه مقدر از این حرص من البته به تنفرم از رنگ صورتی هم بر میگشت) . این قشنگ ها و زشت ها هم قرارداده . اگه کالسکه و عروسک میخری برای هر دو بخر. یا اگه ماشین و هواپیما میخری هم برای هردو. من باهاش اینطور حرف زدم. بهم گفت مادر نیستی و نمیفهمی. مادر دلش میخواد دخترش دختر باشه و پسرش پسر.
نمیفهمم. این حرف رو نمیفهمم. این مرزها اگه تو بچگی صورتی و آبی هستن بعدها تبدیل به دیوارهای گنده برای هردو طرف میشن.
به شدت حس میکنم این طبقه بندی جنسیتی - و نه نابرابری - و این مرزهای صورتی و آبی تو این کشور بیشتر از ایران هست. شاید هم با کودکی خودم مقایسه میکنم.
مگه رنگ سفید چه ایرادی داره؟
-----------------------------------------------
پی نوشت: مرجان این رو برام فرستاد. جالب بود. شما هم بخونید.
استاد: در کتابتان گفته اید همه یکسان اند و اگر مردان شمشیر زنند و زنان دوک نشین از آن روست آنان مشق شمشیر می کنند و اینان مشق دوک.نگفته اید ناشی از ذات خلقت!( فریاد می کند)درست است؟
شرزین: آری این ها همه از تمرین است.جلاد تمرین سر بریدن می کند و تیرانداز تمرین تیر اندازی.اگر دستی را ببندی بی هنر می ماند و این گناه آن دست نیست.گناه آن است که تمرین بستن کرده و شما بسیار تمرین می کنید تا کسی را اندیشه بر زبان نرسد.
طومار شیخ شرزین ، بهرام بیضایی ، انتشارات روشنگران ، چاپ ششم ، ۱۳۸۰
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
English Weblog
archives
by dateFebruary 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
من که فکر می کنم همه ی اینا بر می گرده به طرز فکر هر مادر و پدری
اینکه بین دختر و پسرشون تفاوت بذارن یا نذارن
اما خوب عموم مردم حتی تعداد زیادی از تحصیلکرده ها هم این تفاوتها ی جنسیتی رو ایجاد کردن حتی بدون اینکه خودشون متوجه باشن
من که فکر می کنم حالا حالا ها از این مشکلات این چنینی خواهیم داشت
سمیرا
February 1, 2007 05:38 PM
in mozoo ye meghdari BISH az andaze tekrari bood....
az nazare ravanshenasi in mozooati ke shoma onvan kardi (range soorati o abi ,noe asbabbazi)khelii dar shakhsiyate bozorgsali adamha taasir gozar nist.
DAr hashie:alan ham ke range soorati baraye lebas baraye aghayoon ham KHELI ziyadee
shila
February 1, 2007 05:42 PM
salam , khale e man ham karo ba dokhtaresh kard , bache ham akhlagh pesarone dasht ham dokhtarone (chizi shabih be ladyboy)kamkam moshkel pidakard , ham ba pesera var miraft ham ba dokhtara ! , 20 salegi afsorde sho , 21 salegi amal namovafagh jensi dasht , 23 khodkoshi kard az bas dost o ashna va hamkelasi danesh gah va hamsaye va ... foshesh dadand , maskharash kardand , angosht to konesh kardand , behesh khandidand , shakhsiateshoo khord kardand .... , azizam in tajviz ha bedard iran nemikhore ,shayad 90% az mardom bahash moshkel darand , khodet o nabin fahide va ba motalee hast , khanevade khob dari , jaye khobi hast .... , khodet o bezar jaye on sharestani bad bakht , on jonub shahri bichare on hashie neshin kam emkanat ba dar o hamsaye bi farhang ! , ..... bebakhshid age tond neveshtam ya narahatet kardam .
j
February 1, 2007 08:58 PM
حالا اگه یکی مثل من کلن هزار سال قبل از مادر شدنش از رنگ آبی خوشش بیاد چه باید بکنه.
در راستای این حرفت یه تی شرت برای سام خریدم که قرمزه اونقت معلمشون میگفت این فکر کنم مال دخترها باشه. حالا مردهای گنده قرمز بپوشند عیبی نداره اما پسر بچه وا خدا به دور.
باید بیایی اینجا تا ببینی مرز جنسیتی یعنی چی.
بي تا
February 1, 2007 10:41 PM
چندتا بحث رو كردي كه بنظر من از هم جدا هستند
يكيش در خصوص والت ديسني و اين چيزها و يكي هم در خصوص شرايط تبعيضي ايران
من كلي توضيح مي دم... بالاخره جنسيت پسر با دختر فرق داره
بنظر من خيلي از كشورها اين اصل رو پذيرفتن و مشكلي هم باهاش ندارن حتي اون والت ديسني هم مشكلي با اين موضوع نداره
اما ما چون شديدا غرق اين مضمون بوديم حالا كلا مي خواهيم نفي كنيمش بايد اول قبول كنيم كه دختر و پسر با هم فرق مي كنند و نميشه يكجور باهاشون رفتار كرد تا بعد
اگه ديد اجبار نباشه دختر و پسر در سالهاي بالاتر خودشون مشكلشون رو حل مي كنند مگه مثلا تو كارتون جادوگر نشون ميده يا نشون ميده حيوانات حرف مي زنند در بزرگسالي ما مشكلي ايجاد ميشه
لوا: خوب من میگم پسر و دختر از اول باهم فرق نمیکنن. این تربیت هست که از اول فرق میکنه.و این تربیت هست که به ما میگه پسر و دختر باهم فرق میکنن.
