
linkdump
اگر شما ریس وبلاگستان بودید چه میکردید؟
واقعا من چرا فکر میکنم وقتی میخندم صدام قشنگتر میشه؟ واقعا اینطور نیست!
اینهم چهارشنبه سوری اینور آبیها
تلوزیون ایرانیکن
اهم
وای!این انگشترها چه قشنگن!
برنامه نوروزی دانشگاه سن فرانسیسکو
جزییات بیشتر را اینجا ببینید.
حق باکره بودن
احترام به انتخاب انسانها
چه میدانند مرز یعنیچه
روایت زن نوشت از فیلم بادبادک
اوباما و هیلاری در مقایسه با لابیست های اسراییل
از امید
روایتی از تاریخ معاصر جنبش زنان
زارا امجدیان. رادیو زمانه
بنی آدم
این ویدو بغض آورد و لبخند
من دلم ایر رو میخواد ایر منو نمی خواد
با صدای استاد جلال همتی خوانده شود.
[آرشيو]
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
powered by
Movable Type 3.2RSS | Atom
search
developed by
hamidreza [dot] com
« مهاجر و زبان گفتار
صفحه اصلی
.... »
در تعقیب شادی
دیروز فیلم در تعقیب شادی رو دیدم. یعنی تو فیق اجباری نصیب شد و تو ساعت کاری یه سری از بچه های دبیرستانی رو قرار بود در قالب برنامه ای ببرن سینما و ماشین کم داشتن. من رو هم خبر کردن.
قبل از اینکه برم ببینمش , با توجه به حالم, فکر میکردم گریه میکنم. اما فقط تو یه صحنه بغض کوتاهی داشتم.
نمیدونم چند درصد آدمها ممکن هست اون راهی رو که قهرمان فیلم رفت رو برن, اما خوب همین هست که متفاوتشون میکنه با بقیه.
این درسته که باید برای رسیدن به منافع طولانی مدت گاهی از منافع کوتاه مدت گذشت اما همین گفتنش راحت هست و اجراش سخت. چون خودم تو شرایط تصمیم گیری های عجیبی هستم میتونم این رو درک کنم. همه دیروز فکرم این بود که گفتنش خیلی راحت هست که اگه من هم جای قهرمان فیلم بودم همین کار رو میکردم. اما در عمل..
سن فرانسیسکو همیشه دوست داشتنی هست و اینکه بعد از مدتها فیلمی دیدم که جاهای آشنا توش داشت ذوق زده ام کرد. هرچند اون صحنه های شهر با اون قیافه مرتب و شیکی که ما همیشه میبینیم خیلی فرق داشت. ولی من سن فرانسیسکو رو با همین خانه به دوشها و گرمخونه ها دوست دارم. یه جوری انگار هویت این شهر رو رقم زدن باهاش. پارکها و مردم خوش پوش و خونه های میلیونی قسمتهایی از شهر.
این عکس رو هم هفته قبل موقع برگشتن نزدیک پل " بی بریج" از روی یه تابلوی تبلیغاتی بزرگ ( نگیم بیل بورد !بگیم تابلو تبلیغاتی بزرگ ) گرفتم. دیدم حرف سن فرانسیسکو هست گفتم بذارمش اینجا.

پی نوشت: تو این ولایت هرکی خوش پوشه و خوش لباس و به قول مامان لباسش اندازه تنشه و از باسنش در حال پایین افتادن نیست شک نکنید که گی هست !!
English Weblog
archives
by dateFebruary 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
یعنی این تبلیغِ ما رو گرفت ها !!!
لوا: بابا طرف خوشگله خوب. گیرنده هست اصلا!
سورئالیست
January 19, 2007 02:42 PM
عکس کاملا گویاست !
