
linkdump
اگر شما ریس وبلاگستان بودید چه میکردید؟
واقعا من چرا فکر میکنم وقتی میخندم صدام قشنگتر میشه؟ واقعا اینطور نیست!
اینهم چهارشنبه سوری اینور آبیها
تلوزیون ایرانیکن
اهم
وای!این انگشترها چه قشنگن!
برنامه نوروزی دانشگاه سن فرانسیسکو
جزییات بیشتر را اینجا ببینید.
حق باکره بودن
احترام به انتخاب انسانها
چه میدانند مرز یعنیچه
روایت زن نوشت از فیلم بادبادک
اوباما و هیلاری در مقایسه با لابیست های اسراییل
از امید
روایتی از تاریخ معاصر جنبش زنان
زارا امجدیان. رادیو زمانه
بنی آدم
این ویدو بغض آورد و لبخند
من دلم ایر رو میخواد ایر منو نمی خواد
با صدای استاد جلال همتی خوانده شود.
[آرشيو]
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
ERROR: Blogroll is currently inaccessiblepowered by
Movable Type 3.2RSS | Atom
search
developed by
hamidreza [dot] com
« تفاوتهای تحصیلی
صفحه اصلی
مدیریت »
لذتی ناب
چقدر از آمیزش جنسی لذت میبرید؟ از کی یاد گرفتید لذت ببرید؟ اولین پارتنرتون که بهتون اجازه داد به خودتون هم فکر بکنید کی بود؟ میدونید زنهایی هستند که بچه دارن اما هنوز معنی لذت جنسی رو نمیدونن چی هست؟ رو راست باشید با خودتون. چقدر لذت میبرید؟
یاد گرفتیم که بده. بد و بد و بد. اولین باری که پیش اومد ترسیدیم. اما طرف رو دوسش داشتیم. نمیخواستیم از دستش بدیم. اجازه دادیم هرکاری میخواد بکنه. فقط چشممون رو بستیم و گفتیم من هنوز دخترم. مواظب باش. اون هم گفت. باشه حواسم هست. چند بار تکرار شد؟ غریبه که نیستیم با خودمون. چند بار فقط و فقط برای لذت کسی که دوسش داشتیم بدترین نوع درد رو تحمل کردیم؟ میدونید که چی رو میگم دیگه.
هیچ وقت بهتون گفت که به خودت فکر کن . اصلا کی فهمیدید که یک زن هم میتونه لذت ببره؟ یه سوال دیگه. مردها همشون خودشون رو یه چیز دیگه میدونن. همه میگن " خوب مردها غریزه جنسی دارن اما مال من لعنتی یه چیز دیگه هست. خیلی از حد عادی بالاتره". این حرف رو از چند نفرشون شنیدین؟
شما چند بار این رو گفتید بهش؟ چند بار تاکید کردید که زنها خیلی شهوتشون از مردها بیشتره و شاید چندین برابر مردها غریزه جنسی دارن؟ گفتید این رو؟ یا ترسیدید حتی در خیالش شما رو شهوت زده ببینه.
اصلا چند بار خودتون رفتید سراغش؟ چند بار شما خواستید و نترسیدید از اینکه یه جور دیگه ! در مورد شما فکر کنه. چند بار خواستید و جلوی خودتون رو گرفتید که اون بیاد سراغ شما؟ چند بار هوس بدن لختش رو کردید و نگفتید؟
میدونید سر خیلی از ما ها چی میاد تا وقتی که تو یه رابطه سالم و درست قرار بگیریم و بفهمیم که لذت واقعی جنسی یعنی چی؟ که خوش شانس باشیم و مردی درست سر راهمون قرار بگیره که به ما عشق بازی درست رو یاد بده. میگم یاد بده چون یاد گرفتنی هست. چون مثل یه فنه. چون کسی از مادر متولد نمیشه که رمز و راز درست عشق بازی کردن رو یاد بگیره. فرقی نداره مرد یا زن یاد دهنده باشه. اما واسه ماها معمولا مردی باید میبود که بهمون یاد میداد.
عشق بازی و امیزش فیلم پورن نیست. همه چی که خالی شدن بدن دو تا آدم نیست. یا به قول دکترم نیم ساعت بالا و پایین جهیدن که نیست.
قشنگی اش به شراب و شمع قبلشه. به لمس آروم شونه ها و بوسه های بعدشه. به نجواهای خالصانه و کنار هم خوابیدن بعدش هست. به اون یه لحظه و بعد شلوار و بالا کشیدن که نیست.
یاد گرفتیم اینها رو؟
میدونید چقدر باید برای یک مرد لذت بخش باشه وقتی شما به سراغش میرید و ازش بدنش رو میخواهید و فقط هم بدنش رو؟ چرا اون باید لذت ببره اما شما نه؟ چرا شما باید بترسید از فاحشه خطاب شدن و اون مست غرور بشه از یک احساس کاملا مشابه؟
ممنونم از مردی که به من یاد داد خودخواهی رو تو عشق بازی. به من شناسوند بدنم رو و فهموند که من انسانی هستم که غریزهای انسانی دارم و باید براشون احترام بذارم.. که تمام اون ماههای ترس و سردرگمی من رو تحمل کرد و حتی به ترس های من احترام گذاشت. به خاطر همه لحظه هایی که گفت به خودت فکر کن و سعی کن از بدن کسی که دوسش داری لذت ببری. به من یاد داد که زن بودن بزرگترین لذت دنیاست. و اونقدر این رو گفت و گفت که من باورش کردم. زن بودنم رو برای اولین بار باور کردم و بهش عشق ورزیدم. ممنونم ازش به خاطر تمام عشق بازی های رویایی این چند ساله دوران دوستی و زندگی مشترک و همه لذتی که من رو غرق کرده.
معتقدم قشنگترین لحظه های زندگی یه انسان وقتی هست که داره با انسانی که دوسش داره یکی میشه و این در هم رفتن بدنها میتونه بزرگترین لذتها و آرامش ها رو داشته باشه. لذتی که با هیچ چی نمیشه مقایسه اش کرد و منظورم هم کاملا لذت این دنیایی و جنسی هست نه هیچ عشق افلاطونی و اهواریی. امتحان کنید.
مرتبط:
آمیزش جنسی, عشقبازی و ... از رختکن خاطرات
نازلی میگه به یه نفر تکیه نکنید و خودتون هم دنبال یادگیری برید. راست میگه به شدت. حالا بعدا باید یه پست نوشت از مراجع دیگه ( ازجمله وبلاگها) . (لینک نوشته)
انار خوبم هم یه مطلب تکمیلی خوب نوشته
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
English Weblog
archives
by dateNovember 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
زاویه نگاه جالبی بود، یه نگاه رک و بی پرده زنانه به لذت جنسی.
پیمان
November 22, 2006 08:59 PM
من هم مثل تو ممنونم:)
پاییز
November 22, 2006 10:45 PM
خيلي حس يك زن رو به قشنگي بيان كردين ، هم احساسم با شما ، لذت نابي كه ميتونه بي همتا باشه هر لحظه اش .
مهري
November 23, 2006 12:04 AM
لذت جنسی خواستنی است اما منحصر کردن عشق به آن مفهوم عشق را خراب می کند..
لذت عشق افلاطونی و اهواریی چیزیه که اصلا نمی شه با این نوع عشق مقایسه اش کرد....
حسین
November 23, 2006 12:22 AM
بهترین و دلنشین ترین مطلبی بود که تا حالا در این باره خوندم خیلی موافقم .
رونیتا
November 23, 2006 12:35 AM
aaaaali!
Banafsheh
November 23, 2006 12:38 AM
لذت جنسی خواستنی است اما منحصر کردن عشق به آن مفهوم عشق را خراب می کند..
لذت عشق افلاطونی و اهواریی چیزیه که اصلا نمی شه با این نوع عشق مقایسه اش کرد....
حسین
November 23, 2006 12:46 AM
kheili khobe ke ma zanhaye irani shoro konim az in harfa bezanim.dige vaghean vaghteshe.
mari
November 23, 2006 01:57 AM
اولين ارتباط من با همسرم بود و از همون اولین بار بهم گفت من وقتی لذت می برم که تو لذت ببری و در اکثر اوقات هم در رابطه مون به این حرفش عمل کرده.
سحر
November 23, 2006 02:45 AM
من هیچ احساس خاصی بهم دست نداد وقتی اینا رو خوندم در حالی که قبلا شاید همه ی وجودم از تصور وجودش حتی از تصور وجودش غرق لذت میشد ... الان هیچی! فقط اشک تو چشام جمع شد ... متاسفم برای خودم که اون حس ناب رو دیگه ندارم ... احساس کمبود میکنم نه از نبودن یک فرد خاص ... که از نداشتن اون حس خاص :((
یه نفر
November 23, 2006 09:13 AM
سلام
فکر میکنم قشنگی زندگی همه ما آدم ها به این که مثل هم نیستیم،مثل هم زندگی نمیکنیم،و مهمتر از همه اینه که مثل هم فکر نمیکنیم،حرفات رو قبول دارم اما فکر میکنم بیان این حرف ها یه جور بلند ،بلند فکر کردن است،کما اینکه خیلی از ما آدم ها دوست داریم بلند فکر کنیم، و جمله معروف ( فکر میکنم، پس هستم) رو به همه القا کنیم!وهمین مساله میتونه نشان دهنده فقر نوشتاری باشه ! کاش میشد میتونستیم متوجه باشم نوشتن به هر قیمتی آفت نوشتار و حتی یه فکره !اشتباه نشه منظورم شخص شما نیست اما فکر میکنم ما هیچ وقت نمیتوانیم ادعا کنیم جامعه توسعه یافته ای داریم،چون شرط یک جامعه ایده آل تفکرات توسعه یافته است،حالا میفهمم چرا هیچ کس نمیتونه شریعتی یا شریعتی ها بشه...نسل ما خیلی وقته رو به انقراض گذاشته،اما خودمون متوجه نیستیم
zebra
November 23, 2006 09:21 AM
لوای عزيزم در فرهنگی که هنوز تربيت و اموزش جنسی برای دختر بچه ها و پسر بچه ها بطرز صحيح وجود نداره و در برخورد با کنجکاوی کودکان نسبت به بدنشون از طرف والدين برخوردهای انفعالی و بعضا سرکوبگرانه صورت می گيره فرهنگی که الت تناسلی پسران خردسال با افتخار با فيلم و عکس ثبت ميشه اما دخترکان در معرض توصيه های جدی مستقيم و غير مستقيم برای پوشاندن و بهتر بگم خجالت کشيدن از عضو مهم و حساس بدنشون هستن ! در فرهنگی که هنوز بچه های نوجوان کنجکاوی شون در مورد اطلاعات مورد نياز راجع به بدن و جنسيت شون رو از طريق مرجع دوستان همسن و سال و ديدن مخفيانه چند فيلم پورنو اقناع می کنن در فرهنگی که بکارت برای دختران هنگام ازدواج امتياز بزرگی محسوب ميشه در فرهنگی که باعث ميشه بسياری از حتی پسران بظاهر روشنفکر ايرانی بعد از پشت سر گذاشتن انواع و اقسام روابط برای ازدواج به سراغ يک دختر بقول عوام افتاب مهتاب نديده برن ( بماند که در اين معامله تا چه حد امکان داره در معرض فريب قرار بگيرن ) در فرهنگی که رابطه جنسی قبل از ازدواج هنوز در عرف يک تابو محسوب ميشه اما انبوه روابط پنهانی در پشت اين پرده جهل و نااگاهی رواج داره (روابطی که در پنهانی ترين لايه های اون هنوز برای اکثريت قريب به اتفاق دختران ايرانی با احساس گناه توام هستش اونوقت تصور کن چه تعارضات وحشتناکی از اين دوگانگی ذهنی و رفتاری در درون فرد غوغا می کنه ) . در چنين فرهنگی تو به من بگو چه طور ميشه انتظار داشت يک دختر و زن با بدنش اشنايی لازم و کافی رو داشته باشه بدون احساس گناه ؟ و برای خودش در ارتباط جسمانی حق مساوی قائل باشه با اعتماد بنفس ؟ من هم زنان همونطور که تو اشاره کردی زنان متاهلی رو سراغ دارم که بعد از چند سال زندگی زناشوئی هنوز يک سکس لذت بخش رو تجربه نکردن و متاسفم بگم تقريبا همه اين دوستان هم خودشون هم همسرشون متعلق به اقشار تحصيل کرده و در سطوح نسبتا بالای اجتماعی هستن دوستی دارم که بيش از بيست ساله که خارج از ايران و در امريکا زندگی می کنه اما هنوز همون دخترک سرکوب شده و محجوب تربيت شده فرهنگ ايرانی بر وجودش حاکمه و با چشمانی اشکبار و در حالت خجالت و شرمساری اعتراف می کرد که با وجود داشتن دو فرزند ده و دوازده ساله هنوز ارگاسم رو تجربه نکرده و فقط واسه خوشايند همسرش وانمود می کنه که مشکلی در رابطه نيست ! چند درصد از ما شانس برخورد با مردی فهيم رو داريم اگر تابو شکنی ها رو از خودمون شروع نکنيم و از تربيت های غلط حاکم بر خونواده ها ؟ ادم بدبينی نيستم و عليرغم اينکه ازدواج اولم دقيقا به دليل اختلالات و ناتوانی های جنسی و به تبع اون روانی همسرم با کوله باری از رنج و مشقات ناگفتنی به اتمام رسيد اما بعد اين شانس رو داشتم که از حضور انسانی در زندگيم برخوردار بشم که من گمشده رو هم از لحاظ روحی هم جسمانی دوباره کشف بکنه و در حال حاضر هم مرد فوق العاده ای در زندگيم اومده که با حضورش باعث شده بيِش از پيش در درجه اول از انسان بودن و سپس از زنانگی ام لذت ببرم . اما خوشبختانه يا متاسفانه بايد اعتراف کنم او هم تربيت شده فرهنگ خالص ايرانی نيست و گاهی با خودم فکر می کنم اگه اون هم در اين فضا تربيت شده بود همين بود ؟! و همين احساسات بقول تو ناب رو در من ايجاد می کرد ؟! همينقدر مثل الان با ظرافت و هوشياری با احساسات من ارتباط برقرار می کرد ؟ بگذريم کامنتم به درازا کشيد . اما همچنان معتقدم تا اين فرهنگ تربيتی با عرض معذرت پوسيده دجار تحول جدی نشه چيزی چندان در عمق تحول پيدا نمیکنه . ميدونم که اين نوع مشکلات تربيتی و تبعاتش در ايرونی های اونطرف نسبتا کمتره يا حداقل تحت تاثير شرايط محيطی اينگونه وانمود ميشه اما متاسفانه در ايران در بسياری خانواده ها همچنان پا برجاست حتی اگه رنگ و لعاب و غلظت سالهای دور رو نداشته باشه !
لیلا
November 23, 2006 10:15 AM
هی من می یام اینجا ببینم ملت به سوالهات جواب دادند یا نه. می بینم خبری نیست!!!
فکر کنم خیلی ها مثل خود من نمی تونن مثل تو راحت در مورد احساسات جنسی شون حرف بزنند.
به هر حال مطلبت خیلی خوب بود.
سایه
November 23, 2006 10:19 AM
نمي دانم وقتي را تجربه كرده ايد كه با همسر يا دوست پسرتان حسابي دعا كرده باشيد ، تصيميماتي در ذهنتان گرفته باشيد، تركش مي كنم تركش مي كنم...و بعد آرام آرام متوجه شويد كه خودتان هم بي تقصير نبوده ايد ... در اين حالت يك رابطه متقابل و آرام بهترين آرامش دهنده بعد از آن تنشهاي وحشتناك است. حس غريب دستهايش به دور بدنتان و نفسهاي گرمش...
Atena
November 23, 2006 11:14 AM
ma ke ba aghamooon koly hal mikonim .avalin bar oon naboode khob mosalan naboode. khodesham midoone.ammma avalin erza shodan ro oon behem yad dad .vala in ghadr nemidoonestam ke manam mitoonam erza besham.manam hamishe mamnoonesham.az in ke hich vaght behem nemige faheshe vaghty man miram tarafesh.va in ke donyaye zibayee baram sakhte :)
maman isan
November 23, 2006 11:48 AM
ببخشید. پس ملت جواب داده بودند. تو پابلیش نکرده بودی.
سایه
November 23, 2006 11:49 AM
very well said. :)
RahiL
November 23, 2006 11:58 AM
لوااااااااااا!!بهترین مطلبی بود که تا به حال ازت خونده بودم! حیف که الان دارم با عجله میرم سفر وگرنه حسابی برات کامنت مینوشتم. ولی واقعا دقیق و بیپرده نوشتی. تحسین میکنم. جدی میگم.
