
linkdump
اگر شما ریس وبلاگستان بودید چه میکردید؟
واقعا من چرا فکر میکنم وقتی میخندم صدام قشنگتر میشه؟ واقعا اینطور نیست!
اینهم چهارشنبه سوری اینور آبیها
تلوزیون ایرانیکن
اهم
وای!این انگشترها چه قشنگن!
برنامه نوروزی دانشگاه سن فرانسیسکو
جزییات بیشتر را اینجا ببینید.
حق باکره بودن
احترام به انتخاب انسانها
چه میدانند مرز یعنیچه
روایت زن نوشت از فیلم بادبادک
اوباما و هیلاری در مقایسه با لابیست های اسراییل
از امید
روایتی از تاریخ معاصر جنبش زنان
زارا امجدیان. رادیو زمانه
بنی آدم
این ویدو بغض آورد و لبخند
من دلم ایر رو میخواد ایر منو نمی خواد
با صدای استاد جلال همتی خوانده شود.
[آرشيو]
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
powered by
Movable Type 3.2RSS | Atom
search
developed by
hamidreza [dot] com
« الله و اکبر!
صفحه اصلی
عجب! »
مادر بزرگ مصری من
دیشب تو کلاس تاریخ هنر به شدت خسته و اصلا بی دلیل عصبی بودم. نه حوصله کلاس رو داشتم و نه درس رو. آخر کلاس این خانم سارا ماتسون - که به شدت دوست داشتنی هم هست- گفت بمون. ما هم خوف برمون داشت که چیکار داره.
بعد که کلاس خالی شد, اومد گفت چته . من هم یک لبخند خیلی ملیح زدم و گفتم خسته ام یه ذره. ( از اثرات زیاد وراجی کردن و نظر دادن تو کلاسها اینه که وقتی ساکتی ملت فکر میکنن مریضی). بعد گفت تو رشته ات هنر نیست هست؟ گفتم والا من به عمرم غیر از مداد رنگی اونهم تا کلاس سوم چهارم ابتدایی بیشتر دست نگرفتم. یعنی تو هر چی استعداد داشته باشم وضع هنری ام به شدت خرابه. بعد هم برای اینکه عمق فاجعه رو نشون بدم گفتم مثلا نقاشی رنگ روغن و آبرنگ رو بذارن جلوم نمیتونم تشخیص بدم.
برگشت گفت فردا ( یعنی امروز شنبه) چیکار داری. من هم گفتم هیچی. الواطی. گفت که من فردا گالری خودم نقاشی میکشم بیا اونجا. هر چی دوست داری بکش. گفتم اینقدر وضعم خراب نیست که هنر درمانی ام کنید. خسته ام. گیر داد که بیا اگه کاری نداری. من هم گفتم قول نمیدم .شاید اومدم.
این شد که امروز بعد از ظهر ما در گالری این خانم گذشت. و این نقاشی که این بالا میبینید اولین اثر هنری من هست که در تاریخ ثبت شده.
بذارید یک ذره تکنیکی تر در موردش حرف بزنیم.
این هنرمند برای خلق این اثر هنری از دو تکنیک بسیار ویژه و بدیع استفاده کرده . رنگ زمینه با استفاده از کاردک به کاغذ کشیده شده و بقیه اش رو با قلم مو. ( ببینید چقدر خلاقیت به کار برده شده!) . رنگی که برای تاج این خانم ( لطفا با خانم مارچ سیمسون اشتباه نشود) نشان دهنده اصالت کار این هنرمند هست - که خودش نفهمید چرا رنگ فیروزه ای مورد نظر این رنگی در اومد- و فرم بسیار ویژه لبها که شما اصلا نباید فکر بکنید چون خراب شد این مدلی شده, نشان از راز پنهانی در صورت این زن داره!
ولی خدایش ها. ونگ گوک هم حتی یک دونه از نقاشیهاش رو تو دوران زندگی اش نفروخت. دنیا رو چه دیدی. شاید صد سال بعد ( در حدود سال دوهزار و صد وهفت) این نقاشی رو سر آغاز یک دوران جدید مدرنسیم شناختن. شاید صد سال بعد همین نقاشی با قیمت دویست میلیون دلار تو یه حراجی تو لندن به صاحب اون موقع گوگل فروخته شد. و بعد گوگل با افتخار اعلام کرد که ما اون موقع تو روزنگار اینترنتی ! این هنرمند تبلیغ میدادیم!! هی هی هی. چه روزگاریه. همه بعد از مرگشون شناخته میشن.
در هر حال , چون این اثر هنری با الهام از عکس این مجسمه کشیده شد و خوب چون قرار بود جوون در بیاد اما نمیدونم چرا در نیومد, اسمش رو گذاشتم مادر بزرگ مصری من! در ضمن گوشهاش قراره بعد از خشک شدن رنگها با زغال اضافه بشه که این خودش یک تکنیک به این اثر اضافه میکنه!
در آخر اینکه اولین اثر خودم رو به صنم گلم, آذر عزیز وریرای دوست داشتنی تقدیم میکنم که تولد هر سه تاشون امروز هیجده نوامبر بود. تولدتون مبارک و همیشه شاد و سالم باشید.
پی نوشت: اولین بارم بود که نقاشی کشیدم با قلم مو. خیلی لذت بخش بود. خیلی.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
English Weblog
archives
by dateFebruary 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
:))))) خیلی باحاله. شما خواهر اگر در زمنه ی نقاشی بی استعداد باشی - که نیستی - عوضش در زمینه ی تبلیغ کردن برا هنر و شرح و توضح اثر هنری خیلی با استعدادی :))
لوا: فدات بشم سارا جان. میگن هنرمند هست که هنرمند رو میشناسه. همینه دیگه. مگه اینکه تو من رو درک کنی!
