
linkdump
اگر شما ریس وبلاگستان بودید چه میکردید؟
واقعا من چرا فکر میکنم وقتی میخندم صدام قشنگتر میشه؟ واقعا اینطور نیست!
اینهم چهارشنبه سوری اینور آبیها
تلوزیون ایرانیکن
اهم
وای!این انگشترها چه قشنگن!
برنامه نوروزی دانشگاه سن فرانسیسکو
جزییات بیشتر را اینجا ببینید.
حق باکره بودن
احترام به انتخاب انسانها
چه میدانند مرز یعنیچه
روایت زن نوشت از فیلم بادبادک
اوباما و هیلاری در مقایسه با لابیست های اسراییل
از امید
روایتی از تاریخ معاصر جنبش زنان
زارا امجدیان. رادیو زمانه
بنی آدم
این ویدو بغض آورد و لبخند
من دلم ایر رو میخواد ایر منو نمی خواد
با صدای استاد جلال همتی خوانده شود.
[آرشيو]
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
powered by
Movable Type 3.2RSS | Atom
search
developed by
hamidreza [dot] com
اندر حکایت دوست ما و عضو شریف دوست پسرش
راهنمایی بودم که این دایی جان ناپلئون رو عمو علی داد دستم. یه سه شبانه روزی خوندم و خندیدم. بعد مامان خوند و بعد تو خونواده چرخید و کلا یه مدت همه میخندیدن. یادمه پسر عمه محترم شاکی شد که این کتاب رو دادی به خانمم, من دو روزه غذا ندارم. بعد که خودش کتاب رو گرفت یه روز سرکار نرفت.
کتاب تو مدرسه هم دست به دست شد. دخترهای راهنمایی هم آماده سوژه سازی. سوژه ما هم شده بود این " عضو شریف".
یه دوستی داشتم که اسمش بود نورا. این نورای ما یه دوست پسر خیلی ماهی داشت ( الان نورا نمیدونم کجاست اما دوست پسر سابقشون نروژ داره درس میخونه). این آقای دوست پسر اون سالها قلبش یه مشکل کوچیک داشت و فکر کنم به عمل هم کشید. نورا که فکر کنم تنها کسی بود که دایی جان ناپلئون رو نخونده بود فکر میکرد منظور ما از عضو شریف همون قلب هست چون مهمه تو بدن و از این حرفها. یکی هم نبود بگه خوب اون اگه مهمه بهش میگن عضو مهم نمیگن عضو شریف!
این شد که به مدت یک ماه بدون اینکه این دختر بفهمه تمام مدت تو قرارها و پشت تلفن قربون صدقه عضو شریف دوستشون میره و هی میگه الهی من بگردم دور این عضو شریف. خوب میشه. عضه نخور. مامان بزرگ من هم پارسال عضو شریفش رو عمل کرد. الان خوبه. غصه نخور.
دوست پسر محترم که تو باغ بود -اما بسیار نجیب تر از این بود که به روی نورا بیاره -تمام مدت چیزی نگفت و هی تشکر کرد. دیگه بچه های راهنمایی اون دوره و زمونه هم که تریپ عاشقی بودن نه همخوابگی مثل حالا. اصولا اون موقع ها اعمال شریف فحش بود برای عشق.
القصه یه روز وسط صحبتهای به شدت دخترانه, تو مدرسه نورا یه دفعه میفهمه که عضو شریف قلب نیست و یه جای دیگه هست! این بچه تقریبا اون روز غش کرد تو مدرسه از شرم.
فکر کنم مدتها گذشت تا تونست تو چشم این دوست پسر محترم نگاه دوباره بکنه.
پی نوشت: حالا منتظرین من نتیجه گیری بکنم؟ نه خیر. همینطوری امروز این یادم اومد گفتم بنویسم. عادت کردید به نتیجه گیری ها!!!
English Weblog
archives
by dateFebruary 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
طفلک نورا.. خب به اونم کتاب را می دادین که بخونه!
من چند سال پیش یه نسخه ی قدیمی ازش را تو یه کتابفروشی خاک گرفته! پیدا کردم.. حس خوندن یه کتاب قدیمی هیجان انگیزترش کرد برام تا خوندن یکی از این جدیدا با طرح جلد جدیدش..