پرهام
February 1, 2007 11:17 PM
فقط نبايد اون ديد شديد دخترونه و پسرونه رو داشت
اما اينكه بطور طبيعي براي پسر عروسك نخري يا براي دختر اسباب بازي پسرونه كار طبيعيه
اگه بخواهي برعكس رفتار كني اون هم يك جور خط دادن زوركي هستش
اما يه موضوع ديگه اينكه خيلي از سرگرميها هستند كه بطور كلي پسرها بيشتر دوستشون دارند و يه سريهاي ديگه هم هستند كه دخترها بيشتر دوست دارند
يه مثالش بازي كامپيوتري هستش
بطور كلي پسرها طرفدار بازي كامپيوتري هستند اما دخترها خيلي خوششون نمياد و كمتر جذب ميشن
اما اگه بازي هم كنند اتفاق خاصي نميافته
خوشبختانه الان اسباب بازيهايي كه تو خارج هستش بيشتر شخصيتهاي كارتون هستش يعني فرق نمي كنه هم پسر مي تونه اون رو داشته باشه هم دختر اين رو ديگه خودشون تصميم مي گيرند
لوا: باز هم بر میگرده به جواب قبلی. این " طبیعت " پسر و دختر نیست. اگه دختر هم از اول به جای عروسک بهش بازی کامپیوتری بدن و تو جایی باشه که دخترها بازی کامپیوتری میکنن به بازی کامپیوتری علاقه مند میشه.
پرهام
February 1, 2007 11:23 PM
آخه لوا اگر بچهای رو توی این جوامع که همهجا به یه نوعی این مرز بندی توش وجود داره، تو بخوای غیر از این بار بیاری، اگر بخوای دست پسر هم کالسکه و عروسک بدی و دست دختر ماشین و هواپیما،بعد توی جامعه و در برخورد با مردم میتونه براشون مشکل ساز باشه! من بیشتر فکر میکنم خیلی از این کارها که دختربچهها و پسربچهها میکنن طبیعتشون هست، یعنی یه درصدی واقعاً طبیعت ذاتیشون هست و بعد تفکری که خانواده تزریق میکنه بهشون.
لوا: این حرف من نیست. طبعیتی رو که ما تعریف میکنیم همون تربیت و عرف جامعه هست آخه. اگه منظورت عضو جنسی و فیزیک هست اره. ولی اگه تو یه محیط ایزوله باشن و کاملا یکسان تربیت بشن خواهی دید که فرقی نمیکنه.
من موافقم که اگه آدم بخواد کلا خلاف جریان بره فردا بچه سر درگم میشه. اما یه جورایی هم باید شروع کرد.
مریم مهتدی
February 2, 2007 12:45 AM
قبول دارم ....به این کلیشه های جنسیتی باید خیلی بیشتر از اینها پرداخته بشه....تاثیری که اینها می گذارند فوق العاده زیاد و مخرب هست .بحث فقط رنگ صورتی و ابی نیست بلکه اثری هست که در ذهن بچه ها گذاشته می شه برای اینکه در اینده در یکسری از قالب های از پیش تعیین شده مسخره زنانگی و مردانگی قرار بگیرند
یاسمن
February 2, 2007 12:52 AM
bahse asbab bazi jodast vali rang ro ghabool nadaram, monkere inke ye chizayee dokhtaroonast ye chizayee pesaroone ke nemishe shod, etefaghan bishtar kesani ke ba jensiate bachashoon moshkel daran az estefade az rang va lebase khase oon jens doori mikonan,dokhtaroone lebas pooshidan az vabaste bar oomadan do chize az ham jodast, etefaghan age bekhahim ba abi pooshoondan be dokhtar bache oon ro masool bar biarim ke besiar dide ghalati behesh dadim.dokhatar bayad masool boodan ro yad begire na adaye pesararo daravordan ro! neshoone haye zanoonegi va dokhtaroone boodan neshooneye zaf nist, dokhat bache nabayad fekr kone ke chon aroosakesh ro baghal kone az oon pesari ke dare ba mashin bazi mikone zaiiftare! inja(US) lebas haye bache ha bishtar dokhtaroone va pesaroone hast cho kesi ghasde penhan kardan ya motafavet jelve dadane mozoo ro nadare va jensiate bache ba kamale meil pazirofte shodast, be hamin khater dokhatar ha bishtar az iran soorati mipooshan va pesar ha abi, aslan ghazie nabarabari nist.
لوا: خوب این قراردادهای اجتماعی ما هست که این رنگها رو تعیین میکنه. رنگ بیشتر یه مثال بود. من به اینکه یه چیزی پسرونه و یه چیزی دخترونه هست اعتقاد ندارم. جامعه هست که به ما میگه خط بکشیم. یعنی اینها رو جندر شخص تعیین میکنه با توجه به پیش فرضهای جامعه نه سکسش.
Banafsheh
February 2, 2007 01:27 AM
Leva etefaghan yeki az moozooate payan namehaye bache ha ke chand ruz pish azash defa kard raje be barresie vaziate jense zan dar ghesaheye parian bud,ghesehayi mesle sinderella vo ... kheili jaleb bud...natije inke nabayad baraye bache ha dige az in gheseha tarif kard,in naghsh haye klisheyi ro bayad door rikht.