مریم مهتدی
November 23, 2006 12:16 PM
Leva joon, thank you so much for stopping by. I have been a little depressed latley,I promiss I will be back soon. btw I loved your piece of
art (your egyption granmother) that made me laugh alot..... Happy Thanksgiving.
Mehran
November 23, 2006 12:52 PM
نوشتهء زیبایی بود لوا جون. باهات موافقم.
میزان لذتی که در یک رابطهء جنسی به یک شخص می رسه بسته به خود اون شخص داره و این که چقدر او این لذت رو طلب می کنه و درموردش با شریک جنسی اش کامیونیکیت می کنه.
if you don't ask for what you want, you may never get it!
این جمله در مورد زندگی شخصی و زندگی کاری هم صادقه... حق گرفتنی هست و دادنی نیست... حالا می خواد حق لذت جنسی باشه و یا هر حق دیگه...
sooski
November 23, 2006 01:08 PM
راستش این نوشتهات یه درد قدیمی رو باز برام زنده کرد. چیزهایی نوشتم که البته جرقهاش از نوشته شما بود.
mehdi
November 23, 2006 01:55 PM
من مشكلم شايد يه كم فرق داشته باشه . من هيچوقت خجالت نكشيدم به شوهرم بگم چقدر به بدنش نياز دارم يا نگران باشم راجع به من چي فكر كنه چون كوته فكر نيست و خوب ميدونه شهوت من چند برابر مال خودشه . مشكل من اينه از هر 10 تا تقاضاي من فقط يكيشو قبول ميكنه . ارزو دارم بياد و از من بخواد بگه چقدر از با من بودن لذت ميبره ولي افسوس. شايد فكر كنيد خوب شايد لذت نميبره بارها ازش پرسيدم و نپرسيده هم پيداست كه خيلي لذت ميبره ولي تعداد خواستن هاي اون اندازه مال من نيست. تازه كدوم زني دوست داره هميشه پيشنهاد دهنده باشه . همه چيز بايد دو طرفه باشه .
Negar
November 23, 2006 02:57 PM
شما مرفهین بی درد هم چه دل تون خوشه. تو این دنیا این قدر آدم بیچاره هست که مجبورن همراه با یه گله آدم دیگه تو یه اتاق بخوابن. طوری که اصلا فرصت سکس با همسرشون رو هم ندارن چه برسه به این که بخوان به این فکر کنن که چطوری بیشتر لذت می برن. این تنها رفاه زندگی غربی یه که امکان تجربه کردن احساس های تازه رو فراهم می کنه (حتی همین ایجاد احساس های تازه صرفا ناشی از گریز بشر از درماندگی های زندگی است) و الا هدف اصلی و بنیادی هم آغوشی و عشق بازی چیزی جز زاد و ولد نیست.
آتش
November 23, 2006 06:09 PM
اگه آقایون یکم از این دگمی شون کم کنن میفهمن وقتی زنی بهشون از نظر جنسی تمایل داره و اون رو ابراز میکنه چه لذتی داره براشون. و این اصلن به معنی هرزه بودن نیست.
به نظرم خیلی راه داریم تابه جایی برسیم که مردها و زنهای ایرانی بدونند لذت جنسی هم مثل خیلی از لذتهای دیگه دنیا به طور یکسان در وجودشون قرار داره( حالااگه نگیم مال زنها شاید بیشتر هم باشه.) اما بالاخره آقایون ایرانی هم به این دید میرسن. من که امیدوارم. یعنی تنها کاری که از من برمیاد اینه که پسرم رو طوری تربیت کنم تا اینجوری فکر کنه.
راست میگی بار اول برای من هم تجربه اش عجیب بود و ترسیده بودم.
من هم عین خودت همه این لذت رو از کسی دارم که الان داره پنج سال میشه که بودن باهاش باعث شده بیشترین و شادترین لحظات زندگیم رو داشته باشم.
بي تا
November 23, 2006 07:13 PM
درود بر بلوط عزیز..... نوشته بسیار روشنگرانه و جالبی بود.از وبلاگ زیتون اومدم اینجا... بهت تبریک میگم برای دید باز و روشنت در رابطه با سکس که از اگاهی و دانایی توست....
firoozeh
November 23, 2006 10:05 PM
کف مرتب! آفرین.
SA
November 24, 2006 01:31 AM
لوا جان، قضیه اصلا دخترانه نیست، فکر می کنی پسری که پنج دقیقه ای کارش رو می کنه و شلوارشو می کشه بالا، چیزی از فن سکس می دونه؟ این پسر به اولین نفری که ضرر می رسونه خودشه و البته به نظر من بی تقصیر هم هست، چون اون هم آموزگاری نداره، فکر می کنی برادر یا پدر یا دوستانش آموزشش می دن که چطور درست سکس کنه و چطور به پارتنرش احترام بگذاره و اگر هم آموزشش بدن، آیا این آموزش ها درسته؟
.
نه عزیزم، نه باید منتظر پسر دانای کل بود برای آموزش دادن و نه منتظر رفتار درست سکسی از یک پسر، پسرها هم بی تقصیرند در این روابط تابو شده به قدر دخترهایی که نمی خوان بهشون احترام گذاشته بشه که من می گم جفتشون بی تقصیرن.
جامعه مشکل داره عزیزم.
.
نزدیک بود تو این تحریم وبلاگی کار دستم بدی بشینم یه پست بنویسم ها!
حالا خدا رو چه دیدی، شایدم نوشتم :دی
راننده ترن
November 24, 2006 01:48 AM
خانم بلوط نوشته شما جالبه ولی نباید اون رو با جملاتی مثل "غریبه که نیستیم با خودمون. چند بار فقط و فقط برای لذت کسی که دوسش داشتیم بدترین نوع درد رو تحمل کردیم؟ میدونید که چی رو میگم دیگه.
" درباره همه دخترا عمومیت بدین. من انتخاب کردم که به جز همسر اینده ام با دیگری رابطه نداشته باشم و با انتخابم هم مشکلی ندارم. درست نیست اگر شما قبل از ازدواج با کسی رابطه مقعدی داشتین به خاطر حفظ بکارت طوری این رو جلوه بدین که انگار همه دختران ایرانی این کار رو می کنند. نظر هرکس برای خودش محترمه
کیمیا
November 24, 2006 02:16 AM
شجاعتتونو تحسین می کنم. استفاده کردم و امیدوارم بتونم به کار ببندم.
روزبه
November 24, 2006 02:20 AM
درود.
از دید یک زن بسیار جالب نوشته شده بود.
برای من هم گاخی سوال بود که چرا بیشتر زنان ما در ایران به سردمزاجی معروف هستند. چرا آنها هم لذت نمیبرند تا اگه از سوی اونها این موضوع مطرح بشه زشته یا خیلی چیزهای دیگه.
اما من اینجا تو اروپا چیزای جالبی یاد گرفتم. اینکه بقول خودت نیمساعت بالا پایین رفتن نیست یا حتی اینکه دختر ها شروع کننده هستن و برای نیاز خودشون میان جلو. و این موضوع اونقدر مهم هست که اگه با تو لذت نبرن ، راحت تو رو می ذارن کنار یا برای شریک جنسی شون یکی دیگه رو انتخاب میکنه.
اینجانب
November 24, 2006 02:34 AM
شما را لينك كردم
خوشحال ميشم سري به وبلاگ من بزنيد
محسن ظهوري
November 24, 2006 02:52 AM
کم پیش اومده که در مورد صکص (مجبورم با صاد بنویسم که بلوطک عزیز فیلتر نشه) مطلبی رو از زبان یک دختر بشونم یا بخونم، از طرفی معمولاً اگر جایی (مثل اینجا) صحبت دخترها رو در مورد صکص بخونم اکثراً در مورد نگاه مردها به نیاز صکصی زنها انتقاد شده و مردها تو این زمینه «خودخواه» معرفی میشند. وقتی داشتم کامنتها رو میخوندم خواستم یک کامنت اعتراضی بنویسم که بگم بابا چرا اینطوری برخورد میکنید؟ چرا فکر میکنید که مردها تو صکص فکر طرفشون نیستند؟ اما وقتی فکر میکنم میبینم شاید بین این ۲ مورد که «۱. دخترها در مورد صکص کمتر صحبت میکنند» «۲. مردها نگاه اشتباهی نسبت به نیازهای صکصی دخترها دارند» میشه ارتباط مستقیم وجود داشته باشه. شاید واقعا اینطوریه!
باید بگم که فهمیدن این مطلب سنگینی بدی روی دلم انداخت. خودم رو میگذارم جای دخترهایی که به خاطر ترس از عکس العمل غلط مردهای اطراف (و حتی زنهای اطراف) نمیتونند در مورد صکص نظر بدند و یا اون رو بخواهند، و حس میکنم که چه مأیوس کننده است. برای همین از لوا تشکر میکنم که با اعتماد به نفس، رک و ساده این مطلب رو نوشته.
هر انسانی میتونه بگه که «وای چه قدر گشنه هستم» و بره یک همبرگر بزرگ چرب با نوشابه و سیبزمینی سرخ کرده بخره و بخوره و بعدش بلند بگه: «آه ... سیر شدم و لذت بردم»، اما متأسفانه دید غلط، غلط، غلط، غلط و کاملاً بیاساسی که توی جامعهٔ ایران (و بعضی جوامع دیگر مثل ایران) نسبت به صکص وجود داره، باعث میشه که هیچکسی نتونه بگه که: «واه چه قدر نیاز به صکص دارم» و با یک یک نفر بخوابه و نیازشو ارضا کنه و بعدش بگه که: «آه ... ارضا شدم و لذت بردم». مشکل اینجاست که زمانی که توی مدرسه و جامعه «انسان» رو به ما میشناسوندند گفتند نیازهای انسان شامل ۱. خوراک ۲. مسکن ۳. پوشاک است. نگفتند که انسان نیازهای دیگری هم داره، نگفتند یکی از ابتداییترین نیازهای انسانها صکصه، یکی از مهمترین نیازهای انسانها نیاز عاطفیه! نیاز به تماسه! نیاز به ایجاد ارتباط از طریق لمس کردنه! انسان رو سنگی میبینند که باید این دنیای «فانی» و «پر از خطرهای گمراه کننده» و «بیوفا» رو پشت سر بگذاره تا به یک دنیای «باقی» و «زیبا» و «شایسته» برسه. نه دنیا زیبا تعریف شده و نه انسان درست. درک این مطلب ارتباط مستقیمی با میزان تحصیلات نداره، گرچه تحصیلات میتونه کمک کنه اما دلیلی نداره هر کسی که تحصیل کرده است، درک درستی از نیازهای خودش داشته باشه. بحث من اینه که ما ها توی یک سیستم تربیتی غلط که خیلی از رفتارهاش بر پایهٔ افکار غلطی (مثل مذموم بودن رابطهٔ جنسی) شکل گرفته رشد کردیم و چه بخواهیم و چه نخواهیم همیشه درصدی از این رفتارها رو با خودمون حمل میکنیم. برخی کاملا در قالب این اصول غرق میشند و تا آخر نخواهند فهمید که بخشی از خودشون رو جا گذاشتند و برخی دیگه سعی میکنند که اشتباهی که رخ داده رو جبران کنند.
این مطالب بالا در مورد زنان و مردان صادقه. اما از اونجایی که توی فرهنگ کشور ما معمولا مردها آزادی بیشتری دارند، برای شناختن خودشون فرصت بیشتری دارند. مطمئنم، مطمئنم این صحنه رو دیدید که یک پسر بچه دستش رو جلوی مهمانها میگیره به آلتش و باهاش بازی میکنه و پدر خانواده با صدای بلند (حاکی از افتخار) میگه که «بابا قربون شومبولت بره ... ماشاالله پسرم خوش اشتها است و همه میخندند». تا به حال دیدید دختر کوچکی جلوی جمع آلتش رو لمس کنه؟ نه! چرا؟ چون یک بار (حتی در تنهایی) این کار رو میکرده و با عکس العمل شدید والدین مواجه شده، کافیه مادری یا پدری ببینه که دختر کوچکشون داره با آلتش بازی میکنه سریعا تصویری میاد توی ذهنشون که ۲۰ سال دیگه دخترشون یکی از تن فروشهای خیابانی است. این ناشی از یک فقر علمی-فرهنگیه.
نیاز جنسی یکی از نیازهای ابتدایی هر انسانیه، چه دختر و چه پسر. ارضا کردنش هم حق هر کسیه، چه دختر و چه پسر. داشتن یک صکص خوب هم حق هر کسیه، چه دختر و چه پسر. و هر کسی این حق رو باید به طرف مقابلش بده که از صکصشون لذت کامل رو ببرند، چه دختر و چه پسر.
به نظر من هر کسی باید در مورد بدن خودش و در مورد بدن جنس مخالفش اطلاعات کافی رو داشته باشه تا بتونه هم خودش از صکص لذت ببره و هم به همخوابهاش این لذت رو بده. متأسفانه منابع آموزشی توی سطح جامعه در این مورد خیلی کمه. توی کامنتها بهش اشاره شده بود که صحبتهای همسن و سالان و فیلمهای پورن و با تأسف باید بگم که این واقعا تنها چیزیه که در دسرس عام است. در عوض توی رسانهها میاند و از اینکه رابطهٔ دختر و پسر قبل از ازواج یک اشتباهه و این که اونایی که میگند این کار لازمه هم اشتباه میکنند صحبت میکنند. برای اینکه این حرف رو هم بزنند از افراد دینی، از روانشناسایی که معلوم نیست کجا تحصیل کردهاند و چند نفر رو تاحالا بدبخت کردهاند و یا از ۲-۳ تا جوونی که باهاشون هماهنگ شده چی بگند استفاده میکنند. عملاً بحث نیاز جنسی و ارضای اون بحثیه که کوچکترین اشارهای بهش توی جامعهٔ ما نمیشه. داره وانمود میشه که ما ها هممون از آسمون افتادیم پایین و اصلا چیزی به نام رابطهٔ جنسی وجود نداره. نه صحبتی، نه آموزشی و نه مشاورهای. توی این بیسوادی جمعی نسبت به مسئلهٔ صکص، آقایون به خاطر شرایط فیزیکی (و ۱۰۰ درصد فرهنگی) کمتر لطمه میبینند. معمولا صکص برای آقایون راحتتره تا خانمها. تقریباً اکثر صکصی که مردها دارند به ارضا (ا .ر .گ .ا .س .م) ختم میشه. اگر اطلاعات درستی از اندام خودشون نداشته باشند هم میتونند ارضا بشند. اما برای دخترها رسیدن به ارضا سختتره. خیلی از دخترها حتی نمیدونند که زنها هم به ا .ر .گ .ا .س .م میرسند.
توی یک نظر سنجی که پارسال توی امریکا عمل اومده بود بیشتر از ۶۰ درصد زنها نمیدونستند که زنها هم میتونند پاشِش (E . j. a. c.u.l .a.t .i.o .n) داشته باشند. حالا این بحث توی امریکا است، توی ایران به خاطر محدودیتهای موجود که وضع خیلی وخیمتر از این خواهد بود. همین الآن ۱۰ میلیون تا سایت توی لیست فیلترینگ ایرانه، ۹۹ درصدش سایتهایی هستند که ممکنه و فقط ممکنه مطالبی داشته باشند که بوی صکص بده مثل flickr و Orkut و .... که هیچ کدومشون اهداف صکص ندارند اما فقط ممکنه، ممکنه توشون یک مطلب، یک گروه و یا یک عکس باشه که بوی صکص بده. میبینید که من تو کامنتم کلمههای مرتبط با صکص رو چطوری نوشتم که فیلتر نشه؟ همین چند وقت پیش یک ایمیل گرفتم که میگفت گوگل یک سرویس راه انداخته که آدم میتونه در مورد اطلاعاتی که جستجو میشند اطلاعات بیشتر پیدا کنه. در مورد کلمهٔ «صکص» ایران توی ۵ کشور اول دنیا بود. دقت داشته باشید که خیلی از کشورها جمعیتشون از ایران بیشتره. و فقط ایران نبود، در کل از این ۵ کشور ۳ تاشون کشورهایی بودند که اسلامی بودند. این یک شکسته! یک نتیجه است که باید روش تحلیل بشه. چیزی نیست که بشه به راحتی از کنارش گذشت و ندیدش.
این کامنت خیلی طولانی شد، اما این بحث خیلی بیشتر از ۷-۸ تا کامنت و ۴-۵ تا پست نیاز داره. باز هم از لوا تشکر میکنم که فرصتی فراهم آورد که حداقل ۲-۳ نفر حرفشون رو بزنند.
