
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
ERROR: Blogroll is currently inaccessiblepowered by
Movable Type 3.35RSS | Atom
search
آقای فرجامی عزیز
سلام. امیدوارم حالتان خوب باشد.
راستش یک مقداری گلگی داشتم از شما. گفتم حالا که به ما میگویند آدم بزرگ شاید بهتر باشد به جای پشت سر حرف زدن بیایم اینها را اینجا برایتان بگویم. حرف دل است دیگر. میاید. شما اما به دل نگیرید. شما آدم با سوادی هستید. این را هم به مسخره نمیگویم. قلمتان را دوست دارم ( البته الان یک لحظه خواستم بگویم دوست داشتم, اما دیدیم با فعلها بازی نکنیم بهتر است. )
در دلم میگویم کاش از اول آن مطلب را شما نمی نوشتید. اما اگر کار دنیا با این ایکاشهای ما پیش میرفت من هم در هزاران کیلومتری شما نبودم که هر شب خواب خیابان ولیعصر را ببینم. مجیز نازلی کاموری را هم نمیگویم. هر چند که همیشه به سوادش غبطه خوردم و افسوس خوردم که چرا خیلی ها زبانش را نمیفهمند و درک نمیکنند پشت این سبیل طلایی و کلماتی که شما آنها را نمینویسید و سه نقطه به جایش میگذارید شاید هدفی هم باشد.
دلم از این میسوزد که شما برای نقد یک نوشته بد ترین راه ممکن را انتخاب کردید. شما نوشته را بریدید و جمله به جمله نقد کردید. نقد نکردید. زهر ریختیدو به تمسخر گرفتید . شما حتی به قصدی که نویسنده از نوشتن داشت هم اعتنا نکردید. فکر میکنید اگر قرار بود نوشته ها شکسته و بریده و جمله به جمله نقد شوند , کسی از خواندن رمانی لذت میبرد؟
آقای فرجامی عزیز!
نظرتان چیست اگر با همین روش شما نگاهی به جوابهای خودتان هم بیاندازیم؟ بازی برابر میشود آنوقت؟
" هاوالله... هابالله! هم معني اين كار در زندان را ميدانيم هم معنياش را در سربازي ميدانيم هم معنياش را در خوابگاه مي دانيم... و در اين مرحله احتمالا از شما داناتريم!"
خوب معلوم است که شما داناترید! شما مردید. و یک مرد در هر حالتی از یک زن داناتر است. حتی در وقت خود ارضایی. یادمان نمیرود که تعریف از طولانی شدن زمان خود ارضایی برای مردان جوان فضیلتی است. اما حتی نباید به خاطرتان خطور کند که زنان هم دستی دارند! که زنان هم غریزه ای دارند. که زنان هم انسانند. هستند؟ آقای فرجامی عزیز. ناخواسته جوابی دادید که باز به همان دور صحبت از خود ارضایی میرسد . که البته یادم نبود . شما آنرا تنها برای زنان محدود کردید. شما مردید. اجازه دارید. نمیدانم چرا همش این یادم میرود. شما ببخشید.
ها راست ميگي... من خودم سالهاست خونريزي نكردهام!
آقای فرجامی عزیز! معنی دویدن شیر در مویرگهای سینه را میفهمید؟ معنی تکان خوردن جنین در شکم را چه؟ آیا لبخند زدن ناخود آگاه زن حامله را میفهمید؟ یا شاید هم اینها در قاموس شما راه دارد چون باز هم مادر- زن است. نه زن تنها. آنهم زن جسوری که شوهر- مرد ندارد و از خونریزی اش حرف میزند.
آقای فرجامی عزیز ! مردان تاریخ - البته دانشمندانش- شاید بتوانند مقدار ترشح هورمونها در زمان خونریزی ماهانه را تعیین کنند. ممکن است حتی تعجب کنند که چرا چنین است. اما آیا حس را هم میشود با همان دستگاه هورمون سنج اندازه گرفت؟
شما میدانید میل جنسی یک زن در زمان خونریزی چقدر است؟ آیا هرگز از زنی این را پرسیدید؟ یا شما هم فکر میکنید که زمان خونریزی دوره کثافتی زن است و نباید حتی به سراغش رفت. ایکاش هرگز با این لحن در مورد ماهانه زنان حرف نمیزدید. تلخ ترین جمله همه نوشته تلخ شما بود. تلخ ترین.