لوا: مریم جون کاش میشد یه خلاصه ای - حتی اگه به فارسی - تو کامنتهای اینجا بنویسی. اینها باید روش صحبت بشه.
maryam
February 2, 2007 01:50 AM
می دونی بدبختی اینه که با آبی و صورتی حل نمی شه مشکل! خیلی بسشتر از این حرفا کار داریم...
لوا: خوب از یه جایی باید شروع کرد یا نه؟
مینا
February 2, 2007 01:51 AM
شما با رنگ صورتي چه پدر كشتگي دارين؟!! ( از وفاداران پر و پا قرص صورتي همه جا همه وقت براي هر جنسيتي )
sarah m.
February 2, 2007 02:06 AM
راستش من در اين مورد يه برنامه روانشناسي تو تلويزيون ايران ديدم كه روانشناسه ميگفت يه آزمايش تو يه مهد كودك انجام دادند و ديدند وقتيكه بچه ها مطمئن بشوند كه كسي مواظبشون نيست، دختر و پسر ها اسباب بازي هاشون رو عوض ميكنند و جذابيت اش هم اين است كه هر دو جنس به خوبي بلد هستند كه با اسباب بازي هاي جنس مخالف بازي كنند. يعني پسرها به خوبي عروسك بازي ميكنند و مثل دخترها اداي مادرشون رو در ميارند و ... و دخترها هم بلد بودند با توپ بازي كنند و سرگرم بشوند و ... (توپ و عروسك اسباب بازي هاي در اختيار بچه ها تو اين تست بود، اگه يادم بيايد ظاهرا اين تست تو آمريكآ گرفته شده بود) و آن روانشناس ميگفت كه نبايد به بچه ها بگوييم كه تو چون پسري بايد با توپ بازي كني چون آنها شناخت درستي از جنسيت اشون ندارند و فقط قصدشون از بازي كشف ناشناخته ها است براي همين به بچه ها اجازه بديد كه خودشون اسباب بازي هاشون رو انتخاب كنند. اصلا مهم نيست كه چي انتخاب ميكنند هر دو جنس در سن قبل از دبستان كنجكاو هستند براي يادگيري و به اسباب بازي جنسيتي نگاه نمي كنند. اجازه بدهيد بچه ها همه نوع اسباب بازي رو امتحان و تجربه كنند.
البته منكر تاثير محيط رو بچه ها نميشوم كه مرتب بهشون القا ميشود كه تو پسري پس بيا ماشين و تو دختري پس بيا عروسك! بچه ها بياد تو يه محيطي هم باشند كه القائات كمتر باشد تا انتخابشون "براساس نظر خودشون" باشد ولي فكر كنم "ديدگاه و برخورد پدر و مادر موثرتره"
من اين فيلم رو ضبط كردم به شوهر خاله ام كه پسر پنج ساله اش با ديدن عروسك دوران بچه گي من (كه يادگاري نگهش داشتم،آخر يه كم بزرگه و با عروسك هاي كوچولو فرق داره) دلش عروسك ميخواست نشون دادم و گفتم براي اش يه عروسك بخريد. گفت نه!!!! و همه اش سعي ميكرد اين حس رو تو بچه اش خفه كنه و حتي بهش ميگفت زشته بگي عروسك ميخواهم!!! حالا اين شوهر خاله من يه آقاي خيلي معمولي فهميده مثل همه مردهايي است كه ما روزانه ميبينيم
درمورد رنگ هم فكر كنم اوايل اش خوب سليقه پدر و مادر خيلي دخيل است و خوب سطح آگاهي پدر و مادرها ميتواند مهم باشه هر چي اگاهيشون بيشتر باشه كمتر چنيني ديدگاهي رو بازتوليد ميكنند. ( همون ديدگاه صورتي و آبي) ولي بعد ديگه بايد انتخاب بچه با يه نظارت نامحسوس پدر و مادر باشد
لوا: این فیلم رو من هم دیدم. این کامنت رو دوست دارم کامنت گذاران قبلی که اینها رو طبعی میدونن و یه چیزهایی رو دخترونه یا پسرونه در " طبیعت" بچه ها میدونن حتما بخونن.
anonymouse
February 2, 2007 02:27 AM
با بخشی از حرفات موافقم ، این که روحیه پسر و دختر فطرتا با هم تفاوت داره هیچ شکی نیست ولی اینکه ما کدوم بخشو تاکید بکنیم و در تربیت از بچه مون اونو بخوایم ، مهمه ،من هم مثل بیتا از همه رنگها برای پسرم استفاده می کنم -به جز صورتی ، اونم چون واقعا رنگ لطیفیه و اگر دختر داشتم آبی هم استفاده می کردم،ـ حالا رنگ و اسباب بازی که سهله ، دوست من که یه دختر و پسر ۱ و ۲ساله داره ، همیشه به من می گه :این دوتا اونقدر تفاوت روحیه دارن که من حتی نحوه حرف زدنم با هر کدوم فرق می کنه حتی ناز ونوازش هرکدوم متفاوت می طلبه ! خب اینطور که معلومه باید در موقعیت قرار گرفت تا درست قضاوت کر
لوا: خوب آذر جون. من این حرف رو قبول ندارم که روحیه دختر و پسر باهم فرق داره. این ما هستیم که فرق میذاریم و بچه به دنیا نیومده با فرق بزرگ میشه. پس چه انتظاری داریم که فرق نداشته باشن؟
رنگ صورتی لطیفه. پس نباید واسه پسر استفاده بشه! ببین تو همین جمله چقدر کلیشه بود؟
من تفاوت روحیه رو قبول میکنم چون از همون تفاوت تربیت میاد. نه از تفاوت طبیعت.