چپینه
November 24, 2006 04:51 AM
خیلی مهمه که روی مسأله ی ویرجینیتی در فرهنگ مردم مون کار بکنیم. که افراد استرس بکارت رو برای ازدواج نداشته باشند. آدمی که تجربه نداره و نمی دونه موضوع اصلا چی هست به ندرت برخورد درست رو در رابطه با ازدواجش انجام خواهد داد.
سارا
November 24, 2006 05:30 AM
فکر نان نباش خربزه اب است
اول تابو را در نظام مقدس باید شکست و بعد به خزعبلات شا پرداخت
ابتدا تابو بودن سکس در نظام ولایت فقیه را باید شکست که خود مستلزم شکسته شدن تابوی حکومت مقدس است بعد به خزعبلات شما پرداخت ..برو ذهنت را برای چیز دیگری بگذار دخترم
menosa
November 24, 2006 05:38 AM
kheili ziba va ghashang ehsasat bayan shode, vali inke akhar sar ham ye mard baes shod ke zan budan ro befahmim ghadri jaye tafakor dare!
behnaz
November 24, 2006 07:14 AM
ahgaee ke gofteh bood to otaghke chand nafar khabidan chikar misheh kard bego khodet ona ro bevojod ovordi az khoneh hamsaye ke nayavordi baba
mahboobeh
November 24, 2006 08:02 AM
مخاطبت بیشتر خانمها بود
اما من هم جواب می دم. من در مورد عشقبازی سعی کردم مطلب بخونم
کسی بهم چیزی یاد نداده. خدا رو شکر این اینترنت بود و من هم کلی در خصوص مطالب مربوطه خوندم و خیلی چیزها رو هم فهمیدم که برام مفید هستند
اما در کل از روز اول هم دیدم این نبوده که بخوام یک سکس داشته باشم و بعدش شلوار رو بکشم بالا
همیشه ارتباط زن و مرد رو چیزی نزدیک تر از سکس خالی میدونستم
برای همین هم برام خیلی مفهوم نیست کسانیکه دنبال زنان هرزه می روند از چه چیزی لذت می برند
پرهام
November 24, 2006 08:05 AM
دریچه نگاهت نشان از توانایی توست ، همه اون حرفایی بود که دخترای ما نمی دونن یا بد فهمیدن ، تابوی از این جنس حرف زدن ، لذت زندگی را ازخیلی ها گرفته وخیلی زندگیها را از هم پاشونده ولی باز هم کمتر کسی حاضره تجربه هاشو با دیگران تقسیم کنه ، کارت تحسین برانگیز بود،
آرزو
November 24, 2006 08:29 AM
از زيتون به خاطر معرفي اين دلنوشته زيبا سپاسگزارم. از بلوط نيز به خاطر قلم زيباي ترسيم واقعيت هاي درونمان كه مي تواند تعالي بخش روحمان باشد نيز سپاس دارم. صد تاسف كه توسط تاريك انديشان حكومتي اين مباحث تابو شده اند. شاد زي
مهاب
November 24, 2006 08:31 AM
اینهم شجاعت ستودنی ست .کمتر کسی جرات بحث در این مورد را دارد .
arashpiruz
November 24, 2006 08:41 AM
ببخشيد ها...
من جای شما می خوام يک جوابی به این آقا يا خانم زبراZebra بدم.....
"چی می گی عامو!!"
من واقعاً خنده ام می گيره از این چس روشنفکری بازی های بی معنی...خودت يک بار این پيغامی که گذاشتی را بخوان: " تفکرات شريعتی توسعه يافته بود!! اونوقت این حرف يعنی چی بعد....
ترجمه می کنم:
من راستش کمی خجالت کشيدم از این حرفای شما و به نظر من درست نيست این حرفا وارد نوشتار بشه چون شريعتی این جوری حرف نمی زد و این مزخرف بافی های من را هم به خودتون نگيريد آخه زندگی به این هست که ما آدم ها همه متفاوت از هم باشيم...."
قربانت گردم ما هرچی امروز از دست اسلام سياسی می کشيم از دست همين "دکتر" شما و فرديد و جلال وامثالهم هست...برويد خدا را شکر کنيد که آخوند ها از "دکتر" در مزخرف بافی جلو زدند که "دکتر" بشود مظهر زيبايی انسانی....
sibil
November 24, 2006 09:07 AM
cool
Sam
November 24, 2006 10:23 AM
سلام من جزو اون دسته از كساني هستم كه ياد گرفتم وقتي ميخوام با زني كه دوست دارم عشقبازي كنم كاري كنم تا زني را كه دوست دارم ابتدا به چندين بار ارگاسم برسانم و اون وقتكه تازه ميتونم از آن به بعد لذت واقعي جنسيه كه به كام من هم ريخته ميشه بايد زنها ياد بگيرن خواستهاي جنسيشون را بر زبان بيارن و مردها هم ياد بگيرن كه از خودخواهي هاي خودشون صرف نظر كنن اون وقتكه زن و مرد ميتونن در جريان يك عشقبازي بارها و بارها بدون مشكل به ارگاسم واقعي برسن
بهرام
November 24, 2006 11:22 AM
دوست داشتم در مورد این مطلب آنچه رو به ذهنم میرسه بنویسم – البته قسمتی اش رو -، فقط میخواستم یادآور بشم که این نوشته میتونه جوابی به این متن باشه اما جوابی به صاحب این نوشته ها نیست، چون بین این دو تفاوت هست، نوشته های این وبلاگ شاید جزئی خیلی کوچک از کلیت یه فرد باشن که من از این جزء کوچک، همین یه دونه مطلب رو خوندم و با توجه به مطالبی که تو ذهن خودم هست میخوام به نوعی جواب بدم به این مطلب
(چقدر از آمیزش جنسی لذت میبرید؟)
این سوال به نظر من جوابی نمی تونه داشته باشه، چون مثلا میشه اجسام رو وزن کرد چون میشه اونها رو سنجید با یک وزن استاندارد، اما به دلیل اینکه در ابعاد انسانی چنین استانداردهایی وجود نداره این چنین سوالهایی نمی تونن جوابی داشته باشن، اگه کسی بگم کم، این کم با توجه به وسعت وجودی اون فرد هست و اگه کسی بگه زیاد باز هم این زیاد با توجه به وسعت وجودی اش هست، اینکه کم دو نفر یا زیاد دو نفر با هم برابر نیست، هم زبانی اگه نگم محاله مشکله، داشتن یک زبان مشترک به هیچ عنوان کافی نیست برای هم زبان بودن
(از کی یاد گرفتید لذت ببرید؟)
از کی؟ یعنی از چه زمانی؟
یا از کی؟ یعنی از چه کسی؟
زندگی یا بهتر بگم، انسان یه پازل هستش، یه مجموعه ی منسجم و بهم پیوسته، «یادگرفتن» و «لذت بردن» میتونم بگم خودشون به تنهایی یه ماهیت مستقل هستند که اگه انسان همین دو ماهیت مستقل رو بشناسه و بیاموزه و لمس کنه میتونه این دو ماهیت مستقل رو جمع کنه با کل شخصیت خودش، و میتونه این دو ماهیت مستقل رو در تک تک ابعاد وجودیش زنده کنه یا اگه بهتر بخوام بگم این میشه که انسان میتونه تک تک ابعاد وجودیش رو و تک تک زوایای وجودیش رو اون وسعت و پهنای وجودش رو با این دو مشعل بشناسه و وجود بده بهشون و واقعیت و عینیت بده به خودش و این اتفاقیه که در مورد انسان باید بیافته، به نظر من لذت بردن تنها هدف زندگیه، یا بهترین و درسترین هدفی که انسان میتونه در راستای این هدف مسیر درست زندگی رو پیدا کنه و یاد گرفتن همون تعقل هستش، که بازم میشه گفت همه چیز هست، ورای عقل چیزی وجود نداره، حتی منشاء فلسفه هم عقل هستش، اصلا خارج از حوزه ی عقل عدم هستش
البته انسان، دارای یک قلب بزرگ هستش، انسان خودش یک دنیاست، دنیایی که بهش بخشیده شده، اما سهم هر انسانی از خودش، سهم هر انسانی از دنیاش و سهم هر انسانی از قلبش، عقلش هست
به نظر من این جمله با هردو مفهوم از چه زمانی و از چه کسی صحیح هست اما بازم جواب مشخصی نداره، یا حداقل جوابش از بدو تولد هست و از همه، اگه سکس یه لذته و اگه کسی میتونه از سکس لذت ببره، این لذت نیازمند پیش زمینه هایی هستش که این پیش زمینه ها از بدو تولد و به تدریج در ما شکل می گیره، که این پیش زمینه روزی عینیت میگیرن و نمایان میشن در صورت چیزی به اسم سکس
آیا میشه از سکس بدون استفاده از لمس، شنوایی، بینایی و زبان لذت برد؟ یا چقدر میشه لذت برد؟ ما حرف زدن رو از چه کسی و از چه زمانی یاد گرفتیم، چه کسی به ما دیدن آموخت و شنیدن و آیا ما می بینیم؟ یا ما شنونده هستیم؟ آیا همینکه ما بالفعل یک انسان طبیعی هستیم که می بینیم و می شنویم کافیه برای بینا بودن و شنوا بودن؟
آیا ما درک و فهم داریم؟
سکس چقدر مرتبط هست با درک و فهم؟
خارج از وسعت تختخواب و اتاق خواب، ما چقدر همدیگر رو می بینیم ما چقدر همدیگر رو می شنویم و ما چقدر همدیگر رو می فهمیم
انسان یه وجود بهم پیوسته هستش، اگه زندگی انسان توام با لذت باشه اگه زندگی انسان توام با دیدن، شنیدن و فهم باشه این لذت توسعه پیدا می کنه در تمام ابعاد وجودیش، مساله سکس نیست؟ یا مساله فقط سکس نیست هرچند سکس یه واقعیت زندگیه، و هرچند سکس برای انسانهایی که دیدن و شنیدن و فهمیدن رو نیاموخته اند یه باتلاق بزرگ زندگیه
اگه انسان، یاد گرفتن رو آموخته باشه و آشنا باشه با مفهموش و اگه انسان غرض و مرضی تو کارش نباشه به راحتی قادره که سکس رو هم بیاموزه، من فکر می کنم ما آدما یه جای زندگیمون لنگ میزنه، که این لنگش خودشو تو سکس نشون میده، وگرنه مشکل سکس نیست، ما نه؟! ما ایرانی ها نه؟! اما آدم هایی که خارج از حوزه ی وجودشون به هرچه خواستن و به هرجا که اراده کردن رسیدن، اینکه تو حوزه ی وجودی و شخصیتی خودشون حقیر موندن و از فتح قلل وجودی خودشون عاجز هستن اشکال رو باید در جایی دیگر جستجو کرد، نمیدونم شاید انسان هنوز به خودش ایمان لازم رو نداره و هنوز دوست نداره چهره واقعی خودش رو ببینه
(اولین پارتنرتون که بهتون اجازه داد به خودتون هم فکر بکنید کی بود؟)
اولین پارتنر؟
فکر می کنم اغلب مردها و زنهای ایرانی هنوز در کانون خانواده با سکس آشنا میشن و تجربه میکنن سکس رو، اولین و آخرین شریک جنسی شون تنها همسرشون هست – هرچند خودم هیچ حساسیتی روی این مساله ندارم، نه استبداد سکسی ایرانی در قسمت زنان ربطی به اسلام داره نه هرج و مرج سکسی ایرانی در قسمت مردان، البته این نظر من هست، در هر مورد به اندازه ی یک کتاب مطلب هست و میشه بحث کرد اما شاید بهتر باشه یه خورده من و ما ایرانی ها دست از حرف زدن برداریم و زندگی کردن رو یادبگیریم کمتر حرف بزنیم و بیشتر عمل کنیم – سکس یه ظاهر هست در زندگی ایرانی، کدوم عقل سلیمی هست که باور کنه مردی که از پس یه دونه زن برنمیاد بره به خاطر حرص جنسی دوتا زن بگیره الی چهارتا؟؟؟ اگه زنه بره چهارتا شوهر بکنه با عقل بیشتر سازگار هست اگه فقط و فقط همه چی رو از دیدگاه سکس نگاه کنیم – به نظر من مساله ی اصلی و اساسی سکس نیست فقط رنگ و بوی سکس هست که روی خیلی از مسایل زندگی نشسته و خیلی واقعیت ها پنهان شده هستند در پشت ظاهری به نام سکس
قسمت دوم سوال با توجه به مطالبی که بالاتر گفتم، مشکل دار به نظرم میرسه، مثل اینه که پرسیده بشه؟ کی به شما اجازه داد آدم باشین؟ یا اینکه کی این جرات رو پیدا کردید که فکر کنید آدم هستید؟ شایدم هنوز خیلی ها این جرات رو پیدا نکردن؟! و منتظرن حق آدمیت بهشون اهداء بشه؟
نمیخوام این مطالب به دازا بکشه به همین دلیل ادامه اش نمیدم فقط گذرا چند مطلب رو یادآور میشم، که ارتباط خیلی نزدیکی به این مساله داره:
اول- واقعیت اینه که قدرت جنسی زن از مرد بیشتره
دوم- تصور من این هست که تمام مردها به نوعی مریض جنسی هستن –عقده ی جنسی- و این مریضی جنسی در زنها به دو دلیل پیشرفته تر هست اول چون قدرت جنسی زن از مرد بیشتره به نظر من عقده ی جنسی اش هم پیشرفته تر و وسیع تر از مرد هست و ثانیا چون وسعت زندگی زنانه هنوز محدوده ، این محدودیت میتونه موثر باشه در وسعت پیدا کردن عقده ی جنسی زنانه
سوم- نمیدونم چرا ما فکر می کنیم زنها در سکس پیشقدم نمیشن در صورتی که من فکر میکنم واقعیت این هست که زنها نه تنها در سکس پیشقدم میشن بلکه زیادی هم پیش قدم میشن، شاید در اوایل زندگی زناشویی میل و رغبت مرد بیشتر باشه به سکس اما هرچه این زمان بیشتر بشه روز به روز میل و رغبت مرد کمتر میشه و میل و رغبت زن بیشتر و خیلی زود زن جولان میده تو این زمینه
چهارم- جالبه که بهشت ما مسلمونها – خودمو میگم که به اسلام اعتقاد دارم- فقط شکم هست و زیرشکم، و هنوز ما ایرانی ها موندیم تو این شکم و زیرشکم، کاش اینقدر آزادی بدست می آوردیم کاش اینقدر اراده و عرضه داشتیم که خودمونو خفه میکردیم تو این شکم و زیرشکم شاید اون وقت تو زندگی چیزهای دیگه ای هم پیدا میکردیم برای دیدن
پنجم- واقعیته که ما زن فاحشه داریم اما مرد فاحشه نداریم، چون مرد چه بخواد و چه نخواد نمیتونه فاحشه بشه چون از نظر جسمی این توانایی رو نداره اما زن میتونه فاحشه بشه و میشه و شده و شغل رسمی و غیررسمی فاحشه گی وجود داره و این خطر بزرگی هست ک زن رو تهدید می کنه و مساله اینجاست که یک زن فاحشه به خاطر پول نیست که این کار رو می کنه به خاطر لذت هم نیست، بلکه فاحشه گی نوعی اعتیاد جنسی هست درست مثل اعتیاد به الکل و موارد مخدر در مردان، شاید اعتیاد در شروع همراه با لذت باشه اما هرچی توسعه اش بیشتر میشه به یه مرض تبدیل میشه که دیگه اصلا لذت درش جایی نداره، زنها باید بسیار مراقب افراط جنسی باشن چون زمینه ی مبتلا شدن به اعتیاد جنسی رو دارن
ششم- زن از سکس به عنوان ابزاری برای تهدید و تطمیع تو زندگی زناشویی استفاده میکنه برای باج گرفتن از مرد
هفتم- ارگاسم رسیدن به اوج لذت روحی و جسمی هست در زن و این واقعیته که بسیاری از زنها ارگاسم رو تجربه نمی کنن و حتی زنی که ارگاسم رو تجربه میکنه به دلیل عادات غلط جنسی امکانش هست که در دفعات بعدی به ارگاسم نرسه چیزی که میخواستم بهش اشاره کنم این مساله هستش که در هر صورت یا زن به ارگاسم نمیرسه و اگه برسه هم از نظر جسمی و هم از نظر روحی ارضاء میشه چون خود علل روحی در زن عامل مهمی هستن در جهت رسیدن به ارگاسم، اما مساله اینجاست که ارضا ء جنسی جسمی و روحی مرد همزمان نیست با هم، و انزال به هیچ عنوان ارضای مرد نیست هرچند تا امروز من در همه جا دیدم که انزال رو ارضای جنسی مرد به حساب میارن، واقعیت اینه که انزال تنها ارضای جسمی مرد هست و نه ارضای روحی اش، خلاصه اش دعوا سر لحاف ملا هستش، چون نه مرد و نه زن هیچکدوم در سکس ارضاء نمیشن
یا حداقلش اینه که روز به روز به مشکلات تازه تری برخورد خواهند کرد برای ارضاءشدن
ترجیح دادم ناشناس نظر بزارم هرچند امکان شناسایی هست
xx
November 24, 2006 11:48 AM
lava Jan..
here it is:
http://sibiltala.blogspot.com/2006/11/blog-post_688.html
sib
November 24, 2006 12:12 PM
چه خوب نوشته بوديد. ممنونم.
