
linkdump
اگر شما ریس وبلاگستان بودید چه میکردید؟
واقعا من چرا فکر میکنم وقتی میخندم صدام قشنگتر میشه؟ واقعا اینطور نیست!
اینهم چهارشنبه سوری اینور آبیها
تلوزیون ایرانیکن
اهم
وای!این انگشترها چه قشنگن!
برنامه نوروزی دانشگاه سن فرانسیسکو
جزییات بیشتر را اینجا ببینید.
حق باکره بودن
احترام به انتخاب انسانها
چه میدانند مرز یعنیچه
روایت زن نوشت از فیلم بادبادک
اوباما و هیلاری در مقایسه با لابیست های اسراییل
از امید
روایتی از تاریخ معاصر جنبش زنان
زارا امجدیان. رادیو زمانه
بنی آدم
این ویدو بغض آورد و لبخند
من دلم ایر رو میخواد ایر منو نمی خواد
با صدای استاد جلال همتی خوانده شود.
[آرشيو]
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
powered by
Movable Type 3.2RSS | Atom
search
developed by
hamidreza [dot] com
....
یک حس مسخره ای دارم.
از قالبی که تو این بلاگ ساخته شد از این احمقی به اسم خودم بدم میاد. اصلا چند درصد وجود من این آدمی هست که هر روز ساعت پنج و نیم بیدار میشه و دوازده شب میخوابه و به همه کارهای عالم میرسه؟ چند درصد من واقعی اون سوپر من با شخصیت اینجا هست؟ حالم بهم میخوره وقتی خودم رو میخونم. نه. دروغ نیست. اما همه اش هم نیست.
عصبانیتهام نیست. گریه هام نیست. فحشهام نیست. نفرتهام نیست. ترسهام نیست. خوابهام نیست. خستگی هام نیست. جا زدنهام نیست. بریدنهام نیست. دروغهام نیست. خیلی چیزهای دیگه هم که جزیی از منه نیست.
فکر میکنم قالبی ساختم و حالا میترسم از اون قالب برم بیرون. اما من متنفر بودم از قالبها . یادته؟
گاهی وقتها نقشها طوری هنرپیشه ها رو جذب میکنن که براشون واقعی میشه. که نقش رو زندگی میکنن. طوری شدم نسبت به این صفحه که وقتی میام بازش میکنم انگار یه دفعه یه موجود دیگه میشم. ترسناک شده یه جوری برام.
دارم فکر میکنم زندگی با همه نقشهاش داره می بلعه من رو. نقشهای سیاه و سفید روی دیوار خالی. نقش و نقش و نقش.
یادمه این صفحه نکبتی واسه این بود که درگیر یه نقش دیگه نشم. قرار بود بشه دوست نداشته من. قرار بود بیام خودم باشم پیش دوستم. حالا فکر میکنم شده ریسم که من هر روز باید اتو کشیده با کفش پاشنه بلند و موی شونه شده بیام بهش سلام کنم و دروغ بگم که همه کارها ردیفه و یعد برم پشت میزم و یواشکی تمرین استاتیک حل کنم و یه کلاسور گنده بذارم رو کتاب که کسی نفهمه.
میگی بازیه. میگی زندگی بازیه و این روال بازیه. من میگم این بلاگ شده اون شکلکهای خنده و گریه تاتر که معلوم نیست آدم پشتش اصلا آدمه یا نه.
به من میخندی و میگی از کجا معلوم همین دریدگی ات واسه یه نقش دیگه نباشه؟ که نخواهی شروع کنی یه بازی دیگه رو؟ که بگی من شهامت اعتراف رو دارم؟
من آشفته ام. دروغ میگم که میفهمم و آرومم.
English Weblog
archives
by dateFebruary 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category