arezou
February 2, 2007 02:38 AM
فکر میکنم این مرزبندی رنگها داره از بین میره آخه همین چندوقت پیش که من و داداشی رفتیم خرید فروشنده یه دسته لباس آورد که رنگاش صورتی و گل بهی و نارنجی بودش و من نگاش کردم گفتم مردونه است؟گفت خانوم اسپرته هم زنونه است هم مردونه .خواستم یه چیزه دیگه بگم که داداشی یه دونش رو پروو کرد بهش میومد و خرید.توی شهر ما فکر کنم تقریبا همه چی ماله همست ثورتی و آبی نداره.البته هنوزم خیلی پافشاری میکنن که مردا نون آورن ولی زنانهای ما شدیدا دارن مقاومت میکنن
anne
February 2, 2007 03:42 AM
من فکر میکنم موضوع بیش تر از اینی که "نظر" دادنی باشه روانشناسانه است.
FarNice
February 2, 2007 03:44 AM
in tafavoft gozari ha ounja bishtare,
amma zana ounja mostaghel taran!
nakone manish ina ke inha ounghadr ha ham ke ma fekr mikonim mohem nista!!
mitra
February 2, 2007 06:50 AM
سلام خیلی از مطالبتون زیباست
دمت گرم و سرت خوش باد و قلمت همیشه جاری
امیدوارم در مقابل پست و بلندها نا شکیبا نباشی
می صوفی افکن کجا می فروشند
که در تابم از دست زهد ریایی
روحی
February 2, 2007 09:57 AM
نمیتونم بگم با حرفت مخالفم یا موافق. ولی بگم که من تا 2-3 سالگی که برام عروسک خریده بودند، ولی بعدش که خودم اسباب بازیهام رو انتخاب میکردم، ماشین اسباب بازی میخریدم و تفنگ!!(زمان جنگ بود دیگه)و البته عاشق لگو بودم و پازل. دیگه هیچ عروسک دیگری نخریدم و نداشتم. اون موقع که توی ایران عروسک باربی پیدا نمیشد، همه دخترهای فامیل پز میدادن که نمیدونم عمه شون، داییشون، خاله شون از خارج براشون باربی آورده یا فرستاده با کلی وسایل و همه شون کلی ذوق میکردن. ولی من تنها عروسک باربی رو که داییم بنده خدا فرستاده بود دست نزدم، میگم دست نزدم باورتون نمیشه، یعنی توی جعبش بود تا وقتی من شد 22 سالم و مامانم درش آورد گذاشت توی ویترین خونه!
ماشین اسباب بازی هنوز هم عشق منه.
اما بزرگ که شدم خیلی به پسرها نرفتم، خیلی مستقل نبودم توی اینور اونور رفتن، تا حدی نازک و نارنجی ام، حتی رانندگیم هم به پسرها نرفته و جرات و جسارتم هم همینطور.
هیچوقت مثل پسرها شیطون نبودم و شیطنتهای پسرانه نداشتم. خیلی اهل کارهای فنی و مکانیکی نیستم (شاید از خیلی از دخترها هم کمتر) البته اینها خودش برمیگرده به بقیه تربیت خانوادگی من، مثلا بابام هم خودش خیلی توی کارهای فنی وارد نیست که من علاقمند بشم، اما از اون ور هم احساس میکنم طرز تفکرم توی یک جاهایی شبیه پسرهاست، یعنی احساس میکنم پسرها با من که هستند راحت میتونند در مورد موضوعات مردونه یا پسرونه ای مثل سیاست و اقتصاد و فوتبال که اکثر دخترا یا ازش فراری هستند یا اطلاعی ندارند، صحبت کنند. این موضوع رو خیلی باهاش مواجه شدم، اکثر دخترایی که دیدم با رفتارها و خصوصیات مختلف، ندیدم که این خصوصیت رو داشته باشند.
از اونور هم برادر ندارم که ببینم واقعا چقدر میتونسته تربیت خانوادگیمون تفاوت داشته باشه. اما میخوام بگم که اون اسباب بازیها و آبی و صورتی شاید خیلی هم تاثیرگذار نیست.
دریا
February 2, 2007 10:40 AM
BE HAR HAL TAFAVOTE JENSIYAT VOJOOD DARE VA HAMIN YEKSAN NABOODANE JENSIAT TAFAVOTHAYE RAFTARI RO HAM DAR PEY DARE.VAGARNA ALAN KE MA BOZORG SHODIM VA KHODEMOON TASMIM MIGIRIM CHERA BAZ HAM MIRIM MASALAN SORAGHE LEBASAYE ZANOONE ,DAMAN , KAFSHE PASHNE DAR VA....
PAS YE SERI CHIZA JAZABIAT HAYI BARAYE OUN JENSIATE KHAS DARE KE ROO RAFTAR HAM TASIR MIZARE.VALI BA KOLE HARFET MOVAFEGHAM VA MANAM GHBOOL DARAM KE NABAYAD YE HESARE KAMEL BEYNE VASAYEL VA RANGHA BARAYE PESARBACHEHA VA DOKHTARA KESHID
behrang
February 2, 2007 12:17 PM
in television iran az sobeh ta shab haey mige waltdisny male sehionistast va melatharo shostesho maghzi mide, hishki bavar nemikone!!!