اكبر
November 24, 2006 01:00 PM
خانوم بلوط شاید آقایونی که دوست داشتن رو موقع سکس یه امر فرعی میدونن٬ یه روزی دوست داشتنشون دستکم گرفته شده. هیچکس از این که طرفش تو چیزی مث آمیزش جنسی از رابطه لذت ببره بدش نمیاد.
سیروس
November 24, 2006 01:02 PM
اين مطلب چند تا نکته عجيب و جالب داره:
اول اينکه:چه خانواده های عجيبی پيدا ميشن! من اولين باره که ميشنوم خانواده ای از آلت تناسلی پسران خردسالشون عکس و فيلم يادگاری ميگيرن!! بابا شما ديگه کی هستين! :)
دوم: من سر در نميارم! رو چه حسابی فکر ميکنيد که اين وظيفه آقايونه که طرز عشق بازی درست رو ياد خانومها بدن؟!! فکر نميکنيد که آقايون خودشون بايد اينها رو از کجا ياد بگيرن؟ اينکه آقايون بايد ياد بگيرن که چطور با پارتنر شون رفتار کنند درست. اما خنگول نزنيد ديگه لطفا! ديگه قرار نيست اينم بهتون بگن که چکار کنيد که لذت ببريد! اونهم وقتی که تمام تلاش شما در طی آميزش خلاصه شده در اينکه چشمهاتونو ببنديد و درد بکشید! درد بکشید؟!! اونهم بارها و بارها؟!! آخه برای چی، برای کی؟ با عرض معذرت بايد بگم اون آقاييِ که حاضره به قيمت درد کشيدن شما لذت ببره اصلا ارزش اين رو نداره که حتی يک لحظه وقتتونو باهاش تلف کنيد. چه رسد به اينکه تا اين حد بخاطرش خودتونو دچار عذاب کنيد و تا اين حد از خود گذشتگی به خرج بدين. اين آدم حتی سلامتي شما هم براش مهم نيست! چه برسه به احساسات شما.
خلاصه اينکه اين یک امر دوطرفه است، هر دو طرف بايد تلاش کنند که آميزش هم برای خودشون هم برای طرف مقابل لذت بخش باشه. به این منظور نه تنها مهارت لازمه بلکه عشقی دو طرفه هم لازمه تا دو طرف بتونن خودشون رو با هم هماهنگ کنند. تلاش یک طرفه به جايی نميرسه. و هماهنگی لازم بين دو نفر بوجود نمياد در نتيجه لذت حاصل هم کامل نخواهد بود.
سوم : " یاد گرفتیم که بده. بد و بد و بد."
خوب اين وحشتناکترين کاريه که تو زندگيتون کردين! هم به خودتون و هم به همسرتون ظلم کردين. ميپرسين چرا؟ از کتاب "1984" جورج اورول یک قسمت رو براتون مينويسم. با اين اميد که خودتون متوجه بشين که قسمتی از مشکل ، خود شما هستين! و تا خودتون تلاش نکنيد ، آقايون هم نميتونن مشکل رو براتون حل کنند:
هدف "حزب" منحصر به اين نبود که مردان و زنان را از تشکيل کانون محبت، که مبادا نتواند در اختيار بگيرد، باز دارد. مقصود اصلی و بيان ناشده اش اين بود که لذت را از زنامردی حذف کند. تمام ازدواجهای ميان اعضای "حزب" ميبايست به تاييد کميته ای که بدين منظور تشکيل شده بود برسد،هر گاه زوج مورد نظر اين شاءبه را ايجاد ميکردند که به لحاظ جسمی مجذوب يکديگر شده اند، اجازه ازدواج داده نميشد. تنها هدف شناخته شده ازدواج، آردن بچه برای خدمت به "حزب" بود. رابطه جنسی مانند استعمال شياف، ميبايست به صورت عملی انزجارآور و فرعی تلقی شود. اين هم هيچگاه تصريح نميشد، ولي به گونه ای غير مستقيم در کله هر عضو حزب از کودکی به اين سو چپانده ميشد. حتی سازمانهايی از قبيل انجمن جوانان ضد سکس وجود داشت که طرفدار پروپاقرص عزوبت برای زن و مرد بود. (آنها معتقد بودند که) نطفه تمام بچه ها ميبايست با تلقيح مصنوعی بسته ميشد و در نهادهای عمومی پرورش می يافتند."حزب" ميکوشيد تا غريضه جنسی را از بين ببرد، و درصورت عدم موفقيت، آن را دگرديسه ساخته و به کثافتش بيالايد.....
... به ياد کاترين افتاد... نه ، ده سال ميشد که از هم جدا شده بودند...کاترين دختر بلند بالا، مو بور و راست قامتی بود، با حرکات شگفتی آفرين. چهره ای گستاخ و عقابی شکل داشت که...چه بسا متشخص تلقی ميشد. وينستون از همان اوايل ازدواج متوجه شده بود که کاترين ، بدون استثنا ، ابله ترين و مبتذل ترين و تهی ترين مغزی را دارد که تا بحال ديده بود. فکری در کله اش نداشت که شعار نباشد، خريتی در عالم وجود نداشت که اگر "حزب" به او ميداد، نتواند هضمش کند. در ذهن خويش لقب "ضبط صوت آدم نما" به او داده بود.اما اگر بخاطر يک چيز نبود –سکس- ميتوانست تاب زندگی کردن با اورا بياورد.
به محض اينکه دست به او ميزد، گفتی رم ميکند و مثل چوب خشک ميشود. در آغوش کشيدن او به بغل کردن تصوير چوبی بهم پيوسته ميمانست. عجيب اين بود که وقتی وينستون را به خود فشار ميداد، وينستون اين احساس را داشت که توامان او را با تمام قدرت به عقب ميراند. سفتی عضلاتش اين احساس را منتقل ميکرد. با چشمان بسته دراز ميکشيد. نه مقاومت ميکرد و نه همکاری. همه تن تسليم بود. فوق العاده پريشان سازبود و اندکی بعد مایه وحشت. اگر پذيرفته ميشد که عزب بمانند، حتی آنگاه هم ميتوانست تن به زيستن با او بدهد. و شگفتا که کاترين تن به اين کار نداد . گفت که در صورت امکان بايد بچه ای بياورند. بنابراين هفته ای يکبار بطور مرتب، هر گاه عذری در نيان نبود کارشان را ميکردند. حتی در هنگام صبح هم، مانند چيزی که بايد آنروز عصر انجام شود و از ياد نرود، موضوع را متذکر ميشد. دو اسم برای آن داشت: يکی "درست کردن بچه" و ديگری " وظيفه ما به حزب". طولی نکشيد که با فرا رسيدن روز موعود، در وينستون حس وحشت ايجاد ميشد. اما خوشبختانه از بچه خبری نشد.....
- خوب خدا رو شکر، ما هنوز به اونجاها نرسيديم! اما... برای آقای احمدی نژاد متاسفم! گاهی خواهر کاترين – ملقب به حزبل- عليرغم همه تلاشی که ميکنن ،موفق نميشن به وظيفه شون عمل کنند.پس ايشون ناچارا بايد فکر جمعيت 120 ميلييونی رو از سرشون بيرون کرده و با همين 70 ميليون يه جوری کنار بيآن. :D
- " فوق العاده پريشان ساز بود و ... مایه وحشت" متوجه هستين؟ پس شما رو به خدا هر چی شنيدين قبول نکنين! یه کم مقاومت کنيد.هر کی ميگه بده، بد بد... واسه خودش ميگه. من سالها دختری رو با جون و دل دوست داشتم. انتظار هم نداشتم با من سکس داشته باشه. ولی اون به کمتر از این حرفها هم رضایت نميداد. حتی عشقمو پس ميزد. تو کله اش جا انداخته بودن که قبل از ازدواج حتی ابراز عشق هم مجاز نيست. آنقدر ادامه داد تا من سرد شدم. چند سال بعد برام پيغام فرستاد که براش خواستگار اومده! يعنی حالا بدو بيا جلو! ولی من ديگه هيچ احساسی نسبت به او نداشتم، دل من تنور هم بود ، بعد از اين مدت سرد ميشد ، چی بايد ميگفتم؟ پيغام فرستادم "مبارک باشه"! خلاصه اينکه : Before you accuse me , take a look at yourself.
کيوان
November 24, 2006 01:04 PM
شاید حرفم کاملآبه این مطلب مربوط نباشه.ولی با خوندن مطلبت این به ذهنم رسید که من و نامزدم وقتی یه مدت از هم دوریم و نمی تونیم رابطه با هم داشته باشیم،هر دومون تحریک پذیرو عصبی می شیم.شاید واقعآ یه سری از مشکلات ایران به خاطر اینه که آدما با شریک زندگیشون رابطه صکصی درستی ندارن.
چون واقعآ خیلی از زوج هایی که می بینیم حتی اگه تو بقیه ی مسائل با هم تفاهم داشته باشن توی این مسئله ی ابتدایی با هم مشکل دارن.
و اینم به خاطر نبود آموزش درسته.
اینم بگم که من اولین رابطمو با نامزدم داشتم و واقعآ شانس آوردم.چون به من داشتن اعتماد به نفس، خودخواهی تو صکص،توقع داشتن از شریک زندگیم، این که زن و مرد تو همه چیز برابرن رو بهم یاد داد.دونستن تمام اینهارو فقط به نامزدم مدیونم.
hamideh
November 24, 2006 02:04 PM
چی بگم واللاه؟! متاسفانه توی فرهنگ و مذهبی که برهنه بودن کامل در هنگام س.ک.س مکروهه و یا اگر کسی صدای زن و شوهر را هنگام س.ک.س بشنود بچه حاصل از آن س.ک.س حرامزاده خوانده می شود و یا به قول قدیمی تر ها اگر هنگام س.ک.س زن و مرد آلت هم را ببینند آن س.ک.س حکم زنا دارد، چه توقعی می توان داشت از لذت بردن. س.ک.سهایی که در تاریکی محض و زیر لحاف در کمترین زمان ممکن انجام می شود دیگه فکر نکنم که لذتی هم توش باشه. آره! اینه جامعه ی ما تا وقتی که زناش و یا مرداش _فرقی نداره_ فکر می کنند که فقط جنده ها س.ا.ک میزنند و این یکی از شنیع ترین رفتارهای جنسیه و اگر یکی از طرفین خواهان یکی از این رفتارها باشد او هرزه و کافر است، هیچوقت لذتی نخواهیم داشت.
paapati
November 24, 2006 02:12 PM
لوا جان, مثل هميشه بحث خيلي جالبي کردي. کامنت ها هم خيلي جالب هستند. مرسي!
روشنک
November 24, 2006 03:24 PM
راستی همه تقصيره را گردن مردها نندازين .دخترهای ايرانی حتی وقنی با 1 مرد کار بلد ميخابن هيچ کاری نميکنن جز اينکه نقش ميت را بازی کنند وا گاهی بگن ای لطفا سانسورم نکن تا دخترها بخونن
behdad
November 24, 2006 05:16 PM
سلام بلوطم، راستش خيلي لذتبخش بود خوندن اين پستت، منو ياد خيلي چيزها انداخت، ياد اينكه من 26 سالمه ، يك بار ازدواج كردم و جدا شدم، الان يه دوست پسر فوق العاده دارم ولي هنوز ويرجينم. شايد به نظرت مسخره بياد ولي اگر يادت نرفته باشه كه زندگي تو ايران چه شكلي بود، بهم حق ميدي. اون زماني كه نامزد داشتم از خوابيدن باهاش آنچنان احساس گناهي مي كردم كه حتي جرئت نمي كردم از اتاقي كه توش باهاش صكص كرده بودم بيام بيرون كه نكنه چشمم بيفته به چشم مامانم، الان هم كه مجردم و دلم مي خواد با دوست پسرم يه صكص مطمئن و سالم داشته باشم نمي تونم، چون هيچ كدوم نه شرايط تنها شدن باهم رو داريم نه جرئتش رو، خلاصه اينكه روزهاي عمرمون رو داريم به بدترين شكلي از دست مي ديم. راستش من صكص رو از كتاب و فيلم و اينترنت (وقتي هنوز كاملاً فيلتر نشده بود)ياد گرفتم، جالبه ولي وقتي به زماني كه با شوهرم بودم فكر مي كنم خنده ام ميگيره، انگار همه مي دونستن ما زن و شوهريم ولي انتظار هم داشتن كه شب با هم نخوابيم! مخصوصاً خانواده اون و مخصوصاً مادرش.
ariana
November 24, 2006 10:32 PM
حدود پنج باري مطلبتون رو خوندم و همه كامنتها رو تقريبا. من شخصا پارتنري ندارم!!!!!!!!!!!!! (ميدونم با اين حرفم الان همه ميخواهند منو روانشناسي كنند و بگويند تو كه تجربه نداري چرا حرف زيادي؟) ولي باور كنيد اين حرفهاي شما حرفي است كه من هميشه به دوست هايم و به خودم ميزنم و اينكه وجود غريزه جنسي در مرد و زن به يك نسبت وجود دارد و اگر نبود پس چه لزومي داشت كه زن و مرد با هم بخوابند و سكس داشته باشند؟
چند تا چيز رو ميپذيرم كمبود مشكلات فرهنگي و رفتارهاي واپس زنانه سكسي را در ايران اما به نظر من مشكل يه جاي ديگه هم هست
توي كامنت هاي دوستان علي الخصوص اونهايي كه طولاني تر از بقيه است و معمولا مرد هم هستند، يه چيزهايي بود كه خيلي لج منو درآورد. نگاه كنيد به كامنتها تقريبا تمام اين آقايون كامنت گذار يا تجربه يا مفهوم سكس و اطلاعات خوبي ازش دارند(از هر طريقي كه به دست آمده باشد) اما خانمها معمولا از سختي هاي سكس و مشكلاتشون نوشتند، اين نشون ميدهد كه زن ها هنوز هم اطلاعات دقيق و كاملي ندارند. من مطمئنم اين آقايون با همه روشنفكريشون جاي خانمهاي ايراني نيستند كه تجربه شنيدن متلك و فحش هاي جنسي و آزارهاي خيابوني و ... رو به خاطر جنسيتشون داشته باشند، منظورم اينه كه تا حالا كدوم مرد ايراني رو ديديد كه به خاطر جنسيتش تو خيابون آزار ببيند؟ منظورم اينه كه حتي به خودش اجازه ميدهد هر جا هم كه شد به هر نحوي براي ارضاء شدن تلاش كند و اين حتي ميتونه يه نگاه باشه (از حرف هاي خود دوستان كه سكس لزوما خوابيدن در رختخواب مشترك نيست) و جالب اينجا است كه تو فرهنگ ما اين خيلي هم مذموم نيست و ميگويند خوب پسره ديگه!!!!!!!!!!! حالا شما اين مرد رو بگذاريد با همه اطلاعات كامل يا ناقصش (كه خوب خيلي جاها به ارضاء شدنش كمك ميكند و لااقل ارضاء ميشود حتي اگه به نظر ما يا از لحاظ عقلي و علمي و فلسفي نادرست باشد) كنار زني كه مرتبا بايد به دنبال فرار از جنسيتش باشد پس وقتي قراره در نقش سكس هم قرار بگيرد يا اصلا از ماجراخبري ندارد و تازه ميخواهد براي اولين بار ياد بگيرد يا اطلاعاتش محدود به يكي دو تجربه قبلي هستش كه معلوم نيست پارتنرش هم خيلي رفتارش انساني باشه (با توجه به اون مردهايي كه گفتم) خوب پس گاهي حتي ميتونه نقش جنازه رو هم بازي كند. به نظر من لااقل مردهاي ايراني با همين تجربه غلط و يا درستشون بر اساس آمار بيشتر به ارگاسم ميرسند تا زنان، خوب اين رو ياد زن ها هم بدهند كه چگونه اونها از بدن يه زن ديگه لذت ميبرند؟ و زن ها هم همونطور از بدن اونها لذت ببرند! بعدا ميشود پله هاي بعدي رو رفت كه خوب حالا مردي كه زنش از بدنش لذت ببرد هم منتفع ميشه يا نه؟ و يه سري بحث فلسفي ديگه...