لوا: شما که انشالله متوجه شدید عضو شریف چیه مادر جان!
دنیا
November 6, 2006 09:23 AM
آره مادرجون! من اون موقع مدرسم را تمام کرده بودم فکر کنم یا آخراش بودم..
دنیا
November 6, 2006 09:27 AM
اون پارک ویلیام لند نمایندهی انحصاری دریملنده تو اون منطقه.
گفتم تا بدونی فکر نکنی این دریملند همینطوری خیلی الکیه :دی
لوا: بابا مایه دار!
سرزمین رویایی
November 6, 2006 09:34 AM
دبیرستان که میرفتم یه سال تولدم یکی از دوستهام، سری کتابهای " ده فرمان " کیشلوفسکی رو بهم کادو داد، اگه اشتباه نکنم فرمان شیشمش این بود که " زنا مکن "، منم اصلا" نمیدونستم که "زنا" یعنی چی، "زنا مکن "رو هم، سر هم میخوندم ! فکر میکردم لابد اسم خاصه مثلا"! بعد میدیدم هر کدوم از بچه ها که میان اول این جلدش رو برمیدارن میگن " تو که همه رو با هم نمیخونی، این رو امروز بده به من"، منم هی با خودم میگفتم جل الخالق! چه جوریه که اینها همشون از این جلدش خوششون میاد :)) این پستت رو که الآن خوندم، یاد این افتادم
لوا: والا.. در این مورد به خصوص بنده وقتی دوم ابتدایی بودم رفتم از بابام پرسیدم ولد زنا یعنی چی؟ بابا هم گفت یعنی بچه ای که مامان یا باباش معلوم نیستن. بعد من گفتم یعنی بچه پرورشگاهی؟ بابا گفت . نه این فرق داره.
من از بچگی خیلی کنجکاو! بودم.
شیدا
November 6, 2006 09:34 AM
حالا عضو شريف دوست پسرش خوب شد يا نه :دي
سونامي
November 6, 2006 10:11 AM
طفلک عجب خجالتی کشیده ها!
کسی جلوی این نورا خانم از لفظ "ساعت بستن به عضو شریف" استفاده نکرده بود تا دوزاری این بندهی خدا بیفته که به قلب نمیشه ساعت بست؟ D:
لوا: اون د یگه به عقل اون موقع های ما نمیرسید.
ساعت شنی
November 6, 2006 12:09 PM
چقدر ضایع شده... حقم داشته بچه راهنمایی چند سال پیشا کی از این حرفا به دوست پسرش میزد؟
leila
November 6, 2006 02:59 PM
اين عمو علي شما يه مقدار زود شمارو با عضو شريف آشنا كرده بودنا
اناهيتا
November 6, 2006 10:03 PM
فكر كنم خيلي از دخترهاي راهنمايي و دبيرستاني با اين كتاب خاطره داشته باشند. تو خانواده ما هم دقيقا همين طور بود تا جند روز من با دوستهام مي خنديدم.
zephyr
November 6, 2006 11:08 PM
:))))
طفلکی دخترک!
این دایی جان ناپلئون رسماً شاهکاره..
RahiL
November 7, 2006 01:30 AM
سلام
البته عضو هست تا عضو
شد حکایت اون یارو که میره دکتر برای رفع مشکل (..)،دکتر میگه اسمش رو به زبان نیار،زشته به جاش بگو:عضو!
یارو میره خونه یه دفعه عصبانی میشه میگه یعنی این 20 سال که عضو بسیج بودم،...بسیج بودم
زبرا
November 7, 2006 01:44 AM
آخييي طفلي:) دلم براش سوخت
zahra
November 7, 2006 03:06 AM
بلوط جان خواهش ميكنم به گروه كساني كه بنا است به توران 14 ساله كمك كنند بپيوند.اگر خواستي كمكي بكني لطفا به وبلاگ من سر بزن.ممنون.
لوا: خوندم مطلب رو . چیکار باید کرد؟
فهيمه
November 7, 2006 09:21 AM