bayramali
February 2, 2007 01:27 PM
راستش لوا جان به نظر من اين تفاوت پسر و دختر كه اكثر ادم ها فكر ميكنند ناشي از طبيعت اشون هست به خاطر اينه كه اينقدر اين كليشه ها جا افتاده و باز توليد شده و خودمون هم پرورش يافته اين كليشه هاي باز توليد شده، هستيم كه در اولين برخورد ميگوييم: خوب اين طبيعي هست اش!!!!! يعني منظورم اينه كه چون خود ما ها هم تو كليشه ها مون (بخونيد تعاملات روزمرمون) نديديم كه پسري عروسك بازي كنه يا دختري ماشين بازي، سريع نتيجه ميگيريم كه اينها طبيعي هست اش و اگه بچه ها رو رها كنيم كه خودشون با هر دو نوع اسباب بازي ، بازي كنند دچار "سردرگمي" و ... ميشوند چون تصورش برامون سخته. يعني فكر ميكنيم اگه يه پسر عروسك بازي كنه و يا يه دختر ماشين بازي ممكنه دچار بحران هويت بشود!!!!! در صورتيكه اينها يه سري قراردادهاي فرهنگي بوده براي بچه ها كه براساس نقش اشون در بزرگسالي طراحي شده است. در حاليكه "در بهترين حالت" ميشود گفت اين نقش ها براساس شرايط و امكانات گذشته بودند و مطابق با پيشرفت جوامع باز بيني نشدند و فقط باز توليد شدند.
anonymouse
February 2, 2007 01:46 PM
yani shoma migin pesar daman bepooshe va dokhtar keravat ok hast? in ke migi be pesaroone va dokhtaroone eteghad nadari ro bishtar tozih bede lotfan
لوا: بنفشه جان. من فکر نمیکنم اینها به هم ربط داشته باشن. همه چی به سادگی دامن یا کراوات نیست. من حرفم مهارتها و آینده بچه ها هست که نحوه تربیت ما اونها رو شکل میده.
یادته بهرام بیضایی توی نمایشنامه طومار شیخ شرزین چی گفته بود؟
اگه پسر تیر انداز بشه واسه اینه که از بچگی مشق تیر کرده. اگر دختر هم همون کار رو میکرد اونهم تیر انداز میشد.
این حرف من هست.
لینکش رو میذارم تو وبلاگم.
Banafsheh
February 2, 2007 02:59 PM
سلام
به نظرم شما بیش از حد سخت می گیری ! ضمن اینکه نمی خواهم اساس بعضی حرفهایت را نفی کنم اما فکر می کنم باید اجازه داد که دختر یا پسر ، همان دختر و پسر کوچک باشند . باید اجازه داد که دختر ظرافت جنسیش را پی گیرد ، باید اجازه داد که رنگ صورتی را دوست داشته باشد ( نمی گویم پسر اجازه ندارد صورتی ، عروسک را دوست داشته باشد ) . نمی گویم با تبعیض مخالفم اینها تبعیض و نفی حقوق و مرد و زن نیست ، اینها کودکان را به بازی گرفتن است . بعضی وقتها بدون جبهه گیری باید اجازه داد تا کارتونهایی را که دوست دارند ببینند و در دنیای کودکی زندگی کنند .
Mehdi
February 2, 2007 10:41 PM
ببین لوا جان کاملاً حرفتو قبول دارم. کاملاً قبول دارم که بالاخره باید از یه جایی شروع کرد. اما می خوام بگم مادری که اینقدر روشن بینی داشته باشه که نخواد فرزندشو با کلیشه بزرگ کنه (راستش همین که من می گم "مادری" هم خودش نشون دهنده یه کلیشه اس، چون مشارکت پدر کمرنگ شده) اصلاً همراهی جامعه، دوستان، اطرافیان، مربی مهد و... رو نداره. به نظر من این بچه دچار سردرگمی خواهد شد یه جورایی! حداقل مثلاً من خودم اونقدر قوی نیستم که نذارم بچه ام اینجوری بیفته تو سردرگمی! شاید یکی از دلایلی که فکر می کنم هیچوقت تو زندگیم نتونم خودمو راضی کنم بچه ای هم داشته باشم هم همینه! ببین قبول که اگر بچه ای در محیط ایزوله بزرگ بشه دیگه این مسائلو نداره. اما آیا اصلا "می شه" یا "درسته" که بچه ای رو در محیط ایزوله تربیت کرد. مثلاً بزرگترین مخالفتم با اونجاییه که می گی من نمی ذارم پای کارتون های والت دیسنی بیاد توی خونه من! خوب داری یه لذت و حتی نیاز مهم رو برای اون بچه ممنوع می کنی اونجوری. چیزی که مسلماً از دوستانش هم زیاد خواهد شنید ازش! و مسلماً حریص تر خواهد شد نسبت بهش! من که خودم هیچوقت حرصم نسبت به چیزایی که تو کودکی احباناً ازش محروم بودم (مثلاً لاک! چون مامانم فکر می کرد بچه تا قبل از 18 سالگی نباید از هر گونه لوازم آرایشی استفاده کنه و لاک هم جز اونا بود! حالا من به شدت به لاک علاقمندم و کلکسیون بی بدیلی از لاک دارم! چون دیگه سر کار نمی تونم هر رنگی رو استفاده کنم همشون هم خشک می شه! اما من باز می خرم!)
خلاصه زیاد حرف زدم! اما می خوام بگم شروع البته که لازمه! اما مطمئن نیستم به دلایل کاملاً اجتماعی زیاد هم موفق باشه!