بنابراين به جاي اينكه بگوييم همه گناه ها با آقايون نيست ميتوانيم نتيجه بگيريم كه همكاري هم در اين زمينه از طرف آقايون چندان وجود ندارد. به نظر من مردي كه به همسرش بگويد تو هم از بدن من لذت ببر خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي كم پيدا ميشود.
اگر تقصير هم با خانمها است چرا مردها حتي در كنار خوابيدن با يك زن كه نقش جسد رو هم بازي ميكند باز به ارگاسم ميرسند اما من فكر نميكنم زن ايراني تا حالا تجربه ارگاسم شدن با مردي رو داشته باشد كه فقط نقش جسد رو بازي ميكند. منظورم اينه كه با همه مشكلات فرهنگي و ... باز هم آگاهي اقايون ايراني در ارضاء نيازهاي جنسيشون بيشتر از خانمها است (حتي اگه كانال يادگيري درستي نداشته باشند) و خوب اين باعث ميشه تو اين مساله خانمها بيشتر لطمه ببينند.
يه چيز ديگه هم هست اگه بپذيريم كه سكس فقط رختخواب نيست و احساسات عاطفي هم هست، وقتي زني به خاطر همون مشكلات فرهنگي حتي عشق رو پس ميزند باعث دلسردي مرد ميشود و نميتواند مرد را ارضاء كند، در حاليكه اون مرد لااقل ميتوند هم به اون زن كمك كند هم از اين طريق به ارضاء برسد. در حاليكه مرد ايراني وقتي از روش هاي خودش در هر زمينه اي حسي، عاطفي، رختخوابي، ... به ارضاء نرسد راحت اون زن رو كنار ميگذارد. (كاري به درست بودن و غلط بودنش ندارم) خوب اين باعث ميشه گاهي زن ها يي كه كمي از بقيه با تجربه تر هستند، نقش جنازه رو هم براي از دست ندادن فردي بازي كنند. چون گاهي به زن ايراني فهمونده ميشه كه تا زماني دلخواهي كه منو به ارضاء برسوني!!!!!!!!! همين. پس طرف گاهي از ترس از دست ندادن پارتنرش يا هر كس ديگه مجبور ميشه جسد بشود يا اينكه بي خيال بشود
من نميگويم مشكل آقايون هستند و يا تقصير از اونها است اما اگه گاهي خودشون رو بگذارند جاي زني كه هيچي از سكس نميداند و يا جامعه بهش تحميل كرده كه حسشو پس بزند و اين رفته تو مغزش كه مردها همشون با اولين نگاه بهش دنبال ارضاء رختخوابي ازش هستند (كه گاهي اين نتيجه گيري معلول رفتار موجود هستش؛ من نميتوانم منكر اين موضوع بشوم چون بالاخره رفتاري بوده كه چنيني نتيجه اي حاصل شده و خوب مشكلي هم كه هست اينه كه مردها الان فكر ميكنند خودشون جزء اين گروه نبودند) خوب رفتار نا متعادلي هم ممكنه داشته باشه(تا نامتعادل چي باشه؟ عدم همكاري در ارضاء مردها يا عدم توانايي در ارضاء خويش همراه با ارضاء ديگران)
من فكر ميكنم مشكل ما زنها در عدم داشتن يه سري مهارت هاي ارضايي است كه كم و بيش در آقايون هست اما در خانمها نيست
من يه بار با يه خانم بسيار با كلاس و فهميده حرف ميزدم كه ميگفت شخصي به دوستش گفته كه خوب شوهرت كه پولداره معمولا هم خارجه خوب تو هم برو كيف كن و با ملت باش!!! (و كلي هم از اين ماجرا براي دوستش ناراحت بود) بعد من به نشانه اعتراض گفتم خوب اگه همسرش هم همينطوري باشد چه اشكالي دارد زنش هم مثل خودش. بعد ناگهان با اعتراض اين خانم روبرو شدم كه خوب اون مرده و لي اين زنه اگه اين كار رو بكند ميبرند سنگسارش ميكنند!!!!!!!!!!!!!!!! (تازه اين خانم ه يه خانواده اي متعلق بود كه اصلا اسلام رو قبول نداشتند! حالا حساب مذهبي هاشو بكنيد)خوب ميبينيد كه ما كجا هستيم و اين حرف هاي فلسفي بعضي از دوستان (مخصوصا از جنس مذكر)بيشتر به رويا شبيهه تا يه چاره عملي و واقعيت
يك دنيا شرمنده از طولاني شدن اين كامنت
anonymouse
November 24, 2006 11:24 PM
سلام به نظره من وقتی یه پسر دختر با هم رابطه جنسی پیدا کنن موقعی زیباست که هم دختره بدونه که تو این دنیا همچین کاریو داره میکنه فقط با این پسری هست که جلوشه و وقتی هم پسره تو بغل دخترست بدونه که این دختر فقط تو بغل خودش میاد نه کسی دیگه چون در این صورت که نمیشه بگی دختر فاحشه هست اما وقتی دختره به جز اون پسره با پسره دیگه ای باشه معلومه که از بغل گرفتن و لب گرفتن پسر می خواد خودش ارضا کنه نه برای ارتباط احساسات از طریق جنسی باشه ...
HAMI.DEVIL
November 24, 2006 11:33 PM
يكي از زيباترين نوشته هايي كه راجب به اين موضوع خواندم واقعا با نويسنده موافقم فكر نمي كنم از اين لذت بالاتر چيزي در دنيا وجود داشته باشه .براي من كه از اين حس چيزي فراتر وجود نداره.البته همه اينها رو مديون مردي هستم كه عشق بازي را به من آموخت.
Nadia
November 24, 2006 11:55 PM
براي خانوم hamideh
كي گفته اينجوريه؟
لوا: دوست عزیز. خط اول نوشته شما رو با توجه به اینکه دوست ندارم تو کامنت دونی به بقیه خواننده ها توهین بشه پاک کردم. امیدوارم ناراحت نشید. در هر حال خط دوم هم همون سوال و معنی رو داشت. اگه با لحن دیگه ای باشه خوشحال میشم عین نظر رو بنویسم. با احترام.
جوان ايراني
November 25, 2006 12:12 AM
آفرین بر تو ... برای اولین بار بسیار زیبا و واضح . چون برای اولین بار پی به رابطه زیبایم بردم . فهمیدم حتما اون کاری با من کرده که من اینگونه مشتاق به با او بودنم . و این مسئله را پنهان نمی کنم . من و او از با هم بودنمان لذت می بریم و حتی اگر بای به تکان خوردن و یک عمل باشد از او نرنجم .
donya
November 25, 2006 02:23 AM
قشنگی اش به شراب و شمع قبلشه. به لمس آروم شونه ها و بوسه های بعدشه. به نجواهای خالصانه و کنار هم خوابیدن بعدش هست.
عاشق این لحظه هام ! و تموم این لحظه ها و اون لذت بردن هایی که تو ازشون گفتی واقعا همون موقعی به وجود می یان که حس کنی حتی همون چند لحظهء گره خوردن بدنها می تونی با اونی که دوسش داری یکی بشی.
MD
November 25, 2006 03:37 AM
ممنونم از تو که این چیزارو به قلم در آوردي
راحله
November 25, 2006 05:58 AM
خیلی خوبه...خیلی کلاس داره!
Mc-H
November 25, 2006 08:00 AM
http://asheghi4u.blogsky.com/
IN SITE KHEYLI KHOOBIYE,MITOONE RAHNAMAYE KHOOBI DAR IN ZAMINE BASHE.
A.K
November 25, 2006 08:53 AM
aslanam intor nist shoma darin be marda tohin mikonin,marda ham dost daran sharikeshon lezat bebare ,kheyli az marda ro soragh daram az bitaharoki va activ nabodane sharikeshon ranj mibaran,man ba inke in heso hanoz tajrobe nakardam ama tamome vojodam labrize az inke ye rozi lezat bebaram az lezat bordane sharikam
ama shariki ke dosesh dashte basham,bekhanoma tosiye mikonam bedonin shariketon azinke shoma aval shoro konin khoshal mishan chon fekr mikonan doseshon darin ya vagheyat az badaneshon lezat mibarin
mamad
November 25, 2006 10:49 AM
it is nice that you dare to write about it freely . I think that many iranian weman don't know about it but it is a right . we have to enjoy it . see my weblog
shaghaygh
November 25, 2006 12:34 PM
من پسرم
تو همون یه بار سکسم همینو خواستم بهش بگم
فکر کنم نشد
بی انصاف نباشیم ..دختراینجوری هم خیلی کمه
شایدم من بدشانس
majid
November 25, 2006 01:26 PM
This might be relevant too:
http://www.bbc.co.uk/persian/interactivity/debate/story/2006/07/060714_dr_sara_education.shtml
Roya
November 25, 2006 02:06 PM
salam,man yek mardam va nazaretono taeid mikonam.
net
November 25, 2006 02:50 PM
خيلی خوب و جسورانه و محترمانه نوشتی چیزی رو که من اعتراف می کنم , هيچوقت جرات نوشتنش رو نداشتم .
آلوچه خانوم
November 25, 2006 03:17 PM
ما هر دو پیشنهاد میدیم. خیلی با هم راحتیم و اون خیلی به فکر منه که لذت ببرم ولی خودش به اندازه من بهش خوش نمیگذره. نمیدمنم چیکار کنم ؟ مشکل مابر عکسه؟ میگه خودخواهم!
naghme
November 25, 2006 03:37 PM
لازم نبود حرف آلوچه خانوم رو تکرار کنم. اما لازمه دوباره بشنوی: جسارت و صداقت و نجابتت و روی همچین لبه تیغی نوشتنت بی نظیر بود لوا جان . اگه سالن نمایش بود 10 دقیقه می ایستادم و دست میزدم. این جا فقط بلدم بنویسم مرسی!
آقای همخونه
November 25, 2006 05:09 PM
بحث خوبی رو مطرح کردی لوا . هرچند دلم نمیخواست اسمم رو بذارم( که میدونی بر میگرده به همون نوع تربیت و شرم و... ) اما بیخیال . من تو این زمینه مشکلی ندارم و تا حالا تو این 3 سال زندگی مشترک نشده که سکس زورکی یا بدون لذت یا یه طرفه داشته باشیم . اصلا هم خجالت نمیکشم اگه قرار باشه یه بار خودم شروع کنم . بارها هم با جونیر در مورد سکس و مدلهای مختلف و شهوت زیاد زنا صحبت کردیم. امااااا زیادن دور وبرم دخترایی که تحصیل کرده هستن اما تو این مورد خیلی کم میدونن و اصلا صحبت در این مورد رو با همسرشون بد میدونن. همه اینا از نظر من به تربیت برمیگرده . مادربزرگ من الا اگه بدونه من با همسرم یا ماردرم یا تو اینترنت در این مورد حرف میزن حتما یه چنگ به لپش میزنه و میگه "وچه جان ایان چیه گنی؟؟ بد نیه ؟؟؟"
پوپک
November 26, 2006 01:09 AM
گمونم تا مسئله بکارت در فرهنگ ما حل نشه، خانم ها نتونن از سکس لذت ببرند.
PARIS
November 26, 2006 01:12 AM
ماشاله اینجا بعضی از دوستان بجای کامنت مقاله مینویسند، این هم جالبه. به هر حال بلوط عزیز خیلی ممنون از لینک دادنت، گویا بسیاری از بازدید کنندههای وبلاگ من از طریق لینک شما هستند. این هم مطلبی در امتداد صحبتهای نازلی- سیبیل
عاملییت- بحثی غیر علمی - ۳
http://neestan.blogspot.com/
فرید
November 26, 2006 01:52 AM
kheili kheili khoob neveshti dooste man ... sariho asargozaar ... paydar maani
aashoob
November 26, 2006 06:57 AM
salam chetori??
aTiiiiiiiii
November 26, 2006 07:43 AM
خانمی با امضای anonymouse مطالبی رو عنوان کرده اند که از جهاتی برای من آموزنده بود. اما بنظر ميرسيد که بيش از آنکه درباره نوشته "بلوط" نظر بدن، داشتن جواب کامنتی که من گذاشتم ميدادند. ضمنا بنظر مياد که يک سری از چيزهايی که من نوشتم سوء تفاهم بوجود آورده و ايشان شديدا شاکی هستند. بنابراين اجازه ميخوام که جهت رفع سوءتفاهم ، برخی موارد را بيشتر توضيح بدم.
ايشون گفتن که "خانمها به دنبال فرار از جنسيتشون هستند" بنابراين "دنبال کسب اطلاع و تجربه در مورد مسايل جنسی نميرن". خوب خدا پدرتونو بيامرزه! اينجا اصلا دعوا سرهمينه! بلوط اين موضوع رو تو نوشته اش آوارده ومن نديدم کسی تو کامنتها نظری غير از اين داده باشه. من هم نوشته بودم که آميزش یک امر دوطرفه است ،دوطرف بايد مشارکت کنند وتلاش کنند تا "هماهنگی " حاصل بشه. خانمهای کم تجربه خيلی دير به ارگاسم ميرسن. آقايون کم تجربه برعکس، خيلی زود به اون نقطه ميرسن. اين قضيه premature ejaculation آقايون يکی از اشکالاتيه که اول ازدواج وجود داره. بعضيا حتی قبل از دخول به ارگاسم ميرسن. اين در همه دنيا هست و خاص ايران نيست. به تدريج که تجربه افراد بيشتر ميشه اوضاء برعکس ميشه يعنی اينبار خانمها هستند که زود به ارگاسم ميرسن و آقايون ديرتر. بنابراين هر دوطرف بايد تلاش کنند تا هماهنگی لازم بينشون ايجاد بشه که با هم به ارگاسم برسن. دهها نوع اشکال ديگه ممکنه پيش بياد که رابطه رو برای يکی یا هردو پارتنر فاقد لذت کنه.
وجود اشکالاتی از اين دست باعث شده که رشته ای بنام sexology بوجود بياد که هدفش يافتن راههايی برای حل اين جور مشکلاته. حالا شما انتظار دارين آقايون براتون کار sexologist رو هم انجام بدن! چندی پيش مطلبی از يکی از اساتيد دانشگاه رو جايی ميخوندم که ميگفت اکثر ازدواجهايی که در همان ابتدا دچار مشکل ميشن و کارشون به جدايی ميکشه علت عدم موفقيتشون اينه که زوجين موفق نميشن ارتباط جنسي مناسبی رو برقرار کنند. اين ناکامی نارضايتی بوجود مياره وباعث ميشه که کار به دعوا و جدايی بکشه .ولی وقتی ميان دادگاه مشکل اصلی خودشونو بيان نمی کنند و مسايل ديگر رو بهانه قرار ميدن و ميگن تفاهم نداريم! و ميگفت يکی از علل اصلی بالا رفتن نرخ ازدواجهای نا موفق در جامعه امروزما همين مسئله است.
- اما در مورد علت اينکه "خانمها به دنبال فرار از جنسيتشون هستند" ايشون متلکها و ازارهای جنسی خيابونی رو دليل اين مسئله دونستن. من هيچ ارتباط منطقی بين اين دو نميبينم. بنظر من علت اينه که فرهنگ وآموزه های تربيتی جامعه ما اين رو از خانمها ميخواد. در خانواده و مدرسه و کلا دراجتماع از خانمها خواسته ميشه که جنسيتشونو ناديده بگيرن و سرکوب کنند. اين خاص خانمها هم نيست. از پسرها هم همينو انتظار دارن. فرهنگ رسمی و نظام اخلاقی جامعه ما اصلا هيچ جور رفتار جنسی ای را از هيچ کس نميپذيره.
قلم من قدرت قلم اورول رو نداره، او با تخيل بی نظيرش وضع فعلی ما را به روشنی تصوير کرده: " تنها هدف (به رسميت ) شناخته شده ازدواج، آوردن بچه برای خدمت به "حزب" بود. رابطه جنسی مانند استعمال شياف، ميبايست به صورت عملی انزجارآور و فرعی تلقی شود. اين هم هيچگاه تصريح نميشد، ولي به گونه ای غير مستقيم در کله هر عضو حزب از کودکی به اين سو چپانده ميشد."
حالا ديگه بستگی به خود ما داره که مقهور سيستم حاکم باشيم ، یا جسارت به خرج بديم و بگيم:
It’s my life
It’s now or never
I just wanna live my own way of life
ايشان در مورد آقايون گفتن : " به خودش اجازه ميدهد هر جا هم كه شد به هر نحوي براي ارضاء شدن تلاش كند"
يعنی آقايون اين جسارت رو دارن که بايستند و بگن که سکس حقشونه. اطلاعات جمع کنند و رفتارهای مرتبط رو از خودشون بروز بدن. خوب اين کاريه که خانمها هم بايد انجام بدن. چرا شما اينو حق خودتون نميدونين؟
چرا فکر ميکنيد پسر ها بايد همه چيز رو بدونن و دخترها لزوما نميدونن و بايد اينها رو از پسرها ياد بگيرن؟ فکر کردين پسرها اين اطلاعاتو از کجا ميارن؟ من اولين بار11 ساله بودم که فهميدم پدرو مادرها، بچه ها رو از اينترنت دانلود نميکنند :P مثل کارتون دامبو هم نيست که بچه ها رو يک لک لک داخل یه دستمال سفيد براشون بياره ، بلکه قضايای ديگری در کاره!