هما
January 19, 2007 03:23 PM
توی ولایت ما هم دقیقا همین داستانه! اخه داهات ما هم به سن فرنسیسکوی کانادا شهرت داره... خلاصه که ملت یا خوش پوشن و یا مستقیم... جفتش باهم رو فکر کنم فقط توی اروپا بشه یافت کرد.
سوسکی
January 19, 2007 04:00 PM
ey baba tu ham ke harvaght miyai SF be man hichi nemigi ke,,,, rasti concert googoosh miyai? dar zemn in hamidreza ham hanoz be man email nazadeh
لوا: والا ما یه دفعه میزنه به سرمون نصفه شبی میاییم شهر! بعد صبح یادمون میاد کجاییم!
کنسرت گوگوش رو دلمون میخواد بیاییم اما شبش کلاس داریم هردومون. حالا باز باید دید چه میشه.
به وب مستر هم یاد آوری میکنم . به روی چشم.
Mehran
January 19, 2007 07:15 PM
بابا لوا خانم!!بلانسبتی !چیزی!یک کاری کنید از ترس مثل هپلی بیام بیرون تا برام حرف درست نکنناین رفیقای ما جنبه ندارن واسمون حرف درمیارن
"D
لوا: شما هم مگه خوشتیپ خوش لباسی بایرام خان؟
بایرامعلی
January 19, 2007 07:27 PM
ما خودمون تو ایران میگیم «بیل برد»!
امیل صدق
January 19, 2007 11:50 PM
طفلکجات !
رابطه این "بیلبورد"ه با حرف مادر هم خیلی باحاله
:)
rizgul
January 20, 2007 12:03 AM
salam lava khanoom ma nafahmidim mani guy chie manish hamon pesare ya hemosextual ? beebakhshida in hamishe baray man soal boode
لوا: والا اینکه گای نیست. گی هست. گای با یو نوشته میشه. همین بود سوالت یا من اشتباه فهمیدم؟
maryam
January 20, 2007 12:57 AM
فکر کن یه روزی این بیل بورد رو بزنن وسط خیابون شریعتی !!!!!!!! به قول معروف چه شود
لوا: تجسمش هم خنده داره...ولی خوب کی فکرش رو میکرد تو امریکای سی سال پیش؟ درست میشه فکر کنم.
pani
January 20, 2007 02:03 PM
والا!اینطوری که شما نوشتین همون بهتر که آدم خوش لباس نباشه(خوشتیپ که شکر خدا نیستیم)یادم باشه شلوارمو هم به همون طریقی که گفتید در حالت تعلیق!بپوشم.هرچه هپلی تر بهتر
در ضمن از بابت رزومه ها یک دنیا ممنون.لطف کردید فقظ چند تا تغییر کوچولو لازم داره.میفرستم خدمتتون
لوا: ای وای.ای وای....ای وای
نه؟؟؟؟؟؟؟
جدا؟ شمایید؟ نه....نه....چیزه...واقعا؟ ای وای..غافلگیر شدم حسابی...عجب...نه....
بایرامعلی
January 20, 2007 05:59 PM
در مورد گی ها فکر می کردم بر عکس باشه. این جوری در مورد سن فرانسیسکو گفتی دلم خواست!
مهدی هنرپرداز
January 21, 2007 02:25 AM
من هم تو برنامه ام هست که The Pursuit of Happyness ببینم
Tameshk
January 21, 2007 12:53 PM
سن فرانسيسکو که هميشه جذاب و به ياد موندنيه . مخصوصآ اگه منظور سن فرانسيسکوي توي دايي جان ناپلون باشه !!!
MED
January 21, 2007 01:45 PM
ببخشید!!!!!من فکر کردم شما میدونید!شرمنده که خودمو معرفی نکردم.
بازهم ممنون
بایرامعلی
January 21, 2007 02:21 PM
دستم رو شد پیشت پس! هم فهمیدی که دارم پا تو کفشت می کنم و هم اینکه دوزاریم خیلی کجه!! :)
lol
سوسکی
January 22, 2007 05:22 PM