ژرفا
November 18, 2006 10:39 PM
گوشهاشو زودتر بذار! اینجوری خیلی طفلکیه! گناه داره!
لوا: ببین. نشد. نذار که بگم آدمهایی مثل تو بودن که دوران زنده بودن ونگوک پست امپرسیونیست رو درک نکردن! نمیشه حالا به نیمه پر لیوان نگاه کنی؟
اون همه تکنیک! اون هم راز! اون همه رنگ!!
تو خیلی از اون بالا نگاه میکنی مادر!!
RahiL
November 18, 2006 11:12 PM
چرا پس کامنت قبلیم پاک شد؟
لوا جون خیلی خوشگل کشیدیش.خودت خیالی کشیدی یا از روی مدل؟
samira
November 18, 2006 11:44 PM
تو یه چیزی می شی.
به من هم سر بزن
rahab.persianblog.com
bahar
November 19, 2006 12:00 AM
رنگات محشرن لوا. قدر استادتو بدون. حسوديم شد اصلاً!
لوا: من میدونستم تو هنر و هنرمند رو میشناسی! دنیا به آدمهایی مثل تو خیلی احتیاج داره به خدا!
نون-جيم
November 19, 2006 12:57 AM
Ghashanghe keshidi lava jon, hamin ke azin kar lezat bordi khodesh koli miarze:-)
farnaz
November 19, 2006 01:19 AM
ولی انصافاٌ قشنگه لوا جان. خود نفرتی تی ه. کار اول.. اون هم با قلم مو و کاردک! عالیه
لوا: فدات بشم . من میدونستم تو هنر شناسی! اصلا معلوم بود ..
شانه بسر
November 19, 2006 02:12 AM
مزاحم شدم تا بگویم کتابخانه جامعه شناسی نیز افتتاح شد شما می توانید برای دیدین این کتابخانه به آدرس www.sociologybook.blogfa.com مراجعه کنید و با نظرتتان ما را راهنمایی کنید .
پارسا
November 19, 2006 03:45 AM
خیلییی باحال کشیدیش لوا، میخوام یه پرینت ازش بگیرم فردا به عنوان یه اثر خاص و معروف ببرمش سر کلاس :دی، اجازه که هست ؟
شیدا
November 19, 2006 05:48 AM
خدائيش نقاشيت حرف نداره:)
ولي حالا چرا مامان بزرگ اين طفلي خيلي جوونتره و خوشگله ها:)
زهرا
November 19, 2006 06:01 AM
چرا این ناراحته ای مادربزگِ طفلکی ت؟
ببین این یک جور فرا مصر شناسیه . هیچ بعید نیست بعدها به عنوان یک نمونه ی فرامصر شناسی، توی همین کتاب هایی که واسه تاریخ هنر تدریس میشه گنجونده بشه. به عنوان پرتره ی واقعیِ کلوپاترا.
========
من تشکر می کنم!
نازلی
November 19, 2006 06:23 AM
خیلی بامزه بود.
:)
maryam
November 19, 2006 08:07 AM
عالیه لوا جون..
اومدم یه خطی بنویسم که 100 سال دیگه بدونن منم این اثر شاخص را دیدم و ازش حمایت کردم!
دنیا
November 19, 2006 08:47 AM
این سبک رو میشه لوالیسم هم نامید :)
اما خوبه نقاشیتها
برای خودت تقاش مخفی بودی خبر نداشتیم
سرزمین رویایی
November 19, 2006 12:06 PM
ممنون از تبریکات!(:
لوا: این نقاشی به شما هم تقدیم میشه دکتر جان!
SoloGen
November 20, 2006 01:39 AM
اگه بدونی با این مادر بزرگ مصریت ! چقدر امروز به من خوش گذشت :دی
شیدا
November 20, 2006 10:08 AM
به خدا خيلي قشنگه.اولش كه ديدم و تيترو خوندم فكر كردم كار يه نقاش معروفه
راستي با اينكه خيلي وقته ميخونم اولين باره كامنت ميزارم:-)
لوا: نظر لطف شماست.
Peyman
November 20, 2006 12:33 PM
چه خوش تیپ هم هست این مادر بزرگ!
لوا: ما خانوادگی خوشتیپ بودیم!
anar
November 20, 2006 08:38 PM
یه وقت غصه نخوری ها که استعداد ندارم و این حرفها خودم ازت میخرمش. فقط برای پشتیبانی از استعدادهای تازه.
باور کن من این نقاشی تو رو از خیلی از آثار هنری بزرگ بیشتر درک میکنم.(اوه اوه الان جماعت هنرمند ریز ریزم میکنن!!!)ا
لوا: فدات شم. ین هم باشه قبوله. چند تا حالا میخواهی؟ البته گفته باشم. این اثر پرایس لس هست. حالا فقط محض خاطر چش و ابروی سام خوشگلم..
بي تا
November 20, 2006 08:39 PM
در ده سال آینده مکتب جدیدی به نام لوانیسم متولد خواهد شد که در معرفی این مکتب در ویکیپدیا خواهید خواهد: لوانیسم زیرمجموعهی هنر پست مدرن و به وسیلهی لوا زند و اثری که از طبق اسناد تاریخیِ موجود مربوط به مادربزرگ مصری او بوده است پا یه عرصه مکاتب گذاشت.از نکات مبهم این تابلو که هنوز مورد بحث است به لبانِ غنچهای و... تصویرِ مادربزرگ می توان اشاره کرد.
بعدهم از روی تابلوی تو یه کتاب نوشته میشه و بعدها هم فیلمش ساخته میشه:
Leva's Code
( دی دونقطه)
لوا: مگه اینکه تو منو کشف کنی پسرم.
سورئالیست
November 22, 2006 02:32 PM