همکلاسيم اينارو ميگفت و من چپ چپ نگاهش ميکردم که " مزخرف نگو! مارو گير آواردی؟" بعد از مدتی فهميدم که راست ميگفت بيچاره! حالا من ميپرسيدم اينها رو از کجا ياد گرفتی؟ اون ميخنديد که تو چطور هنوز اينها رو نميدونی؟ خلاصه جفتمون شاخ در آوارده بوديم. رفتم و شروع کردم به خوندنن. 3 سال بعد ميتونستم تمام آناتومی دستگاههای تناسلی مردانه و زنانه رو براتون تشريح کنم. از ovary و fallopian tube و اوولاسيون و ساختمان اندومتروcorpus luteum وعادت ماهیانه – نمودارهای استروژن و پروژسترون – clitoris و حتی G-spot ، حتی ميتونستم بهتون بگم که اگه ميخواين سکس داشته باشين از حوالی روز پنجم که خونريزی قطع ميشه تا روز 14 که تخمک گذاری ميشه احتمال آبستنی نيست و...
فکر ميکنيد از کجا اينها رو ميدونم؟ من ديپلم رياضی دارم، رشته دانشگاهيم هم برق بوده. تابحال هم هيچ پارتنری نداشتم. يعنی هيچ جور تماس جنسی نداشتم. فکر ميکنيد اينها رو يکی بهم ياد داده؟ کی؟ پدر و مادر من تحصيلات عالی دارن ولی حتما خيال نميکنيد که گفتن اين پسره پس لازمه اينها رو بدونه، بشينن يادم بدن يا معلم خصوصی بگيرن يادم بده! خودم دنبالش بودم، منبع پيدا کردم نشستم خوندم. نه فقط درباره دستگه تناسلی، درباره کل بدن. هر وقت میرم پيش پزشک، چيزهايی ميگم و سوالهايی ميپرسم که طرف شاخ در مياره. تا بحال به دفعات پيش اومده که دکترها ازم پرسيدن "دانشجوی طبی؟" ميگم نه قربون من برق خوندم. طرف همينجور با چشمهای گرد نگاهم ميکنه. نميدونم چرا خيال ميکنن فقط پزشکا ميتونن اينها رو بدونن؟! خوب بقيه مردم هم ميتونن بردارن بخونن ياد بگيرن!
حالا شما "چرا" اين کارو نميکنيد؟!! چرا فکر ميکنيد همسرتون بايد يادتون بده؟ درباره ساختمان کليتوريس هيچی ميدونين؟ ميدونيد که اين قسمتی که بيرونه فقط قله کوه يخه و اصلش زير آبه؟ ميدونين داخل بدن سه قسمت ميشه و تا عمق 10 سانت ادامه پيدا ميکنه و نقش اساسي در لذت بردن زنان درآميزش داره؟
ميدونين اعصابی که به کليتوريس مربوط هستند تا همين 3-4 سال پيش ناشناخته بودن و در هيچ کتاب آناتومی ذکری از اونها به ميون نيومده بود؟ وقتی برای سزارين ميرين ميدونين که اگه اطلاعات دکترتون به روز نباشه ممکنه موقع بريدن شکم اين اعصاب رو هم قطع کنه؟ در اينصورت توانايی لذت بردن رو برای هميشه از دست ميدين! حالا همه تون برين بيخودی سزارين کنين و بياين پاهاتونو بندازين رو هم پزشو بدين! انگار شهرته!
انتظار دارين کی اينا رو بهتون بگه؟ بابا اين اينترنت زير دستون افتاده پس باهاش چيکار ميکنين؟ بگردين پيدا کنيد بخونين، زندگيتونو خودتون شکل بدين. هيچ کس نميتونه بجای شما اين کارها رو براتون انجام بده. اينو بفهمين.
تا بحال روشو نداشتم از کسی اين سوال رو بپرسم و بدجوری مغزم به خارش افتاده. با اجازتون اينجا مطرحش ميکنم. اميدوارم 2-3 تا از خانمها جواب بدن اقلا. قبلا ازتون عذر ميخوام بخاطر اين سئوال.
هميشه برام سئوال بوده که آيا خانمهای ايرانی هم خود ارضايی ( masturbate) ميکنن؟ من جاهای مختلفی خوندم که اين کار ميتونه کمک کنه که آدم بدن خودشو بهتر بشناسه وتجربه ای ميشه برای زمانی که ميخواين آميزش کنيد. کمک ميکنه که زودتر به ارگاسم برسين. اکثر پسرها اينکارو ميکنن. حتی بعد از ازدواج هم ادامه پيدا ميکنه. دخترها چطور؟
عذر ميخوام که کامنتم اينقدر طولانی شد
کيوان
November 26, 2006 07:51 AM
دوست داشتم ما فقط نگاه به عادتهای غربیها نکنیم و کمی هم به روابط در دین و شریعتمون نگاه کنیم (البته اگه خودمون رو به مسلمونی قبول داشته باشیم) بعد فکر کنیم و بعد بر زبان خود حرف سنجیده را بیان کنیم که نکنه یه وقت اعتقادات شخصیمون باعث آلودگی دیگران بشه .
mehan dost
November 26, 2006 08:30 AM
سلام. وقتی با همه این تفاصیل، خانم پارتنر حتی یک بار به زور هم که شده پا روی دلش نمیذاره که خودش بیاد جلو و بخواد، وقتی نمیخواد خودخواه باشه اون وقت چیکار باید کرد؟
راستی، یه چیزی راجع به قبل اینا، قبل از رسیدن به این مراحل نوشتم. بخونش
فواد
November 26, 2006 08:30 AM
حرفات منطقیه و روشنفکرانه است باهات موافقم فقط یه سوال حاضری با هرکسی نشناخته سکسو تجربه کنی؟
لذت جنسی بالاخره تموم میشه . لذت معاشقه است که تمومی نداره دلم میخواد عاشق بشم بعد سکس داشته باشم زیبایی سکس به همینه اینکه با حسی برتراز لذت جنسی تنها همراه بشه..
خودآ
November 26, 2006 10:02 AM
دوست گرامی بادرودی گرم
دست روی نقطه حساسی گذاشتی درسته ولی نازنین فکر می کنی چنددرصدارزنان ایرانی این واقعیت ها را می دانند؟؟
تابوی مذهب و پرده بکارت که بایستی طبق اصول دین تازیان بوسیله مردان ودر کمال خشونت وبدون بوس وکنار دریده شود!!
ریشه همه این نادانسته هاست
سکس وجنس مخالف درایران یک تابو است وخانواده ها و مسئولین آموزش وارد این عرصه نمی شوند!
اینها ابلهانه فکر می کنند که دختر!! وقتی رفت خانه شوهر!! ا. بهش همه چیزو یاد میده!!// بنابراین خیلی از دخترها تا شوهرنکرده اند نمی دانند شور جنسی چیست؟ متاسفانه برخی از این دختران می میرند ولی هنوز باکره اند!! واین افتخار خانواده می شود!! دوست خوبم مسئله به این سادگی ها نیست کاشکی فقط تنها ده درصد دختران ایران این فهم ودانش شماراداشتند
متاسفم........ دلم می سوزد بحال این دختران در بندخانواده وقوانین زن ستیزانه ومرد سالارانه
بهرروی نوشته هایی این چنین کاشکی به درون ایران وحانواده های کم دان را پیدا می کرد
موفق باشی نازنین آگاه
ماااااااااااااااا چ
البته بارعایت همه ارزشها!!!
آهنگ (زنان .. نیمه ی بزرگ انکار0
November 26, 2006 01:36 PM
"حرفات منطقیه و روشنفکرانه است باهات موافقم فقط یه سوال حاضری با هرکسی نشناخته سکسو تجربه کنی؟ " خداييش سؤالو داری؟ اگه يه مرد تو وبلاگش اينو مينوشت کسی چنين سؤال بی سرتهی ميکرد؟
ضمناً آهنگ جان! نژادپرستی شما هيچ دردی رو دوا نميکنه! قضيه پرده بکارت اختصاص
به دين تازيان نداره و گرفتاری اينجاست که اسلام خيلی از نظراتشو دربريه مسايل جنسی مثل حجاب از دينه
زرتشت گرفته.
آدم نبايد کم جربزگی خودشو با وضع جامعه توجيه کنه!
ضمنا به نويسنده: زنده باد!
dr jack
November 26, 2006 05:34 PM
به كيوان:
بله دوست عزيز خانمها هم خودارضايي مي كنن، حتي اگه از نوع ايرانيش باشن! اين يه چيز بين الملليه، مثل پسرا. و البته حرفت رو قبول دارم، اين موضوع به شناخته شدن بدن زنها توسط خودشون كمك زيادي مي كنه، اطلاعاتت هم خيلي جالب بودا! من تو اينترنت خيلي گشته بودم ولي درمورد كليتوريس اينا رو نمي دونستم!
ariana
November 26, 2006 11:37 PM
برات یه چیزی نوشتم دوستم.
anar
November 26, 2006 11:50 PM
لوای عزیز سلام
راستش من 17 سالمه و تا سال پیش از س ک س متنفر بودم اما حالا می فهمم که اونقدرا هم که فکر می کنم چندش آور نیست.اما صحبتی داشتم درباره اطلاع کمی که می گی ماها داریم.من الان چند تا از دوستای خودمو می شناسم که س ک س می کنن و همه تجربه هاشونم الکی یا از طریق فیلمای پورن بدست آوردن و به نظر من خیلی هم خوبه که ادم از همین الان آشنا باشه و شب عروسی بمونه که خوب حالا آقای داماد بیا یه حالی بکن تا من بفهمم جریان چیه که البته جریان رو هم نمی فهمه و فقط نحوه مفعول بودن و نه فاعل بودنو یاد می گیره. البته نه اینکه آدم با هر عمله بنایی بخوابه واسه اینکه یاد بگیره .مثلا خود من ادرس ومنولوژی رو بهشون دادم که الان چند روزه فیلتر شده اما تا قبل از فیلتر شدن جدی خیلی براشون خوب بود.اما سئوالی که برای من پیش اومد ا ر گ ا س م بود.می شه شما یا هر کدوم از خواننده ها برای من توضیحش بدید؟ممنون!
فروغ
November 27, 2006 03:35 AM
I see that no one answered the questions you had asked. So I'll do it. I have grown up in Iran and I was a "descent" girl but I have never ever had any problem to say that I need it, to go to him and ask or to use "body language". I was just shocked when for the first time I found out there were women who never did it! I could not understand why or why not. I have to add that most of the time I don't need to ask him, as it is very often but he almost never say NO and maybe that's why I ask him without any problem and finally he always says he just loves it when I ask for it.
حقوقدان پاریسی
November 27, 2006 05:59 AM
congratulation...im agree with you . friend of main sent your weblog to me today ,after lon long distance between us ... mor than 15 years ago ,more than 4000 km FAR WAY we discused together without any result..any way gozashteha gozashte....... 27.November.2006
BHL
November 27, 2006 06:33 AM
ghashang bood..kheyliii ghashang..ghabele tahsin!!!
maryam
November 27, 2006 06:42 AM
خانوم نویسنده، سعی کن اینقدر نسبت به مسائل کوته فکر نباشی ، که چند نفر تازه به دوران رسیده با سر هم کردن حرفایی که خودشون هم نمی فهمند ، حرفای شمارو تایید کنند ، درسته این احساس مقدس و اهمیتش بسیار هست ، این دلیل نمی شه که ما بیاییم از این موهبت الهی سوءاستفاده کنیم و یک آزادی بی منطق برای خودمون تعریف کنیم به این می گن بی بندو باری،
روی حرف خانوم مهری هم فکر کن .
مهري :
لذت جنسی خواستنی است اما منحصر کردن عشق به آن مفهوم عشق را خراب می کند..
لذت عشق افلاطونی و اهواریی چیزیه که اصلا نمی شه با این نوع عشق مقایسه اش کرد....
hamed
November 27, 2006 08:35 AM
جناب "آقاي كيوان" دوست ندارم اين بحث به يه مشاجره دو نفري تبديل بشود (چون نه جايش اينجاست و نه سودي دارد) فقط يه نكته را ميگويم (منظورم و طرف گفتگويم فقط شما نيستيد، همه آقايوني هستند كه اينجا رو ميخوانند): اگر بپذيريم كه شرايط موجود آموزشي در جامعه ما براي دختر و پسر در زمينه مسايل جنسي يكي باشد، باز هم يه سوال به وجود مي آيد كه چه مانعي وجود دارد كه دخترها با وجود در دسترس بودن كتاب و اينترنت و... باز هم به نسبت آقايان كمتر تمايل به يادگيري دارند؟ به نظر من اون رفتار و حسي كه تو جامعه با دخترها ميشود، مثل يه عامل بازدارنده ذهني است در حاليكه در شرايط مشابه چنين حسي براي مردان ايجاد نميشود و يا لااقل كمتر است، يعني از لحاظ ذهني دچار خود سانسوري نميشوند؟ حالا يه سوال: چند درصد از مردان ايراني حاضرند از ارضاء جنسي بگذرند و يا به يه تاريخ دورتر معوقش كنند تا همون چيزهايي رو كه بلدند (كم يا زياد) به دخترها ياد بدهند و يا صبر كنند تا اون دختر هم از لحاظ روحي براي چنين كاري آماده بشود؟ يعني چقدر حاضرند از اين خواسته اشون بگذرند؟ خيلي هاشون حتي با اولين نگاه نيازشون رو بهت نشون ميدهند. (اينو تا يه دختر نباشيد درك نميكنيد) حالا اگه دوست دختري، پارتنري و ... باشيد، خيلي راحت فراموش ميشويد يا كنار گذاشته ميشويد، اگر هم همسر باشيد كه مجبور به اطاعت هستيد و معمولا هم مورد اعتراض كه چرا سرد هستيد و .... كه حتي ممكنه به طلاق ختم بشود. حالا خدا وكيلي چند تا مرد حاضرند كه شب اول ازدواج از خوابيدن با زنشون بگذرند؟ و حتي چند ماه براي اين موضوع صبر كنند تا اون آماده بشود؟ خوب شما هم اگه جاي هر زني بوديد حاضر ميشديد ناخواسته تن به انجام همخوابگي بدهيد (يا به عبارت ديگه نقش جسد رو بازي كنيد) تا همسرتون و يا در شرايط ديگه دوست پسر يا پارتنرتون و ... رو از دست ندهيد. من شخصا خانمهايي رو ميشناسم كه از لمس بدنشون توسط يه نفر ديگه عصبي و ناراحت ميشدند ولي ازدواج كردند و همون شب اول هم يه رابطه جنسي منجر به از بين رفتن بكارت داشتند!!!!!!!!!!!!!
در مورد خودارضايي هم مسلما شرايط براي مرد و زن يكيه (من شخصا چنين تجربه اي ندارم) و فكر كنم در مورد خانم ها هم صادقه اما با شرايط جامعه ما فكر كنم ميزان كمتري در بين خانمها نسبت به آقايون وجود داشته باشه، هر چند كه آمار دقيق ندارم و فكر كنم به صورت رسمي اش هم وجود ندارد و اگر هم دارد بيشتر در مورد زن هاي خياباني و معتاد و زنداني و ... وجود دارد چون براي آمارگيري لااقل دم دست هستند و مسلما نميتوانيد خيلي راحت در مورد خودارضايي يه خانم خيلي باكلاس آمار جمع كنيد، اين آمار برفرض وجود هم در مورد كساني است كه بيشتر در دسترس دولت و آمارگيران هستند (البته يه چيز رو هم بايد در نظر بگيريم، كه حتي بيان خود ارضايي در مورد مردان تو جامعه ما بيشتر جا افتاده است تا زنان پس ممكنه بخشي از آمار مربوط به زنان حتي بيان هم نشود)
من هم مثل شما آقاي كيوان! رشته رياضي خواندم و مرتبط با اون در دانشگاه. بنابراين اطلاعات جنسي ام هم در حد صفره (فقط يه حد كمي از اينترنت و كتاب و ... در يافت كردم واحد تنظيم خانواده ام رو هم 12 شدم :)) و خيلي هم دوستان زيادي داشتم تو دانشگاه كه به اندازه من ميدونستند و حتي هنوز واحد تنظيم خانواده رو هم نگذرونده بودند، ولي ازدواج ميكردند!!!!! خوب حالا اگه به شوهرشون ميگفتند، من الان آمادگي روحي ندارم و بهم فرصت بدهد تا مطالعه كنم، ياد بگيرم و بلد نيستم و ... چي ميشد؟ هيچي: طلاق حاصل ميشد و يا خيانت!! منظور من اينه كه لااقل همون اطلاعات كمي رو هم كه آقايون از هر كانالي به دست آوردند (هر كانالي، غلط يا درست) در اختيار پارتنرشون بگذارند، و براي يه مدت صبر كنند. در حاليكه آقايون زمان خلوتي با خانمشون فقط به يه چيز فكر ميكنند. (ميدونم الان همه مردها ميگويند ما اينجوري نيستيم ولي ترا خدا بياييد يه كم صادق باشيد بالاخره زن ها كه مازوخيسم ندارند كه چنين نتيجه گيري بكنند، لابد همچين چيزي هست كه نتيجه گيري ميشه ديگه، حتي اگه همه گير نيست بالاخره يه درصد زيادي رو شامل ميشود ديگه). منظور من اين بود كه راه سريعتر و بهتر در شرايط موجود اينه كه از مردها همكاري بخواهيم تا اينكه به يه سري شرايط آرماني و آرزويي در زمينه آموزش جنسي تو يه كشور اسلامي و بنيادگرا فكر كنيم. ولي متاسفانه كمتر مردي حاضر به همكاري ميشود.
