« اندر آداب مهمانداری و رسومات وطنی و فرنگی در این باب صفحه اصلی ... »

همون عنوان قبلی (۲)

سر نوشت : اصلا قرار نیست این چیزهایی که به ذهنم میرسه و مینویسم فراگیر باشه یا تک تک فرنگی ها و تک تک ایرانی ها این مدلی باشن. شاید اصلا خیلی ها سالها تو فرنگ باشن و اصلا همچین تجربیاتی نداشته باشن یا کسی سالها تو ولات خودمون این مدلی باشه. یادمون باشه ما دنیا رو از دید تجربیات خودمون میبینیم نه چیزی که حتی خیلی فراگیر هست.
در ضمن از همه دوستانی که از بقیه بلاد در مورد آداب و رسوم مهمانداری نوشتن ممنون.

سر نوشت دو: فکر نکنم هرگز تو مخیله مادر من - مثلا- بگنجه که کسی ممکنه قورمه سبزی نخوره یا به گوشت کباب آلرژی داشته باشه. اصولا ما فکر میکنیم هرچی ما دوست داریم دوست داشتنی هست و باید دوست داشتنی باشه. این دید هست که یه ذره باید عوض بشه.

مطلب بعدی که در راستای همون باور مهمون حبیب خداست به وجود میاد بردن کسی غیر از خودمون بدون دعوت به مهمانی هست. البته اینجا بحث مهمانی های خانوادگی و کوچک - مثلا شش تا ده نفره- هست. فرض کنید شما قراره جایی برید و از قبل گفتید که میاید. حالا یکی از دوستانتون اومده پیش شما. ماها معمولا با اصرار اون دوست رو هم همراه خودمون میبریم. برامون هم مهم نیست که اولا شاید خود این فرد نخواد بیاد و از اون مهمتر شاید میزبان آماده پذیرایی نباشه. فرض کنیم مسئله مواد خوراکی هم نیست و وفور نعمت سر میز هست. اما هیچ فکر کردیم شاید این فرد با بقیه جمع هیچ سنخیتی نداشته باشه؟ شاید بقیه باهاش راحت نباشن؟ شاید صاحبخونه از دیدن یه غریبه تو خونه اش خوشش نیاد؟ کی گفته که دوست ما باید دوست همه دوستان ما هم باشه؟

این بحث رو میشه به بقیه کنجهای تفاوتهای فرهنگی مهاجر با کشور میزبان و مردمش هم ربط داد. اما چیزی که هست و زیاد تو جمعهای مخلوط مهاجرین - مخصوصا تازه واردترها- و افراد بومی دیدم ( البته این اصلا مختص ما ایرانی ها نیست. تقریبا همه مردم همین هستن) اینه که به جای قبول کردن فرهنگ میزبان به زور قصد چپوندن و اجرا کردن همون فرهنگ خودمون رو داریم. در این شکی نیست که ما رگ و ریشه های خودمون رو داریم و دلمون میخواد حفظش کنیم. اما شاید یه وقتهایی بهتر باشه اگه با افرادی از ملیت های مختلف طرف هستیم به زور نخواهیم فقط از خودمون و فرهنگمون بگیم. اگه یه خورده بازتر برخورد کنیم با این جور قضایای به ظاهر کوچیک و بی اهمیت پذیرش ما و اونها خیلی راحت تر میشه.

January 4, 2007 09:41 AM

Comments

تو تعارف بازی و این حرف ها خداییش مازندرانی ها دست همه رو از پشت بستن!حالا تو هی بگو من کرک-بپرس(مرغ-پریده/خورشت بدون مرغ)دوست ندارم!

مگه کسی تو خرجش میره؟

دلم می خواهد چند ساعتی آرام دراز بکشم بدون اینکه نگران چیزی باشم و یا به چیزی فکر کنم
دلم می خواهد چند ساعتی با مادرم سرکنم، شاید فقط نگاهش کنم
دلم می خواهد پسر شیرین زبان خواهرم را به پارک ببرم تا بازی کند
دلم می خواهد وجود به تاراج رفته ام در گوشه ای
آرام گیرد

آرررررررررررررااااااااااااامممممممم

ما ایرانیهایی لعنتی عادت داریم در کارهای هم فضولی کنیم ، در چیزی که به ما ربطی ندارد دخالت کنیم و هر چیزی را که خودمون دوست داریم به دیگران اجبار کنیم !

salam khoobi,bebin ooni ke minevisan merlot chon faransaviye mikhonanesh mer-lo(be ebarati MER-LOW):)))

فقط ميشه گفت تاسف آوره! احترام به عقايد و رسوم سايرين احتياج به انعطاف پذيري داره كه بيشتر آدمها اين اصل رو ندارن و روي اصول خودشون اصرار مي كنند هر چند خودشون هم بدونن گاهي همين عادات احمقانه است.
در ضمن بنر وبلاگت خيلي محشره! تقريبا نشون ميده كه كي هستي كجا و علايقت چيه!از يه پست بلند معرفي كاملتره. موفق باشي

این تعارف یازی ایرانی هم دیگه خیلی حوصله سر بر ه !!!
آقا اصلا نه این نه اون !!

wow,delam mikhada foghol ade as

خوب گفتي بلوط جان خيلي خوب گفتي... من كه به خدا بيزارم از اين تعارف هاي هر روزه، آدم نمي دونه كدومو جدي بگيره!!!

vaghaan barat motaassefan ke in fekro kardi ke man az weblog to inharo bardashtam
nemidonam chetor mikhahi ke in hame fohsh va badobirhi ke be man az tarighe in linki ke gozashti ro jobtan koni
majboor shodam mozooe lezzati nab ro az to weblogam bardaram
vali bedon ke kheili namardi kheili ziad
man niyyatam kheir bood
onvaght to omadi harchi az dahanet daromad be man gofi.

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)