« دلم برای دیوانگی های فروغ خوانی هم تنگ شده... صفحه اصلی »

هر دم از این باغ بری میرسد.

اون پست پیزوری بدبخت بود و زرد بود و برای تزیین عکس اتوبوس ( نه آر وی البته) به درد خورد. این چطور؟ اینی که من اینهمه دوسش داشتم چی؟
نکنه این هم برای تزیین جایی باید بکار بره؟

عجیبه که مردم نه تنها ماشین هاشون مثل هم پنچر میشه و باطری هاشون مثل هم خالی , حالتها و باورها و تجربیان جنسی شون هم دیگه مثل هم شده. مگه نه سپیده خانم؟ نویسنده محترم متن " لذتی ناب" ؟

پی نوشت: این جوابیه خانم سپیده هست که چون انگلیسی فارسی بود من فارسی اش رو مینویسم . فقط سپیده خانم. باور کنید من برای شما کامنتی نذاشته بودم. ای پی ها رو چک کنید. من این روزها لبخند میزنم و کامنت نمیذارم.

"واقعا برات متاسفم که فکر کردی که من از وبلاگ تو اینها رو برداشتم. نمیدونم چطور میخواهی که این همه فحش و بدو بیراه که به من از طریق این لینک گذاشتی رو جبران کنی. مجبور شدم موضوع لذتی ناب و از تو وبلاگم بردارم. ولی بدون که خیلی نامردی . خیلی زیاد. من نیتم خیر بود . اونوقت تو اومدی هرچی از دهنت در اومد به من گفتی."

January 6, 2007 09:45 AM

Comments

باز هم مشکل کپی رایت. گذاشتن یک لینک کوچولو می تونه جلوی تمام این دردسرها رو بگیره.

Poof ... Bebakhshid agar ke az weblog e to barnadAshte budand, pas az weblog e ameye man bardAshte budand unvaght ?

غصه نخور لوا جونم اشکال نداره:* خوب بعضی ها هم نمیفهمن. آدم که نکشتن، شعور ندارن بنده خداها!

vaghean leva to khejalat nemikeshi ba ehsasate pake ye nafar injoori bazi mikoni? unam ba ehsasate adami ke niatesh kheir boode! vaghean ke!

agha mardom bad por roo shodan ...bad!

naz nazie man delam barayat tangide bood.to ham be man sar nemizany?

پیش می‌آید و تاسف‌بار است. فکر کنم در خیلی از این موارد کپی‌کننده واقف است که کپی می‌کند ولی واقف نیست که این کار بد است و خوبیت ندارد و درست نیست و غیره و غیره.
در واقع این مساله، یک مساله‌ی آموزشی است و خب، بعضی‌ها یک چیزهایی را می‌دانند و یک چیزهایی را نمی‌دانند.
اگر این شخص خاص یک ژورنالیست بود و نوشته‌ات را در مجله‌اش چاپ می‌کرد، جای حسابی بد و بیراه شنیدن داشت چون یا کپی‌رایت را می‌شناسد و دزد است و یا نمی‌شناسد و روزنامه‌نگار بی‌سواد است.
من فکر می‌کنم یک کپی‌رایت بزرگ یک جایی از سایت‌ات بگذاری خیلی خوب است. البته اگر واقعا می‌خواهی کپی‌رایت را برای نوشته‌ها حفظ کنی.

لوا: یعنی یه لینک گذاشتن اینقدر سخته؟ و همه اینها به کنار . این جوابیه اش منو کشته. " چرا فکر میکنی من این رو از وبلاگ تو گرفتم؟" سولوژن جان. من خوشحال هم میشم که این نوشته های روزانه اگه به درد کسی بخوره. اما این طلب کار هم شده. با این چه باید کرد؟

سنگ پای قزوینن بعضیا ماشالا لوا جونم!

حالا این مورد به خصوص به کنار. من واقعا نمی‌دانم ایشان به چه فکر می‌کرده‌اند و چرا این پاسخ را دادند. به هر حال پاسخ خوبی نبود.
در مورد لینک‌دادن فکر کنم نمی‌دانند که لینک‌دادن در این موارد حداقل انتظار دیگران است.
شاید هم می‌دانند ...
در واقع، بعضی‌ها می‌دانند بعضی‌ها نمی‌دانند.
(:

نمیدونم با این وبلاگهای زرد که روز به روز بشتر وبدتر میشوند چه باید کرد. آنهایی که هیچ خط قرمز و محدودیتی برای خود نمیشناسند. ناراحت نباشید.ماه نور افشاند و سگ عوعو کند.
راستی دنا لوا اکر دفعه پیش آر وی طرف را دستور میدادید منفجر کنند کار به اینجا نمیکشید!:ِD

لوا: آره والا. خشونت ظاهرا لازمه.


کی چیو از کجا برداشته؟

من کیم؟ اینجا کجاست؟

بی خیال

این شعر رو بخون یا گوش بده به آهنگش حالت خوب می شه

ساقیا جرعه ای می به جام ما کن با شکر خنده ای کام ما روا کن

چهره تو یاد آورد باغ ارغوان را باده تو باز آورد راحت روان را

شادی تو می نوشم کیمیای جان را

ای دریغ از این عمر که بی روی تو بگذشت

ای دریغ از این دم که بیهوده هدر گشت

می زند راه من چشم دل سیاهت

جان و دل می دهم ناز یک نگاهت

بیا تا دمی بشنوی شور و حال مارا

مگر یک نظر بنگری سوی ما خدا را

حیف از اون وقت و اعصابی که باید به خاطر همچین موجوداتی تلف بشه.

لوا جان بی‌خیال بابا. بیکار که نیستی هی اعصاب خودت رو خرد کنی بابت این‌جور آدم‌ها! سپیده بره یکی دیگه میاد.

خیلی زشته که ما تو این بدیهیات موندیم هنوز.
از اون بدتر اینه که یه کار به این زشتی انجام می دیم و بعدش موضع گیری می کنیم و طلبکار هم می شیم!

nakone shoma khodet sepideh hasti va in kara ra baraye bazar garmi rah andakhti?
ya shayad 24 saate dari web logaye zard ra mikhoni ya control mikoni ke ino payda kardi?mashkoke babam jan

بابا اینا محشرند به خدا

امیدوارم همه در همه جا نیتشون مثل من خیر باشه حتی تو نظراتی که میدندو سعی کنند پشت هم باشند تا این که بیاین و علیه هم جبهه گیری کنند.

متنفرم از اینکه یه مطلب آشنا رو یه جای دیگه به حساب یه مطلب جدید یکی دیگه بخواد قالبت کنه. از شانس بدم حافظه ام هم تو این موارد بقدری دقیقه که امکان نداره مطلب دزدیده شده رو فوری بجا نیارم.
ضمنا جالبه که این آدما تازه دو قورت و نیمشونم باقیه.

از اين همه رو كف كردم!

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)