آقای فرجامی عزیز! شما که به گفته خودتان هرگز خونریزی نکردید - خوشا به حالتان. هرگز کثیف نبوده اید و هرگز شهوت زده- پس چطور میتوانید در مورد زنان در این دوره حرف بزنید. نمیدانم چرا من در هر جمله شما یک تناقض بزرگ میبینم. شاید هم من اشتباه میکنم. زن هستم دیگر. عقلم ناقص است. شما ببخشید به مردانگی خود.
"نه ولله... من فقط ميگويم يك بحث مفيد و علمي درباره اين موضوع مهم را با سياست قاطي نكنيد و يك خط مستقيم از شورت مبارك به جمهوري اسلامي وصل نكنيد. ... الا من نه فضول سكسيات مردمم و نه در زمينه احتياج به آموزش دارم؛ الحمدلله و المنه"
آقای فرجامی عزیز! یک بار دیگر عذر میخواهم که نوشته هایتان را بریده بریده اینجا میاورم. از خود شما یاد گرفتم. بر من ببخشید امیدوارم.
بحث مفید و علمی ؟ نمیدانم چرا بالاخره ما تکلیفمان با این خود ارضایی روشن نمیشود. بحث مفید و علمی است یا تابوی قابل نشکستن؟ البته همانطور که خودتان فرمودید شما مکتشف حالات مردم نیستید. فقط کنجاوی تان اجازه نمیدهد سکوت کنید. مردید دیگر. نظر دارید. نظرتان را باید با صدای بلند بفرمایید. البته عرض کنم که من - و شاید نازلی کاموری - هم فقط قصد بلند فکر کردن را داشتم. به ولله اگر جسارت کنم و فضول سکسیات مردم شوم.
و نکته دیگر اینکه این بدیهی است که شما کار خود را بلدید! شما مردید! شما از مادر بلد متولد میشوید. چون هم بلدید اصلا دوست ندارید در موردش حرف بزنید و اصلا هم هیچ مطلبی در این زمینه توجه شما را جلب نمیکند. این چرندیان برای تادیب نسوان است که باز هم به گفته شما خدا هم نمیتواند زن را تادیب کند. خدا هم غلطی کرد و روز اول زن را ساخت و الان خودش هر در تادیب زن مانده است. زن مظهر شیطان اگر نبود هنوز شما در بهشت بودید و با حوریان - بدون جنس لابد- مشغول معاشقه. زن یا شیطان است یا فاحشه و شما خیلی از این فاحشگان بدتان میاید. چون ادعا میکنند از شما بهتر بلدند! اما ما که میدانیم. شما بهتر بلدید. خودتان گفتید.
"اولندش كه ببخشيد كه يك كلمه دو حرفي از نوشتهتان را نقطه چين كردم. خودم مي دانم كه يك كار آنتي فيمينيستي و ضدزن و فاشيستي انجام دادم كه «...» شما را با نقطهچين پوشاندم در حالي كه شما به عنوان يك فعال زن هرگز «...» را نميپوشانيد."
آقای فرجامی عزیز! چقدر شما این نکته با ظرافت را خوب فهمیدید. زن فعال هرگز لباس زیر ندارد. حتما تا به حال هزار بار عکسهای بدون شورت بریتنی اسپیرز ( که خوشبختانه باز هم ناخواسته بهش اشاره کرده اید) را دیده اید. به نظر شما زن به این فعالی چرا شورت نمیپوشد؟ خوب همین است دیگر. امان از دست این فعالین زن بدون شورت. خدا را شکر که شما در این اصلا فعال زن ندارید. زن ایرانی مگر میتواند شورت نپوشد؟
آقای فرجامی عزیز! چقدر این را خوب فهمیدید که فعالین زنان خرابند. فاحشه هایی اند که دکان در روز و شب دارند. هرکدام به یک منظور. چقدر خوشحالم که من شورت میپوشم.
"ابتذال «وجودي»؟... بابا فلسفه... صدرا كجايي كه وجودت رو كشتن...!"
