
linkdump
اگر شما ریس وبلاگستان بودید چه میکردید؟
واقعا من چرا فکر میکنم وقتی میخندم صدام قشنگتر میشه؟ واقعا اینطور نیست!
اینهم چهارشنبه سوری اینور آبیها
تلوزیون ایرانیکن
اهم
وای!این انگشترها چه قشنگن!
برنامه نوروزی دانشگاه سن فرانسیسکو
جزییات بیشتر را اینجا ببینید.
حق باکره بودن
احترام به انتخاب انسانها
چه میدانند مرز یعنیچه
روایت زن نوشت از فیلم بادبادک
اوباما و هیلاری در مقایسه با لابیست های اسراییل
از امید
روایتی از تاریخ معاصر جنبش زنان
زارا امجدیان. رادیو زمانه
بنی آدم
این ویدو بغض آورد و لبخند
من دلم ایر رو میخواد ایر منو نمی خواد
با صدای استاد جلال همتی خوانده شود.
[آرشيو]
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
powered by
Movable Type 3.2RSS | Atom
search
developed by
hamidreza [dot] com
« ته اون کوچه بن بست....
صفحه اصلی
احمدی نژاد برای اولین بار »
اعتراف ششم
والا من از اون روز اعترافات یه چیزی موند رو دلم که نگفتم. هنوز هم مونده. یعنی اگه الان بیفتم بمیرم این رو دلم میمونه. واسه همین, این اعتراف ششم رو هم داشته باشید.
دفعه اولی که من - سالها قبل- فیلم چشمان باز کاملا بسته رو دیدم, یه صحنه ای بود توش که مدتها ذهن من رو به طور جدی مشغول کرده بود. یادتونه اونجایی که گلاب به روتون خانم کیدمن جلوی آقای کروز تو دستشویی جیش میکنن؟ من تمام ذهنم درگیر این بود که چطور ممکنه زن و مردی باهم برن دستشویی -حموم فرق داره- و جلوی هم گلاب به روتون بازهم کارهای بدی هم بکنن. واقعا معضلی شده بود. یادمه حتی از چند تا زن و شوهر هم پرسیده بود که این عادی هست یا نه. راست یا دروغ همه گفتن که هیچ وقت از این بی ناموسی ها نکردن.
اما حالا....فهمیدم هی نمک زندگی نمک زندگی که میگن همینه. اصلا چه معنی میده آدم در توالت رو ببنده یا با این کمبود وقت یکی یک ساعت پشت در توالت وایسته؟
این مشکل به طور عملی کلا حلا شد.
English Weblog
archives
by dateFebruary 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
leva jaan aval ping mikoni baad posteto mizari inja??? man didam umadi bala ,zudi umadam bebinam che khabare! badesh didam matlabe tazeyi nist, fahmidam roo dast khordam, dobare alan umadam mibinam ke nakheir khabari hast,che bamaze ham hast in dargirie zehnit...khob khoda ro shokr mikonam ke hala hal shode ghazie, kheili khube adam hameye moshkelateshi be soorate amali hal kone! ahhhhh cheghadr harf mizanam tu in ye zare ja...
maryam
December 27, 2006 11:20 AM
khoda ro shokr
haji washington
December 27, 2006 11:23 AM
khoda ro shokr
haji washington
December 27, 2006 11:24 AM
آدم اعترافات شماها رو که می خونه انگیزه میگیره!
Jumper
December 27, 2006 11:52 AM
OH...My...Gosh! :)))))))
مریم مهتدی
December 27, 2006 11:57 AM
خانم جان!
ما اصلا این پست را نخواندیم!
لوا: چرا پسرم؟ بخون حتما. خوبه ها!!
SoloGen
December 27, 2006 12:44 PM
حقیقت امر آنست که شرمنده ام و لی جسارتا عارضم که مقوله قضای حاجت و به فرموده این حقیر "جشایش خمسه" در حضور زوج یا زوجه چندان مقوله آزار دهنده ای نمی باشد بالاخص و مستراح آن نیز از نوع فرهنگی باشد.
امضا
December 27, 2006 02:42 PM
برای ما که هنوز حل نشده. فکر میکنی یعنی تفاهممون کم باشه؟
لوا: فکر کنم این برگرده به فرهنگ ژاپنی خواهر. فکر نکنم من هم اگه ایران یا هرجای دیگه ای غیر از اینجا بودم همچین بی ناموسی هایی مرتکب میشدم.
بي تا
December 27, 2006 08:21 PM
این و خوب اومدی بخدا!!!!
سونامی
December 27, 2006 10:32 PM
حالت باحالی میده، نمود حس صمیمیت با همسر در فضایی که صمیمی که فقط شاهد حضور خود آدم بوده و بس. من خوشم میاد از این کار
چپینه
December 28, 2006 05:10 AM
salam
che jalebe vaghti adam ba kasi onvare donya ye noghte moshtarek peida mikone.chon manam ba didane in film daghighan in noktash baram jaye soal bood va hanoozam hast?
ba arezoye shadkami
parisa
December 28, 2006 06:46 AM
منم برام سوول مووال شده بود ولی بعد مدتی فراموش شده، حیف که هنوز موفق به درکش نشدم!!
سالهای ابری
December 29, 2006 02:52 AM