مینا
February 2, 2007 10:55 PM
سلام
اين روزها که نه اين چند وقته بسيار شنيده ام و خوانده ام که پايه شخصيتي هر فرد ،حاصل تربيت مادرش( با تاکيد بخوانيد مادرش را) مابين سنين 2 تا 5 سالگي است.
بسيار موافقتانم که ما حاصل تربيت خانوادگي امان هستيم. به نسل مادران آموزش دهنده امان نگاه کنيد.چه مادران نسل ما که شايد دهه سي و چهل را رد کرده ايم و چه مادران اين نسل که تازه آموخته مي شوند مادر بودن را،هر دو را گرفتار ميبينيد در برهوت آموزش.من در موردکليت جامعه حرف ميزنم که برايند رامنفي مي کند .اين تغيير بايد در درون شکل بگيرد .مادر بايد آموخته شود مادر بودن را نه فقط با احساسش بلکه با تفکرش .و پدر هم .اگر ميخواهيم پسران و دخترانمان جور ديگر ببينند و عمل کنند،آموزش کودکان امروزمان را که پدران و مادران فردايند، جدي بگيريم.
تا بعد
عليرضا
February 3, 2007 12:48 AM
من هم اينكه بعضي چيزها و بعضي تفاوتها ذاتيه را قبول نداشتم و مي گفتم همش محيطه ، تا در موردبچه خاله ام امتحانش كرديم ، از همون اول كه بچه غذاي جامد ميتونست بخوره & به جاي برنج بهش مثلا سبزيجات آب پز مي داديم و حتي خودمون هم همون را مي خورديم كه حتي ديدن سفره ما براي بچه نوزاد اثر ناخودآگاه ذهني نداشته باشه ، بايد بودي و ميديدي اين بچه نوزاد عزيز چطور كلم و هويج و لوبيا و .... را مزه نكرده تف مي كرد بيرون و حاضر نبود بخوره ! مي دونم كه خيلي نوزادان هم هستن كه فرضا سبزيجات آب پز را دوست دارند و مي خورن ، ميخوام بگم با مساعد كردن محيط و ايزوله كردنش ( حتي اگر فرض محال بگيريم كه تا آخر عمر هم مي تونيم ايزوله نگهش داريم ) بعضي ذاتها را نمي شه عوض كرد ، و كاش من يك چيز را مي فهميدم ، اگر ناخودآگاه ما را هم آخوندها خراب نكرده بودن با اين چرت و پرتهاشون درباره نقش و وظيفه زن ، باز هم اينجور فكر ميكرديم كه الان مي كنيم ؟
ميترا
February 3, 2007 02:30 AM
و باز يك سوال ديگه از خودت دارم ، من اين بحث مشاركت اقتصادي زن را در زندگي قبول دارم چون تو ايراني زندگي مي كنم كه اكثريت مردم به خاطر مشكلات اقتصادي مجبورن قبول كنن كه يك درآمد زندگي را نمي چرخونه ( جز يك عده معدودي كه توي اون عده مردها هم كار نمي كنن اداي كار را در ميارن!!!) اما مردي را فرض كن كه تو خونه ميشينه ، غذا درست ميكنه به چه خوشمزگي با مواد اوليه كه هر روز صبح ميره تزه از بازار ميخره!!! خونه را هميشه مرتب نگه ميداره و .....( يعني مدل خيلي افراطي و عوض شدن كامل جاي مرد و زن ) خودت به عنوان يك زن ، ميتوني عاشق اين مرد بشي؟ ميتوني باهاش زندگي كني؟ اينجاست كه من حق را به اون خواننده هات ميدم كه ميگن عوض كردن نقشها بالفرض موفقيت هم جالب نيست ، و ضمنا از كي كار بيرون از خونه حسن شد و خونه داري بد؟ از كي زني كه پابه پاي مرد كار ميكنه و خانواده اش را كم ميبينه تحسين شد و زني كه تو خونه است يا يك كار سبك نيمه وقت انجام ميده فقط به اين خاطر كه فرضا عذاي گرم و تازه براي اعضاي خانواده تهيه كنه و هروقت همسر يا بچه هاش خواستن تو خونه باشه امل و عقب مونده يا تحت تسلط و بهره كشي مرد ؟( كه اغلب ما روشنفكرها فكر هم ميكنيم اين بدبخت خودش نمي دونه مرد داره استثمارش ميكنه و احساس خوشبختيش هم مال نفهميشه!)
ميترا
February 3, 2007 02:42 AM
این حرف تا حدود زیادی درسته اما نه کاملآ. مسلمآ تربیت تاثیر فراوونی روی دخترانه یا پسرانه بودن بچه ها میذاره اما من تاثیر رو جنسیت رو هم کاملآ نمی تونم رد کنم. در واقع نه می تونم رد کنم و نه اثبات.
مهدی هنرپرداز
February 3, 2007 06:35 AM
ba ejaze ye tikasho copy kardam too blogam
http://blog.360.yahoo.com/blog-v7iGvVs6c6eDg0ABpWtY.1q8?p=229
Ramin
February 3, 2007 08:24 AM
بلوط عزیز...
منم موافقم که مادرها زیاده روی میکنند بعضی وقتها یا حتی اکثر مواقع اما ...خاصیت پسرها و دخترها هم همینه...یهنی اگر به یک دختر مشق شمشیر بازی بدی...میره عروسکشو میگیره...به ندرت میبینیم که یک دختر دوست داشته باشه کارای پسرها رو بکنه...
بعدشم ...شما خودتم داری برای بچه ات شرط میگذاری...