ملاصدرا اگر فکر میکرد روزی زنی آنقدر عقلش قد بدهد که نوشته های او را بخواند , هرگز کتابی نمینوشت. البته بماند که زن کتاب صدرا هم اگر دستش بگیرید و فلسفه بخواند بی شک به قصد شوهریابی است. زن را به فلسفه چه کار. عقل ناقص را به فلسفه چه کار. بیا ملاصدرا جان. بیا که تمام وجود و اندیشه های تو در همان اولین روزی که زنی دستش به کتاب تو خورد کشته شد. بیا صدرا جان. بیا.
ببخشید آقای فرجامی عزیز که یک دفعه حواسم پرت شد و با ملاصدرا حرف زدم. زن هستم دیگر. عقلم ناقص است.
میدانم که وقت شما را زیاد گرفته ام. انشالله این دولت هلند همچنان پابرجا بماند و برای تبلیغ و آوردن دمکراسی در ایران به زمانه دارن برسد. ما که بخیل نیستیم. اما نمیدانم چرا دمکراسی نمیرسد. چرا زمانه ما پرشده است از دوگانگی در قصد و نوشتار. چرا زمانه حتی مرا ترغیب نمیکند لینکش را داشته باشم. چرا هیچ وقت نتوانستم بیشتر از ده دقیقه به زمانه شان بروم. نمیدانم. عقلم ناقص است دیگر. نمی فهمم. ان شالله این دمکراسی با زمانه بیاد و حاشا و کلا که شما فکر کنید احدی به ذهنشان خطور کرده است که چطور با وبلاگها میشود تجارت کرد و زمانه مصداق این تجارت است. امیدوارم هرگز این فکر به ذهنتان هم راه نیابد.
زیاد حرف زدم. حرف است دیگر. میاید. امیدوارم از شکستن جمله هایتان نرنجیده باشید. گفتم. حرف است دیگر. میاید. شما جدی نگیرید. زن هستم. عقلم ناقص است.
قربان شما.
English Weblog
archives
by dateNovember 2009
October 2009
September 2009
August 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
مگر زن هاي فاحشه شورت نمي پوشند؟ اين يه لباسه براي همه كه بعضي ها (زن هاي فاحشه و آقايون غير فاحشه) موقع كار در مي آورند!!!!
(شرمنده كه يه كم بي ربطه)
anonymous
January 24, 2007 2:08 PM
سلام خسته نباشید شما کی هستید هیچ لینک واسه شناخت شما نمیشه پیدا کرد؟
لوا: متوجه منظورتون نشدم. میشه بیشتر توضیح بدید؟
سارا
January 24, 2007 2:14 PM
آخ که آدم خسته میشه از این ادبیات آقایون...!
آذین
January 24, 2007 2:22 PM
میخواستم برای خورشید و نازلی بنویسم حوصله نداشتم حالا اینجا میگم ! آقا جان خانوم جان این حرفها رو به نظر من جواب ندید بهتر! این حضرات حرفای نامربوط میزنن تا یه عده حساسیت نشون بدن و هی لینک بدن و هی اینا اسمشون سر زبونا بیوفته!
بالاخره عشق شهرت دیگه حالا شده با مزخرف بافتن ادم معروف بشه بازم کلیه!
40tike
January 24, 2007 2:33 PM
این حرفها یه خاصیت داره اونم اینکه میشه فهمید مردهای ایرانی فقط ادعای روشنفکری داردند وگرنه امکان نداره از اون گذشته پوسیده ای که بهشون قدرت میده جدا بشن.
پ.ن: لوا جان اون بیلبورد رو یادته؟ با این حرفها فکر میکنی چند سال طول میکشه تا توی ایرانی برای روابط جنسی دو طرفه برای هر دو طرف حق قائل بشن. چند سال طول میکشه تا یه زن از روابط جنسی و رنجهاش حرف میزنه بهش انگ نزنن؟.... حالا دیگه احترام به روابط هم جنس خواهانه که بماند
پانی
January 24, 2007 2:53 PM
اینقدر از جوالهاب این ادم حالم بد شد که نگو ولی مرد سالاری شاخ و دم نداره که. همینه. و تو ایران حتی ته مغز مردهایی که ادعای "روشنفکر"یشون گوش فلک رو کر کرده میشه تکه هاش رو پیدا کرد.
