
linkdump
اگر شما ریس وبلاگستان بودید چه میکردید؟
واقعا من چرا فکر میکنم وقتی میخندم صدام قشنگتر میشه؟ واقعا اینطور نیست!
اینهم چهارشنبه سوری اینور آبیها
تلوزیون ایرانیکن
اهم
وای!این انگشترها چه قشنگن!
برنامه نوروزی دانشگاه سن فرانسیسکو
جزییات بیشتر را اینجا ببینید.
حق باکره بودن
احترام به انتخاب انسانها
چه میدانند مرز یعنیچه
روایت زن نوشت از فیلم بادبادک
اوباما و هیلاری در مقایسه با لابیست های اسراییل
از امید
روایتی از تاریخ معاصر جنبش زنان
زارا امجدیان. رادیو زمانه
بنی آدم
این ویدو بغض آورد و لبخند
من دلم ایر رو میخواد ایر منو نمی خواد
با صدای استاد جلال همتی خوانده شود.
[آرشيو]
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
powered by
Movable Type 3.2RSS | Atom
search
developed by
hamidreza [dot] com
« کارگاهی در مورد رزومه
صفحه اصلی
COOL! »

دفعه دومم بود که با مسولین این موسسه جلسه داشتم. دفعه اول خیلی دیر خبرم کردن و من به لطف صنم و انار عزیز یه سری مطلب در مورد تاریخ جنبش زنان ایران و فعالیتهای داخل ایران مخصوصا تو سالهای اخیر تهیه کردم و برای شروع اونها رو از کل مطلب اگاه کردم. دلم میخواست همونطور که دارن برای زنهای افغان فعالیت میکنن ببینیم که برای زنان ایران چه میشه کرد.
این دفعه که دعوت کردن براشون از کمپینها و فعالیتهای اخیر مخصوصا کمپین برای لغو سنگسار و یک میلیون امضا برای تغییر قوانین نابرابر گفتم. یه پرینت از وب سایتهایی انگلیسی زبان هم گرفتم و مخصوصا با تکیه بیشتر بر روی کمپینها به دیدنشون رفتم. تاکیدم بر این بود که چه راهکارهایی میشه برای جلب توجه بیشتر به مسایل زنان ایران پیدا کرد. تاکید کردم که متاسفانه تو این دو سال اخیر جنجالهای هسته ای باعث شده حتی اروپا که قبلا توجه بیشتری به مسایل حقوق بشر در ایران داشت الان کلا اون رو فراموش کنه. حالا دستاویز دیگه ای پیدا شده و به همین خاطر وضع رسانه ها و اقلیتها داره روز به روز بد تر میشه.
استقبال کردن از اینکه تو سخنرانی های هر دوماه یک بار که به عنوان اینترنشنال در دنشگاه سکرمنتو ارائه میشه, و در اون در مورد مسایل خارج از امریکا صحبت میشه ,سخنرانی هم در مورد وضعیت و فعالیتهای زنان ایران انجام بشه. اما واقعیتهای غیر قابل انکاری رو هم از من خواستن که در نظر داشته باشم.
در مرحله اول اینکه مردم امریکا فعلا به شدت خاورمیانه زده شده اند و دیگه از اینکه نقش ناجی مردم کشورهای دیگه رو بازی کنن خسته اند. یعنی حق هم دارن. مالیاتشون داره خرج کشور دیگه ای میشه و روز به روز سربازان بیشتری دارن تو جنگ کشته میشن. جنگی که حداقل مردم عادی نفعی ازش نمیبرن.
در درجه دوم هم اشاره به این شد که اگه الان در مورد ایران نگرانی وجود داشته باشه مسئله هسته ای هست . یعنی در برابر اون مسایل زنان در حاشیه قرار میگیرن. مردم بیشتر نگران کل رژیم و عجایب و غرایبش هستن -متاسفانه- تا نابرابری های داخل قانون.
خیلی خوش آیند نبود. میدونم. ولی ظاهرا واقعیت فعلی این هست.
در ضمن من ازشون نخواستم پتیشینی رو امضا کنن چون نمیدونستم اینکار به نفع دوستانی که به دنبال جمع آوری امضا هستن و در داخل ایران فعالیت میکنن هست یا یه ضررشون.
همچنان مصر بودن که خودم یا فردی برای سخنرانی در ماه فوریه آماده باشیم. اما من که خارج از توان خودم میبینم و متاسفانه کسی رو هم در این حوالی نمیشناسم که معرفی کنم. کسی هست که این وبلاگ رو بخونه و بخواد این مسولیت رو به عهده بگیره؟
یه مسئله دیگه هم که ذهنم رو مشغول کرده این هست که اگه کسی بخواد خارج از ایران کاری بکنه - و امید وار باشه در دایره غیر خودی ها قرار نگیره به خاطر محل جغرافیایی سکونتش- غیر از ترجمه و وبلاگ و کار پشت میزی در کل, چه کاری میتونه بکنه که ضررش کمتر باشه از فایده اش؟ مثلا شما امضا جمع کردن از اینجا رو مفید میدونید؟ کنفرانسها یا کارگاهای آموزش رو چه طور؟
من آدم کار تایپی نیستم . دوست دارم تکون بخورم و کاری رو که نتیجه اش رو تو صورت طرف میبینم انجام بدم. آها راستی. دارم رو یکی از موسسین این موسسه کار میکنم برای دسامبر بفرسمتش ایران. تازه از عراق برگشته اما به شدت از ایران بیشتر میترسه. میگه زهرا کاظمی که ایرانی بود رو کشتن من رو که حتما اعدام میکنن!