پر
February 3, 2007 09:52 AM
كاملا با نظرت موافقم اين دسته بندي ها كار خود ماست و نه يه اصل. به دلايلي من تو بچگي تمام اسباب بازي هام پسرونه بود(البته با همون دسته بندي ها) ولي هيچ اتفاق وحشتناكي هم نيفتاد! فقط چون برادر بزرگم با اونا بازي مي گرد من هم فكر مي كردم اسباب بازي من نبايد فرق داشته باشه و كسي هم ايرادي نگرفت. براي خواهرزاده م هم كه پسر وقتي كوچولو بود با خواهرم لباس صورتي خريديم چون خيلي خوشگل بود خيليا چشم غره رفتن اما باز هم هيچ اتفاق وحشتناكي نيفتاد! مخصوصا در مورد رنگ به نظرم دسته بندي كردن واقعا احمقانه و ابتداييه. سفيد هم كه ديگه آخرشه
سفيد
February 3, 2007 01:25 PM
کاملاً موافقم با این موضوع که باید از بچگی طوری با بچه ها رفتار کرد که تساوی و برابری جنسی رو درک کنن (یا در واقع برعکس اون رو یاد نگیرن) اما چیزی که برام خیلی جالبه و می خوام بگم اینه که خواهر زاده 2 ساله من که پسره، با اینکه چون یه خواهر داره خونشون پر از عروسکه، به طرز عجیبی از ماشین خوشش میاد. (منظورم اینه که اینجوری نبوده که دم دستش فقط ماشین و تفنگ باشه)
و البت وقتایی بوده که عروسک رو هم بغل کرده و باهاش بازی کرده ولی من با شگفتی تمام احساس کردم انگار بطور غریزی عاشق ماشینه و کلاً تمایلاتش خیلی متفاوته با زمان کودکی خواهرش.
واقعاً دوست دارم بدونم از لحاظ علمی و آماری چیزی در این مورد ثابت شده یا نه!
من فکر می کنم اسباب بازیهایی مثل عروسک و ماشین و تفنگ، البته بی تأثیر نیستند (مخصوصاً وقتی با مرزبندی خاص در اختیار بچه ها قرار می گیرن و مثلاً مسخره کردن پسر بچه ای که عروسک بغل می کنه) ولی چیزی که خیلی مهمتره تقسیم وظایف بین پدر و مادر و نقششون توی خانواده ست. چون ما هم که داعیه تساوی حقوق زن و مرد داریم هیچ کدوم با زنانگی کردن و مطابق با طبیعتمون رفتار کردن، مشکلی نداریم! داریم؟ ;)
RahiL
February 3, 2007 03:37 PM
سلام.من شما رو نمي شناسم.يكي از دوستام وبلاگتو زده بود و منم خوندم.منم مثل شما هميشه از تبعيض جنسيتي فرار كردم و سر اين مسائل با خيلي ها بحث كردم ولي احساس مي كنم بعضي حرفهاتون كمي خود خواهانه باشه...بعضي چيز ها عوض نميشند.هيچوقت!!! دختر به خاطر احساس لطيفش دختره..و پسر به خاطر سخت بودنش....به نظرت پسري كه از بچگي با عروسك هاي دوخترونه بازي كنه وقتي بزرگ شد..وقتي وارد بازار كار شد.با مرد هايي روبه رو شد كه زمين تا آسمان باهاش فرق دارن دچار بحران شخصيتي نميشه؟؟؟؟؟؟ يا اگه يك دختر به خاطر مثلا مامانش يا باباش خواسته عين پسر ها بشه نتونه احساس مادرانشو خوب بروز بده!! نتونه اوني باشه كه بايد باشه تكليف چيه؟؟؟؟؟؟اون موقع شما جوابگو خواهيد بود؟؟؟؟؟؟ خيلي دوست دارم جوابتونو بدونم.......موفق باشيد
ياسي
February 4, 2007 09:07 AM
استاد: راست بگویم اندیشه هایت بکر نیست.
شرزین: هیچ بکری فرزند نزاییده
استاد: اما آنچه زاییده بکر بود
شرزین: ...با این همه بکر نبودن بهتر
از سترونی است
ایضا از طومار شیخ شرزین- بهرام بیضایی- روشنگران - چاپ اول 1375
مرسی لوا جان از توجهت. میل زدم
فرجام
February 4, 2007 01:42 PM
با اجازه از صاحبخونه
ميترا جان: اين اتفاق از وقتي افتاد كه آن مهارت هاي زنانه با مهارت هاي مردانه و توسط مردها سنجيده شد و معمولا امتياز كمتري آوردند. (حتي ارضاء جنسي مردان كم كم در نظر زن ها كم رنگ و بي ارزش شد تا نشود يه وسيله قدرت براي زن ها) تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل. (البته اين بحث خيلي به اين پست مربوط نيست من فقط يه كم نظر مشعشعانه ام رو گفتم)
در مورد "ايزوله بودن محيط" فكر نميكنم بايد آن حالت انتزاعي را در نظر گرفت كه بچه ديگه نداند جنسيت اش چيه؟ پس آنوقت تكليف آموزش جنسي و نقشي كه براساس ان در آينده دارد چي ميشود؟ به نظر من " ايزوله بودن" بايد در پرورش مهارت ها و توانايي ها باشه. نه فقط صرفا براساس يه سري نقش هاي كليشه اي در آينده. حتي اگه همين نقش هاي كليشه اي رو هم بپذيريم چه اشكالي دارد كه يه سري توانايي ها مشترك رشد پيدا كنند؟ مثل محبت به يه انسان ديگه كه ميتونه در قالب عروسك بازي بروز كنه براي هر دو جنس، يا افزايش مهارت هاي مكانيكي با ماشين بازي و ... به نظر من "ايزوله بودن" يعني: نبودن القائاتي مثل اينكه تو دختري بيا عروسك و برو مامان بازي يا تو پسري، مرد كه گريه نميكنه و ...