لوا جان این ترانه روی وبلاگت من رو اینقدر بهم ریخت که فقط صد دفعه گوشش دادم .من رو یاد دلتنگیهام انداخت .میشه بگی از کجا میشه دانلودش کرد؟
لوا: از پارس میوزیک. لینکش رو برات ایمیل میکنم شب لیلا جان.
لیلا
January 24, 2007 5:57 PM
گله منطقی بود
داریوش
January 24, 2007 9:55 PM
سلام
راستش اصلا آقای فرجامی را نمی شناسم ، نمی دانم درباره چه نوشته ، مشکلش چه بوده و ...
اما خیلی خوب است که آدم مشکلش را خیلی رک بگوید و خودش را راحت کند ، به جای اینکه مدام فکر کند ، پشت سر کسی بگوید ، خیلی خوب است اگر آدم خیلی چیزهای بی ارزش را از ذهنش پاک کند و اصلا به آن فکر نکند ...
نوشته تان زیبا و تفکر برانگیز بود .
Mehdi
January 24, 2007 10:22 PM
.....
لوا: مهتاب عزیز. امیدوارم از حذف کامنتت ناراحت نشی. من باهات موافقم. ولی از بکار بردن این ادبیات که فقط عصبانیت رو نشون میده پرهیز میکنم. میشه با زبون بهتر هم گفت. باز هم ازت معذرت میخوام. هر چند همیشه سکوت کار ساز نیست. ممنونم.
mahtob
January 25, 2007 1:01 AM
سلام دوست من .
مدتهاست كه از مطالب زيباتون استفاده مي كنم .
و امروز جسارتا خيلي دوست دارم كه با هم تبادل لينك داشته باشيم به همين خاطر شما رو لينك كردم .
موفق و پيروز باشي.
iraNew
January 25, 2007 1:34 AM
you go girlllllll ops i meant gurl!!!!;-)
mehran
January 25, 2007 2:13 AM
سلام لوا جان . چند وقتی هست که از وبلاگ شراگیم با اینجا آشنا شدم و تقریبا بیشتر آرشیوتو خواندم و خیلی نوشته هاتو دوست دارم خیلی . در مورد این پست آخرت هم می دونی همیشه این تناقضات وحشتناک حتی تو نگاه مردهای به اصطلاح روشنفکری که ادعاهاشون گوش فلک رو کر کرده هم به طرز غم انگیزی دیده میشه و دیگه حالم از این ادبیات مردانه بهم میخوره . خیلی کار و زمان میبره تا شاید کمی تعدیل بشه .
قصه
January 25, 2007 2:14 AM
Lava jan, I am curious to read the article that this Mr. Farjami wrote. can you put the link?
لوا:
http://farjami.debsh.com/
Bahareh
January 25, 2007 10:44 AM
این هجمه ها تمام شدنی نیست . اخه زن اگه بفهمه چیزی وجود داره به نام میل جنسی ممکنه خدایی نکرده بخواد ازش لذت ببره . بعد ممکنه بفهمه با مردش نمی تونه لذت ببره . بعد ممکنه بخواد کس دیگه ای رو پیدا کنه . بعد هم ممکنه بخواد زبونم لال واسه این امر از خونه بیاد بیرون و روم به دیوار یه وقت دیدی سینما هم رفت و وبلاگ هم نوشت و فمنیست هم شد !
نار تی تی
January 25, 2007 12:45 PM
این خانوم نارتی تی خیلی باحال نوشته.
شما خوبی بلوط جان؟ عصبانی که نیستی؟
لوا: نه مادر. دشمنم عصبانی باشه و از این عصبانیت بمیره.