اما من تلاش خودم رو میکنم چون میدونم مفیده.
English Weblog
archives
by dateFebruary 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
لوا جون زياد اصرار نكن
مي دوني اينجا هيچي چيزش رو برنامه و قانون نيست بنده خدا نياد اينجا يه يلايي سرش بيارن اينا كه خيالي ندارنو از رو ي عقل و منطق كاري انجام نميدن
خلاصه خانم جان به اين طرف رحم كن ((:
maryam
November 14, 2006 01:49 AM
نمی دونم چرا وقتی میام تو وبلاگت یاد لواط می افتم!؟
bazdidgar
November 14, 2006 01:57 AM
سلام من یکی از اعضای کمپین قانون بی سنگسار هستم و می خواستم ازت تشکر کنم برای اینکه تو این همه ماجرا و شلوغی که تو اونجا هست زنان ایرانی همچنان با تلاش های شما صداشون را حفظ کردند. هر کسی صدا ایجاد کنه خودیه.غیر خودی اونیه که فکر می کنه سرنوشت زنان جهان از هم جداست و روی هم تاثیر نمی گذاره.درسته برای آمریکایی ها مسائل هسته ای مهمه اما 11 سپتامبر هم که غرور ملی اونا رو جریحه دار کرد توسط مردی رهبری می شد که فکر این بود بعدش مستقیم بهشت می ره و با حورالعین بله و اینا...اما مطمئن نبود که آخرش چند تا حورالعین نصیبش می شوند.بنابراین قشری گرایی حتی اگه اونور مرز های امریکا و تو خاور میانه ترویج بشه عواقبش دامن همه خلایق رو می گیره و لذا نمی شه گفت اتفاقاتی که برای زنان ایرانی می افته روی سرنوشت زنان سایر ملت ها ثاتیر نداره.آیا می شه گفت رشد بینادگرایی تو منطقه اثری روی ملت های دیگه نداره؟رشد افراطی گرایی نظامی تو امریکا هم اثرش تو ایران همین بوده که از این طرف اصول گراها رو قوی تر کرده و اگه الان چند تا قاضی جرئت اعلام حکم سنگسار رو پیدا کردند بخاطر قوی تر شدن جریان اصول گرایی تو ایرانه که از نظر من مقصر اولش آقای بوشه .
تو می تونی برای کمپین سنگسار از هر انسانی که فکر می کنه سرنوشت آدمها روی هم تاثیر می گذاره امضا جمع کنی .
در ضمن کمپین قاونو بی سنگسار فقط خود سنگسار رو هدف قرار نمی ده بلکه می خواد فضایی رو ایجاد کنه که مجموعه عواملی که سنگسار را به وجود می آره که یکی اش همین رشد بنیادگرایی ایرانی و افراطی گرایی تو نومحافظه کارهای آمریکاست رو هدف قرار بده و به چالش کشیده بشوند.البته این به عنوان یکی از علتهایی که می تونه دوستای تو رو مجاب کنه که چرا حرف زدن از سنگسار می تونه همونجا هم برای اونا مفید باشه.
وگرنه علت های دیگه مثل تبعیض های حقوقی و فرهنگ مردسالارانه و اینا هم جزو عوامل به وجود آمدن سنگسار هست.ببخشید مقاله شد.
موفق باشی و خوشحالم که تنها نیستیم.نه تو و نه ما
محبوبه
لوا: ممنونم محبوبه عزیز. براتون ایمیل میزنم.
محبوبه
November 14, 2006 02:10 AM
بلوط جان سلام
ممنون از زحماتی که بابت معرفی تلاش زنان ایرانی برای احقاق حق می کشی. راستش کار اکتیویستی، وقتی خارج از محیط آن قرار داری به مراتب سخت تر است. امضا جمع کردن، صحبت کردن درباره کمپین سنگسار و آگاهی رسانی حتما مفید است. اما غیر از آن، و غیر از نوشتن و کنفرانس و کارگاه که خودت نوشته ای، جلب حمایت هر چه بیشتر سازمانهای غیردولتی زنان و سازمانهای حقوق بشری خودش یک کار بزرگ است. فعلا راستش فقط همینها به ذهنم می رسد.
لوا: شادی عزیز
منظورت از جلب حمایت دقیقا چی هست؟ اینکه تو بیانیه یا ایمیل به شما یا بقیه کمپینها موافقتشون رو اعلام کنن یا حمایت مالی ( که خوب سخت تره) .
ببینید . من حداقل با سه سازمان تقریبا بزرگ اینجا به طور مستقیم در تماسم. من راستش یه ذره موندم که چه کاری میتونه مفید باشه.
شادی صدر
November 14, 2006 07:30 AM