anonymouse
February 4, 2007 02:33 PM
میدونم مرز رنگها یه مثال بود اما شاید مثال جالبی نبود چون دیگه مرزها داره از بین میره الان همه هر رنگی میپوشن. منظورم بچه هاست. شاید ما این چیزها رو تو دانشگاه یاد گرفتیم اما بعید میدونم بچه هامون هم اینجوری باشن. حتی خود من هم این مرزبندی رو حس نکردم. اسباب بازی رو طبیعت بچه انتخاب میکنه. من هنوزم عروسک به نظرم زیباست اما همیشه کلی با ماشین و هواپیما ور میرفتم. کلی هم تفنگ داشتم! ذات یه دختر ظرافت رو زیبایی میبینه. شاید واسه همینه که دیگه تفنگ قشنگ نیست!
ستاره
February 4, 2007 02:51 PM
انصاف بده كه كمي هم لازمه ديگه. شكل گيري شخصيت رو به راهي كه عرفه ميكشونه. درسته كه عرف هميشه درست نيست ولي حداقل كمك ميكنه كه با اجتماعي يك رنگ بود.
هنوز نديدم پسري از عروسك بازي بدش آمده باشد و يا دختري كه ميل به ماشين بازي نداشته باشد. همه همينطوريم منتهاي مراتب در قالبهايي كه تعيينمان كرده اند. كارمان را ميكنيم ولي خيلي هم از مسير رشد اجتماعي كه مطلوب جنسيتمان شناخته ميشود دور نميشويم.
--
كادويي تا زماني كه باز نشده نبايد فهميده شود! اگر صاحب كادو طاقت بياورد!
Pazh
February 4, 2007 09:32 PM
lava jan harfaye jadidi mizani va in khoobe ama baraye bahsayi mesle in ke ta hade ziadi elmi hast hatman be nazare man bayad reference dade beshe az manabe'e motabare ravanshenasi va jameshenasi va anthropology va ye moghayeseyi hade aghal az javamei ke dar in zamine ba ham tafavot daran va natijei ke rooshoon dashte.haminjoori age dar morede masaele ejtemaio tarbiatio jensi bekhaym harf bezanim mitoonim har najijei begirim.
yek nazar
February 5, 2007 05:19 AM
man be onvane madari ke hich vaght baray edokhtaram sooraty nakharidam amma khodesh alan asheghe ke ino entekhab mikone migam ke kheyly az in haro too mahd yad gerefte.man nemidoonam chera amma hata vaghty man khodam cartoon ro barash mizaram mige in cartoon pesaroonast man doosesh nadaram.har chi ham behesh migam na azizam hich farghy nadare amma oon baraye khodesh az hala tayin karde ke chi male dokhtar hast chi male pesar ha. man joz in ke begam in ha tabi ate adam hast nemitoonam fekre dige ye bokonam lava joon. harf zadan rahate manam az in fekr ha zyad mikardam amma in man nistam ke barash entekhab mikonam hata takhtesho abi gereftam va patoosham abi bood parde hash zarde amma in khodeshe ke mige sooraty.
maman isan
February 5, 2007 10:46 AM
خیلی توضیحاتت قابل تاملند.
ریشه خیلی از مشکلات و تناقضها را اینجوری میشه پیدا کرد.
زهرا
February 6, 2007 01:51 AM
این نوشته ات عالی بود . همیشه شاکی هستیم از اینهمه تبعیض و مسائلی که به دنبالش هست ولی هیچ وقت نمی خوایم قبول کنیم که خود زنها هم تا چه حد تو نادیده گرفته شدن حقوقشون و وا دادن به این تبعیضها و تربیت کردن نسل بعدی در جهت ادامه ی همون اشتباهات گذشته موثرند .
خوب و خوش باشی
قصه
February 6, 2007 06:01 AM
سلام همشهری قدیمی. من یه قصه دیگه با دخترم دارم .اولا بگم که از اول خدا خدا می کردم که بچه ام دختر بشه که شد . این پدر سوخته سه و نیم ساله من از کمد مملو از اسباب بازیهای مختلف ( عروسک ، توپ ، ماشین ، پازل و ...) تقریبا فقط با توپهاش بازی می کنه و تقریبا در 90 درصد اوقات از رفتارهای من تقلید می کنه (مثل ریش تراشیدن وافتر شیو زدن )و می گه من پسر هستم! البته به غیر از مواقعی که مامانش مشغول آرایشه و اونم از رژلب و لاک و ... کش میره و به سر و صورتش می ماله ( در این مواقع می گه من خانم هستم و باید مثل مامان آرایش کنم!!!) .البته این رو دوباره تاکید می کنم که به غیر از خود من ، مادربزرگها و پدربزرگها عموها و دایی ( دخترم خاله و عمه نداره، نگید طرف مرد سالاره!!) همه یواشکی دوست داشتن که نازلی من دختر باشه و اینو بعد از تولدش اعتراف کردن! با یکی دو روانشناس هم مشورت کردیم که گفتن طبیعیه و به خاطر کنجکاویش هستش . همین . گفتم و نوشتم تا نظر شما رو هم بشنوم.
امین
February 10, 2007 09:26 AM