تو خوبی؟
سایه
January 25, 2007 10:10 PM
fogholade bud! merci!!!
neda
January 26, 2007 12:47 PM
گاهی فکر می کنم فقط به اون دسته از آقایون ميشه اميد داشت که شعور و اعتماد به نفس رو هم زمان باهم داشته باشن. واسه آقايونی که می ترسن از (خدای ناکرده) جنس اول نبودن و یا تصور می کنن که اگه زنی کار مفيدی یا مفيد تری انجام بده مردانگيشون زير سوال میره، تقسيم کردن توانایی ها بر اساس جنسيت و به تمسخر گرفتن هر گونه عمل، مستند به انجام گرفتنش توسط یک زن راحت ترين راه گريز از دادگاه عرف و چه بسا ذهن خودشونه.چراکه در فرهنگ امروز ايران مرد هميشه و در همه حال برتر و دانا تره و زن در هر شرايطی به قیم و راهبر نياز داره . در چنين جامعه ای اگر زنی سکوت رو بشکنه و خلاف این باور رو نشون بده، مردانگی یک جامعه رو به زير سوال برده. ديدگاه سنتی با او به مبارزه بر می خيزه تا زن رو سر جای خودش بنشونه. در واقع به جای تلاش جهت هم پا شدن و یا حتی پیشی گرفتن مرد، برای پایین تر نگهداشته شدن زن تلاش میشه.و در صورت عدم توفیق آن گروه از مردانی که قدرت پیشی گرفتن و حفظ سنت رو در خودشون نمی بینن دست میبرن به نزدیک ترین اسلحه." تمسخر" و احیانن "تهمت"! در این میون زنی که دانش کافی برای مناظره (احتمالن مبارزه) و حرفی سنجیده برای گفتن داشته باشه، جسارت پا در میدان گذاشتن و سکوت شکستن داشته باشه و.. و .. .و...به تمسخر گرفته می شه و به بدکارگی محکوم! و بماند که مفهوم این بدکارگی هم جای بحث داره و جزیی از تراوشات ذهن فسیل شده ی بعضی از دوستان روشنفکر مآبه...مدتها بود در چنين مباحثی فقط شنونده بودم و در واقع اضحار نظر رو به صاحب نظران می سپردم. اما ماجرای کلاغستون و توهين به شهرنوش پارسی پور و بيشتر از همه جواب محمود فرجامی به نازلی اونقدر آزاردهنده بود که نتونستم سکوت کنم! اين آقايون مدعی روشنفکری با افکار سنتی و ظاهر مدرنشون منو ياد سينمای داستانی هند می ندازن که هر چند سال هم که ميگذره جز مدرن شدن رخت و لباس بازيگرا تغيير دیگه ای نمی کنه!
مرسی از اين نوشته. به بهترين شکل ممکن جواب دادی عزيز
neda
January 26, 2007 4:01 PM
با درود خسته شدم از نویسندگان ،هنرمند که بخودلقب تبعیدی ومتفکر ،نمیدونم هزارکوفت وزهر مار که از بار یه تریلی هم بیشتره. در این ایام که ایران وایرانی بین دولبه تیز قیچی قرار گرفته دنبال چه چیز های هستند،بجای پرذاختن به معضل جنگ وتحریم وکشاندن بحث در وبلاگها ،دارند پاچه خواری میکنند، فقط میپرسم آیا خانم نویسنده ای از رنج های زندان که در حقش روا داشتند میگوید،بایدمورد هجمه این گونه افراد قرار گیرد؟ بنظرم این نوع اعمال بسی سخیف و بدور از موت وانسانیت میباشد آرزو کنیم به گروهی عقل وبگروه دگر صبر دست دهد
لاکومه
January 26, 2007 5:25 PM
بابا من هم مردم. حال من رو امثال این به هم میزنن. اصلا به چه حقی به خودش اجازه میده اینجوری نوشتهی مثله شده یک «شخص» رو تحقیر کنه. خاک بر سر این دولت هلند واقعا. عجب ترویج آزادی و دموکراسی. زمانه شده محل برونریزی عقدههای حضرات. این ملت این دولت بیله دیگ بیله چغندر.
رضا
January 27, 2007 2:13 PM
جواب آقاي فرجامي به خانم نازلي در حد متلكهاي كنار خيابون بودن! خودشون از زبان خودشون لذت مي برن اما ما كه ما كه مطمئنا فكر نمي كنيم روشنفكرن!