البته ميپذيرم كه خانم ها هم بايد تلاش كنند، ولي اگر به نوشته انار جان هم نگاه كنيم، اين سوال پيش مي آيد كه چند درصد از زنان ايراني فرصت زندگي در آمريكا رو دارند تا به چنين ديدگاهي برسند؟ به نظر من تو شرايط يكسان در وضعيت "ايران" مردها در مرتبه بهتري قرار دارند تا زنان! اما از اين مزيتشون به جاي كمك به زنها براي ارضاء شدن خودشون استفاده ميكنند! (از هر طريقي)
در ضمن يه سوال چرا مردها بايد از هر زماني براي ارضاء شدن استفاده كنند؟ مگر نبايد فقط يه نفر براشون وجود داشته باشه كه ازش ارضاء بشوند؟ اگر اينطوري نيست پس اصلا بحثي به نام معزل "فاحشه شدن خانم ها" هم ناخودآگاه بايد از بيخ و بن غلط باشد.
اتفاقا من معتقدم كه زنها بايد خيلي مستقل و اعتماد به نفس بالايي داشته باشند و منتظر نباشند تا يه مرد بيايد و بهشون ياد بدهد (يا نجاتشون بدهد) اما آيا واقعا شرايط موجود جامعه ما اينطوريه؟ يعني حقيقت اينه؟
من ميگويم بيايم يه خورده با شرايط موجود كنار بياييم و بعد آرماني بشويم :)
لوا جان يه دنيا شرمنده از اينكه اينقدر طولاني شد، عذر خواهي ميكنم
anonymouse
November 27, 2006 11:32 AM
با حرف نگار موافقم، متاسفانه این مطلب شما موقعی به حقیقت نزدیک میشه که مشکلات کمی بیخیال بشن
موقعی میشه فهمید که اجازه زندگی کردن به ما بدن
اجازه زندگی . روزی که با ما مثل گوسفند برخورد نکنن اون روز من، به عنوان یک مرد میتونم شریک جنسی خودم رو برای مدت بیش از چند دقیقه داشته باشم و فکر کنم که اون هم میخواد این وسط لذت ببره
مطمئن باشید قانون مند نرین چیز ها با شرایط بد رو به نابودی میره
من با حرف شما که میگید هیچ کس از بچگی بلد نیست موافق نیستم
شما فقط ببینید با گذشت زمان چه چیزهای دیگه ای به رابطه ها اضافه شده
ببینید چقدر ممکنه انسان تغییر کنه
ما ها تو غریضه مون هست اگه تو جامعه های محدود اجازه بدن نابود نمیشه
و اون وقت هیچ زنی هیچ وقت همچین مطلبی نمینویسه
آمار خود ارضایی خیلی بالاست، طبیعتا وقتی دو نفر بعد از کلی درگیری های ذهنی وارد رابطه میشن حتما به خاطر مشکل روانی که اغلب تو مردها بیشتره هیچ کدوم نمیتونن لذت ببرن
و................هزار تا حرف دیگه
هیچ چیز بی دلیل نیست ماها فراموش کردیم که نیاز جنسی ،نیازیه مثل بقیه برابر با اونها
اونقدر بهش فکر میکنی که میشه یک کوه که نمیشه ازش عبور کرد
به هر حال خیلی زیبا توصیف کرده بودید
موفق باشید
کاوه
November 27, 2006 11:39 PM
والا ما که دفعه ی اولمون با یه خانم بود بزرگتر از خودمون. اونم به ما یاد داد چطوری باید به خانما یاد بدی که به خودشون فکر کنند. و انصافاً دمش گرم.. کار خوبی کرد. چون لذتی که همبستر آدم میبره. به خود آدم لذتی میده که اصل سکس نمیده.
Sia
November 28, 2006 01:34 AM
it is realy cool
vaghti linket ro didam o khundamesh vaghean az in ke ye nafar in ghadr rahat va ba serahat neveshte lazat bordam
dus dashtam in neveshte ro
hamishe be in fek kardam ke age bekham ba kasi sex dashte basham aval az hame baiad badane khodam ro beshnasam
be ghole to baraye khodam ehteram va arzesh ghaiel basham!
chun ta zamani ke man az khodam va badanam lazat nabaram mosalaman az inke ba kasi sex dashte basham ham hich lazati nemibaram
:)
i like your text
sun
November 28, 2006 02:44 AM
Are, halesh hatta be oon takhtekhabe sefide sefide
Ho-Z
November 28, 2006 03:33 AM
به نکته خوبی اشاره کردی اما میخوام یکمی کلی تر صحبت کنم در این مورد. سکس و لذت رابطه جنسی یکی از بزرگترین الطاف پروردگار به بشره! اما جامعه بسته ایران سکس رو به یه ضد ارزش تبدیل کرده و اصولا در این جامعه کذایی کسی که از سکس صحبت میکنه یه آدم ناسالم و رفیق نا باب و این صوبتا قلمداد میشه!کامنتای همین پستت رو ببین! خیلیا ترجیح دادن بی نام و یا بی آدرس حرفشون رو بنویسن! با این عدم آموزش و یادگیری کار بجایی رسیده که یه دختر با اینکه با دوست پسرش که خیلی هم دوستش داره سکس انجام میده اما در درونش این حس رو داره که داره مورد تجاوز قرار میگیره و صحبت از رابطه جنسی که میشه تنها نکته خوبی که میبینه معاقشه قبل و بعد از سکسه! نمیگم این مغاقشه هه بده خیلی هم خوبه اما باید مردم ما شعور لذت از خود سکس رو هم یاد بگیرن! همینطوری که سکس یه پسر با یه دختر که سکس بلد نیست اصلا لذتی نداره برای اون پسره برعکسشم صادقه! واسه همینه که خیلی از دخترا و پسرا رو میبینیم که دید خوبی نسبت به سکس ندارن! مثل این میمونه که یه نفر که رقص بلد نیست تو یه مهمونی مجبور شه برقصه. طبیعتا طرف فشار روحی زیادی رو تحمل میکنه! این مسئله در مورد سکس هم صاذقه با این تفاوت که یارو خیلی که فکر میکنه به این نتیجه میرسه که سکس که کاری نداره معلومه که چی باید بره تو چی یه عقب جلو هم میکنی تموم شد رفت!!!!دوستاشم بخوان خیلی راهنماییش کنن در همین حده باز(شاید بشه این طرز فکر رو به دانای کل بودن ما ایرانیها در همه مسائل ربط داد)!نتیجش هم یه رابطه جنسی نا موفق و بدبین شدن نسبت به سکس در جوانانه! خیلی صحبت در این مورد دارم اما روده درازی موقوف است! قدر زر زرگر داند و قدر گوهر گوهری!
mobilick
November 28, 2006 07:48 AM
معتقدم مقالهء مسخره ای بود، کمک میکنه به هرزگی بیشتر زنها، ، چرا سعی نمیکنین روش درست سکس رو به مرد بیاموزین تا زن رو هم بتونه ارضاء کنه نه اینکه زن رو به آزادی که آخرش معلوم نیست چیه سوق بدین
تستر
November 28, 2006 12:40 PM
یه طور ریسکه اعتراض کردن تو این فضا! نمی دونم می تونید درک کنید که آماده هر گونه مخالفت هستم یا نه! یه سری چیزا هست که ارزش داره برای من و دوستی که با هم در مورد متنتونصحبت کردیم. ارزشمند تر از اینکه بترسیم بهمون بگن دگم یا نفهم. الان داره می گه این اپن مایند بودن نیست میگه هنوز مسائل مهمتری هست برای روشنفکر بودن. یکی از اون چیزایی که هر هزینه ای بابتش میدم و هر برچسبیو به ازاش قبول می کنم "حیا داشتن" هست. نمی گم بحث نشه من میگم هر چیزی جایگاه داره و هر بحثی همینطور. موضوع به زعم من پزشکیست و در جای خودش باید بحث شه. نمی دونم. گرخیده ام الان. بی خیال. میگه به خط دوم هم کسی نمیرسه که بخونه. برا دلم نوشتم. بی خیال. من بمونم و امل بودنم
ایمان
November 29, 2006 08:23 AM
سلام به همه دوستان و لوا خانم من از وبلاگ زیتون اومدم اینجا ومطابق معمول ما ایرنیها تا اسم یه چیزی به اسم س...می یاد نا خود آگاه می ریم ببینیم چه خبره چه جوریه خب من یه پسر مجرد هستم 25 ساله و تا بحال هم تجربه سکس نداشتم و حتا سابقه دوستی با جنس مخالف هم نداشتم البته این موضوع اینقدرها هم منو ناراحت و معذب نکرده راستش اینقدر تا الان تو درس خوندنو ورزش کردنو این چیزا بودم که اصلا مجالی برای فکر کردن به این چیزا نداشتم وتصمیم دارم که تمام این مسایل رو بذارم برای بعد از ازدواجم و اونو فقط با همسرم تجربه کنم(اینم بگم من تو محیط نسبتا آزاد تهران بزرگ شدم) حالا چرا اینا رو می گم؟ اصلا نمی خوام بگم همه باید مثل من باشن چون همه که شرایط منو ندارن ونداشتن پس این خود خواهی که بخوام نظرمو بدون در نظر گرفتن شرایط دیگران به اونها تحمیل کنم القصه
چند وقت پیش داشتم با یه دانشجوی آمریکایی که تو رشته پزشکی تحصیل می کرد چت می کردم از اون آدمهای واقعا محقق و بیطرف) بماند که بحث ما از ایران به توران ختم شد اما می دونید در لابلای صحبتهاش اون اشاره به سری مسائلی کرد که الان می بینم همچین بی ارتباط با این مقاله نیست اون اشاره به یک نوع عقده جنسی و پیامد های روحی روانی حاصل از اون کرد که بین امثال کشورهایی مثل ما وجود داره البته اون خیلی محترمانه اینو گفت و من تا اون لحظه هنوز به این موضوع فکر نکرده بودم و دیدم یکی به قول ما از بلاد کفر چقدر ظریف و جالب امثال جامعه ما رو زیر نظر داره و نکاتی به این واضحی رو که ما ازش به سادگی رد میشیم واین نیازهای اولیمونو سرکوب می کنیم و ریشه مشکلاتمونو فقط تو رفتارهای خصمانه ابرقدرتهاو دشمنان قسم خوردمون می دونیم پیرامون فرمایش یکی از دوستامون(چپینه) که گفتند"مشکل اینجاست که زمانی که توی مدرسه و جامعه «انسان» رو به ما میشناسوندند گفتند نیازهای انسان شامل ۱. خوراک ۲. مسکن ۳. پوشاک است. نگفتند که انسان نیازهای دیگری هم داره، نگفتند یکی از ابتداییترین نیازهای انسانها صکصه، یکی از مهمترین نیازهای انسانها نیاز عاطفیه! نیاز به تماسه! نیاز به ایجاد ارتباط از طریق لمس کردنه!" باید بگم که مثالا تو کتاب اجتماعی بچه های راهنمایی گفتند نیازهای انسان دو دسته اند 1-مادی2-عاطفی اینجا به این دوستمون می خوام بگم گفتن انسان به جز نیاز مادی نیاز عاطفی واحساسی داره اما فقط از نظر کمیتی این موضوع رو گفتند در مورد نیازهای مادی علاوه بر اشاره به کمیت به کیفیت قضیه هم پرداختن اما در مورد نیازهای عاطفی فقط به کمیت موضوع پرداختن مثلا اومدن سیر تکامل اسکان انسانو از عصر قار نشینی بررسی کردن اما نیومدن در مورد مسائل عاطفی و جنسی دانش آموز رو آگاه کنن وجالب اینکه تقریبا بیشتر دانش آموزها خصوصا پسر بچه ها تو این سنو سال هستن که با کنجکاوی تو مدارس این مسائل رو به هم آموزش می دن اما از کی از کسی که خودش یه بچه ای هست که تازه به سروراز این مسائل پی برده واطلاعاتش اصلا مناسب و کامل نیست و این می تونه عواقب خوبی نداشته باشه حتما اینو شنیدید که تو ممالک کفر پدر و مادرها بچه هاشونو تشویق می کنند تا از همون دوران بلوغ به سمت جنس مخالف گرایش پیدا کنند تا مبادا بعدها به انحرافاتی مثل همجنس بازی و امثال اینها دچار کشیده بشن خب اونا هم طبق فرهنگ خودشون روش خودشونو دارن بگذریم اینو می گفتم به مااز کودکی خورانده شده که این میل چندان مهم نیست که چگونه در مسیر صحیح قرار بگیره و یا اصلا ما نباید به این موضوع فکر کنیم که مبادا به دام انحراف بیافتیم و این باور متاسفانه مثل خیلی چیزهای دیگر به پای حراست از دین و دینداری گذاشته شده خب برای به اصطلاح اون کسانی که می گن اسلام گفته این نیاز سرکوب باید بشه و یا هیچ برنامه ای برای اون نداره و یا تعبیرهایی از این قسم دارن پیشنهاد می کنم مطلب این لینکو حتما با حوصله و تا آخر بخونن البته این لینکو برای همه دوستان توصیه می کنم خوندنش خالی از لطف نیست برای من که خیلی آموزنده بوده
http://www.egoldcity.com/post.asp?.type=viewlink&PostID=507&postgroup=100_2&PageLan=Fa&SortType=ByPostDate&SortWay=DESC&txtSearch=
احمد
November 29, 2006 10:39 AM
be nazare man kheili khub be in masale pardakhte shode vainke vaghean inrabete yekishodane va hich lezzati az in balatar nist haghighatye ke bayad behesh bishtar pardakht,ama dokhtarha bayad bedunand ke in rabete dotarafeast vahamin ke age ezhare tamayol be hmsareshun baraye in rabete dashte bashand in neshuneye salamate fekr va eshgho alagheshun bezendegiye ,behar taghdir montazere moghalate behtar va karhaye behaghighat farhanghiye shoma hastim
mani
November 30, 2006 06:09 PM
به anonymouse : متن انار رو خوندم. خيلی جالب بود. توصيه ميکنم همه بخوننش. اما دو تا نکته اصلی داشت يکی همون چيزی بود که من گفته بودم. خانمها منفعل عمل ميکنند. ببينيد جامعه ما يه جامعه در حال گذاره. از سنتی داره به مدرن تبديل ميشه. هر کسی بايد زمين خودشو انتخاب کنه. شما ميخواين تو کدوم زمين بازی کنين؟ اگه مقهور عرف و ارزشهای سنتی رايج بشين وضع همين خواهد بود که توصيف ميکنيد.
اما اگه از اين وضع ناراضی هستيد و ميخواين تغييرش بدين بايد به ملزوماتش هم ملتزم باشين. يعنی بايد هزينه شو بپردازين: يک شورشی باشين. برای اون چيزی که ميخواين بايستيد و بجنگيد. ميدونم که سخته، ميدونم که زود بهتون برچسبب های کثيف ميزنن. ولی راه دیگه ای نداره. ضمنا! شما برای اون 99 نفری که نميفهمند بيشتر ارزش قائليد ، يا برای اون يک نفری که ميفهمه؟ خودتونو اسير عوام کالانعام نکنيد. اين زندگی شماست ، اونجوری که فکر ميکنيد درسته بسازينش.