paksima
January 28, 2007 3:22 AM
لوا جان شرمنده كه دوبار براي اين پست كامنت ميگذارم: فقط ميخواستم بگويم كه من داشتم يه كتابي در مورد "فرهنگ و تاريخ" قديم ايران ميخواندم كه بيشترش در مورد فرهنگ خانوادگي و خواستگاري و ... بود (حالا نمي گويم چي ها تو اش نوشته بود فقط يه مثال ساده) مثلا نوشته بود براي اينكه ببينند دختر كدبانو هست يا نه؟ مادر شوهر يك كيلو سبزي ميخريد ميبرد خانه عروس و ميداد پاك ميكرد تا ببيند چقدر آن دختره كدبانو هستش؟ يا يه چيزايي در مورد نحوه دعوت كردن فاميل و اقوام و ... براي عروسي. من اول فكر كردم اين ها مال مثلا هزار سال پيش است اما وقتي تو كتاب دقيق شدم ديدم نه خيلي هم دور نيست مال همين هفتاد-هشتاد سال پيش هستند اين فرهنگ ها و سنت ها(زمانيكه اين قوم ظاله داشتند سفينه طراحي ميكردند براي كره پلوتو) و خوب كه فكر كردم ديدم، يعني مادر بزرگم، پدر بزرگم، عمو بزرگم، و.... همه اشون تقريبا مال همين دوران و ... كه هنوز زنده هستند و نفس ميكشند، كه اينها پدر و مادرهاي ما رو بزرگ كردند كه ما همه اشون رو خيلي دوست داريم و ميميريم براشون. و پدر مادر هاي ما دارند "پسر ها" و دخترهايي رو بزرگ ميكنند كه نسل فعلي هستند و فكر كردم تاثير اين فرهنگ بيشتره يا كتاب و بلاگ و روشنفكري و...؟ راستش به اين نتيجه رسيدم كه اين فرهنگ هنوز زنده است و نفس ميكشه (مثل مادر بزرگم و بابابزرگم كه وقتي اولين بار شنيد من به عنوان يه دختر به تنهايي رفتم نون بخرم كلي اخم كرد، هموني كه من به خاطرش حاضرم بميرم) و دارد متاسفانه باز توليد ميشود البته نه با شدت قبلي. يعني اين فرهنگ و تبعات اش هنوز نمرده كه ما كلي ناراحت ميشويم وقتي كسي خيلي به اش از لحاظ رفتاري نزديك ميشود. من هنوز زنده بودن اش و نفس كشيدن اش رو حس ميكنم.
به نظر من توقع اينكه نسل حاضر آنقدرها هم روشنفكر باشند و ته مغزشان هم واقعا روشنفكر باشد، خيلي "رويا پردازانه" است! شايد بايد نسل ها بگذرد تا شرايط تغيير كند
anonymouse
January 28, 2007 9:51 AM
ASLAN IN FARJAMI ARZESHESHO DDASHT INHAMEH JAVESBESHO DADEE?
VAGHTEEK KASI AVLIN KANDIDASH AGHY sARDAR taLAEE AST IN AFKAR AZASHBAEED NIST
YEK BAR AZ AGAYH tALEE KART SHENASAEE KHASTAM KOLTESHO GOZSHT ZIR GLOOM GFOT: "IN KART SHENASIAM AST"
INHA HAMOON AHLE DAKHMEH HASTAND KE HALA LEBAS ROSHAN FEKRI POSHIDAND
ALI
January 31, 2007 1:42 PM
in yaroo avale name khnevadegish neshoon mide ke chi karas!!!!
3 harfe avalesh ro migam!
ehtemalan jaye maghzesh hamoon 3 harfe aval ro oon too dare ke injoori fekr mikone!!!
hamed
February 7, 2007 2:55 AM
salam
man fekr mikonam age har kasi kharej az hozeye etelatiye khodesh ba kasi dar biyofte ke ba tajrobetare shekast mikhore
man gahi saite shoma ro mibinam va karetoun kheili khobe chon dar in zamine motale hastid vali
siyasat kare shoma nist .
merci
sohrab
sohrab
February 17, 2007 4:24 PM
خانم های عزیزی که ادعای فعالیت به زنان را می کنید!
اولا که با فاحشه بازی نمی تونید به حقوق خود دست یابید!!
دوما تا هر چیزی می شه گناهش رو به گردن جمهوری اسلامی نندازید جمهوری اسلامی مسئول شورت شما نیست!
سوما کی در زمان شاه به زنا اینقدر بها داده می شد اگر بها دادن رو در استفاده ابزاری بدوید اونو دیگه نمی دونم!
King
March 21, 2007 12:08 AM