نکته جالب ديگه ای که انار مطرح کرده اينه: " واسه همچين رابطه ای دوتا آدم بالغ روحی لازمه که بتونند يک رابطه سالم و انسانی با هم برقرار کنند. " مردها رو جمع نبنديد. همه که يک جور نيستند. چطور درباره مردها حکم کلی ميدين؟ در نوشته بلوط دو تا مرد هست. اولی مشخصا به بلوغ روحی و عاطفی نرسيده. من هم تو کامنت اولم گفتم که اين آدم حتی ارزششو نداره که يه لحظه وقتتونو باهاش تلف کنيد. ولی نفر دوم ماجراش فرق میکنه.
وقتی ميخواين با يکی ازدواج کنيد نگاه نکنين که خوش تيپه يا پولداره يا تحصيل کردس. اول ببينيد خودش ميدونه برای چی ميخواد ازدواج کنه؟ اونقدر رشد کرده که اينو بفهمه؟ اگه به بلوغ روحی رسيده باشه بله، يک ماه يا بيشتر هم صبر میکنه تا شما هم آماده بشين.
شنيدين که ميگن لئيمان از طعام لذت ميبرند، کريمان از اطعام؟ آدمی که به رشد و تکامل روحی رسيده باشه وقتی لذت ميبره که ميبينه شما رو غرق لذت کرده. و اگر شما عذاب بکشين، کام اون هم تلخ خواهد شد.
به aryana : دوست عزيز روی Helen o’connell+clitoris اگر search کنيد صدها صفحه درباره اين مطلب پيدا ميکنيد که متاسفانه اکثرا فيلتر شدن. اينو امتحان کنيد شايد بتونين علاوه بر اطلاعات جالب چهره بشاش و دوست داشتنی خانم دکتر o’connell را هم زيارت کنيد!:)
http://news.bbc.co.uk/1/hi/health/5013866.stm
Clitoris به مراتب بزرگتر ازpenis است و به همان شکل تعداد اعصابش زياده و خاصيت erectile و نعوذی داره. قسمت عمده ای از لذت جنسی هم به clitoris وابسته است. حتی لذتی که از تماس vaginal حاصل ميشه. ضمنا چون در داخل بدن قرار گرفته خانمها در مقايسه با آقايون لذت بيشتری ميبرن. تواين معامله ما درواقع سرمون کلاه ميره! البته اگه خانمها بلد باشن از بدنشون استفاده کنند! به همين علت من درباره خودارضايی پرسيدم، چون اگه اين چيزها رو قبلا تجربه نکرده باشند، در تماس جنسی قطعا دچار مشکل ميشن. و با اين ذهنيتی
که من در خانمهای ايرانی ميبينم بنظر مياد که اکثرا حتی جرات لمس و کشف بدن خودشون را هم ندارن. خيال حرکت کردن و جنبيدن رو هم ندارن انگار! من کم کم دارم وحشت ميکنم که بعد از ازدواج چيکار ميخوايم بکنيم با اين خانمهای تارک دنيا! پس بهتره ما قبل از ازدواج خودمونو آماده کنيم و يه نيمچه sexologist بشيم! اين رو هم به ليست Quality های ضروری برای ازدواج اضافه کنين.
ای کسانی که با زور و فشار و محدود سازی جامعه ما رو تو اين وضع نگه داشتين! خدا زحمتتونو زياد کنه که زحمت ما رو اينجوری زياد ميکنين!
خانم صاحبخونه ببخشيد! من مهمون شلوغ و بی تربيتی هستم! تقصير خودتونم هست ديگه، من هر چی ميام شلوغ بازی در ميارم تحملم ميکنيد.نه دعوام ميکنين ، نه حتی نظرتونو ميگين. خوشحال ميشدم اگر درباره حرفام نظری ميدادين. من جوابی رو که ميخواستين دادم يا نه؟ به هر حال بحث جالبی رو راه انداختين. جسارتتون تحسين بر انگيزه. انشاتونم بی نظير و موجز بيد! چطور اينقدر قشنگ مينويسين؟ من به سهم خودم تشکر ميکنم. پاينده باشيد.
کيوان
November 30, 2006 07:11 PM
Besiar khoob neveshti vali ye ja eshtebah kardi, be toore mamool mardha ham balad nistand va nemidoonand lezate vaghei chie. age ye rabete kamel bashe va har dotaraf ba kamale meil hamdigar ro bekhahand va dar rabete jensi mosharekat dashte bashand oonvaght mardhaa ham chand barabare gozashte-lezate yek tarafe- lezat mibarand. manam bad az saalha gomrahi inkaro yad gereftam. tosie man ine ke ba tarafe moghabel raje be joziate rabete dar heine rabete jensi sohbat konid, inkar behetoon yad mideh ke be jaye inke donbale farde digari begardid ba ham biamoozid va lezat bebarid
Behzad
November 30, 2006 08:52 PM
بااطلاع رسانی قوی درجامعه امروزی دیگرهمگان باواژگان س ک س آشنایند
بایدبه فکراستفاده بهینه ازاین موهبت الهی باشیم تاباآگاهی
کافی نسبت به ارضای صحیح
طرف مقابل خودبکوشیم
البته شرعی
امیر
December 6, 2006 03:26 AM
دوستان! عزیزان! آغایان ! بانوان!... دست نگهدارید! بهتر نیست به جای اینهمه کامنت گذاشتن و بحث و جدلهای لفظی و زیر لفظی ، همه یک جایی با هم قرار بگذاریم،دور هم جمع شویم وهرچه را که در این زمینه بلتیم به یکدیگر یاد بدهیم؟به خدا هم صواب دارد، هم کلی از مشکلات هر دو جنس حل می شود...! چون ظاهرا نه به مردها کسی کاری یاد داده،و نه خانم ها فرصت و اجازه به چالش کشیدن این موضوع را داشته اند، پس بهتر است دست در دست هم نهیم به مهر و خیال خود را کنیم راحت. به امید دنیایی که دیگر در آن کسی سر بی ارگاسم واقعی به بالین ننهد!
علیرضا
December 8, 2006 09:30 PM
و اینهم یک اظهار نظر جدی... کاش یک صدم صداقت، جسارت و شعور تو را من داشتم- آن وقت حتما یک وبلاگ راه می انداختم من ترسو...!
علیرضا
December 8, 2006 09:35 PM
سلام
من معتقدم یعنی دوست دارم در سکس خانمم بر من مسلط باشه
وبعتوان مثال قبل از سکس از من بخواهد که پاهایش را ببوسم یا ایمکه بهم دستور بدهد که کف پاهایش را بلیسم و یا اینکه من چهار دست وپا بشم و اون سوارم بشه و خلا صه خرش باشم تو زندگی این عقیده منه وازادی بیان و عقاید اصل کلی ازادیخواهان است
saeed
December 10, 2006 02:48 PM
سلام مطلب جالبی بود اما یک نکته جای گفتن داره پسری که برای
اولین بار می خواهد نزدیکی انجام دهد آن هم در مملکت ما کجا و
چه موقع ؟؟؟؟؟؟؟
باید یا خونه دوستی یا دور از چشم .......؟
آن وقت با آن ترس و لرز باید دوست دخترت را به ارگاسم برسانی؟
من که همیشه چنین کاری را انجام می دهم چون من مجردی زندگی میکنم .
اما دختران نباید از دوست پسرشان تقاضای به ارگاسم رسیدن را داشته باشند
با تشکر از َََََََََََشما
MOHSEN
December 12, 2006 09:07 AM
كارت خيلي عاليه من از ايده خوبت بسيار خرسندم و ازت ممنون
hamed
December 13, 2006 02:25 AM
سلام. واقعا مطلب عميق و قابل تاملي بود. ساعتي طول كشيد تا من همه كامنتها رو بخونم و كلي به فكر فرو رفتم. لواي عزيز به نظرم پست جديدت رو اختصاص بده به اين نظرات و همه رو جوابگو باش.
طاهره
January 6, 2007 08:29 AM
من همسرم کاملا مذهبی است اما نیاز های مرا کاملا درک میکند این را من از گذشت و شعورش می دانم .خدا حفظش کند
مشهدی
January 10, 2007 03:58 AM
چقدر این بحث را به شکل احکقانه اش مترح کردید.این کار یعنی اینکه هر زن بتواند برای رسیدن به لذت جنسی بالا حق دارد به غیر از شوهرش مراجعه نماید. من برای تمام دختران ایرانی متاسفم. چرا فکر میکنید که اون کسی که در خارج از ایران هست از شما بیشتر به هم مسایل مسلط است؟ من چندین سال است که در اروپا هستم ولی اینها هم برای خود شال قانو واصولی داردن زندگی شان مثل جنگل نیست. ولی ایرانیها دوستدارند زندگی جنگلی داشته باشند!! تازه در جنگل هم قانونی .جود دارد.!!! ولی دختران تازه به دوران رسیده ایرانی فکر میکنند با آزادی که آخوند ها از شما گرفته تمام دنیای تان را از دست داده اید!. چرا اینقدر احمقانه بحث میکنید!!! آیا واقا شخود اینقدر برای تان مهم است که تمام وق تا نرا برای آن هدر میدهید؟؟
no name
January 15, 2007 07:10 AM
به نظر من که خیلی مزخرف گفتی
xak
January 30, 2007 02:22 AM
سلام لطفا هر زمان ابديت مي كنيد براي ما هم بفرستيد
AHMAD
February 7, 2007 01:30 AM
ممنون اما دخترای ایرونی باید بدونند که برای پسر ایرونی هیچ دختری دختر ایرانی نمی تواند باشه دختری که در لحظات عشقبازی ونزدیکی یک هم زبون یکی که نیازهای طرف مقابل را به خوبی بشناسه به اونها پاسخ بده
یکی که بعد از فرونشینی میل جنسی تو تخت بتونی حرفهای دل و احساسات رو بازبون مادریت با یکی از همون سرزمین به زبون بیاری طوری که همدیگر رو بفهمیم
حالا که در امریکا هستم میفهمم که یک همزبون ایرانی یک دختر از سرزمین آریایی یعنی چی و همینطور
برای دخترایی که قدر یه پسر
ایرونی رو نمیدونند هیج چیز مثل سکس با یه هموطن نمی شه
باتشکر
Amir
February 22, 2007 07:42 AM
ممنون اما دخترای ایرونی باید بدونند که برای پسر ایرونی هیچ دختری دختر ایرانی نمی تواند باشه دختری که در لحظات عشقبازی ونزدیکی یک هم زبون یکی که نیازهای طرف مقابل را به خوبی بشناسه به اونها پاسخ بده
یکی که بعد از فرونشینی میل جنسی تو تخت بتونی حرفهای دل و احساسات رو بازبون مادریت با یکی از همون سرزمین به زبون بیاری طوری که همدیگر رو بفهمیم
حالا که در امریکا هستم میفهمم که یک همزبون ایرانی یک دختر از سرزمین آریایی یعنی چی و همینطور
برای دخترایی که قدر یه پسر
ایرونی رو نمیدونند هیج چیز مثل سکس با یه هموطن نمی شه
باتشکر
Amir
February 22, 2007 07:46 AM
و اما شما
با حال بود عزیزکم براوو
بلاخره باید یکی این رو به خانومهای ایرانی میگفت
که اگر تو سکس واسه طرفشون کم بزارن از دست میدنش
اینو باید بدونن که فرق آقایون با خروس اینه که باید عشقبازی هم تو کار باشه نه اینکه مثل چوب خشک و بی حرکت صبر کنن تا آقایون هر کاری که میخوان کنن
پس فرق مانکن هایی که برای سکس ساخته شدن با خانومها در چیه؟
آفرین بر همتت و استوار باد قدمت در راهی که پیش گرفتی
خاکشیر
February 25, 2007 12:38 PM
و اما شما
با حال بود عزیزکم براوو
بلاخره باید یکی این رو به خانومهای ایرانی میگفت
که اگر تو سکس واسه طرفشون کم بزارن از دست میدنش
اینو باید بدونن که فرق آقایون با خروس اینه که باید عشقبازی هم تو کار باشه نه اینکه مثل چوب خشک و بی حرکت صبر کنن تا آقایون هر کاری که میخوان کنن
پس فرق مانکن هایی که برای سکس ساخته شدن با خانومها در چیه؟
آفرین بر همتت و استوار باد قدمت در راهی که پیش گرفتی
خاکشیر
February 25, 2007 12:42 PM
حرفهاتون كاملا منطقيه.چون خودم اين مطلب رو تجربه كردم.من تونستم به يك خانم بيوه كه 15 سال با شوهر قبليش زندگي كرده ياد بدم كه چجوري از سكس لذت ببره.واون به من ميگه اولين سكس لذت بخش رو با من داشته وتازه داره معني لذت بردن رو ميفهمه.بطوري كه از زندگي پر تنش واسترس نجات پيدا كرده.واين براي من هم خيلي لذت بخشه.چاكريم!!
amir
February 25, 2007 02:03 PM
چرا چرند مي گين مگه فكر مي كنيد تو دهه چهل داريم زندگي مي كنيم مسخره است من خودم بيشترين لذت و به زنم هديه كردم هر وقت كه احساس مي كردم كه اون به من نياز داره طرفش مي رفتم و هرجور كه اون مي خواست ارضاش مي كردم ولي مي دونيد آخرش چي شد بله من شدم يه آدم هرزه ازديد اون و اون هرروز مغرورتر شد تا جاييكه حاضر نبود من ارضا بشم ولي من بايد اون رو ارضا مي كردم خنده داشت چون من شده بودم مثل يه بكن شما زنها اول برين ظرفيت خودتون بالا ببرين بعد بخواهيد كه هسرتون شما رو در سكس آزاد بذاره من حتي حاظر نيستم ديگه باهيچ زني به اوج لذت برسم چون مي ترسم بقيه هم مثل اون ازمن سو استفاده بكنن از زنم هم دارم جدا مي شم واقعا متاسفم شما مارو محكوم به كوته فكري مي كنيد درحالي كه خودتون نشون مي دين كه واقعا هنوز به درك كافي نرسيديد
ali
May 10, 2007 07:45 AM
با درود من مطلب این که
یاد گرفتیم که بده. بد و بد و بد. اولین باری که پیش اومد ترسیدیم. اما طرف رو دوسش داشتیم. نمیخواستیم از دستش بدیم. اجازه دادیم هرکاری میخواد بکنه. فقط چشممون رو بستیم و گفتیم من هنوز دخترم. مواظب باش. اون هم گفت. باشه حواسم هست. چند بار تکرار شد؟ غریبه که نیستیم با خودمون. چند بار فقط و فقط برای لذت کسی که دوسش داشتیم بدترین نوع درد رو تحمل کردیم؟ میدونید که چی رو میگم دیگه
شما گفته اید را نفهمیدم
اما اگر کسی را دوست داشته باشید ب نظر من باید آن عقد لازم بسته شود ناین که همینطوری در اختیار کسی قرار گرفتن و یک عمر پشیمانی . حداقل ان مراسم یک عزت نفس میدهد ب انسانی بودن موصوع عشق زیباست ب شرطی که طرف مقابل لیاقت عشق رو داشته باشه و آن هم یعنی همیشه پاک بودن و حفظ زیبایی و پاکی عشق است وقتی آلوده شد دیگر آن زیبآیی را ندارد
آلما
September 6, 2007 03:48 PM
با درود من مطلب این که
یاد گرفتیم که بده. بد و بد و بد. اولین باری که پیش اومد ترسیدیم. اما طرف رو دوسش داشتیم. نمیخواستیم از دستش بدیم. اجازه دادیم هرکاری میخواد بکنه. فقط چشممون رو بستیم و گفتیم من هنوز دخترم. مواظب باش. اون هم گفت. باشه حواسم هست. چند بار تکرار شد؟ غریبه که نیستیم با خودمون. چند بار فقط و فقط برای لذت کسی که دوسش داشتیم بدترین نوع درد رو تحمل کردیم؟ میدونید که چی رو میگم دیگه
شما گفته اید را نفهمیدم
اما اگر کسی را دوست داشته باشید ب نظر من باید آن عقد لازم بسته شود ناین که همینطوری در اختیار کسی قرار گرفتن و یک عمر پشیمانی . حداقل ان مراسم یک عزت نفس میدهد ب انسانی بودن موصوع عشق زیباست ب شرطی که طرف مقابل لیاقت عشق رو داشته باشه و آن هم یعنی همیشه پاک بودن و حفظ زیبایی و پاکی عشق است وقتی آلوده شد دیگر آن زیبآیی را ندارد
آلما
September 6, 2007 03:49 PM
بسیار خوشحالم که آدمهابه این درجه از روشن بینی رسیده اند که ازارتباط زیبای خصوصی اشان حرف می زنند. به نظر من داشتن سکس خوب سرمایه خاطراتی است که در خلوت خود با به یاد آوردنش لذت میبریم
saeed
October 23, 2007 03:56 PM